خشونت مردانه در خانه


فریبا پروینیان
برخورد فیزیکی و یا اصطلاحا «کتک زدن» زن توسط همسرش تاریخچه‌ای طولانی دارد و در بسیاری از اعصار شکل قانونی رفتار تلقی شده است؛ که بسط منطقی نقش‌های مردان و زنان است. کتک زدن زن توسط شوهرش هم علت و هم معلول نابرابری قدرت بین مردان و زنان در جوامع است. نابرابری در قدرت، کتک زدن زن را ایجاد می‌کند، چرا که کتک زدن به عنوان منطق برای مرد عمل می‌کند تا همسر خود را «به نظم» درآورد، درست مثل والدینی که کودک خود را تابع نظم می‌گردانند! در سنت ما کتک خوردن زن و دم بر نیاوردن او امری طبیعی است؛ در صورتی که در قوانین حقوقی تصریح شده است، جرم به خودی خود در هر جا اتفاق بیفتد؛ جرم شناخته می‌شود و باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد؛ اما در داخل خانواده در یک محل خصوصی با انواع توجیه‌ها جرم محسوب نمی‌شود. آیا این جرم به دلیل اینکه توسط نزدیکترین فرد که شوهر اوست انجام می‌شود، مستحق تشدید مجازات نیست، حال آنکه در دادگاه‌های ما زن را دعوت به صبوری می‌نمایند و از او می‌خواهند به محل جرم برگردد، با این امید که مرد متنبه شود! با نگاهی به خانواده‌ها شاهدیم که زنان معمولاً رفتار خشونت‌آمیز شوهر خود را تحمل می‌کنند و پذیرش رفتار خشونت‌آمیز همسر پیش از آنکه فردی باشد؛ اجتماعی است و در شرایطی که هنوز الگوی مثبتی تلقی نمی‌شود و حتی به نوعی تشویق می‌گردد نباید انتظار دیگری داشت! جالب اینجاست در برخی رویکردهای روان شناختی، کتک خوردن زن را اینگونه توجیه می‌کنند که کتک خوردن به دلیل آسیب شناختی زن رخ می‌دهد. در این دیدگاه، زن فردی در نظر گرفته می‌شود که دچار اختلال است که حمله را می‌پذیرد و به گونه‌ای خود تخریب‌گرایانه با مردی که او را کتک می‌زند؛ زندگی می‌کند. روانکاو، چنین زنی را آزار طلب می‌داند. این دیدگاه قربانی را سرزنش می‌کند. خشونت کلامی و عاطفی به عنوان بالاترین نوع خشونت موید این مساله است که سلامت روان و به عبارتی بهداشت روان زنان مورد آسیب و تهاجم قرار گرفته است و نتیجه آن کاهش اعتماد به نفس، بروز اضطراب و اختلالات روانی در زن می‌شود. هر کدام این مسایل می‌تواند عوارض و تبعات خاص خود را به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال هزینه‌های درمان این صدمات، آسیب روانی به فرزندان، غیبت از محل کار و غیره باعث افزایش بار مالی جامعه می‌گردد. باید اقرار کرد زنانی که دارای الگوی جامعه پذیری رایج هستند، نسبت به زنانی که به سرمایه‌های اجتماعی دسترسی ندارند و مطابق الگوهای جامعه پذیری رایج عمل می‌کنند بیشتر به مراکز مشاوره، دادگاه‌ها و پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند و کمتر مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند و دارای سطح سلامت بالاتری هستند. عوامل مالی، فقدان حمایت‌های قانونی و اجتماعی، دخالت خانواده همسران، عوامل روانشناختی، کوتاهی در امور خانه، تربیت فرزندان و عوامل فرهنگی و مذهب در خشونت نسبت به زنان در خانواده موثرند. در صورت وجود روابط متعادل و متقارن از نوع همکاری، همدلی و گفتمانی در خانواده از میزان خشونت علیه زنان کاسته می‌شود. در این بین نقش روابط گفتمانی موثرتر از سایر روابط است یعنی با تغییر کامل روابط از نوع مردانه و زنانه به روابطی متعادل‌تر، از میزان خشونت در خانواده کاسته خواهد شد. رهبر انقلاب می‌فرمایند: «مساله اصلی زن، آن مساله اساسی است که امروز در غرب متاسفانه از بین رفته است و آن همان احساس آرامش و احساس امنیت و احساس امکان بروز استعداد و مورد ستم قرار نگرفتن در جامعه و در خانواده و در خانه‌ی شوهر و در خانه‌ی پدر و امثال اینهاست.

سه شنبه 19 تير 1397
04:13:16
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT