سکوت


سید‌عبدالعظیم موسوی
کتاب زبان آخرین بهانه‌اش بود؛ برای به زبان آوردن احساس و درخواست. جلوی آینه تمرین کرد. تمرین کرد؛ اما.... سعی کرد؛ خیلی! خیلی! صورتش قرمز شد. نتوانست و کتاب را در سکوت به دست چشم‌هایی داد که منتظر بود! از کودکی وقتی خجالت می‌کشید؛ لکنت‌اش شدیدتر می‌شد... کتاب را روی میز و خودش را روی تخت پرت کرد. صورت فشرده بر بالش؛... لعنتی حرف بزن خوب... و بالش خیس...

سه شنبه 20 شهريور 1397
04:06:39
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT