سر به بیابان گذاشته‌ایم!


دکتر شکوه کرمانشاهانی
روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی و خشکی زمین، سپری شد. از این ‌دست روزها در تقویم تعدادی هست: روز هوای پاک، روز زمین پاک، روز پاک کردن زمین از پلاستیک و... همه‌ی این عناوین نشان می‌دهد که جهان دریافته است که زمینش، تنها زمینی که دارد در خطر است. از همه این زمین یک‌ تکه سرزمین در اختیار ماست. سرزمینی که هزار اتفاق را از سرگذرانده است، جنگ را، قحطی را، خشکسالی را، سیل و توفان و بیماری را. سرزمینی که بارها و بارها عرصه تاخت‌وتاز این‌سو و آن‌سوی دنیا بوده است. این سرزمین اما تا همین پنجاه سال پیش از مردمانش زخمی نخورده بود. ساکنانش «لحن آب و زمین را می‌فهمیدند.» و با محیطی که حیات آن‌ها را فراهم کرده بود دوست بودند، در حالی‌که هیچ روزی به نام زمین و هوا و خاک و آب نام‌گذاری نشده بود. در این روزگار اما ما ارزش درخت را نمی‌فهمیم، قدر آب را نمی‌دانیم و از همه این‌ها دورتر و دیرتر خاک است. ما حتی در بین تشکل‌های حامی محیط‌زیست، اهمیت خاک را درک نکرده‌ایم. در یکی از ماجراهای بین ما (سمن) و شهرداری قزوین، در برابر احداث ایستگاه انتقال زباله در زمین مرغوب کشاورزی و در کنار بهترین باغات مقاومت می‌کردیم. سازمان پسماند شهرداری می‌گفت ما از روش «ای اچ پی» برای ارزیابی استفاده کرده‌ایم و این زمین انتخاب ‌شده است. سوال اساسی ما این بود و هنوز هم در همه پروژه‌های عمرانی این هست که: برای خاک چه میزان وزن قائل هستیم. الگوریتم‌ها معجزه نمی‌کنند، ما به آن‌ها می‌گوییم هر پارامتر چه میزان برای ما ارزش دارد. اگر خاک را به قیمت خاک ارزش‌گذاری کنیم، خاکی که تشکیل هر سانتیمتر آن سیصد سال زمان می‌خواهد، خاکی که کشورهای حوزه خلیج‌فارس حسرت آن را دارند، خاکی که ما آن را به وجود نیاورده‌ایم. خاکی که پدران ما از آن مراقبت کرده‌اند و به دست ما سپرده‌اند، خاکی که متعلق به ما نیست هر چند که تکه کاغذی در دست داشته باشیم که یعنی مالک آن تکه هستیم. خاکی که آیندگان باید بر بستر او ببالند.... اگر خاک را به قیمتش وزن بدهیم؛ هیچ الگوریتمی قادر نیست به تخریب آن رای بدهد. ما آدم‌های امروز این سرزمین، لحن آب‌وخاک و درخت و زمین را نمی‌فهمیم. ما نسبتمان را با افق‌های باز از دست‌ داده‌ایم. بین ما و پدران ما که زبان طبیعت را می‌فهمیدند، شکافی عمیق ایجاد شده است که محصول هزار چیز است ازجمله انقلاب صنعتی. این شکاف و بدفهمی اختصاص به ایران نداشته است. شاهد آن همین روزهایی که اسم بردیم. تفاوت آنجاست که از روزی که بشر فهمید که این راه سر به بیابان می‌گذارد، شروع کرد به پرکردن این شکاف، به ترمیم ارتباطش با طبیعت به بازگشتن به آغوش حمایتگر او. ما اما در این تکه سرزمین پرگهر، هر روز این فاصله را بیشتر و این شکاف را عمیق‌تر می‌کنیم و چشم‌هایمان را به روی زندگی نسل آینده و نسل‌های آینده بسته‌ایم. این روز مقابله با بیابان‌زایی و صد روز دیگر از این‌ دست هم که بگذرد، ما درختان را قطع می‌کنیم، بزرگراه و پل و برج می‌سازیم و اجازه می‌دهیم فرسایش خاک اتفاق بیفتد. همان کاری که با سرعت تمام در باغستان سنتی قزوین در حال انجام است. گویی دست جمعی و با شتاب سر به بیابان گذاشته‌ایم.

چهارشنبه 30 خرداد 1397
04:13:12
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT