کودکان مرزی؛ بچه‌هایی میان زمین و آسمان


ایلا رضایی
بچه‌های مرزی، روایت کودکانی است که دچار اختلال بیش فعالی، اوتیسم یا سندروم دان هستند؛ آنها مشکل یادگیری دارند؛ اما نه در گروه بچه‌های استثنایی قرار می‌گیرند و نه جزو بچه‌های عادی محسوب می‌شوند. دانش‌آموزان دارای هوش مرزی؛ دانش‌آموزانی هستند که عملکرد آنها در آزمون‌های هوش، در فاصله یک تا دو انحراف استاندارد پایین‌تر از میانگین جامعه قرار می‌گیرد. به این دانش‌آموزان، کُندآموز یا دیرآموز گفته می‌شود. این دانش‌آموزان، عقب‌مانده ذهنی تلقی نمی‌شوند؛ اما به دلیل دشواری‌ها و مشکلاتی که در یادگیری بویژه یادگیری آموزشگاهی با آن مواجه هستند؛ تحت عنوان دانش‌آموز کُندآموز و یا دیرآموز (slow learner) مورد بررسی قرار می‌گیرند. اکثر والدین فکر می‌کنند که فرزند آنها با‌هوش‌ترین فرد است و حتی با دیدن بعضی از مشکلات با توجیه به اینکه خودم هم بچه بودم همین طور بودم، یا مثل عموشه و... از آن چشم‌پوشی و سعی در انکار آن می‌کنند. همین کار موجب می‌شود تا در زمان مدرسه رفتن کودک در سنجش اولیه با مسئولان تست در پایگاه‌های سنجش درگیر شوند و تقاضای تجدید تست را بدهند و حتی با تایید نتیجه تست، فرزند خود را به مدارس غیرانتفاعی برده و با ثبت‌نام در این مدارس و احیانا گرفتن معلم خصوصی کودک را تحت فشار قرار می‌دهند؛ در حالی که از مشکلاتی که برای کودک در آینده پیش خواهد آمد؛ غافل هستند. کودکان مرزی چه مشخصاتی دارند؟ کودکان مرزی، کودکانی هستند با بهره هوشی 80 تا 90 که عمدتا در سنین مدرسه به علت قدرت یادگیری پایین، عدم درک مفاهیم انتزاعی، دامنه محدود اطلاعات عمومی و عدم درک و تعمیم مسائل درسی قادر به رقابت با سایر همکلاسی‌های خود نیستند. این کودکان در یادگیری مطالب بسیار کُند بوده و به زودی آنچه را فرا گرفته‌اند؛ فراموش می‌کنند. از طرفی به علت بهره هوشی بالا، قدرت سازگاری با محیط و قدرت تعمیم بسیار بالاتر، در سطح کودکان عادی آموزش‌پذیر قرار نمی‌گیرند. وجود حرکات تکانشی، ترس، وحشت و خشونت در کودکان از نشانه‌های این افراد به شمار می‌رود که برخی از بچه‌های بیش‌فعال و مبتلا به اختلالات اضطرابی می‌توانند در این دسته از کودکان قرار بگیرند. نگرش منفی نسبت به تحصیل و بی‌میلی به مدرسه رفتن یکی از علائم کودکان مرزی است. این بچه‌ها چون موفقیت زیادی در درس ندارند از سوی همکلاسی‌ها و معلم‌های خود معمولا مورد سرزنش قرار می‌گیرند و به همین دلیل دارای اعتماد بنفس پایینی هستند. تمسخر و آزار و اذیت مواردی است که این دسته از کودکان در محیط آموزشی با آن مواجه می‌شوند؛ چرا که به علت درماندگی در یادگیری با سایر بچه‌ها متفاوت شده و در کلاس درس شاخص می‌شوند. اطلاق اصطلاح «مرزی» به این کودکان و قراردادن آنها در مراکز خاص با امکانات ویژه آموزشی و درمانی سبب رفع این نقیصه و رشد و شکوفایی آنان خواهد شد. وجود نمونه‌ای از علائم زیر در شناخت کودک مرزی به ما کمک می‌کند: ـ1ـ عدم قدرت توجه و تمرکز. ـ2ـ ضعف در انجام برخی مهارت‌های حرکتی همچون ناتوانی در انجام حرکات هماهنگ و تعادلی مثل لی لی کردن، جفت پا پریدن، روی زانو ایستادن و راه رفتن، سینه‌خیز کردن، پرتاب توپ و عدم توانایی انجام حرکات ظریف، عدم توانایی به دست گرفتن مداد به شکل صحیح، عدم توانایی گره زدن بند کفش یا روسری، عدم توانایی به رشته کشیدن رشته‌ها، قیچی کردن و چسباندن کاغذ. ـ3ـ مشکلات خاص در تعمیم مسائل شناختی مثلا تعمیم و درک مسائل انتزاعی و همچنین دامنه اطلاعات محدود. ـ4ـ ضعف در مهارت‌های درکی ـ حرکتی مانند عدم توانایی تقلید کامل از الگوهای کلامی و عملی، عدم توانایی تشخیص اجزای فضایی اشیا، عدم توانایی کپی کردن نمونه‌های ترسیمی، نداشتن تصویر ذهنی از خود یا محیط اطراف، عدم توانایی پیدا کردن یک محرک از محرک‌های مختلف در یک زمینه واحد. ـ5ـ میزان شناخت این کودکان معمولا پایین‌تر از سن عقلی آنهاست. ـ6ـ اختلال رفتاری ـ7ـ عدم مهارت کافی در انجام فعالیت‌های روزمره مثل عدم استقلال در حمام کردن، مسواک زدن، لباس پوشیدن، مرتب کردن رختخواب و خرید کتاب. ـ8ـ مشکلات خاص گفتاری. ـ9ـ در سایکوموتور یا مهارت‌های حسی‌ ـ حرکتی دچار نوعی کندی هستند. کارهای شخصی خود را به کندی انجام می‌دهند و همیشه دفتر و کتاب‌هایشان پهن است. ـ10ـ بعد از انجام بخشی از تکالیف، احساس خستگی و بی‌حوصلگی کرده و به بهانه‌های مختلف از ادامه کار طفره می‌روند. این عامل باعث نصیحت، تذکر و نهایتا سر و صدای والدین را به دنبال دارد. ـ11ـ اغلب آنها در انتقال پیام معلم یا مسئولین مدرسه یا بیان اتفاقات داخل کلاس به والدین دچار مشکل هستند و یا در واقع فراموش می‌کنند. ـ12ـ در پردازش اطلاعات، ضعف داشته که علت اساسی آن می‌تواند بدکاری نظام عصبی باشد. ـ13 ـ در مهارت های حرکتی درشت، تفاوت قابل ملاحظه‌ای با همسالان خود ندارند. در نتیجه نمی‌توان از این طریق به مشکل آنها پی برد. ـ14ـ اکثریت آنها تاخیری جدی در رشد کلامی و حرکتی داشته‌اند و دیرتر از بقیه همسالان خود روند رشد را طی کرده‌اند. ـ15ـ در حافظه دیداری و شنیداری مشکلات جدی دارند؛ در نتیجه این مساله می‌تواند دلیل اساسی مشکلات دیکته‌نویسی آنها باشد. در واقع نمی‌توانند یک عبارت را کامل در ذهن خود نگهدارند. ـ16ـ دیر آموزان در ترکیب حروف یا به عبارتی در ترکیب صامت و مصوت ساختن کلمه مشکلات اساسی دارند. یا زمانی که یک کلمه ساده دو بخشی را بخش می‌کنند، بعد از گفتن بخش اول، بخش دوم را فراموش می‌کنند. این کودکان زمانی که دیکته از یک درس یا بدون کلمات خارج از کتاب گفته می‌شود، عملکرد بهتری نشان می‌دهند تا تلفیقی از چند درس و یا همراه با کلمات خارج از کتاب. ـ17ـ بیشتر این کودکان از اعتماد بنفس و خود پندار پایینی برخوردارند. به نوعی دچار درماندگی آموخته شده هستند و خودشان را باور ندارند. ـ18ـ در پایه‌های دوم و سوم در جمله‌سازی و تشخیص افعال متناسب با فاعل جمله مشکلات اساسی دارند. آنچه والدین کودکان مرزی باید بدانند «براف» و «اولی» به عنوان دو گروه روانشناسی، سه آیتم حافظه یعنی فراموشی، توجه و سرعت تفکر را در این کودکان مورد بررسی قرار داده‌اند. آنها به این نتیجه رسیده‌اند که یکی از ویژگی‌های مشترک دانش‌آموزان دیرآموز، کند بودن آنهاست که در دو حیطه مجزا، ولی مرتبط با هم مطرح هستند؛ یکی کند بودن در یادگیری و دیگری کند بودن در زمان واکنش. وجود اختلالات رفتاری سد بزرگی بر سر راه درمان و آموزش کودکان مرزی به حساب می‌آید. رفتارهای کودکان مرزی به یکی از اشکال زیر خودنمایی می‌کند: ـ اضطراب و گوشه‌گیری ـ رفتارهای ضد‌اجتماعی ـ رفتارهای نابهنجار و نابجا ـ بی‌نظمی و خشونت و لجبازی برقراری جلسات توجیهی جهت والدین این کودکان و تفهیم این نکته که ثبت‌نام این کودکان در مدارس خاص کودکان مرزی، سبب کاهش مشکلات آنها در تمامی زمینه‌ها خواهد شد و کمک جدی به کودک و والدین او «در جهت پذیرش بیشتر مشکل کودک» خواهد کرد؛ چرا که این کودکان نیازمند صرف انرژی و توجه بیشتری هستند. برنامه‌ریزی درسی برای این کودکان باید از کم و آسان شروع شده و به تدریج افزایش یابد. استفاده از مکانیسم‌های تشویقی و تقویت‌کننده بلافاصله و سریع در قبال موفقیت‌های کودکان دیرآموز در پیشرفت تحصیلی و ایجاد انگیزه در آنها بسیار موثر است. در جامعه، افراد زیادی هستند که هر کدام ویژگی‌ها و منش خاص خود را دارند؛ یکی باهوش‌تر است؛ دیگری کارمند بهتری است و یکی دیگری بلد است بهتر آشپزی کند و... بالاخره همه آدم‌ها ضعف‌هایی هم دارند؛ اما نکته ای که وجود دارد این است که بعضی از آدم‌ها ضریب هوشی کمتری دارند و برای همین سخت‌تر می‌توانند زندگی طبیعی در تعامل با اطرافیان خود داشته باشند و نگاه افراد جامعه به آنها نیز به یک نگاه خاص و حتی توام با ترحم تبدیل می‌شود. خیلی از افراد ِ دارای هوش مرزی به تنهایی کار می‌کنند و بعضی دیگر باید حتما فردی کنارشان باشد. خوشبختانه بیشتر آنها آموزش‌پذیرند و می‌توانند تا حدودی گلیم خود را از آب بیرون بکشند. نکته مهمی که وجود دارد این است که نباید بیش از توانایی‌شان از آنها توقع داشت چون این موضوع باعث اضطراب و افسردگی آنان خواهد شد؛ ضمن اینکه آنها متوجه تفاوت خود با دیگران هستند و برای همین وقتی تحت فشار قرار گیرند و دچار استرس می‌شوند. و نکته آخر اینکه، دانش‌آموزان دیرآموز یا مرزی، از مدرسه رفتن واهمه دارند که قطعا در این زمینه عدم همکاری بین خانواده و مدرسه می‌تواند مشکل‌آفرین باشد. باید توجه داشت اگر کودکان دیرآموز در همان کلاس‌های اول و دوم آموزش مناسب ببینند و درگیر فعالیت‌هایی شوند که به طور نظام‌مند جذب سیستم ادراکی آنها شود و مهارت‌های کلامی آنها را رشد دهد، هم نمرات کلاسی و هم رشد هوشی آنها پیشرفت می‌کند و به حد دانش‌آموزان عادی می‌رسند.

سه شنبه 17 مهر 1397
05:05:00
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT