آیت‌ا.. باریک‌بین و توجه به شادی مردم


توکل علی‌محمدی


یکی از عوامل ارتباطی ما با آقای باریک‌بین به مناسبت بزرگداشت ایام دهه فجر بود و برای مثال در سال 1366 با دانش‌آموزان دبیرستان شهیدی، «جُنگی» را به راه انداخته بودیم و تصمیم به دعوت ایشان برای حضور در جشن گرفتیم؛ اما برنامه‌ی ما مملو از آیتم‌های مفرح (طنز، شوخی با مسئولین، آوازها و آهنگ‌های شاد مطلوب کوچه بازاری قدیمی و عوام‌پسند) بود، به طوری که بسیاری از قسمت‌های آن از نظر برخی در آن زمان هنجارشکنی فرهنگی به شمار می‌رفت! به ویژه شرایط تراژیک ناشی از شهادت رزمندگان در جامعه‌ی آن روزها فضای ارائه برنامه‌های شادی‌بخش را تنگ‌تر می‌کرد.

با این حال، دل را به دریا زدیم و برنامه‌ی «جُنگ شادی» را به صحنه بردیم، و اتفاقا آنقدر استقبال مردمی پیدا کرد که ما برای کنترل اجرای آن در سالن‌های نمایش مثل سالن دبیرستان (مجاهدین ـ مطهری) به بلیت‌فروشی اقدام کردیم، و باز هم جایی برای نشستن نبود و مردم زیادی ایستاده در سالن برنامه ما را دیدند و اجرای آخرین سانس «جُنگ شادی» باید با حضور مسئولین شهر (امام جمعه، رییس آموزش و پرورش و ...) صورت می‌گرفت، به همین منظور به دفتر حاج آقا باریک‌بین مراجعه کرده و ماجرای برنامه فجرانه‌ی خود را با ایشان در میان گذاشتیم، ایشان ضمن اظهار خشنودی از فعالیت‌های هنری ما، ما را به تشویق در شاد نگه داشتن مردم و دانش‌آموزان کردند، ما هم از این فرصت استفاده کرده و برای جبران زحمات بچه‌های تئاتر دبیرستان؛ البته با کمی (احتیاط) تقاضای کمک مادی هم برای تشویق دانش‌آموزان را مطرح کردیم...، ایشان گویا متوجه‌ی رِندی و فرصت‌طلبی ما شده باشند؛ لبخندی زده و به رییس دفترشان هم که حضور داشتند، نگاه معناداری کرده و سپس پرسیدند، مثلا چه مبلغی لازم است؛ گفتیم هنوز نمی‌دانیم؛ اما می‌خواهیم برای اعضای فعال تئاتر لباس ورزشی هدیه بدهیم. فرمودند: پس شما هزینه‌ها را برآورد کنید ما هم تا اندازه‌ای مساعدت خواهیم کرد، ما هم بدون اتلاف وقت جهت تهیه دقیق هزینه‌های مربوطه اقدام کرده و در کمتر از یک ساعت، پیش‌فاکتورها را به مسئول دفتر ایشان (آقای علیخانی) عرضه کردیم.

آقای علیخانی با لبخند دوستانه‌ای گفتند؛ چه زود برگشتید، اما حاج آقا برای شرکت در جلسه‌ای آماده بیرون رفتن هستند، گفتیم صبر می‌کنیم تا ضمن خروج حاج آقا مساله را با ایشان درمیان می‌گذاریم؛ با کمی انتظار، همین که حاج آقا از دفتر بیرون آمدند، سریع مساله را در میان گذاشتیم، و چون ایشان نسبت به موضوع مسبوق به ذهن بودند؛ نگاهی به فاکتور کرده و دستور پرداخت مبلغ مورد مطالبه را به آقای علیخانی داده و ایشان نیز به مسئول امور مالی «اکبر آقا» منتقل کرده و ما در همین جا بود که برای دیدن «جنگ شادی» از حاج آقا باریک‌بین دعوت به عمل آوردیم؛ گرچه بیم آن را داشتیم که برنامه‌های شاد و متنوع ما، ناخوشایند صنفی و طلبگی ایشان واقع شود و برای حضور عذر بیاورند؛ اما با استقبال گرم ایشان روبرو شدیم و در ساعت اجرا نیز در ازدحام جمعیت و با اینکه در اواسط برنامه با هیات همراه به سالن رسیده بودند؛ تا آخر برنامه، سالن نمایش را ترک نکردند؛ و حتی با پیشنهاد ما حاج آقا باریک‌بین و آقای زاجکانی (رییس آموزش و پرورش وقت) در پایان برنامه جهت تشویق دست‌اندرکاران تئاتر در توزیع هدایایی که قبلا و بیشتر با کمک امام جمعه تهیه شده بود مشارکت کرده و با تقدیم هدایا در پایان برنامه (اختتامیه) دانش‌آموزان هنرمند دبیرستان شهیدی را مورد تفقد قرار دادند...

تا جایی که می‌دانم، آیت‌ا... باریک‌بین برای حضور در این نوع برنامه‌ها وقت صرف نمی‌کردند؛ اما اگر می‌پذیرفتند که در آن مجلس حاضر شوند؛ به احترام حضور مردم و برنامه‌های شادی‌بخش، با برخوردهای منفی و نشان دادن روی ترش به برنامه به کسی اجازه‌ی حاشیه‌سازی نمی‌دادند.

 


شنبه 16 تير 1397
03:53:25
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT