بی‌سامانی تربیتی، زمینه‌ساز گرایش به آسیب‌های اجتماعی


در حوزه مسایل دینی، بین حرف و عمل در جامعه فاصله افتاده است
مریم میرحسینی در روزهای اخیر باز هم شاهد فاجعه‌ای جنسی بودیم که این بار آموزش و پرورش را بر سر زبان‌ها انداخت. نهادی که بزرگترین رسالت را در پرورش و تعالی جامعه دارد، این بار خود در جایگاه متهم قرار گرفت. افزایش مسایل جنسی در جامعه ایرانی که هم پیشینه فرهنگی غنی دارد و هم در سال‌های بعد از انقلاب به ترویج مسایل دینی و اخلاقی پرداخته، سوالات زیادی را ایجاد می‌کند. به منظور کالبدشکافی این موضوع با دکتر کریم تفضلی، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم. ولایت ـ اتفاقی که هفته گذشته در تهران رخ داد، دوباره آسیب اجتماعی تجاوز جنسی را در صدر اخبار فضای مجازی قرار داد. آیا این پدیده اجتماعی رشد داشته یا حضور ‌رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به عیان شدن آنها کمک می‌کنند؟ ـ هر دو این عوامل در پررنگ دیده شدن این معضل کمک کرده است. رسانه‌ها مسایل را برجسته‌تر می‌کنند و بیشتر نمایان می‌شود. اما افزایش این معضل دو دلیل دارد. یک، دگردیسی فکری در افراد رخ داده است. شاید بخشی از انگیزه‌ای اخلاقی یا دینی در افراد ضعیف شده و نگاه‌ها بیشتر فردگرایانه، مصلحت‌طلبانه و در این مورد، لذت‌جویانه است. مرزهای اخلاقی کمرنگ شده و نگاه افراد مادی است و می‌خواهد از محیط پیرامونی به هر شکلی بیشتر برخوردار باشند. نکته دیگر اینکه، چارچوب‌های اجتماعی دیگر پاسخگو نیست. در گذشته ضوابط و مرزبندی‌های سنتی در حوزه اجتماعی داشتیم و حصارهایی وجود داشت. خانواده‌ها گسترده بودند، محلات وجود داشت و دایره رفت و آمد کودکان هر محله مشخص بود. حتی بزه‌کاری‌ها حریم داشت؛ اما امروزه حریم ندارد. پدر و مادر در طول روز از فرزندان خود بی‌اطلاعند و دوستان آنها را نمی‌شناسند. مرزبندی‌های اجتماع سنتی و اخلاق دینی سست شده و نگاه‌ها فردگرایانه، لذت‌جویانه و منفعت‌طلبانه است. این موارد خود به خود این معضل و معضلات دیگر را بیشتر می‌کند. البته در بستر جامعه سنتی ایران این مسایل را داشتیم. بخشی به دلیل حفظ آبرو و این که افراد نمی‌خواستند از مسایل پرده دری شود و افراد دیگر اطلاع داشته باشند، پنهان کاری می‌کردند؛ زیرا انگ مساله جنسی بسیار دردناک و سهمگین است و تحمل آن برای افراد سخت است. شاید حل این مسایل به صورت فردی آسان‌تر باشد؛ اما در اجتماع سخت است. در جامعه سنتی ایران به دلیل محدود بودن روابط زن و مرد و چارچوب‌های سنتی، روابط بین پسران رخ می‌داد. اما رسانه‌هایی هم نبودند که آنها را بازتاب دهند. گرچه ریشه اصلی این اتفاق، چه در گذشته و چه امروز، یکی است. ما جامعه‌ای با بحران جنسی هستیم. گره جنسی هنوز در ذهن و روان ما باز نشده که نیاز به تربیت و فضاسازی دارد که بخشی از آن باید از ابتدایی به کودکان آموزش داده شود تا به حدود و حریم جنسی خود آگاه شوند. چیزی که در حال حاضر موضوع را تشدید کرده بخشی به دلیل کمرنگ شدن معیارهای اخلاقی و بخشی مربوط به شکستن مرزهای اجتماعی است. همچنین نگاه‌های مردم لذت‌جویانه شده است. از سوی دیگر ترویج این مسایل در شبکه‌های اجتماعی از قبح موضوع کاسته است. همین فرد نیز صحنه‌های غیراخلاقی را بین دانش‌آموزان از همین طریق ترویج داده است. این شبکه‌های اجتماعی علاه بر اطلاع‌رسانی به شکستن مرزهای جنسی کمک می‌کنند. تا ما تنظیم روابط مناسبی را در حوزه جنسیت تعریف نکردیم، مرزبندی‌های سنتی باید حفظ شود. باید افراد به معقولیتی در روابط برسند. بحث روابط دختران با دختران نیز در جامعه ما زیاد شده است. هیچ جایی به این مورد اشاره نمی‌شود؛ اما هست. پس ما نیاز به بازتعریف روابط در حوزه جنسیت داریم. ولایت ـ این بازتعریف به عهده چه فرد یا نهادی است؟ ‌ عمدتا به عهده آموزش و پرورش است. کودکان از سن 4 تا 5 سالکی در اختیار مهدکودک‌ها و مدارس هستند. پس رسالت اصلی با آموزش و پرورش است. سند 2030 می‌توانست در این مورد به ما کمک کند. عمده موضوعات مطرح شده در این سند بحث کارشناسی بود. بخشی از آن با ایدئولوژی و مسایل عقیدتی ما همخوان نبود؛ اما 70 درصد آن در حوزه توانمند‌سازی، بهسازی و آگاه‌سازی کودکانی بود که دوره پرخطری را می‌گذرانند. این سند به حوزه سیاست وارد و جنجالی شد. بخشی از این سند که رویکرد سیاسی داشت باعث شد تمام آن سند را زیر سوال ببریم. مسایل از این دست باید به دور از سیاست باشد و دولت باید برنامه‌های کلان و استراتژی‌های خود را برای نهادهای فرهنگی، از جمله آموزش و پرورش، کانون‌ها و نهادهای متولی امر فرهنگ در جامعه مانند وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و هر جایی که تبلیغ فرهنگی می‌کنند، در این حوزه داشته باشد. حتی بخشی از کلاس‌‌های مهارت‌آموزی پیش از ازدواج باید به این موضوع اختصاص پیدا کند تا از کودکان خود مراقبت و کنترل کنند؛ اما عمده رسالت به نظر من بر عهده آموزش و پرورش است. ولایت ـ چند روز پیش آماری در خبرگزاری ایلنا منتشر شد، مبنی بر این که 65 درصد از آزارهای جنسی نسبت به کودکان توسط والدین آنها صورت می‌گیرد. دلیل این مساله چه می‌تواند باشد؟ در گذشته نیز در حریم خانواده از این مسایل بوده است؛ اما به دلیل این که جامعه مذهبی، متعصب و بسته بوده، حجم زیادی از این مسایل علنی نمی‌شد؛ اما به این شدت نبود. به نظر من آسیب‌های اجتماعی در این موضوع دخیل است. معمولا مساله اعتیاد، فقر، بیکاری، اختلاف بین زوجین، ازدواج مجدد و زنان سرپرست خانوار که فرزندان آنها از تربیت پدر محروم هستند، این آسیب را بیشتر می‌کند. شاید نزدیک به 50 درصد افرادی که به این آسیب تمایل پیدا می‌کنند، ناشی از بی‌سامانی تربیتی باشد. این اتفاق بیشتر در خانواده‌های بی‌سر و سامان اتفاق می‌افتد که والدین معتاد هستند. کنترلی روی افراد ندارند. یا در اثر فقر، نظام تربیتی خانواده ضعیف شده است. البته به دلیل دسترسی شبکه‌های ارتباطی و وفور مسایل ماهواره‌ای، دید کودکان نسبت به مسایل جنسی باز شده و زود به بلوغ می‌رسند و چون فضایی برای ابراز ندارند، این رابطه بین برادر و خواهر اتفاق می‌افتد. تجاوز پدرهای تنی به کودکان کم است؛ مگر این که معتاد باشند و یا مشکل خاصی داشته باشند. عمده آماری که در رابطه ناهنجاری‌های درون خانواده اعلام می‌شود، از ناحیه پدران ناتنی است. ولایت ـ بعد از انقلاب بودجه هنگفتی در مسایل دینی و اخلاقی هزینه می‌شود. اما هر چقدر پیش می‌رویم این مسایل ضداخلاقی پررنگ‌تر می‌شوند. چرا این مسایل با این شتاب افزایش می‌یابد؟ اول اینکه، در حوزه مسایل دینی، بین حرف و عمل فاصله افتاده است. اگر در جامعه فردی داعیه قهرمانی و قدسیت داشته باشد و افراد جامعه او را از نظر فضیلت‌های اخلاقی در جایگاه بالاتر از خودشان قرار دهند، به همان اندازه از او انتظار دارند. وقتی در جامعه برای افرادی که گرایش و اعتقادات و یا لباس مذهبی دارند، تبلیغ می‌کنیم و آنها را دارای خصایل اخلاقی ویژه نشان می‌دهیم و از طرفی، می‌گوییم اگر جامعه دینی باشد، این شاهکارها صورت می‌پذیرد؛ اما در عمل چیزی که مردم در بستر اجتماعی می‌بینند با تبلیغات مغایرت دارد. نه شعارهای آرمانی که داریم تحقق یافته و نه الگوهایی که در جامعه تعریف کردیم، حرف و عملشان همخوانی دارد. به همین دلیل یک گسست ذهنی و عدم اعتماد بین مردم و سیستم سیاسی ایجاد می‌شود. دوم، استراتژی و رویکردهای فرهنگی بسیار تاثیر‌گذار هستند. وقتی سیاستگذاری فرهنگی می‌شود، باید از مبادی و جایگاه خودش هزینه شود. کار فرهنگی به ویژه در حوزه فرهنگ دینی باید ساز و کار خودش را داشته باشد. باید مطالعه شود. برنامه داشته باشد و به درستی انجام شود. ما در حوزه تبلیغ دین، شکل‌گرا هستیم. اگر در مساجد و مکان‌های عمومی شعار و پرچمی نصب می‌شود، فکر می‌کنیم تبلیغ دینی انجام شده است. در صورتی که تبلیغ باید مخاطب را تغییر دهد. سوم، موضوع سیاسی کاری است. ما همه چیز را از دریچه سیاست می‌بینیم. به نحوی سیاستگذاری می‌کنیم که گسل ایجاد نشود. ساز و کار سیاسی ایجاد کردیم که برای آن هزینه می‌کنیم. حوزه فرهنگ دینی ما سیاسی شده است. اگر بخواهیم انسان اخلاق‌مدار و مومن و باتقوا داشته باشیم باید خارج از این مناسبت‌های سیاسی رشد کند. باید دست حمایتی کلان در حوزه فرهنگ داشته باشد؛ اما ریز شدن، وارد شدن و دخالت کردن درست نیست. ما در مسایل دراویش دخالت کردیم و در مسایل اعتقادی ورود کردیم. سال‌ها و قرن‌ها گرایش‌های مختلف در کنار هم زندگی می‌کردند. هم باورهایشان را داشتند و چه بسا به سالم‌سازی جامعه کمک می‌کردند، دستکاری کردیم و چوب لای چرخ ساختار سنتی گذاشتیم با این بهانه که می‌خواهیم جلوی انحراف را بگیریم. ولایت ـ اشاره کردید که مرزبندی‌ها و حصارهایی در گذشته بوده که امروزه نیست. و گفتید که محلات ما نگاه حمایتگرانه به کودکان داشتند و اقوام و فامیل به هم نزدیک بودند. امروز چرا این محلات و خانواده‌های حمایتگر را نداریم؟ ما وارد دنیای مدرن شدیم. از قبل برای این دنیای جدید فرهنگ سازی نکردیم. از سال 42 بعد از اصلاحات ارضی جمعیت زیادی به شهرها هجوم آوردند و کپرهایی در حاشیه شهرها ایجاد شد تا از فقر روستایی فرار کنند. شهرسازی ما مبتنی بر گسترش فضای بومی نبود. محلات سنتی توسط افراد قدیمی آن بهسازی نشد. ترکیب جمعیتی محلات حفظ نشد. در واقع ما به استقبال پدیده‌های مدرن نرفتیم، پدیده‌های مدرن آمد و ما مانند موجی سوار آن شدیم. پس نظام شهری و روستایی ما از بین رفت. روستاهای ما نیز دچار نوعی رخوت و سکون هستند و به سکونتگاه‌های خوابگاهی تبدیل شدند. تولید در روستا انجام نمی‌شود. بافت سنتی آنها را نتوانستیم بهسازی کنیم. روستاهای نزدیک شهر با اقوام و افراد مختلف با گرایشات متفاوت و بدون شناخت در کنار هم قرار گرفتند. شاید ملتهب‌ترین نقاط کانونی سواستفاده‌های جنسی در شهرک‌های حاشیه باشند. جاهایی که ما زمینه‌ی مناسب شهرسازی به وجود نیاوردیم. از طرفی ساختار خانواده مستقل تبدیل به ارزشی شد که زوجین شتابان به سمت آن رفتند. فکر می‌کردند که اگر با خانواده زندگی کنند امر عقب افتاده و سنتی است و خانواده‌های جوان تلاش می‌کردند که در خانه‌های مستقلی قرار بگیرند. این مساله نسبت به کشورهای همسایه مانند افغانستان، پاکستان، عراق و حتی ترکیه شدت بیشتری داشت و گسیخته‌تر شدیم. به همین دلیل حمایتی که زوجین در خانواده‌های گسترده برخوردار بودند، از دست دادند. پس یکی از دلایل این بود که ما به سراغ بهسازی روابط و همچنین محلات سکونتی در شهر رو روستا نرفتیم. بخشی هم طبیعی است. ساز و کار دنیای مدرن فردیت می‌خواهد. فرد مدرن استقلال می‌خواهد. سازمان جمعی و نظام سیاسی و حاکمیت باید برنامه‌ریزی‌های فرهنگی مناسبی داشته باشد تا این تفرد و تفرق بین آدم‌ها برای جامعه مثبت باشد. اگر برآیند آن منفی باشد یا افراد مهاجرت می‌کنند و یا به دنبال منفعت‌های شخصی هستند و به افراد دیگر جامعه توجهی نخواهند داشت. ولایت ـ یعنی فرد خود را در جامعه ببیند و خود را درگیر افراد جامعه کند؟ بله و نسبت به آنها احساس مسئولیت کند‌؛ زیرا فرد امنیت می‌خواهد. باید احساس کند که در جمع اگر هر چقدر متمول باشد و همسایه او دچار فقر باشد، دارایی خودش نیز امنیت ندارد. افراد باید بدانند که آسیب‌های جامعه به طور غیرمستقیم به زندگی شخصی آنها تاثیر می‌گذارد. در مورد همین اتفاقی که برای این پسران در مدرسه تهران افتاد، ممکن است برای هرکسی اتفاق بیفتد. نمی‌توان بی‌تفاوت بود. ولایت ـ ما امروزه با این پدیده مواجهیم. در شرایط فعلی چطور باید با آن برخورد کنیم؟ اصلاح این وضعیت باید از کجا شروع شود؟ مساله آسیب‌های جنسی، از حدی که بخواهیم برای اصلاح روی حوزه خاصی انگشت بگذاریم، فراتر رفته است. این معضل نزدیک به دو دهه و یا بیشتر، روند تدریجی داشت و آشکار نبود. الان اما می‌بینیم که تمامی مظاهر زندگی اجتماعی ما در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و ... عمق خود را نشان می‌دهد. مسایل پنهان آشکار می‌شود. در حوزه جنسیت، خانواده، اقتصاد، بیکاری، اعتیاد و انوع مسایل اجتماعی و حتی بحران‌های اداری و مشکلات نظام‌های علمی و دانشگاهی فراتر از حد باور است. این‌ها نیاز به برنامه‌های کلان و استراتژیک دارد. اول جناح‌های سیاسی باید با هم اهتمام داشته باشند و با توجه به تجربه خطاهای گذشته، استراتژی‌های مدون و تعریف شده با توجه به شرایط جدید ایران بچینند. این استراتژی‌ها را از اجماع نخبگان بگیرند. به دانشگاهیانی که در این فضاها کار کردند میدان دهند تا نظریه‌پردازی و برنامه‌ریزی کنند تا از تفکر آنها برنامه‌های اجرایی درآید و عمدتا هم به صورت ضربتی حرکت کنیم. بخشی از برنامه‌ریزی‌ها باید به خانواده باز گردد و از طریق نهادهای واسط، تقویت شوراهای محل و فعال کردن کانون‌های مساجد ورود کرد. حتی هیات‌های زنانه مذهبی که بدون شناسنامه هستند، شناخته شوند و از این کانال مسایل تربیتی و تبلیغی وارد خانواده‌ها شود. آموزش و پرورش که سال‌های زیادی با کودکان است، در خصوص انواع بحران‌های اجتماعی دست به کار شود. الان ساختار کتابی آموزش و پرورش با عینیت جامعه فاصله زیادی دارد. این‌ها باید به هم نزدیک شود. سوگیری و محوریت کتاب‌ها باید بر اساس مسایل جدید جامعه باشد؛ البته به دلیل چارچوب‌هایی که بعد از انقلاب تعریف کردیم، احساس می‌کنیم که اگر تغییری در آنها ایجاد کنیم، مشکل ایجاد می‌شود. در کنار تغییر کتب درسی، برنامه‌های جانبی باید از دست مافیای کنکور و کلاس‌های تقویتی و تیزهوشان خارج شود. با این روش، کودکان از اصل زندگی غافل شدند و بعد پرورشی بسیار کمرنگ شده است.

يكشنبه 20 خرداد 1397
04:33:55
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT