انقلاب مشروطه و همت والای بانوی قزوینی


فاطمه معزی


با پیش آمدن انقلاب مشروطه دگرگونی‌های بسیاری در ایران روی داد و گویی طرحی نو در افکنده شد. یکی از این دگرگونی‌ها تکثر نشریات و باز شدن فضای سیاسی بود و مطالبات جامعه شکل دیگری به خود گرفت. زنان گرچه پای در عرصه سیاست نگذاشتند؛ اما حضورشان در مطبوعات محسوس شد و این حضور نه به شکل مقالات، بلکه به شکل مکتوبات بود.

پس از تشکیل نخستین مجلس شورای ملی، مساله استقراض مجدد از دولت‌های بیگانه بار دیگر مطرح شد و این بار راه‌حلی به غیر از استقراض از سوی نمایندگان مجلس پیشنهاد شد و آن هم تاسیس بانک ملی با سرمایه ایرانی بود. تا پیش از این بانک‌هایی چون بانک شاهی و بانک شاهنشاهی در ایران فعالیت می‌کردند که سرمایه‌گذران این دو بانک، روس و انگلیس بودند که از هیچ منفعتی خود را بی‌نصیب نگه نمی‌داشتند. برای تشکیل نخستین بانک ملی در مجلس بحث‌های فراوان شد و بسیاری از رجال با دادن وجوهی برای تاسیس بانک سرمایه‌گذاری کردند و از ملت و دیگر رجال نیز خواستار آن شدند تا به صورت داوطلبانه برای تاسیس این بانک اقدام کنند.

زنان نیز از نخستین کسانی بودند که برای این کار داوطلب شدند و مشارکت خود را اعلام کردند و این امر در حالی صورت می‌گرفت که زنان این دوره فاقد شغل و درآمد بودند و به غیر از طبقه اشراف که درآمدهای ملکی داشتند؛ اکثر آنان اندوخته‌ای غیر از طلا و جواهرات اندک خود نداشتند. در اعلان تاسیس بانک ملی  با ذکر کلمه "حتی‌" به این نکته به صراحت اشاره شده است: «اهل مجلس محض پاس حقوق شاهانه و حفظ شئونات ملتی و ملاحظات خیرخواهانه دولت و ملت، قرض از خارجه را تصویب ننمودند. عموم اهالی غیرتمند وطن‌پرست که خدای ناصر و حافظشان باد حتی مخدرات محترمه در مجالس و مساجد و معابر به صدا درآمدند که این وجه را ولو اینکه مجاناً باشد و بلاعوض خودمان حاضریم که به دولت داده و از خارجه استقراض نشود». (1)

یکی از داوطلبان، زنی از قزوین بود که از فواید بانک ملی به خوبی آگاه است و در حد توان خود سعی دارد که گامی برای استقلال اقتصادی کشورش بردارد و به همین منظور زیورآلات خود را که سرمایه‌ای است در پستوی خانه‌اش و برای روز مبادا نگهداری کرده است به اضافه اندوخته «زنی از همسایگان» به خانه ملت می‌فرستد؛ بلکه بانک ملی راه بیفتد. این مکتوب در نشریات مختلف آن زمان چون مجلس و حبل‌المتین منتشر شد. این روزنامه با انتشار خبری، ضمن توضیحی کوتاه در‌باره همت والای این بانوی قزوینی، مکتوب او را منتشر کرده است:

 «حسب‌الامر آقای رئیس و سایر اعضای مجلس به درج آن می‌پردازیم تا اعیان و بزرگان مملکت ما که دارای آلاف الوف وجه نقد ما هستند و با بانک ملی مساعدت نمی‌کنند و راضی نیستند مملکتشان آباد و ملتشان آزاد شود از زن کمترند؛ بلکه زن از افراد انسانست و درخلقت به او ظلمی نشده و چیزی کسر ندارد ... پس اشخاصی که حس ملت‌پرستی و وطن‌دوستی ندارند و می‌خواهند دولت مجبور به استقراض از خارجه بشود تا حساب استقلال او باالمره تفریق گردد از سگ کمترند..

«حضور مبارک پدر مهربان ملت ایران حضرت بندگان آقای سعدالدوله دامت شوکته

بنده کمینه که جان ناقابل خودم را با نهایت افتخار برای پیشرفت مقاصد حضرات امنای دارالشوری مقدس ملی حاضرم فدا نمایم؛ در روزنامه مبارکه مجلس دیدم که در خصوص تاخیر مراقبت عموم در بانک ملی کم‌کم خاطر مبارک وکلای محترم دارد مکدر و مایوس می‌شود. ای جان این کمینه فدای آن ساحت مقدس باد که گویا هنوز از فقر و پریشانی ملت اطلاع ندارید. وا.. با... که ظلم و تعدی چیزی به ما باقی نگذاشته والا تا این درجه ایرانیان بی‌غیرت و بی‌همت نیستند به علاوه همه کس دسترس به طهران ندارد که بتواند به اندازه استطاعت سند اسهام بانک را دریافت نماید و این کمینه مقدار ناقابل از زیورآلات خودم را که برای ایام محنت ذخیره کرده بودم فقط برای افتخار به توسط حضرت مستطاب عالی به جهت بانک ملی فرستادم.

از حضور مبارک عالی عاجزانه استدعا دارد که هدیه مختصر کمینه را با نظر بلند خودتان دیده، بفرمایید اشیاء مرسوله را اعضای محترم بانک ملی با امانت و شرافت خودشان فروخته و هر چه قیمت آنها شد سند اسهام بانک را برای کمینه روانه فرمایند. چه کنم زیاده از این قادر نبودم مگر اینکه جان خود را در موقع فدای ترقی وطن عزیز نمایم. امضای کمینه در خدمت شما در دفتر بانک محفوظ باشد. ‌زنی هم از همسایگان کمینه حمیت و غیرت نموده با اینکه شوهر ندارد و یک پسر صغیر دارد آن بیچاره پول نقد نداشت سه فقره اسباب که رد صورت علیحده ثبت شده به توسط کمینه تقدیم حضور مبارک نموده که آنها را هم فروخته سند اسهام بانک ملی را به اسم صغیر مشارالیه مرحمت فرمایند. استدعا دارد کمینه را از قبول اینها و تسلیم به بانک ملی قرین شرف و افتخار بزرگ فرمایند زیاده زنده بمانید خیلی نیک بختی و افتخار کمینه خواهد بود که این اشیاء ناقابل را مخصوصاً در دارالشورای مقدس ملی به وکلای محترم ملت حراج فرمایند و قیمت هر چه شد اسناد بانک بخرند که ذخایر ناقابل کمینه پیرایه وجودات بستگان ملت باشد‌. این مطلب فضولی بود آنچه اراده حکیمانه حضرتعالی افتخار فرماید برای کمینه سعادت و شرف خواهد بود. الامر الاقدس العالی مطاع. (2)

صورت اسباب این مخدره (3) النگوی طلا، دو طاقه شال و اسباب‌های دیگر است که در مجموع به قیمت 90 تومان در انجمن اتحادیه به ظاهر به فروش رسید و اسبابها به صاحبان آن بازگردانده و سند سهام بانک به نام وی صادر شد.»

پانوشت؛

ـ1ـ تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران‌. تهران، چاپخانه بانک ملی‌، 1338. ص 75.

ـ2ـ روزنامه حبل المتین، س 14، ش34 ، 1 ربیع‌الاول 1325، ص 16 ـ 17.

ـ3ـ متاسفانه به رغم جستجوی فراوان نامی از این بانوی با همت قزوینی به دست نیامد


شنبه 16 تير 1397
03:53:49
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT