طلاق عاطفی، چالش جدی جامعه ایرانی


زهرا (الهه) علیخانی ـ روانشناس بالینی
طلاق عاطفی، موضوعی است که در سال‌های اخیر به طور جدی در جامعه ما مطرح و در باره آن مباحث مختلفی عنوان شده است. این نوع طلاق، جدایی به صورت قانونی نیست؛ بلکه زمانی اتفاق می‌افتد که زن و مرد در کنار هم به سردی زندگی می‌کنند؛ ولی تقاضای طلاق قانونی نمی‌کنند. داشتن فرزند یا دیدگاه منفی جامعه به طلاق می‌تواند دلیل عدم طلاق قانونی باشد. طلاق عاطفی به معنای آن است که زوجین روزانه پس از ده ساعت دوری از یکدیگر هنگامی که در پایان روز یکدیگر را می‌بینند؛ حرفی برای گفتن ندارند و در واقع با یکدیگر غریبه هستند. طلاق عاطفی به سردی رابطه میان زن و شوهر گفته می‌شود. در واقع در این رابطه ضعیف ارتباط عاطفی زن و شوهر منجر به سردی تمامی روابط زوجین می‌شود. وجود این مشکل در یک رابطه باعث بی‌مهری و کم شدن انرژی مثبت در خانواده می‌شود. زوج‌ها در بیگانگی دنیای یکدیگر گم شده‌اند و فقط در یک خانه با هم زندگی می‌کنند. این افراد با فاصله‌ای که از لحاظ روحی و جسمی با یکدیگر دارند؛ خط قرمزهایی را برای هم مشخص می‌کنند و هر یک در خلوت خود دیگری را متهم می‌کنند. متاسفانه هیچ آمار دقیقی از میزان طلاق عاطفی در دست نیست؛ ولی می‌توان به جرات گفت آمار طلاق عاطفی در کشور ما از طلاق قانونی بیشتر است. ـ دلایل طلاق عاطفی: 1ـ عدم تامین نیازهای عاطفی 2ـ بی‌توجهی 3ـ مشکلات ارتباطی 4ـ انتخاب نادرست همسر 5ـ عدم هم‌دلی و همراهی 6ـ رفتارهای خشونت‌آمیز 7ـ عدم گذران وقت با یکدیگر 8ـ نارضایتی جنسی 9ـ بی‌اعتمادی 10 ـ عدم احساس مسئولیت. علایم و نشانه‌های طلاق عاطفی یکی از شاخص‌های کلیدی در طلاق عاطفی این است که در تنهایی آرامش بیشتری دارند‌. کارها و تفریحات مشترک به شدت کم می‌شود و هرکس برنامه زندگی خود را انگار که تنها زندگی می‌کند پیش می‌برد. وقتی تنهایی عادت هر روزه شود؛ می‌تواند جزو علایم طلاق عاطفی باشد. عدم تمایل به گفت‌وگو، بی‌توجهی به صحبت‌های فرد مقابل، بی‌حوصلگی در گوش دادن و حرف زدن یا سکوت در برابر صحبت‌های همسر یا تلاش برای پایان دادن به مکالمه یا عوض کردن موضوع مکالمه از دیگر علایم طلاق عاطفی است. یکی دیگر از علایم طلاق عاطفی این است که به جای توجه به خواسته‌های همسر، بیشتر به خواسته‌های خود توجه می‌کند به راحتی احساسات منفی و خشم را بروز می‌دهد؛ بدون اینکه به احساسات همسرش توجه کند. در قبال اعتراض به بی‌توجهی و سردی به راحتی مشکل را انکار می‌کند و حتی تمایلی به بحث در مورد آن ندارد. در طلاق عاطفی رابطه جنسی و ابراز محبت طرفین بسیار کم می‌شود؛ حرف‌های دلپذیر، تعریف، تمجید و تحسین، تبادل عاطفی چه کلامی چه لمسی بسیار کاهش پیدا می‌کند. شاید بتوان گفت طلاق عاطفی شکل امروزی و شیک بسوز و بساز قدیم است. به نظر اینجانب در طلاق عاطفی هر چند زن و شوهر ممکن است با هم بودن را مانند یک گروه اجتماعی ادامه دهند؛ اما جاذبه و اعتماد آنها نسبت به یکدیگر از بین رفته است. در طلاق عاطفی همسران به جای حمایت از همدیگر در جهت آزار، ناکامی و تنزل عزت نفس یکدیگر عمل می‌کنند و هر یک به دنبال یافتن دلیل برای اثبات عیب، کوتاهی و طرد دیگری هستند. طلاق عاطفی طلاق پنهانی است که از هر نظر ویژگی‌های طلاق آشکار را دارد؛ ولی به دلیل وجود موانع فرهنگی، ارزشی، معنوی، موقعیتی و قانونی، آشکار نمی‌شود. در واقع در این طلاق‌ها بدون این که ازدواج باطل شود؛ همسران سال‌ها زیر یک سقف با حداقل ارتباط(حتی ارتباط کلامی) بهترین ایام عمر خود را سپری می‌کنند. به اعتقاد من، حوزه خانواده، طلاق عاطفی، فاصله عاطفی مشخص و آشکار میان همسرانی است که هر دو ناپخته هستند. هر چند یکی از آنها ممکن است این ناپختگی را تایید کند و دیگری با ابراز اعمال مسئولانه مفرط چنین چیزی را انکار کند. در طلاق عاطفی همسران پس از یک دوره طولانی دعوا، کشمکش، به مرحله دشمنی، تنفر و سپس به وضعیت بی‌تفاوتی می‌رسند. در بی‌تفاوتی که آخرین مرحله روابط بین زن و مرد است؛ بود و نبود یکی فرقی برای دیگری ندارد و شاید تنها مسائل جنبی زندگی باعث ماندن در کنار هم می‌شود. در سال‌های نخست هر چقدر هم که معیارهای انتخاب همسر سطحی باشد؛ میان زن و شوهر کشش‌ها و علایقی وجود دارد معمولا طلاق عاطفی از سال‌های پنجم و ششم زندگی شروع می‌شود؛ یعنی وقتی که افراد امید به تغییر همسر خود ندارند و به تدریج فاصله میان آنها بیشتر و بیشتر می‌شود. در خانواده‌ای که دچار طلاق عاطفی شده است؛ افراد نسبت به خانه خود حسی را که باید داشته باشند؛ ندارند. همه‌ی افراد خانواده به هر نحوی می‌خواهند زمان کمتری را در خانه سپری کنند، شور و نشاط در خانه حاکم نیست که این جوّ همه را فراری می‌دهد. بچه‌ها در این خانه هیچ حس امنیت و آرامشی ندارند و بیشتر تمایل دارند وقت خود را بیرون از خانه و با دوستان خود سپری کنند و متاسفانه این بچه‌ها تمایل به استفاده از مواد مخدر، ارتباط‌های ناسالم و نامشروع و انجام کارهای خلاف و غیر‌عرف نشان می‌دهند و هم به خود و هم به جامعه آسیب وارد می‌کنند و برخی نیز دچار افسردگی می‌شوند و مسلما چنین بچه‌هایی برای آینده خود و تشکیل یک زندگی جدید هیچ الگوی مناسبی ندارند و شاید آنها نیز در آینده دچار مشکل پدر و مادرهای خود بشوند. آسیب طلاق عاطفی در اغلب موارد چند برابر طلاق قانونی است. این که فرد در عین زندگی با فردی زیر یک سقف تنهایی و انزوا پیشه کند و رضایتی از زندگی اش نداشته باشد؛ فشار روحی مضاعفی است. بخش اعظم بی‌توجهی زوج‌ها به یکدیگر ناشی از ناآگاهی از مهارت‌های ارتباطی است که مانع از بروز احساسات و عواطف می‌شود یا مانع از بروز عواطف و احساسات به شکل سازنده و سالم می‌شود. دلایل و عوامل بروز طلاق‌های عاطفی از جمله دلایل بروز طلاق‌های عاطفی می‌توان به این موارد اشاره کرد: ـ1ـ کاهش روابط خانوادگی و فامیلی یا نداشتن مهارت‌های زندگی بین خانواده‌ها یکی از علل طلاق عاطفی است. به عنوان مثال خانواده شوهر با عروس رابطه‌ی خوبی ندارند و با گذشت زمان روابط بین فامیل سرد می‌شود که این مسئله به پدید آمدن طلاق عاطفی دامن می‌زند. ـ2ـ ازدواج‌های احساسی و هیجانی که در جامعه کنونی افزایش یافته منجر به طلاق عاطفی می‌شود. به طوری که پسر با مشاهده یک موضوع مورد علاقه در دختر با او ازدواج کرده و به هیچ مسئله دیگری توجه نمی‌کند. ـ3ـ از دیگر دلایل بروز طلاق عاطفی را می‌توان به تفاوت‌های شخصیتی، وجود اختلال شخصیت در یکی از طرفین رابطه، عدم وجود مهارت‌های عشق ورزیدن در حداقل یکی از دو نفر، فقر و فشار اقتصادی، ازدواج بدون آگاهی و شناخت خصوصا در سنین پایین و عدم انطباق جنسی نسبت داد. ـ4ـ کم و کیف استفاده از اینترنت، تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای و نیز حضور در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی هم درست مثل بی‌اعتمادی در هر دو سر زندگی ممکن است وجود داشته باشد. به این صورت که زوجین به دلیل حضور بیش از حد در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی موبایلی و غفلت از زندگی مشترک یا افتادن در دام رابطه‌های مجازی و کاذب از زندگی واقعی و مشترک‌شان دلزده و دور شوند یا اینکه به دلیل تماشای برنامه‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای و افتادن در دام توقعات غیر‌واقعی، از همسرشان رویگردان شوند. و در جهت مخالف زوجین به طلاق عاطفی می‌رسند و در ادامه زمانی را که در گذشته با همسرشان سپری می‌کردند و وقتی که برای شریک زندگی‌شان می‌گذاشتند را به تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای یا گشت و گذار در اینترنت می‌‌‌گذرانند. برای گریز از طلاق عاطفی چه باید کرد؟ برای جلوگیری از بروز طلاق عاطفی در خانواده‌ها زوج‌ها باید دست از تلاش برای تغییر دادن یکدیگر بردارند. انسان‌ها را نمی‌شود تغییر داد؛ بلکه اولویت‌های خودمان را تغییر دهیم. زن و شوهر در دعوا نباید دنبال مقصر بگردند. اینجا نه کسی قاضی است نه وکیل بلکه باید به دنبال آن باشند که هرکس چقدر در حل مسئله سهم دارد. طرفین باید در این مواقع انعطاف‌پذیر و واقع‌گرا باشند . زوجین هر موضوع کوچکی را بهانه‌ای برای صحبت با یکدیگر قرار بدهند تا از طریق گفت‌وگو و تبادل‌نظر وقت بیشتری را با یکدیگر بگذرانند. توصیه می‌شود که زوجین برای پیشگیری از طلاق عاطفی درباره نیازها و انتظارات خود با یکدیگر صحبت کنند؛ چرا که آشنایی با نیاز همسر و برآورده کردن آن تاثیر زیادی در کاهش مشکلات و افزایش آرامش در زندگی دارد.

دوشنبه 14 آبان 1397
04:54:00
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT