چهل سالگی، اژدهایی که بیدار می‌شود!


ایلا رضایی
چهل سالگی نقطه‌ای مرزوار در زندگی اغلب آدم‌هاست. زمانی که دیگر جوان نیستیم و مسیر باقی‌مانده، راهی به سوی پیر شدن است. چهل سالگی برای مردها در عرف عامیانه همان دوران چلچلی‌ست؛ وقتی که مردها به این نتیجه می‌رسند که از زندگی‌شان به اندازه‌ی کافی لذت نبرده‌اند. چندان غریب نیست که یک مرد چهل ساله به ناگهان مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد و شاید به یاد دوران جوانی، هوای عشق تازه‌ای را در سر بپروراند! من از زندگی هیچ نفهمیدم... لذتی از سال‌هایی که گذشت نبردم... من جوانی نکردم... فقط کار کردم و خرج زن و بچه را دادم... معنای زندگی را نفهمیدم... این‌ها جملاتی است که روانپزشکان در مطب‌های خود از برخی مردان 38 تا 48 ساله می‌شنوند؛ مردانی آشفته و بهت‌زده که گویی به یک باره از خوابی عمیق برخاسته‌اند و همچون مسافری که از قافله جامانده است با صورتی حیران، نگران افق‌های دوردست هستند و به هر طریقی که هست می‌خواهند خود را به این قافله‌ی شتابان برسانند. اینها مردانی با وجهه و آبرو هستند؛ متاهل و صاحب چند فرزند... مهندس، وکیل، استاد برجسته دانشگاه، پزشک حاذق، تاجر و... مردانی باهوش و اهل کار و تلاش که از ابتدای جوانی، منظم و استوار پا در مسیر یک زندگی هدفمند گذاشته‌اند. تمام فعالیت‌های زندگی را طبق برنامه و سروقت خود انجام داده‌اند. در زمانی که خیلی از همسن و سال‌های آنها مشغول تفریح و به اصطلاح جوانی کردن بوده‌اند آنها به فکر ساختن آینده خود بودند و پله‌های پیشرفت و موفقیت را یک به یک طی کرده‌اند. به موقع سربازی رفته‌اند؛ به موقع سر کار رفته‌اند؛ در ابتدای جوانی به خواستگاری دختری که به آنها معرفی کرده بودند؛ رفتند. به او گفته ‌بودند این دختر، زن زندگی است و تو را سر و سامان خواهد بخشید. همینگونه هم شد. با چنین دختری ازدواج کرده و از او صاحب فرزندانی نیز شده‌اند. ولی حالا اوضاع فرق کرده است. حالا آنها نیمی از مسیر زندگی را طی کرده‌اند. «چهل ساله» شده‌اند. می‌گویند در چهل سالگی عقل یک مرد کامل شده و به مرز خرد و حکمت نزدیک می‌گردد؛ اما اینجا شرایط برعکس شده و همسر و فرزندان آنها از بی‌مبالاتی و کم خردی همسر و پدر خویش سخن می‌گویند. حرف‌های غریب در چله‌ی عمر! اینک در چهل سالگی، در سن شکوفایی و پختگی، حالا که علاوه بر جوگندمی شدن موی سر، ته ریش صورت آنها نیز به سفیدی زده است، آنها حرف‌های جدیدی می‌زنند؛ حرف‌های جدیدی که تعجب همگان را برانگیخته است! حالا آنها از زندگی‌های نزیسته خود می‌گویند؛ از نیازهای جدید؛ خواسته‌ها و خواهش‌های تازه! حالا بی‌رحمانه انتخاب‌های قبلی خود را زیر سوال می‌برند. از مفهوم عشق به معنای جدید داد سخن می‌رانند. اینکه انتخاب بیست و چند سال پیش آنها برای ازدواج ‌و زندگی مشترک صرفا براساس ‌یک نگاه کلیشه‌ای و سنتی بوده است. اینکه در آن زمان ناآگاه بودند و نمی‌‌دانستند که از زندگی چه می‌خواهند؛ نمی‌دانستند زن ایده‌آل یعنی چه و انتخابشان بر اساس جبر زمانه بوده است! اما آنها حالا می‌گویند که به درک جدیدی از زندگی رسیده‌اند. می‌گویند شاید از نظر مادی و اجتماعی موفق باشند؛ اما در درونشان چیزی را کم دارند؛ چیزی را که تاکنون تجربه نکرده‌اند. کار برایشان یکنواخت و ملال‌آور شده و زندگی روزمره، بی‌هیجان و خسته‌کننده! بله، گویی اینگونه مردان دچار کوری ناگهانی شده‌اند و چشمشان بر تاریخچه یک عمر زندگی کاملا بسته و تصور می‌کنند اگر دست به تنوع و نوآوری نزنند به کام افسردگی فرو خواهند رفت. آنها احساس ضرر و خسران می‌کنند؛ به طوری که نیمه‌های شب آشفته و پریشان از خواب می‌پرند و به حال خود افسوس می‌خورند. اختلالات هورمونی مختص خانم‌ها نیست اینجا یک سوال مطرح است و آن اینکه، آیا اختلالات هورمونی فقط مختص خانم‌هاست و فقط خانم‌ها هستند که پس از چهل سالگی با مشکلات مربوط به یائسگی مواجه می‌شوند؟ قطعا اینطور نیست، و اما احتمالا نمی‌دانید که غلبه استروژن یا همان آندروپوز، یکی از خطرات اصلی سلامتی برای مردان بالای 40 سال است. این عدم تعادل هورمونی وقتی رخ می‌دهد که بدن مقدار زیادی استروژن و زنوستروژن را تولید می‌کند. این مشکل می‌تواند عامل عوارض متعددی گردد از جمله: ـ افت حافظه ـ افسردگی و نوسانات خلقی ـ بی‌خوابی‌های شبانه ـ افزایش وزن نامطلوب، خصوصا چاقی شکمی ـ تبدیل ماهیچه‌ها به چربی ـ ریزش مو در این میان اما، سه دلیل اصلی وجود دارد که باعث می‌شود این علائم نامطلوب برای مردان شکنجه‌آمیز شود: سالخوردگی؛ آلاینده‌های محیطی و رژیم غذایی به هر حال اضافه بار استروژن یک خطر واقعی برای سلامت به حساب می‌آید. در مورد یائسگی مردانه می‌توان گفت: برای آن دسته از مردانی که تلاش می‌کنند جوان بمانند این دوره زندگی به صورت بحران ظاهر می‌شود. در حالی که برای کسانی که متوجه این نکته شده‌اند، تغییرات جسمی، هیجانی و روحی ناشی از این مرحله جهت آماده‌سازی آنها برای مرحله دوم زندگی مفید است و این دوره از زندگی به هیچ عنوان بحران محسوب نمی‌شود. و اما یک نکته، مردان اغلب به افسردگی به عنوان یک بیماری زنانه نگریسته‌اند و حتی در مواردی که می‌دانند مبتلا به این بیماری هستند، به دنبال درمان آن نیستند! برای افسردگی دلایل بسیار متعددی وجود دارد؛ اما در مورد بحران چهل سالگی و افسردگی باید گفت که برخی تغییرات بیولوژیکی در شروع دهه پنجم زندگی می‌تواند همراه با یکسری از تغییرات دیگر زمینه‌ساز و به وجودآورنده‌ی افسردگی شود. در مواردی نیز نحوه فکر کردن و طرز فکر، معیارها و باورها درباره افسردگی در رخ دادن این حالت موثر است. اگر شما فردی تلقین‌پذیر باشید که فکر کنید با ورود به چهل سالگی به بلوغ دوم رسیده که همراه با افسردگی خواهد بود، این موضوع در شما زمینه‌ی ایجاد افسردگی می شود. در واقع نوعی افکار با زنده بودن، نوعی احساس شکست و عدم موفقیت می‌تواند در این دوره فرد را به سمت این بیماری بکشاند. به یاد داشته باشید که «چهل» عدد خاصی ست و کاربردهای زیادی دارد. از چله زمستان بگیرید تا حدّ همسایگی که روایت شده چهل منزل از هر طرف است و چهلم اربعین. چهل سالگی را آغاز سنین پختگی بدانید، تا این زمان نه فقط شخصیت؛ بلکه مسیر زندگی‌تان نیز شکل گرفته و روشن شده و که زمان بازنگری است. شما با توجه به تجربیاتی که کسب کرده‌اید؛ حالا دیگر در نقش‌های خود جا افتاده‌اید و می‌توانید با احساس امنیت بیشتری، برای سال‌های آتی برنامه‌ریزی کنید. چهل سالگی، فرصت رویاپردازی نیست اگر به چهل سالگی رسیده‌اید و فکر می‌کنید دیگر زمان و توانمندی چندانی برای تجربه‌های جدید در زندگی ندارید و زمان را برای رفتن به دنبال رویاهایتان از دست داده‌اید؛ سخت در اشتباه هستید. اجازه بدهید سری به نظریات روانشناسان در این باره بزنیم. کارل گوستاو یونگ، میانسالی را ظهر زندگی می‌داند؛ یعنی فرد تا 40 سالگی مسیر زندگی‌اش را یافته و حال درست در ظهر زندگی مسیر طی شده را نگاه می‌کند تا ببیند آنچه به ثمر رسانده راضی کننده است یا نه. از نظر او، جدا شدن از دوره جوانی و پذیرفتن مرگ دو موضوعی ست که فرد در این دوره به آن بر‌می‌خورد. اریک اریکسون معتقد است: افراد در مراحل مختلف رشد، با تضاد روبرو می‌شوند و این تضاد نقطه عطفی برای رشد آنان است. از دیدگاه او تضاد در دوره میانسالی، زایندگی در برابر خودفرورفتگی است. میانسالان بیشتر بر این نکته تمرکز دارند تا فعالیت‌هایی انجام دهند که تاثیر و ثمر آن تا بعد از مرگشان هم باقی بماند. معمولا میانسالانی که از مسیر زندگی خود رضایت دارند روابط اجتماعیشان را گسترده‌تر می‌کنند و با کمک به دیگران، مسئولیت‌پذیری و جسارت مضاعف، به دنبال رضایت بیشتر خود از زندگی‌اند. در مقابل، در این مرحله ناکامی به صورت خودمحوری، کاهش سطح ارتباطات اجتماعی، ناامیدی، بی‌کفایتی و افسردگی نمود پیدا می‌کند. در نتیجه، انرژی و هیجان را هدفمندتر به کار گیرید؛ خلاقیت شکل گرفته، فعالیت‌های کانالیزه شده و مشارکت‌های خیرخواهانه را جایگزین جوشش‌های جوانانه کنید؛ چرا که تعادل در رفتارهای مردان و زنان در این دوره باید به اوج برسد. به گفته‌ی حضرت سعدی، اگر در جوانی زدی دست و پای در ایام پیری به هش باش و رای چو دوران عمر از چهل درگذشت مزن دست و پا کآبت از سر گذشت

دوشنبه 9 مهر 1397
04:51:28
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT