باغات سنتی قزوین؛ بایدها و نبایدها


یوسف کرمی
باغات سنتی پیرامون قزوین همواره به عنوان حلقه و حصاری سبز برای شهر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. پیشینه شکل‌گیری و توسعه چنین باغاتی در زمان‌های مختلف به هر دلیلی که باشد؛ آثار وجودی‌ش جز خیر و برکت برای صاحبان باغ و ساکنان شهر و روستاهای اطراف نبوده است؛ اما آنچه که قطعی بنظر می‌رسد؛ اینکه انگیزه اولیه ناشی از ضرورت‌های عمومی نبوده، بلکه به اقتضای کشاورزی بودن اشتغالات غالب مردم بوده است. گرچه در کنار آن، بنا به شواهد تاریخی در نقاط مختلف، باغات پیرامون شهرها و روستاها بیشتر جنبه اقتصادی و تفریحی برای متمولین داشته، تا با چنین امکاناتی علاوه بر سپری کردن اوقات فراغت و دسترسی آسان و سریع به محصولات باغی، عامل تفاوت تقاخر و منزلت اجتماعی آنان نسبت به دیگران به حساب آید. هر چند که این انگیزه‌های شخصی دارای پیامدها و کارکردهای عمومی برای شهر و شهروندان از جمله طراوت بخشی به آب و هوای گرم و خشک شهر، جذب و توزیع آب ناشی از سیلاب‌های ناگهانی و پیشگیری از باد و بوران و سوز و سرمای طاقت‌فرسای روزهای سخت زمستان نیز بوده است، اما امروزه با تحولات صورت گرفته، کارکرد باغ‌های سنتی به عنوان کمربند سبز شهری از حیث جنبه‌های خصوصی و عمومی مشمول تحول شده و بعضی از کارکردهای گذشته خود را از دست داده و کارکردهای جدیدی را به خود گرفته است. از منظر خصوصی به واسطه باز توزیع مکرر وراثتی و یا واگذاری بخش‌های از آن به قطعات ریز و سقوط آن از حیض انتفاع و از طرفی به واسطه مکانیزه نبودن و هزینه بالای نگهداری و مهم‌تر از همه نبود یا کمبود شدید آب و نبود سرپناه و سایبان مناسب و فقدان راه برای تردد وسائط نقلیه، نگهدار آن را دشوار و غیرجذاب ساخته است. از منظر عمومی نیز برخی از کارکردهای طبیعی از قبیل پیشگیری از سیلاب‌های ناگهانی و طغیان رودخانه‌ها و سوز و سرمای بوران از آن منتفی شده است؛ اما اهمیت لطافت بخشی آن نسبت به گذشته به واسطه پیدایش عوامل غیر‌طبیعی جدید مثل آلودگی‌های ناشی از زندگی شهری و گسترش حجم تردد وسایط نقلیه به علت قرار گرفتن در حاشیه محدوده محورهای مواصلاتی برون‌شهری و همچنین مهمان ناخوانده‌ای چون ریزگردها، اهمیتی دوچندان یافته است. حاصل تحولات طبیعی و غیر‌طبیعی در طول زمان به خصوص در ادوار بسیار نزدیک عامل پیدایش دو رویکرد منفی علیه باغ‌های سنتی شده است. یکی از آنها تراکم در جمعیت شهری و تمایل به گسترش آن و نهایتا افزایش تقاضا برای تصرف زمین باغات به قصد ایجاد سکونتگاه‌های جدید به واسطه تفاوت فاحش در قیمت و همچنین منبع درآمد سرشار برای بعضی از نهادهای شهری و اشخاص مسئول و دست اندرکار، روز به روز تحرکات بیشتر در تخریب باغات را شاهد بودیم و دیگر اینکه طمع برخی مالکان برای تبدیل باغات به مناطق شهری به علت وجود مشکلات عدیده و مهم‌تر از همه غیر اقتصادی فعالیت‌های باغداری از منظر آنها، سبب شده با خشک کردن و بریدن اشجار این تعامل نامیمون را تسریع ببخشند؛ به نحوی که دست‌های تطاول‌گر شهری توانسته در ظرف کمتر از نیم قرن مساحت شش هزار هکتاری آن را به یک سوم تقلیل و نیمی از باقی مانده آن را نیز در صورت عدم احیا و نگهداری اصولی به ورطه نابودی بکشاند. به یقین استمرار قصور و سکوت حاکم بر روند فعلی در کمتر از دو دهه آینده مجموعه باقیمانده باغ‌های سنتی (به جز بخش اندک واقع شده در خارج از این گرداب کشش) را به کام نیستی کامل فرو خواهد برد که دیگر اثری از باغ های سنتی در حوالی شهر نباشد. آن هنگام است که باید سلاخی شهر و شهروندان در مسلخ پیوند آلودگی‌های داخل و خارج از شهر را به نظاره نشست. مردم و مسئولین شهر باید به این واقعیت اذعان داشته باشند که این امر شوخی‌بردار نیست تا بتوان آن را برای همیشه به پستوی نسیان و بی اعتنائی سپرد. نقش و سهم باغات امروزه در اکوسیستم شهری قزوین خصوصا برای تنفس هوای پاک به مراتب از سازمان‌هایی چون مدیریت پسماند، بهداشت و درمان و محیط زیست بیشتر خواهد بود. این ساز‌مان‌ها زباله‌های شهری را به صورت روزانه از حوزه زندگی مردم خارج و یا برای پیشگیری از بیماری‌های واگیر به سرعت وارد عمل می‌شوند. فقط کافی است یک هفته زباله‌های شهری جمع‌آوری نشده و یا در صورت مشاهده یک بیماری واگیر تعللی صورت پذیرد؛ آیا شرایط پیش آمده حتی برای یک شهروند هم مورد قبول و قابل تحمل خواهد بود؟ پس چگونه ما با صبر و سکوت خود به این پسماند نامشهود و با تعفن آشکار که نه تنها شامه آزاری آن بلکه سلامت سوزی‌اش بر همه عیان است؛ می‌توانیم بی‌تفاوت باشیم؟ اگر در دهه‌های قبل علاوه بر کارکرد صرف اقتصادی باغات به ضرورت‌های دیگر آن برای شهر در حال و آینده اندیشیده می‌شد؛ مطمئنا به جای پنجه کشیدن بر بار و بن این باغات به حفظ، بازسازی، نوسازی، مدرن و صنعتی کردن آنها توجه لازم صورت می‌گرفت. آنچه مهم است اینکه باید امروزه علاوه بر درس از پیامد منفی حاصل از غفلت گذشتگان به ضرورت‌های بدیهی نسل‌های آینده و نیازشان به این فرصت اندیشیده شود. چون بدیهی است که ضرورت نیاز آیندگان به وجود این باغ‌ها به مراتب سنگین‌تر و فقدانش به غایت سهمگین‌تر از حال خواهد بود. این از بدیهیات است که با داشته‌های بیشتر بهتر می‌توان ایام را بکام خویش و عدم قطعیت‌ها را به فرصت دلخواه بدل ساخت. اما سوال مهم این مقطع این است که در حال حاضر در خصوص باغستان قزوین چه باید کرد؟ پاسخ به این سوال تنها با اقدام در دو سطح، احیا، نگهداری و حفظ و نیز بهره‌گیری از شیوه‌های جدید آبیاری و اقتصادی کردن این باغات امکان‌پذیر خواهد شد. اما سوال مهم‌تر این خواهد بود که چه کسی این بایدها را عملیاتی کرده و عینیت بخشد؟ آیا خود باغداران با توجه به حجم مشکلات و موانع پیشرو از توان و تمایل لازم برای حل معضل و مشکلات باغستان برخوردارند؟ و یا با توجه به اهمیت بالا و والای باغستان در عرصه عمومی باید متولیان دیگری با تمام توان به یاری باغداران شتافته و زمینه رفع مشکلات و نگهداری احسن باغات را بیش از پیش فراهم سازند. اولین اقدام بدین منظور، مشخص کردن مکلفین اصلی این عمل اساسی خواهد بود. با احصای دقیق مسئولیت‌های خاص و عام در این رابطه می‌توان به طور مستقیم این مسئولیت را متوجه استانداری، فرمانداری، سازمان جهاد کشاورزی، سازمان آب منطقه‌ای، اداره کل جنگل‌ها و مراتع، اداره کل محیط زیست، اداره کل منابع طبیعی، اداره کل میراث فرهنگی، اداره کل راه و شهرسازی، اداره کل دادگستری و شهرداری قزوین دانست تا با توجه به اهمیت عمومی باغستان برای شهر به عنوان یک موضوع مهم عمومی در اولویت نخست و همیشگی مسئولین استان و شهرستان قزوین قرار داشته باشد. اما کار را می‌توان با تشکیل شورای عالی حفظ و نگهداری باغستان سنتی با عضویت بالاترین مقام نهادهای مذکور به ریاست استاندار شروع کرد و با تشکیل یک کمیته تخصصی فرآیند احیا، حفظ و نگهداری این مجموعه را تبیین و بر اساس نقشه راه و چشم اندازهای مورد نظر اولویت‌های کاری را ترسیم نمود. قبل از هر اقدامی باید نحوه تعامل باغداران و مدیریت شهری به یک ثبات و سکون سازنده متکی گردد تا نتایج دلخواه طرفین در دسترس قرار گیرد، در تمام برنامه‌های توسعه‌ای با هر رویکردی مهم‌ترین مساله اصلاح تعامل فی ما بین مرکز و پیرامون است. تا این اصلاح صورت نگیرد؛ آن بهره‌وری گسترده و حداکثری مورد انتظار تحقق نخواهد یافت. سوابق و نتایج موجود مبین این واقعیت است که تعامل موجود تا به حال نه تنها سازنده، تعالی بخش و منتج به نتیجه برد ـ برد نبوده، بلکه آثار بسیار مخرب و پیامدهای زیانباری نیز به همراه داشته است. ضرورت اصلاح تعامل موجود از این جهت است که باغداران با توجه به مجموعه شرایط پیش آمده تنها راه پیش روی خود را خروج از این وضعیت موجود دانسته و رویکرد انهدام باغ و تبدیل آن به زمین بر ذهن و ضمیرشان غلبه یافته است. از طرفی تقاضای بالا و فرصت‌طلبی شهر برای دست‌اندازی به زمین باغات همواره به عنوان آفتی مستمر در کمین بوده و هست. این تعامل مخرب از هر دو طرف به منزله دو تیغه قیچی نسبت به باغستان عمل کرده است. باید به توجه رویکرد شهر به اهمیت باغ‌ها در حفظ حیات شهر و شهروندان و کشیدن دندان طمع برای همیشه نسبت به آن و تغییر رویکرد باغداران و ایجاد امید، با تامین زیرساخت‌های لازم و کمک به تغییر درآمد سنتی به درآمدهای جدید و متنوع، بتوان ضمانت بقای وضیعت موجود و حتی احیای بخش قابل توجهی از باغ های قابل احیا را برای همیشه تضمین نمود. اما این اصلاح تعامل و تغییر رویکرد را از کجا باید شروع کرد؟ اصلاح تعامل مخرب به وفاق جهت تغییر رویکرد زیان بار، می‌توان با احصای دقیق محدوده باغستان از محدوده شهری با ایجاد نوعی موانع مانند احداث دیوار با نرده و یا با ایجاد نهر و کانال انتقال آب بطور مشخص آن‌ها را از هم تفکیک نمود که عبور متصرفانه از آن به سهولت برای طرفین امکان‌پذیر نباشد. از جمله مسئله حیاتی برای حفظ باغستان، حل مشکل آب است. اگر طبیعت همچون گذشته نسبت به آبدهی به مزارع و مشاجر رو اداری لازم را داشت حداقل حال و روز نقاط میانی و انتهایی باغستان باید به مراتب بهتر از وضعیت حال می‌بود؛ اما به خاطر تغییر اقلیم آب و هوائی دیگر چنین روا داری وجود ندارد. از آنجا که حفظ هر گونه سبزینه بدون آب یک شوخی بیش نخواهد بود، باید به صورت جدی و اساسی به موضوع تامین آب اندیشیده شود. لذا برای رفع این نقیصه می‌توان با تصفیه فاضلاب شهری و هدایت اصولی و بهره‌گیری اساسی از آن، یک منبع پایدار آب برای باغ‌های سنتی فراهم ساخت. همچنین برای تشویق به تجمیع مالکان خرد، می‌توان به هر پنج هزار متر‌مربع باغ، مجوز احداث پنجاه تا شصت متر بنا به عنوان محل آسایش و نگهبانی باغ را به مالک اعطا نمود، تا بدینوسیله آن الفت لازم بین خانواده و باغ شکل گرفته و وقت بیشتری از اعضای خانواده در باغ سپری و مجال بروز علائق آنها به طراوت و شادابی و تنوع محصولات باغی کمک نماید. از طرفی استفاده از باغستان به عنوان محل مناسب گردشگری می‌تواند با ایجاد مسیر عمومی تردد در وسط باغ‌ها زمینه گردشگری و تفریح شهروندان و همچنین فرصت عرضه محصولات باغی در سر باغ به نیت اقتصادی شدن فعالیت باغداران را هم فراهم ساخت. ضمن اینکه باید، طرح حفظ و احیای باغ‌های سنتی با هر هزینه مادی و معنوی در اولویت اول مسئولین استان و شهرستان قزوین قرار گرفته تا بلکه با جامه‌ی عمل پوشاندن به مواردی که ذکر شد؛ بار دگر قزوین، این گنجینه ذیقیمت فرهنگ و تاریخ را چون نگینی فروزان در آغوش کمربند سبز نشاند و طراوت و شادابی حاصل از آن را تقدیم سلامتی و سرزندگی نسل‌های حال و آینده ساخت. دبیر حزب اتحاد ملت ایران اسلامی ـ استان قزوین

يكشنبه 13 آبان 1397
05:07:28
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT