روانشناسی عبور از «بحران سی سالگی»


ایلا رضایی
مسایل روانی مبتلا به سی ساله‌ها و چالش‌هایی که در این زمینه وجود دارد و بعضا با عنوان بحران سی سالگی از آن یاد می‌شود، خمیر مایه اصلی این مقاله می‌باشد. نسل معروف دهه شصتی‌ها که هم اکنون سی سالگی را تجربه می‌کنند؛ نسل پرجمعیتی هستند که با آزمون و خطا پیش می‌روند و خودشان آرام آرام متوجه کمبودهایشان می‌شوند و در صدد رفع آن برمی‌آیند. چرا امروز به جای آنکه از زیبایی و شادابی سی سالگی بگویند؛ بیشتر از ترکیب «بحران سی سالگی» استفاده می‌کنند؟ لفظ «بحران سی سالگی» و تواتر زیادی که این روزها در ساحت‌های مختلف دارد؛ بیش از آنکه اشاره به ذات سی سالگی داشته باشد؛ مربوط به بحران‌های روانی نسلی است که امروز در ایران سی سالگی خود را سپری می‌کنند یا در آستانه آن هستند. طبق آمار جمعیت‌‌شناسی، اکنون بیشتر جمعیت ایران را افراد متولد سال‌های 60 تا 65 تشکیل می‌دهند؛ یعنی همان نسلی که دو شیفته به مدرسه می‌رفتند، در امتحان‌های ورودی با درخواست کنندگان زیاد و ورودی‌های کم شرکت کرده‌اند و... امروز دختران همین نسل در ازدواج دچار مشکل شده‌اند؛ زیرا معمولا دختران با پسران بزرگتر از خودشان ازدواج می‌کنند. بحران سنین مختلف این گروه ادامه دار است. پس دور از انتظار نیست که ده سال بعد، ما برای این نسل با بحران میانسالی هم مواجه شویم. طبق قرائن، سی ساله‌های امروزی، حتی اگر هم خانواده تشکیل دهند؛ چندان اهل فرزندآوری به سبک و سیاق گذشته نیستند. البته باید یادمان باشد که کم شدن ازدواج یا شیوع زندگی مجردی و کاهش نرخ فرزندآوری زوج‌هایی که الان در بحران سی سالگی هستند؛ بیشتر شامل قشر تحصیلکرده می‌‌شود نه خانواده‌های سنتی. و البته همین مجردی هم با همه مختصاتش و نگاه منفی که نسبت به آن وجود دارد؛ از چالش‌های مهم این روز‌های سی ساله‌ها است... بحران سی سالگی اولین بحران میانسالی است؛ بحرانی که درست سر گذر جوانی به میانسالی سر و کله اش پیدا می‌شود؛ اما این بحران آخرین باری نیست که سوال‌های اساسی زندگی یقه ما را می‌گیرد. مساله اینجاست که ما ناگزیر می‌میریم و فرصت محدودی برای زندگی کردن داریم. حال هرچه ما به مرگ نزدیک‌تر می‌شویم؛ سوال در مورد انتخاب‌های اساسی زندگی‌مان جدی و جدی‌تر می‌شود؛ اما در زمان‌های خاصی بیشتر احتمال دارد که سر و کله این بحران‌ها پیدا شود. وقتی که ما یک دهه از زندگی‌مان را کامل می گذرانیم و به سال های رُند می رسیم؛ یعنی در 30 سالگی، 40 سالگی و 50 سالگی، بحران‌ها بیشتر خودشان را نشان می‌دهند. منطقی هم هست؛ بالاخره پرونده یک دهه از عمرمان گذشته است و بعد از آن مثلا به جای اینکه بگویند فلانی بیست و خرده‌ای ساله است، می‌گویند فلانی 30 ساله است. هم یک دهه به مرگ نزدیک‌تر شده‌ایم و هم تعداد بیشتری از انتخاب‌های اساسی زندگی‌مان را کرده‌ایم. روانشناسان می‌گویند: در هر دوره از زندگی، انسان یک تکلیف مهم روانشناختی دارد و اگر آن را درست انجام دهد؛ به سلامت از آن دوره می‌گذرد وگرنه دچار بحران می‌شود. مهم‌ترین تکلیف در سومین دهه عمر انسان، این است که بتواند با دیگران وارد رابطه صمیمانه جدی شود وگرنه منزوی می‌ماند. مهم‌ترین رابطه صمیمانه این دوره، رابطه با همسر احتمالی است. اینکه این رابطه اصولا برقرار شود یا نشود و اینکه آیا ما گزینه درستی برای صمیمیت انتخاب کرده‌ایم؟ مهم‌ترین سوالی است که در سی سالگی دچارش می‌شویم. البته ناگفته پیداست که بسیارند آدم‌هایی که ازدواج کرده‌اند؛ اما رابطه صمیمی با همسرشان برقرار نکرده‌اند. غیر از این تردید در مورد انتخاب همسر، ما انتخاب‌های دیگری هم در زندگی‌مان کرده‌ایم که به نحوی سرنوشت‌ساز بوده‌اند و اگر خیلی گیر بدهیم؛ باید برگردیم عقب‌تر و در مورد انتخاب رشته دبیرستان هم حرف بزنیم که آیا رشته دبیرستانی خودمان را خودمان انتخاب کرده‌ایم یا برایمان انتخاب کرده‌اند؟ آیا به خاطر خوشایند دیگران رفته‌ایم، یک رشته دهان پر کن یا قبل از هر چیز به علاقه و استعداد خودمان نگاه کرده‌ایم؟ و... چیزی که حتی بیشتر از انتخاب رشته تحصیلی ذهن سی ساله‌ها را اذیت می‌کند؛ کاری است که مشغول انجام دادن آن هستند. آیا این کار بر اساس علاقه یا استعدادمان بوده یا فقط بخاطر پرستیژ اجتماعی وارد این کار شده‌ایم؟ و... نشانه‌هایی از بحران سی سالگی ـ خرید چیزهای نامعمول: آدم‌های سی ساله یک دفعه خرید‌های عجیب و غریب می‌کنند مثلا طرف در کل عمرش موتورسواری نکرده و یک دفعه یک موتور گران قیمت می‌خرد یا یک دفعه ماشینش را اسپرت می‌کند. احتمالا این خریدها هم نشانه‌های جوانی از دست رفته را زنده می‌کند و هم احساس قدرت کاذبی می‌دهند که مثلا قرار است آن انتخاب‌های پشیمان کننده را جبران کنند. ـ انجام کارهای نامعمول: بعضی‌ها کارهایی می‌کنند که نه در عرف جایی که زندگی می‌کنند؛ معمول است و نه در عرف خودشان، مثلا عمل‌های عجیب و غریب زیبایی می‌کنند؛ خالکوبی می‌کنند و خلاصه هر آنچه که در آرزوهای ناخود آگاهشان آنها را به اول جوانی برگرداند. ـ افسردگی: بلی بحران میانسالی می‌تواند خود را به صورت یک افسردگی تمام عیار نشان دهد. افسردگی هم می‌دانید چه شکلی است؟ یک غمگینی و ناامیدی شدید، بی‌اشتهایی یا پراشتهایی، کمبود وزن یا اضافه وزن، کم خوابی و نداشتن تمرکز یا پر خوابی، بلاتکلیفی و حتی افکار خودکشی. حالا به همه این نشانه‌ها، فکرهای آزاردهنده بحران سی سالگی را نیز اضافه کنید. ـ احساس پشیمانی: سی ساله‌های بحران زده، پشت سر هم از انتخاب‌هایشان گلایه می‌کنند و فکر و ذکر روز و شبشان این احساس ندامت است. ـ توجه بیش از اندازه به ظاهر: بعضی‌ها هم یک دفعه خوش‌پوش می‌شوند؛ لباس‌های مارکدار می‌خرند و می‌روند مو می‌کارند. باز هم در جستجوی نشانه‌های جوانی از دست رفته! ـ استفاده از مواد مخدر یا الکل: بالاخره بعضی‌ها استعدادش را دارند که این بحران آنها را به طرف سوء استفاده از مواد مخدر و الکل بکشاند. البته همه اینها یک پناهگاه است برای فرار از واقعیت ناخوشایند بیرون. ـ ایجاد رابطه‌های جدید: تعارف که نداریم؛ بعضی‌ها به خاطر اینکه فکر می‌کنند انتخاب همسرشان اشتباه بوده، وارد رابطه‌های عاشقانه جدید می‌شوند. بعضی‌ها بیش از حد به همکارانشان نزدیک می‌شوند و جالب اینجاست که همه کیس‌های موردنظر، آدم‌هایی هستند که از خود سی ساله‌ها جوانترند. ـ گیر دادن به بچه: البته این گیر دادن در بحران 40 سالگی شدید‌تر است؛ اما سی ساله‌ها هم ممکن است گیر بدهند به بچه‌های کوچکشان و بخواهند هر چه آرزوی به انجام نرسیده دارند را با زور در سرنوشت دلبندشان بگنجانند. جملاتی که نباید در مقابل سی ساله‌ها به زبان آورد! ـ تو هنوز بچه‌ای. ـ تو به سن‌ات نمی‌آیی. ـ وقتی من هم سن تو بودم... ـ سنت دارد بالا می‌رود. ـ این لباس مناسب تو نیست. ـ هنوز برنامه‌ای برای زندگی‌ات نداری؟ ـ تازه وارد بازار کار شده‌ای؟ ـ باید جدی‌تر به کارت فکر کنی. ـ آیا احساس پیری می‌کنی؟ هیچ وقت برای شروع دوباره دیر نیست. خیلی از انسان‌های موفقی که ما می‌شناسیم در سنین بالا موفقیت‌های خود را به دست آورده‌اند. مثلا مبتکر مرغ‌های کنتاکی در دهه 60 سالگی‌اش بود که موفق شد برند KFC را رسما ایجاد کرده و به شهرت و اعتبار برساند. پس بهتر است که با بیان و نوع برخوردمان به دیگران آزار نرسانیم؛ نه تنها افراد سی ساله پیر نیستند؛ بلکه حتی آنهایی که سن بالاتری نیز دارند؛ جوانند، تنها اگر دلشان شاد باشد، می‌توانند با تلاش و واقع‌بینی به جای انواع و اقسام آمال و آرزوها و این شاخه به آن شاخه پریدن‌ها. یک تا سه هدف در زمینه‌ای را که می‌دانند در آن قوی هستند انتخاب کرده و از هر چه غیر از آن پرهیز کنند. یک بازه زمانی سه تا پنج سال برای تحقق آنها تعیین کنند. سعی کنند با مطالعه کتاب و استفاده از مطالب آموزشی از تجربیات دیگران بهره ببرند، تا این بار مسیر خود را با همواری بیشتر و اشتباهات کمتری طی کنند. چشم حسرت به پیشرفت‌های مقطعی و لحظه ای دیگران ندوزند و به یاد داشته باشیم که: یقین دان که کاری که دارد دوام بزرگی پذیرد از آن کار، نام

دوشنبه 19 شهريور 1397
04:14:39
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT