افغانستان؛ باز هم عرصه تاخت و تاز


سید ابوالفضل هاشمی
زندگی روزمره مردم افغانستان با حملات خونین همراه شده است در واقع باید گفت که شیوه‌های طالبان به علت مواجهه و رقابت ناشی از داعش افراطی‌تر شده، آنها 40 درصد از سرزمین افغانستان را کنترل می‌کنند و در چندین نهاد، گاهی به طور مستقل اقدام می‌کنند و فراتر از قوم پشتون که به طور سنتی گروه آنها را تشکیل می‌دهند؛ نیرو جذب کرده و قادرند حملاتی را در هر زمانی از سال آغاز کنند. اکنون طالبان بسیار قدرتمندتر از هفده سال پیش که با مداخله آمریکا که از کابل بیرون رانده شدند؛ به پناهگاه‌های خود بازگشتند و اکنون علاوه بر افزایش حملات در طول سال، شیوه‌های طالبان نیز تغییر کرده به طوری که چند سال پیش نیروهای مسلح خارجی یا مواضع دولت افغانستان را هدف قرار می‌دادند؛ ولی اکنون حملات آنها باعث کشته شدن صدها غیرنظامی شده است. در سال‌های اخیر داعش در افغانستان مستقر شده است. استقرار آنها به دسامبر 2014 برمی‌گردد و حمله آنها در سال 2015 آغاز شد رقابت بین دو گروه وجود دارد؛ نبردهای شدیدی بین آنها وجود داشت. زمانی که داعش سر طالبان را می‌برید؛ طالبان نیز همین کار را می‌کرد و آنها را در کنار جاده قرار می‌داد. با وجود این، همواره تفاوت مهمی بین آن دو وجود دارد؛ اگرچه طالبان افراطیون مذهبی هستند؛ اما مبارزه آنها شامل بعد ملی‌گرایی نیز می‌شود: از نظر آنها مبارزه با تهاجم خارجی مطرح است؛ ولی راهبرد داعش بین‌المللی است؛ این گروه نمی‌خواهد در کشوری مستقر شود که آن را پشت جبهه حمله به مناطق دیگر جهان قرار می‌دهد در واقع هدف آنان دامن زدن به جنگ داخلی بین مذهبی و بین قومی است؛ بنابراین مساجد و عبادتگاه‌های شیعه را هدف قرار می‌دهند. امروز افغانستان در بن‌بست نظامی است. هیچ طرفی نتوانسته بر طرف دیگر پیروز شود، دولت قادر نیست امنیت را به ویژه در خیابان‌های کابل تامین کند طالبان نیز فقط توانسته است شهرهای کوچک و نه شهرهای بزرگ را کنترل کند. این دو طرف باید از طریق گفتگو با یکدیگر به درگیری‌ها پایان دهند، هنوز زمان لازم است که روزی دو طرف یکدیگر را به رسمیت بشناسند. مدتی پیش"کارلوتّا گال" در نیویورک تایمز نوشت: سیاست آمریکا در آسیای میانه و خاورمیانه در عمل دو قدرت مهم مخالف ایران را در هم شکست: قدرت صدام حسین در عراق و قدرت طالبان در افغانستان و حالا آمریکایی‌هایی که از گذشته درس نگرفته‌اند؛ بار دیگر می‌خواهند نفوذ خود را در افغانستان با محوریت شرارت علیه ایران محک بزنند، این حضور بدان دلیل است که امروز ایران روابطی را با طالبان و نیز با برخی از شبه نظامیان مهم شیعه‌ی این کشور و به منظور مقابله با داعش برقرار کرده است. طالبان که به نوعی از چین جواز سیاسی کسب نمود، اکنون در مقابل تهدید پرچم‌های سیاه علیه ایران، خود را مخاطب خود می‌بینند؛ البته از منظر زیربنایی افغانستان به همراه پاکستان یک گذرگاه اجباری برای چین و عرصه رقابت با هند است حال واشنگتن می‌خواهد تمامی کانال های ارتباطی با شبه نظامیان را به خود متصل کند. طالبان فقط در سخن، با انجام مذاکرات مخالفت می‌کند. در واقعیت همواره خواسته است تا در خصوص تقسیم قدرت در کابل وارد چانه‌زنی شود؛ طالبان در عمل، هم با کابل و هم با آمریکا مذاکره می‌کند؛ طالبان پس از مذاکرات مستقیم با مقامات امریکا (سازمان دهنده و پشتیبان این گروه افراطی‌) ـ در قطر ـ به ارزیابی مثبت روی آورد؛ البته شواهد گویای نیت قاطعانه امریکا برای ممانعت از قرابت احتمالی طالبان با بازیکنان دیگر از جمله ایران و روسیه دارد. تفکر ایجاد لنگرگاه آرام برای طالبان چیز جدیدی نیست؛ هواداران این تفکر باور دارند که تامین پناهگاه‌های امن برای شبه نظامیان، امکان خارج کردن طالبان از خاک پاکستان را مهیا خواهد ساخت. البته اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان، مخالف این ابتکار عمل نیست؛ اما عبداله عبداله، رئیس اجرایی افغانستان، با تحقق این تفکر مخالف است. نگاهی به گذشته نه چندان دور نشان می‌دهد که اسفند ماه 1396 به طور رسمی مذاکرات آغاز شد؛ اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان، به رسمیت شناختن گروه سیاسی طالبان و گشایش نمایندگی رسمی این گروه در کابل و صدور گذرنامه و روادید برای اعضای این گروه و خانواده‌هایشان و همچنین، آغاز فرآیند آزاد‌سازی نیروهای زندانی طالبان را وعده داد. این وعده‌ها در حالی داده شد که از سال 2003 میلادی، شورای امنیت سازمان ملل متحد طالبان را سازمان تروریستی اعلام کرده است. حال باید به این درک رسید که چانه‌زنی‌ها با تروریست‌ها به یک اقدام اجباری تبدیل شده و اوضاع جاری در منطقه بسیار وحشتناک است؛ چرا که اگر طالبان از انجام مذاکرات امتناع کند، در آن صورت اوضاع وحشتناک‌تر نیز خواهد شد. سیستم سیاسی افغانستان دچار بحران و وضعیت نظامی بی‌ثبات دارد و چنین شرایطی به هیچ‌وجه، به نفع ائتلاف به سرکردگی آمریکا نیست؛ چرا که تابستان 1396، ترامپ استراتژی جدید آمریکا در قبال افغانستان را مطرح کرد؛ مقامات بلندپایه آمریکا اتفاق نظر دارند که جنگ افغانستان نه تنها موفقیت‌آمیز نبوده؛ بلکه آمریکا شکست خورده است و باید کاری کند تا از این بن‌بست رهایی یابد، از این‌رو استراتژی جدید آمریکا "حضور نظامیان بیشتر، کسب اختیارات بیشتر، برقراری همکاری‌های منطقه‌ای بیشتر و اعمال فشار بیشتر بر پاکستان و هند " اعلام شده است. در حالی که آمریکایی‌ها اعضای برجسته‌ای از داعش را در پی شکست نبردهای سوریه به افغانستان انتقال داده‌اند، تحلیلگران در واشنگتن، پنتاگون و وزارت امور خارجه آمریکا علت اصلی درگیری‌ها در افغانستان را سیاست طالبان و اقدامات ایران، روسیه و پاکستان می‌دانند. در این میان، پیش‌بینی وضعیت افغانستان یک امر غیر‌ممکن و بی‌معنی است؛ اما تحقق دو سناریو بسیار محتمل می‌باشد: نخست ـ احتمال دارد، اوضاع مطابق با سناریوی آمریکا و رئیس‌جمهور غنی پیش برود؛ یعنی طالبان و یا عناصر وابسته به آن به تدریج، با حیات سیاسی و قانونی کشور همگرایی پیدا کنند. بخشی از نیروهای طالبان برای این هدف تلاش نخواهد کرد و به جنگ تروریستی و شورشی خود ادامه خواهد داد؛ اما این داستان نیز کمی متفاوت خواهد بود. سناریوی دوم محافظه‌کارانه‌تر است؛ چرا که پیش‌بینی می‌شود روند مذاکرات و همگرایی ناکام خواهد ماند؛ اوضاع وخیم‌تر خواهد شد، طالبان به جنگ خود ادامه خواهد داد و کابل عقب‌نشینی خواهد کرد. آمریکا نیز ضمن ادامه دادن تلاش‌هایش برای برقراری سازش در جامعه پیچیده افغانستان، در باتلاق افغانستان بیشتر فرو خواهد رفت.

دوشنبه 15 مرداد 1397
04:24:31
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT