دوستی و ناتوانی در یافتن دوست


ایلا رضایی
یکی از مهم‌ترین عرصه‌های عشق‌ورزی و محبت در انسان، وابستگی افراد به دوستان است. این وابستگی‌ها به خصوص در سنین نوجوانی در بسیاری از موارد سرنوشت کلی انسان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. موضوع دوست‌یابی یکی از چالش‌های اصلی والدین و حتی همسران است؛ چرا که این عامل شبیه به یک میدان مغناطیسی پر جاذبه عمل کرده و قادر است افکار، رفتار، تمایلات، تصمیمات و در کل تمامی زندگی فرد را به سمت خود جذب کند. این تمایل ناشی از طبع مدنی و اجتماعی انسان است و همچنین بخشی از سعادت انسان در گرو دوستان اوست. به همین دلیل است که سقراط حکیم در باب دوست می‌گوید: «به اطفال خود بیاموزید که احدی قدرت ندارد بدون دوست و رفیق زندگی کند؛ اگر چه مالک تمام دنیا باشد. کسی که امر محبت را کوچک شمارد؛ خودش کوچک است که گمان می‌کند بدون دوست کار او انجام می‌گیرد.» قرآن کریم نیز در سوره آل عمران آیه 200 به گسترش ارتباط با دیگران و اجتماعی بودن اشاره کرده است. پس می‌توان بیان کرد که دوست‌یابی و دوستی‌ها یکی از الزامات و ضروریات زندگی انسان است و اما آنچه در خور توجه است؛ آنکه چگونه دوست انتخاب کنیم؟ چگونه دوستی را حفظ کنیم؟ چگونه دوستی حقیقی را از دوستی‌های ظاهری تشخیص دهیم؟  دوست کیست و دوستی چیست؟ دوست کسی است که عمرش را در مصاحبت دیگری می‌گذراند و با او در شادی‌ها و غم‌هایش سهیم است. دهخدا در تعریف دوست نوشته است: دوست یعنی محب، یک دل، یک رنگ، یار، رفیق، هم دل، مقابل دشمن، آنکه نیک اندیشد و نیک خواهد. دوستی، رابطه‌ای است کامل‌تر و برتر از معاشرت ساده و همزیستی معمولی. یک فرد ممکن است در محیط زندگی، یا محل کار، یا سر کلاس با افراد مختلف برخورد داشته باشد بدون اینکه بین او و آنان صمیمیت و همدلی و همراهی وجود داشته باشد، چنین رابطه‌ای را دوستانه نخوانند. دوستی گوهری است گران‌سنگ و ودیعه‌ای است الهی؛ رابطه‌ای است از عمق دل و جان و وحدت آفرین، که انسان‌ها را بهم پیوند داده، دلسوز یکدیگر و همدم و همراه می‌سازد. در دوران نوجوانی، نیاز به دوست از هر دوره‌ای حساس‌تر است. نوجوانان با ورود به مرحله‌ای جدید از زندگی و قدم گذاشتن به محیط اجتماع بر اساس اقتضای سن و برای تکمیل شخصیت و نیز برآوردن نیاز طبیعی و میل باطنی خود، به گزینش دوستان خویش روی می‌آورند و نوعا به لحاظ بی‌تجربگی و ناآشنایی با شگردهای دشمنان دوست نما در معرض دشوارترین و حساس‌ترین شرایط قرار می‌گیرند و می‌طلبد که اولا خود نوجوان مسئله دوست را جدی بگیرد و به دور از انگیزه‌های زودگذر و با آگاهی کامل، درهای دوستی را بر روی دیگران بگشایند و ثانیا بزرگان با تجربه که چنین مراحل دشواری را پشت سر گذاشته‌اند، دوستانه و بدون تحمیل عقیده و یا اعمال سلیقه‌های تعصب‌‌آمیز غیر‌منطقی با شرایط واقعیت‌های موجود، آنان را در گذر از این مرحله بحرانی و در راستای تامین این نیاز طبیعی و مشروع مدد رسانده و همراهی کنند. همان طور که بدن انسان از خوراکی‌های گوناگون تاثیر‌پذیر است و نیرو می‌گیرد؛ روح و روان او نیز از راه‌های مختلف از جمله محیط زندگی و مصاحبت و همراهی با دوستان، صفات زشت و زیبا را کسب می‌کند. هرگز نمی‌توان موفقیت‌ها، پیروزی‌ها، شکست‌ها و ناکامی‌های زندگی را بدون ملاحظه جاذبه‌های محیط بررسی کرد. استاد شهید مطهری در این زمینه می‌گوید: «تاثیر معاشرت چه در جهت نیکی و چه در جهت بدی خیلی واضح و روشن است. آدمی روح بسیار حساسی دارد. زود تحت تاثیر واقع می‌شود.» امام علی(ع) در نامه‌ای به حارث همدانی می‌نویسد: «از رفاقت با کسانی که افکارشان خطا و اعمالشان ناپسند است؛ پرهیز کن، چرا که آدمی به رویه و روش دوستش خو می‌گیرد و به افکار و اعمال وی معتاد می‌شود.» تاثیر دوست در زندگی و سرنوشت انسان و اهمیت آن چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد. بسیاری از افراد هستند که در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند. اینکه فرد نمی تواند با اجتماع ارتباط برقرار کند؛ مسئله‌ای است که به تربیت و شخصیت وی از دوران کودکی باز‌می‌گردد.  دوستی، علائق فردی و مهارت‌های اجتماعی در برخی افراد به نظر می رسد که نیاز درونی کمی برای در جمع بودن و زمان گذاشتن با دیگران دارند. آنها بیشتر ترجیح می دهند که در خانه بمانند و مطالعه کنند یا روی یک پروژه کار کنند تا اینکه با دیگران بیرون بروند. وقتی آنها با دیگران نیستند؛ احساس ناراحتی یا تنهایی نمی‌کنند. البته این مشکلی نیست؛ قرار هم نیست که هر کسی شاپرک اجتماعی باشد. به نظر می رسد که برخی افراد تیز هوش در انطباق با جهان اجتماعی مشکل داشته باشند. این اختلاف ممکن است برای آنها در فهم و بکارگیری جنبه های اجتماعی مشکل داشته باشند. همچنین هوش آنها ممکن است در ارتباطشان با همکاران و یا همکلاسی‌ها هم مشکل ایجاد کند. اگر چه همه کسانی که هوش بالایی دارند؛ مشکلات اجتماعی ندارند. افرادی که دارای برخی علائق خاص هستند؛ ممکن است در روابط اجتماعی مشکل داشته باشند. برخی علائق باعث می شود که فرد نتواند از آن دست بکشد و این موضوع باعث می شود دیگران او را درک نکنند و یا با آن فرد غریبه‌گی کنند. نداشتن علاقه به موضوعاتی که دیگران بدان علاقه‌مندند؛ نیز یکی از عوامل بروز برخی اختلافات است. تحقیقات در مورد مردانی که در مهارت‌های اجتماعی ناتوان هستند، مشخص کرده که آنها در دوران بچگی به موضوعات مردانه نمی‌پرداختند. این موضوع در خانم‌ها هم مشابه است. خانم‌هایی که در دوران کودکی در فعالیت‌های دخترانه وارد نشده‌اند نیز در روابط اجتماعی‌شان مشکل دارند. به هر کودکی باید تا اندازه‌ای آموزش مهارت‌های اجتماعی داده شود. گاهی این آموزش به صورت غیر مستقیم و طبیعی است. به این صورت که کودکان، مردم را در زندگی روزمره‌شان مشاهده می‌کنند. توانایی انسان تنها در قدرت جسم و زور بازو نیست؛ بلکه توانایی روحی و اخلاقی، بالاترین و با ارزش‌تر از توانایی جسم و تن است. قدرت جسمی، با گذشت زمان و افزایش سن و سال از بین می‌رود؛ اما توانایی روحی و اخلاقی، بر اثر گذشت زمان بیشتر می‌شود و انسان را قوی‌تر و ورزیده‌تر می‌کند. پس ما، ضمن آنکه برای سلامت تن و قدرت جسم خود ارزش و اهمیت قائل باشیم؛ باید سعی کنیم که توانایی روحی و اخلاقی هم به دست آوریم و هر روز به مقدار آن بیفزاییم. امام علی(ع) در این باره می‌فرمایند: «یکی از نشانه‌های قدرت روح و توانایی اخلاق، این است که انسان بتواند با اخلاق خوب و رفتار انسانی و مناسب، برای خود دوستان زیادی پیدا کند.» پس کسی که نمی‌تواند برای خود دوست صمیمی و خوبی پیدا کند، از لحاظ روحی و اخلاقی، عاجز و ناتوان است؛ اما ناتوان‌تر از او، کسی است که دوستی را پیدا کرده، ولی نتواند او را برای همیشه نگه دارد؛ زیرا نگهداری دوست، دشوارتر از به دست آوردن اوست.  دوست و دوستی، نیاز اساسی زندگی همه روانشناسان معتقدند که انسان، موجودی اجتماعی است، با اینکه می‌تواند تنها هم زندگی کند و حتی از پس اتفاقات مختلف هم بر آید. منیژه ایوبی، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی در این باره معتقد است: «انسانی که تنها باشد؛ حتما با مشکلات مختلفی روبرو می‌شود. پس لازم است که انسان با دیگران در ارتباط صمیمی باشد که معنی همان دوست را می‌دهد.» به طور کلی «دوست» یکی از نیازهای اساسی انسان محسوب می‌شود. انسان کسی را می‌خواهد که شریک غم‌هایش باشد. با او مشورت کند؛ خیرخواه او باشد و در لحظات ناراحتی به او مراجعه کند. البته دوست پیدا کردن، مهارتی است که فرد باید در دوران کودکی یاد بگیرد. اینکه چطور با دیگران برخورد کند و بفهمد که چه کسانی می‌توانند دوستش داشته باشند. در دوستی نیازهای عاطفی فرد برطرف می‌شود و به همین دلیل است که این رابطه جلوتر از بقیه روابط قرار می‌گیرد. ممکن است ما با خیلی ها همکلاس یا همکار باشیم؛ اما وقتی با کسی دوست می‌شویم «ارتباطی عمیق و صمیمی با او برقرار می‌کنیم.» گاهی اتفاق می‌افتد که دوستی‌هایمان به هم می‌خورد. به کسی اعتماد داریم و او را دوست خود می‌دانیم؛ اما روابطمان بعد از مدتی از بین می‌رود و حتی حاضر نیستیم دیگر نامش را بشنویم. چرا گاهی روابط دوستی از بین می‌رود؟ یا در مسیری می‌افتد که باید رابطه را تمام شده دانست؟ ایوبی در این باره توضیح می‌دهد: پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: چیزی را که برای خودت نمی‌پسندی، برای دیگری هم مپسند.» در ارتباط با دوستی هم این موضوع صدق می‌کند. اگر دوست نداریم دیگران درباره ما رفتاری داشته باشند؛ خودمان هم نباید آن را انجام دهیم. برای مثال: هیچکس مسخره شدن را دوست ندارد؛ پس نباید دست به مسخره کردن بزند. از طرفی وقتی روابط دوستی کسی چندین بار از هم می پاشد، حتما باید دنبال اشتباهاتی در خودش باشد تا بتواند با کسب مهارت های اجتماعی بیشتر، آنها را حل کند. با این حال، مسئله مهم در دوستی، گذشت داشتن است. وقتی کسی بتواند در رابطه‌اش و در مقابل کسی که به او اعتماد دارد؛ گذشت داشته باشد. همچنین نباید فراموش کنیم که حد و حدود خودمان را در روابط تعریف کنیم. هنگامی کسی همسایه ما است و نمی‌تواند در اولین برخوردها دوست باشد، برای دوستی به زمان نیاز است و نباید خیلی زود با کسی صمیمی شد. با اینکه دوست هر چه کهنه‌تر باشد؛ بهتر است. اما گاهی بعضی از دوستی‌ها خیلی دوام پیدا نمی‌کنند و بخشی از این اتفاق به دلیل تغییر معیارهای هر کدام از ما در ارتباط دوستی است. دوستی‌های دوران مدرسه، اگر قطع نشوند؛ در اکثر موارد به دید و بازدید‌هایی از جنس نوستالژی تبدیل می‌شوند. بهتر است در روزهایی که زندگی ماشینی ما را در خودش غرق کرده است، کمی به اطراف بیشتر دقت کنیم. دوست‌های واقعی‌مان را پیدا کنیم و آنها را در جایی بیرون از محیط‌های مجازی ببینیم تا دوباره طعم شیرین "دوست" نزدیک داشتن را بچشیم. شاید این بار بهانه‌ای شود تا دوباره در دنیای خود غرق شویم. منابع: ـ کتاب در باب دوستی، نوشته میشل دومونتین ـ کتاب نقش دوستان در سرنوشت انسان، نوشته علی اکبر صمدی ـ مجله پزشکی دکتر سلام

دوشنبه 14 آبان 1397
04:54:36
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT