خلاقیت زنانه در هنر نقاشی!


مریم بهبهانی‌فر
نقاشی یا نگارگری فرآیندی است که طی آن رنگ بر روی یک سطح مانند کاغذ یا بوم ایجاد نقش می‌کند و فردی که این فرآیند توسط او انجام می‌گیرد؛ نقاش نام دارد. به‌ویژه زمانی که نقاشی، حرفه شخص باشد. وقتی صحبت از واژه نقاشی یا نقاشی کردن به میان می‌آید؛ طبیعتا پدیده‌ای در نظر ما مجسم می‌شود که از ترکیب رنگ‌ها به وجود آمده و به دست انسان ساخته شده است. قزوین نیز که در عرصه هنر سابقه طولانی دارد و در عرصه‌های مختلف فرهنگی و ادبی از خود کارنامه درخشانی بر جای گذاشته است؛ در زمینه نقاشی و شاخه‌های مربوط به این رشته هنری، هنرمندان بسیاری را در خود پرورش داده است. البته با توجه به پیشیینه‌ و سابقه‌ای که این استان در حوزه هنر دارد و با وجود آن که نقاشان برجسته‌ای دارد؛ شاهد هستیم فعالان این رشته هنری آن گونه که باید مورد توجه قرار نمی‌گیرند و با دغدغه‌هایی روبرو هستند. این هفته، برخی از بانوان فعال در این رشته هنری میهمان ولایت بودند و از چالش‌های پیش روی خود در این عرصه گفتند. اعظم اکبر حلوایی، کارشناس هنرهای تجسمی که شاگرد «هانیبال‌ الخاص» بوده و اکنون موسس نگارخانه لاجورد و مدرس نقاشی و طراحی در هنرستان ها و مراکز پیش دانشگاهی هنر استان است با اشاره به سابقه فعالیت خود در این رشته هنری و حضور در نمایشگاه‌های نقاشی اظهار می‌کند: تاکنون توانسته‌ام آثار خود را در نمایشگاه‌های زیادی به نمایش بگذارم که ازجمله آن‌ها می‌توانم به حضور در نمایشگاه انفرادی نگارخانه عارف، حضور در نمایشگاه گروهی هنرآموزان قزوین، حضور در نمایشگاه گروهی تهران گالری لاله ویژه شاگردان هانیبال الخاص، حضور در نمایشگاه گروهی گالری طراحان آزاد و حضور در نمایشگاه گروهی گالری آرته اشاره کنم که با حضور در هریک از این نمایشگاه‌ها به تجربه‌های خوبی دست پیدا کردم. او با اشاره به سبک خود در تولید آثار می‌گوید: در تولید اثر بیشتر سبک «اکسپرسیونیست فیگوراتیو»، «زندگی و زن» را دنبال می‌کنم. پرداختن به این سبک برای من بسیار لذت بخش است و امیدوارم دیگر مخاطبان نیز به سبک من علاقه داشته باشند. این بانوی نقاش قزوینی درباره مشکلات صنفی فعالان رشته هنری نقاشی به ویژه بانوان این عرصه تصریح می‌کند: هنر به ‌عنوان یکی از عرصه‌های جهان اجتماعی، اصولا عرصه‌ای شفاف نیست. در ایران اما این شفاف نبودن، به دلایل بسیار، جدی‌تر است. یکی از این دلایل، ضعیف بودن واسطه‌های فرهنگی و مشخصا رسانه‌های هنری در تثلیث تولید، توزیع و مصرف هنری است. اکبرحلوایی می‌افزاید: ضعیف‌ترین حلقه در هنر، اگر نگوییم حلقه مفقوده در ایران، حلقه توزیع است که شامل رسانه‌ها، منتقدان، نهادهای هنری، کارشناسان، موزه‌داران، مورخان، ناشران و... می‌شود. این واسطه‌های هنری اگرچه حلقه پیوند میان جامعه هنری و کل جامعه‌اند ضعف این حلقه در بستن جامعه هنری به روی خود نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.  هنر در کشور رشد ناموزونی داشته است او ادامه می‌دهد: در ایران ما با هنر روبه‌رو نیستیم، با هنرها سر و کار داریم و هنرها در جامعه‌ی ما رشد و توسعه‌ی ناموزونی داشته‌اند. همه‌ی انواع هفت یا ده‌گانه‌اش، هرکدام به‌ علت تحولات سیاسی و اجتماعی بسیار، سرنوشت متفاوتی یافته‌اند. به عنوان مثال در عرصه‌ی موسیقی، مجسمه‌سازی، نقاشی، به‌عنوان هنرهای والا، هنرمندان اغلب از «فرج بعد از شدت» سخن می‌گویند؛ از اوایل انقلاب، دورانی که با تبر به‌سراغ مجسمه‌های شهر برای تخریبشان می‌رفتند، داشتن ساز موسیقی ممنوع بود، ﭘرتره و آناتومی در دانشکده تدریس نمی‌شد؛ البته تا همین چند سال گذشته نیز طراحی فیگور در کلوپ‌های طراحی حکم دستگیری داشت‌‌! این هنرمند قزوینی با اشاره به جایگاه هنر در ایران بیان می‌کند: در ایران، واسطه‌های فرهنگی، به‌عنوان عوامل توزیع هنر، ضعیف‌ترین حلقه در تثلیث تولید، توزیع و مصرف فرهنگی‌اند. اول اینکه عمومیت را در همه‌ی شاخه‌های هنری نمی‌توان دید و خصوصاً هنرهای زیبا در اختیار و دسترس مردم نیست و سپس، چنانچه اشاره کردم، تحولات تاریخ سیاسی ما نیز بر عرصه‌ی هنر تاثیرهای مخرب مستقیمی داشته است. برخلاف اروپا، در ایران آموزش، رسانه‌ها، نهادهای هنری... اگر نگوییم هیچ نقشی، مسلماً نقش موثری در عمومیت و دمکراتیزاسیون عرصه‌ی هنری ندارند. زنگ هنر در نظام آموزشی ما اغلب زنگ تفریح و در بهترین حالت زنگ خطاطی است‌. هیچ سازی در رسانه‌ها دیده نمی‌شود و در دیگر حوزه‌های هنرهای زیبا، با هنرمندان جهان و آثار هنری جهانی، از این طریق آشنا نمی‌شویم.  نقاشی همیشه با ابهام و احتیاط همراه است اکبر حلوایی، نبود بازار های فروش را یکی از چالش‌های هنرمندان صنایع دستی و هنرهای تجسمی عنوان و اظهار می‌کند: درباره فعالیت‌های هنری، از قبیل نمایشگاه‌ها و کنسرت‌ها، اطلاع‌رسانی همگانی و درستی انجام نمی‌شود و در برخی موارد هم بسیار گران و خارج از توان مالی مردم‌هستند . به این ترتیب، عرصه‌ی هنر عرصه‌ی بسته‌ای باقی می‌ماند که جز کنشگران و مخاطبان معمول به آن دسترسی ندارند. از سوی دیگر، برخی از شاخه‌های هنری که از غرب آمده‌اند؛ جوان‌هستند و هنوز سنت‌های خاص خود و تباری ایجاد نکرده‌اند و بسیاری از هنرهای بومی نیز نتوانسته‌اند خود را تجدید کنند و هم از نظر آموزشی و هم هنری، کادر سنتی و بستة خود را حفظ کرده‌اند در نتیجه، مقصود از هنر همچنان هنرهای والاست (نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی کلاسیک، تئاتر پیشگام...) و دیگر شاخه‌های بومی‌تر و مردمی‌تر هنر هنوز «مشروعیت» نیافته‌اند. او می‌گوید‌: به عقیده من به همین دلایل است که جامعه‌شناسی هنر بوردیو و الگوی سه فرهنگ وی که تکیه‌اش بر نسبت سرمایه‌ی اقتصادی و سرمایه‌ی فرهنگی، قابلیت‌ها، منش است. ‌اگر امروزه در اروپا، به‌دلیل تحولات وسیع عرصه‌ی هنر و فرهنگ در چند دهه‌ی اخیر، با پرسش‌های جدی روبه‌رو است، در ایران مصداق بیشتری می‌یابد و در تحلیل وضعیت هنر و فرهنگ در جامعه‌ی ما ابزار بسیار کارآمدی است. این بانوی هنرمند درباره تبعیض میان بانوان و آقایان در هنر و هنر نقاشی ‌می‌گوید: بخشی از موقعیت زنان در هنر محصول موقعیت خود هنر در ایران است و نمی‌توان جایگاه زنان را از زمینه و موقعیت هر کدام از رشته‌های هنری در جامعه، منتزع کرد‌. شغل هنر به ویژه نقاشی همیشه با ابهام و احتیاط همراه بوده و اینکه زنان نقاش چه وضعیتی در دید کلی جامعه داشته باشند؛ شاید کمی پر ابهام‌تر و پر‌‌احتیاط‌تر باشد، مگر اینکه هنرمند ‌برای تولید آثارش سر فصل مشخص و مطابق با اصول تعریف شده و از پیش تعیین شده‌، بی‌ضرر و بی‌شبهه داشته باشد ‌و به قول شاعر‌: یا هزاران شاید دیگر‌... او معتقد است: هنگامی که از هنر زنان سخن می‌گوییم، پیش از هر چیزی باید به تفاوت آن با هنر فمنیستی و هنر زنانه توجه کنیم؛ هنر زنانه به آثاری اطلاق می‌شود که زنان خلق کرده‌اند؛ اما همان‌گونه که گفتیم هنر زنانه هنری است با فرض خصوصیت‌های زنانه برای اثری که پدیدآورنده‌ی آن ممکن است؛ مرد باشد. هنر فمنیستی نیز هنری است که موضوع آن را احساسات و تجربه‌های زیستی، عاطفی و هیجانی زن تشکیل می‌دهد، تجربه‌هایی که با صراحتی بی‌سابقه به نمایش درمی‌آیند و تلاشی عامدانه را برای دستیابی به فرم و زبان زنانه منعکس می‌کنند. اکبر حلوایی می‌گوید: آثاری موفق که زنان با تکیه بر فردیت خود خلق می‌کنند و مبتنی بر تجربه‌های زیستی و در نتیجه متمایز از مردان است. خارج از این حیطه، هر تلاشی برای دست یافتن به زبان و فرم‌های ناب زنانه به بیراهه رفتن است. هنر زنانه وجود ندارد؛ بلکه آنچه وجود دارد، هنر زنان است. هنر زنان ملاک‌هایی عام از زیبایی، ظرافت و لطافت نیست که دستاویز منتقدان برای کم اهمیت جلوه دادن اثر هنری شود؛ بلکه با تجربه زیستی، زنان در اجتماع ملی، شهری، و مسائلی چون کارِخانه، پرورش کودک، و کار بیرون از خانه درارتباط است. این بانوی هنرمند با بیان این مطلب که ‌قزوین از پیشینه‌ای غنی در زمینه‌ی فرهنگ و هنر برخوردار است؛ می‌افزاید: برای آنکه بتوان این حوزه را در استان تقویت کرد باید به اصلاح باورها به ویژه تفکر غالب از هنر، فرهنگ و بازنگری بر هر آنچه تا کنون در این حوزه اتفاق افتاده‌، پرداخته شود‌؛ البته اوضاع هنرهای سنتی کاملا با هنرهای زیبا متفاوت است، منظور نظر هنرهای زیبا و بویژه نقاشی است‌. مادامی که با گوشه چشم اوقات فراعت و تفریح به فرهنگ و هنر نگریسته می‌شود و بسیاری از جنبه‌های مثبت اجتماعی و پیشگیری احتمالی از آسیب‌های اجتماعی را علاوه بر کارکرد‌های دیگر هنر که بر همگان هویداست به شمار نیاوریم و در زمره مشاغل آن را محسوب نکنیم ‌و به چشم زنگ تفریح به آن نگاه کنیم؛ البته آن هم کنترل شده که مبادا از خط قرمز ‌قوانین موجود فراتر رود و باعث تشویش اذهان شود‌!!، تقویتی و تفکری اتفاق نخواهد افتاد‌. اگر تحول واقعی می‌خواهیم باید ریشه‌یابی کنیم‌، مطالعه و تحقیق جامعه‌شناسانه انجام دهیم‌، اینکه فقط به دنبال دستاورد باشیم و تهیه‌ی لیست دستاوردها‌، به صورت مکتوب و غیر‌عملی کاری از پیش نبرده و نمی‌بریم‌.  هنرمند نباید برای برپایی نمایشگاه هزینه پرداخت کند فیروزه ولدآبادی، کارشناس گرافیک که از سال 1378 به طور مداوم به کار هنری پرداخته است نیز دیگر میهمان ولایت بود و در سخنانی اظهار می‌کند: کار در عرصه هنر را ‌با نقاشی شروع کردم و با گرایش به تصویرسازی فعالیت خود را ادامه دادم و تا‌کنون یک نمایشگاه انفرادی و پنج نمایشگاه گروهی آغاز کردم. او می‌افزاید: اولین نمایشگاه انفرادی خود را در سن 18 سالگی با تشویق و کمک استاد بزرگوارم حسین یعقوبیان برگزار کردم‌. در آن زمان با توجه به رونق بیشتر گالری‌ها و نبود فضای مجازی، نمایشگاه با استقبال خوبی مواجه شد و به جرات می‌توانم بگویم آن نمایشگاه خط کاری من را تغییر داد و سبب شد با افراد متخصص زیادی آشنا شوم. این بانوی نقاش قزوینی درباره‌ی مشکلات هنرمندان بیان می‌کند: وجود انجمن فعال با پشتوانه‌ی مالی برای حمایت از هنرمندان، کمبود فضای حرفه‌ای ویژه برپایی نمایشگاه که از ابتدایی‌ترین نیازهای هنرمندان است؛ مهمترین مشکل جامعه هنرمندان می‌باشد؛ البته اگر این مشکلات کلی که شامل تمام هنرمندان است برطرف شوند به طور حتم اثر خوب راه خودش را پیدا می‌کند‌. در گذشته هنرمند برای برپایی نمایشگاه کمک هزینه دریافت می‌کرد؛ ولی به مرور تغییر پیدا کرد و در حال حاضر هنرمند برای برپایی نمایشگاه هزینه پرداخت می‌کند. ولد‌آبادی ادامه می‌دهد: در چند سال گذشته صحبت‌های زیادی در مورد اقتصاد هنر شده؛ ولی‌ در استان ما به دلیل عدم حمایت مسئولان و عدم فرهنگسازی اتفاق خاصی نیفتاده است‌. او با بیان این مطلب که به صراحت می‌توان عنوان کرد که در برخی از رشته‌های هنری ‌خانم‌ها از فعالیت‌ها کنار گذاشته می‌شوند‌؛ می‌افزاید‌: تقویت انجمن هنرهای تجسمی، تقویت زیرساخت‌ها و گسترش آموزش‌های اصولی می‌تواند در کاهش مشکلات هنرمندان تاثیرگذار باشد؛ البته با افتتاح خانه هنرمندان نور امیدی روشن شده است. این بانوی هنرمند خاطر‌نشان می‌کند: برای فرهنگسازی بنیادی و توجه به هنر می‌توانیم از کودکان و نوجوانان شروع کنیم و با برنامه‌ریزی هدفمند به بالا بردن سطح فعالیت‌های هنری استان کمک کنیم. امیدوارم اقدام خوبی که در یک ساله گذشته در هنر استان افتاده بیشتر شود.  هنرمند اگر دغدغه نداشته باشد؛ می‌تواند هنر بکر تولید کند فرناز فرنیا فارغ‌التحصل رشته گرافیک و فعال هنری نیز در سخنانی اظهار می‌کند: به رشته هنری نقاشی علاقه زیادی داشتم از این‌رو فعالیت در این هنر را انتخاب کردم‌. تاکنون در چندین مسابقه و جشنواره شرکت کرده و رتبه‌های خوبی را از آن خود کردم. او با بیان این مطلب که تا‌کنون چندین نمایشگاه گروهی و فردی برگزار کرده‌ام؛ می‌گوید: در تولید آثار بیشتر به صورت انتزاعی کار کرده‌ام‌، به ترکیب فرم‌ها و رنگ‌ها می‌پردازم‌. مجموعه‌ای هم برای بازشناسی هویت شهر قزوین و محیط‌های شهری ‌با زاویه متفاوت کار کرده‌ام و در جستجوی آن بودم که نگاهی پرواز گونه به موضوع‌های واقع‌گرایانه و رئالیستی داشته باشم ‌که آثار مرا به انتزاع سوق داده است. این بانوی هنرمند با اشاره به مشکلات و چالش‌های پیش روی هنرمندان می‌گوید: نبود امکانات و عدم درآمد از مهمترین دغدغه‌های نقاشان است از این‌رو آنها در اوقات فراغت به این رشته می‌پردازند. همین سبب شده رشته نقاشی به حاشیه کشانده شود و در آن رشد و شکوفایی را شاهد نباشیم‌. فرنیا معتقد است: شرایط زندگی به گونه‌ای شده که بانوان فرصت کمتر برای فعالیت در زمینه صنایع دستی داشته باشند‌. همچنین مشکلات اقتصادی جامعه تاثیر خود را بر عرصه هنر نیز گذاشته است‌. هنرمند اگر ذهنی فارغ از دغدغه داشته باشد؛ می‌تواند اثر هنری شاخص تولید کند؛ ولی امروزه که هنرمندان با بحران اقتصادی و نگرانی مالی روبرو هستند چگونه می‌توانند اثر هنر بکر خلق کنند. او همچنین با اشاره به عدم همکاری مسئولان با هنرمندان خاطر‌نشان می‌کند: متاسفانه در بسیاری مواقع مسئولان با هنرمندان همراه نیستند و ‌اغلب هنرمندان در جامعه مظلوم واقع می‌شوند‌. اگر مسئولان از طریق تامین منابع مالی و تعیین بودجه، ارایه امکانات و ابزار مورد نیاز یا خرید آثار هنری هنرمندان را حمایت کنند بسیاری از چالش‌های هنرمندان ‌برطرف می‌شود در این صورت آثار ارزشمندی‌تری هم تولید می‌کنند‌.

چهارشنبه 14 شهريور 1397
04:20:28
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT