دکتر احسان اشراقی، مورخ و مدرس دانشگاه، صفوی‌شناس و قزوین‌پژوه، از چهره‌های تابناک کهن شهر قزوین است. استادی فرزانه که یافته‌های تحقیقاتی و پژوهشی و نیز تالیفات و آثار او در حوزه تاریخ بویژه عصر صفوی، روایتگر بخش‌های مهمی از تاریخ ناگفته این سرزمین است. به بهانه سالروز تولد و نود سالگی دکتر اشراقی، دیدگاه دو تن از اساتید برجسته تاریخ در‌باره زوایای مختلف شخصیت و آثار ایشان در ادامه می‌آید؛ باشد که ادای دینی به هفتاد سال تلاش علمی این استاد گرانمایه باشد.
اشراقی، تاریخ مستند قزوین و صفویان دکتر ناصر تکمیل همایون برخی قوم‌ها خصوصیاتی دارند که قوم‌های دیگر ندارند؛ مثلاً هیچ‌وقت بر دیواری در ورودی قزوین نوشته نشده که «به شهر شاعر‌پرور قزوین خوش آمدید»، ولی در شیراز می‌گویند: «به شهر شعر و ادب شیراز خوش آمدید!» گرچه قزوین شاعرانی چون عبید زاکانی دارد؛ اما این شهر چندین مورخ اساسی دارد که کتاب‌های آن‌ها از بین رفته است. علامه قزوینی علی‌اکبر خان دهخدا را تنها لغت‌شناس می‌شناسیم؛ ولی وقتی مقالاتش را می‌بینیم؛ چیز دیگری در باب تاریخ خواهیم یافت و اکنون دکتر اشراقی! حالا بنده می‌توانم بگویم که شاید تابلویی در ورودی شهر قزوین بگذاریم و بگوییم: «به شهر تاریخ‌نگاران قزوین خوش آمدید.» زرین‌کوب می‌گوید: وقتی دارالمعلمین را درست کردند؛ گفتند: میرزا عبدالعظیم خان، دستور زبان تدریس کند، بهمن یار عربی بگوید و فروزانفر عرفان و... و تاریخ را هم که همه می‌دانیم!» یعنی تاریخ در دوران تاسیس دارالمعلمین به صورت مستقل نبود و باقی که قرار بود تاریخ را به عنوان یک علم معرفی کنند؛ ادبیات را پایه‌ی علم تاریخ می‌دانستند. از زمان مرحوم استاد بزرگوار صدیقی، که جامعه‌شناسی را در ایران تاسیس کردند؛ پیوندی میان جامعه‌شناسی و تاریخ رخ داد‌ و از آنجا شد که همه می‌گفتند تاریخ یکی از رشته‌های علوم اجتماعی است و اصلاً موقعیت تاریخ و زبان و وقایع نمادین با گذشته بسیار متفاوت بود و اینجا بود که تاریخ جایگاه اجتماعی پیدا کرد. دکتر اشراقی عربی را می‌داند، خلاصه التواریخ را می‌داند و تا کسی عربی نداند؛ تصحیح متون تاریخی برایش ممکن نخواهد بود. از نظر ایشان هر واقعه تاریخی در جغرافیا اتفاق می‌افتد و ایشان معتقد به پیوند عمیق تاریخ و جغرافیا هستند. آن زمانی که من ارشد جامعه‌شناسی می‌خواندم با ایشان هم دوره بودیم و دکتر اشراقی نیز درس جامعه‌شناسی می‌خواندند و دو سال تمام در مکتب دکتر صدیقی و صناعی و .... علوم اجتماعی آموخت. و اینطور شد که پیوند دیگری میان جامعه‌شناسی و تاریخ یافت. و اما وای بر مورخینی که زبان نمی‌دانند! ما بایستی در علوم انسانی خودمان مطالعات زیادی داشته باشیم. به عنوان مثال اگر به نقش جهان می‌رویم و از دور گنبد پر از نقش و نگار مسجد شیخ لطف‌ا.. را نظاره می‌کنیم؛ این برای شناخت کافی نیست. باید این بار به داخل بنا برویم و گنبد را با این همه زیبایی و نقوش اسلیمی نظاره کنیم. اینجاست که شناخت درونی و برونی حاصل می‌گردد. در مورد تاریخ نیز همین است. هم باید نسخ ایرانی و آثار مورخان ایرانی را بخوانیم و بشنویم و هم خارجی. اینطور نیست که اگر یک غربی مساله‌ای را می‌گوید؛ پس درست است و بالعکس اگر باستانی پاریزی می‌گوید پس صد در صد مورد قبول است. هر دو روش اشتباه است. باید دید دیگر‌ان که از دور نظاره‌گر فرهنگ ما هستند؛ چگونه بر ما می‌نگرند و از درون چطور؟ در فرانسه نسخه‌ای چاپ می‌شد با عنوان «اتود صفوی»؛ مجله‌ی خوبی بود. کاش حداقل هزینه‌ای و سرمایه‌گذاری صورت می‌گرفت برای غربی‌هایی که می‌خواهند در بخش مطالعاتی فرهنگ ایران فعالیت کنند. در فرانسه خانه‌ی عرب هست؛ از کتابخانه و مجله گرفته تا بخش مطالعات و ... و تمام کشورهای عربی در آنجا فعالیت می‌کنند؛ اما خانه ایران در فرانسه که روزی استاد پاریزی را به آنجا دعوت کردیم؛ اکنون به یک مکان متروکه تبدیل شده است. دکتر اشراقی زبان فرانسه را به خوبی آموختند و باید گفت: «آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری.» وی زمانی دانشجو بود که اساتیدی چون نصراله فلسفی و اقبال آشتیانی استاد بودند و شاید یکی از شانس‌های بزرگ وی همین بود و این است که با توجه به علاقه‌ی خود و علمش توانست در سطح جهانی قرار بگیرد. مساله‌ی دیگر تاریخ صفوی و تاریخ قزوین است. استاد اشراقی نه تنها در بخش دوره‌ی صفوی که بر تاریخ قزوین از قنات‌ها، ساختمان‌ها و باغ‌ها و... در طول تاریخ گرفته تا تاریخ قوم‌ها و ... اشراف کامل دارند. آدم فکر می‌کند با یک جامعه‌شناس شهری روبروست. ایشان تاریخ مستند صفوی و قزوین هستند. من شاگرد ایشان نبودم؛ اما: بودم آن روز من از طایفه‌ی دردکشان که نه از تاک نشان بود نه از تاک نشان‌! سال‌هاست ایشان را می‌شناسم. به ایشان به عنوان یک فاضل احترام می‌گذارم. فاضلان برای بنده بسیار قابل احترام هستند. ما عالم زیاد داریم! اما فاضل اندک! اما آنچه که بیشتر از فضل دوست دارم فضیلت و اخلاق است که این صفت را ایشان دارند و زنده باشند سال‌های سال! تصویرگر تاریخ گم شده قزوین در عهد صفوی دکتر منصور صفت گل برای فهم بهتر اهمیت فعالیت علمی استاد اشراقی بهتر است به موضوع مهمتر که وضع تاریخ و تاریخ‌نگاری ایران می‌باشد؛ توجه کنیم. در واقع دوره‌ای از تاریخ نگاری ما در ایران تا انقلاب مشروطه صورت می‌گیرد و یک دوره‌ی دیگر از انقلاب مشروطه به بعد تداوم می‌یابد. تغییراتی که در دوره‌ی جدید در وضع تاریخ‌نگاری ایران ایجاد شد؛ در حقیقت دستاورد مهم دوره‌ی تجدد جامعه‌ی ایرانی بود و گمانم این است که فهم فعالیت‌ها، آثار و تحقیقات استادانی همانند استاد اشراقی منوط به فهم این تغییرات است که در دوره‌ی تجدد اتفاق افتاد؛ یعنی آن دسته از فعالیت‌هایی که تاریخ را از یک فعالیت مبتنی بر قواعد و اسلوب‌ها قدیم به یک رشته‌ی تخصصی علمی تبدیل کرد. در دوره‌ی جدید تاریخ‌نگاری‌ در ایران که از دوره‌ی مشروطه به بعد استقرار نهادهای علمی و آموزشی جدید آغاز می‌گردد؛ تاریخ‌نگاری رفته‌رفته به عنوان یک موضوع کاملاً تخصصی ظاهر می‌شود؛ یعنی زمینه برای فعالیت نسلی از مورخان فراهم می‌شود که به صورت حرفه‌ای آموزش می‌دیدند و از اصول و قواعد و قوانین معینی در تاریخ‌نگاری پیروی می‌کردند. فعالیت‌ها و آثار دکتر اشراقی در حقیقت می‌توانند در دروه‌ی انتقال و گذار از وضع تاریخ‌نویسی پیشاجدید به دوره‌ی جدید مقداری مرتبط شود؛ یعنی نسل اول استادانی که در دوره‌ی جدید شروع به فعالیت علمی تاریخ‌نویسی کردند. افرادی مانند وحید الملک شیبانی و غلامرضا رشید یاسمی و عباس اقبال آشتیانی و از همه موثرتر، مرحوم نصراله فلسفی که این نسل در حقیقت در تاریخ‌نویسی ایران بنایی را نهادند و زمینه‌ای را فراهم کردند و تجربه‌ای را منتقل نمودند که نسل دومی که به عنوان شاگرد در خدمت این اساتید بودند؛ تاریخ را به صورت یک رشته‌ی تخصصی علمی و مبتنی بر اصول و قواعد‌ی که عرض کردم؛ در نظر می‌گرفتند. با این حال در مجموعه‌ی این فعالیت‌ها و با توجه به آثاری که دکتر اشراقی منتشر کردند؛ می‌شود رویکردهای تخصصی ایشان را از چند منظر مورد توجه قرار داد. ایشان عمیقاً وفادار به سنت پژوهشی اقبال آشتیانی در حوزه‌ی تصحیح متون بودند و همین مساله باعث شد که تعدادی از مهمترین متون تاریخی دوره‌ی صفویه با اشراف و نظارت و تصحیح و توضیحات دکتر اشراقی منتشر شده و راهگشای نسل بعدی محققان صفویه‌شناس شود؛ ولی دامنه‌ی فعالیت‌های دکتر اشراقی به تصحیح متن محدود نشده است و در واقع ایشان به دلیل تجربه‌ی طولانی و تحصیل و زمینه‌ی تحقیقاتی منظمی که نزد استادان مذکور داشتند؛ مجموعه‌ای از علاقه به تاریخ را در کنار رویکرد ادبی نسبت به تاریخ، در کنار اهمیت جغرافیا برای تاریخ و اهمیت حوزه‌ی علوم اجتماعی و اقتصادی و مخصوصاً روانشناسی قرار دادند و این برای من که افتخار شاگردی ایشان را در حوزه‌های متفاوت داشتم؛ همیشه جذاب بوده است. این رویکردهای چندگانه، عملاً افق‌های جدیدی را در زمینه تاریخ بخصوص تاریخ صفوی گشود؛ اما یک زاویه‌ی دیگر هم در کارهای ایشان قابل اشاره است و آن علاقه‌ی جدی و قلبی و علمی استاد به مباحث مربوط به تاریخ و فرهنگ قزوین است؛ یعنی می‌شود قزوین‌شناسی را هم بخشی از حوزه‌ی علاقه دکتر اشراقی در نظر گرفت و این به نحو خیلی ظریفی ممزوج است. حتی در متونی که توسط ایشان تصحیح شده است؛ می‌توان این علاقه به قزوین را تشخیص داد. خلاصه التواریخ قاضی احمد قومی که یک متن فوق‌العاده مهم در مسائل مربوط به تاریخ قرن دهم صفویه به شمار می‌رود؛ در واقع بهترین نمونه‌ی تاریخ‌نگاری مکتب قزوین به شمار می‌رود و بخش قابل توجهی از آنچه در این کتاب بیان می‌شود؛ عملاً اشاره به پایتختی قزوین در دوره‌ی پیش از شاه عباس اول صفوی است. آثاری اینچنین موجود است؛ اما دکتر اشراقی سعی کردند حتی در بخش شعر و ادبیات با توجه به اشعار عبدی بیگ شیرازی نیز بخش‌های گم شده‌ی تاریخ قزوین را به تصویر بکشند. در حقیقت پژوهش دکتر اشراقی در زمینه قزوین و صفویه‌ی حلقه‌ای از حلقه‌های بزرگتر دلبستگی ایشان به تاریخ ایران به مثابه‌ی یک تمدن دیرپاست و علاقه‌ی ایشان به فرهنگ و تمدن ایران و ایجاد علاقه در دانشجویان است. هیچ برنامه‌ای بین‌المللی وجود نداشته در باب تحقیقات صفوی‌شناسی که ایشان سخنران نباشند و اگر نبودند برنامه‌ای نبوده که از ایشان و تحقیقاتشان سخنی به میان نیاید و این افتخار بزرگی برای ماست.

شنبه 17 شهريور 1397
03:37:40
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT