سرعت لاک‌‌پشتی اتوبوس‌ها؛ خستگی و کلافگی مسافران


زهرا محبی
تاثیر شبکه حمل‌و‌نقل عمومی شهری در سهولت سفرهای درون‌شهری و نیز کاهش آلودگی هوا و حجم ترافیک، بر کسی پوشیده نیست؛ اما آنچه اشاره شد زمانی به دست خواهد آمد که این شبکه براساس یک نظام برنامه‌ریزی سازماندهی شده باشد و در چارچوب یک برنامه دقیق مورد نظارت قرار بگیرد. این گزارش، روایت چند سفر کوتاه درون‌شهری خبرنگار خبرگزاری فارس در یک روز با استفاده از ناوگان اتوبوسرانی قزوین است؛ روایتی که می‌تواند در ارزیابی آنچه هست با آنچه که باید باشد؛ بسیار موثر واقع شود.  برای رفتن به چهار راه ولی‌عصر (ع) تصمیم گرفتم از ناوگان حمل‌و‌نقل عمومی شهری استفاده کنم. ساعت هفت صبح در ایستگاه اتوبوس مالکانه، منتظر اتوبوس قرمز مینودر ـ ترمینال بودم که البته باید گفت در این مسیر 12 تا 16 اتوبوس‌ مشغول به فعالیت‌ هستند. ساعت 10/7 صبح سوار اتوبوس مینودر ـ ترمینال شدم، فضای هر اتوبوس برای نشستن خانم‌ها در عقب و آقایان جلو جدا شده که در هر سمت مردان و زنان 17 صندلی وجود دارد و این جداسازی، بر آرامش و راحتی شهروندان افزوده است. به دلیل اینکه مسافران در صندلی‌های جلو نشسته بودند؛ مجبور شدم روی صندلی‌ عقب اتوبوس بنشینم که ارتفاع بیشتری نسبت به سایر صندلی‌ها داشت، پاهایم به کف خودرو نمی‌رسید. همین موجب شد که احساس بدی داشته باشم و طی مسیر، دردی را در پاهایم احساس کنم.  از صدای دلخراش موتور تا سبقت رانندگان رقیب صدای دلخراش موتور و ترمز اتوبوس مسافران را آزار می‌دهد. راننده اتوبوس آرام آرام حرکت می‌کند، بعد از گذشتن از یک ایستگاه، متوجه شدم اتوبوس مینودر ـ بازار که در این مسیر فعالیت می‌کند؛ در حال سبقت از اتوبوس مینودر ـ ترمینال است که به یک باره، سرعت اتوبوس‌ها افزایش یافت. مسافران از افزایش سرعت اتوبوس متعجب شده به اطراف نگاه می‌کردند که دلیل آن را بدانند و در این حین متوجه اتوبوس مینودر ـ بازار می‌شوند، زمانی که اتوبوس‌ها که از کنار هم سبقت می‌گرفتند نگاه مسافران به یکدیگر خیره شده بود. سرعت بالای راننده اتوبوس سبب می‌شد که مسافران مدام به جلو پرتاب شوند به همین دلیل میله یا دستگیره‌ها را محکم گرفته بودند تا تا خود را کنترل کنند. سبقت گرفتن راننده اتوبوس‌ها از یکدیگر تا ایستگاه میدان حافظیه ادامه داشت تا اینکه راننده اتوبوس مینودر ـ ترمینال در ایستگاه این میدان توقف کرد تا زمان ورود خود را به مسئول مربوطه اعلام کند. در این هنگام چند تن از مسافران پیاده شدند که بلیت کارت خود را شارژ کنند به راننده هم اعلام کردند که صبر کند تا کارت را شارژ کرده و بازگردند. راننده بعد از اعلام ورود خود به ایستگاه، کمتر از دو دقیقه صبر کرد، در این فاصله مسافران مدام به راننده اشاره می‌کردند که حرکت نکند تا سوار شوند؛ اما راننده بی‌توجه بود و حرکت کرد؛ دو تن از مسافران موفق شدند سوار شوند؛ اما مابقی مسافران جا ماندند. راننده به مسیر خود ادامه داد، با سرعتی که گویی سوار بر لاک‌پشت پیری شده‌اید که توان راه رفتن ندارد، راننده‌ای که یک دقیقه بیشتر صبر نکرد تا مسافران جامانده از شارژ کارت سوار شوند؛ اکنون با سرعت فجیعی در حال حرکت است. در ادامه مسیر بودیم که متوجه شدم مسافری که در صندلی جلو نشسته، صندلی‌اش خراب است و طی مسیر در جای خود محکم نیست و مدام جلو و عقب می‌رود به همین خاطر بلند شده و ترجیح داد بایستد تا بر روی صندلی بنشیند.  صندلی‌های برعکس و تبلیغات نامرتب در قسمت خانم‌ها چهار صندلی عکس مسیر هستند که برخی مسافران بر روی آنها نمی‌نشستند که زیبا محمدی از جمله این مسافران است که اذعان می‌کند: وقتی بر روی این صندلی‌ها می‌نشینم حالت تهوع و سرگیجه پیدا می‌کنم به همین دلیل ترجیح می‌دهم بر روی آنها ننشینم. در اتوبوس نگاهم به چند برگه که بر روی شیشه‌ها به صورت نامرتب و نامنظم نصب شده، افتاد. دقیق‌تر که نگاه کردم برگه تبلیغاتی بود. با توجه به اینکه برخی از مسئولان خبر از ایستگاه‌های کتابخانه در اتوبوس‌ها داده بودند؛ تاکنون اتفاق خاصی نیفتاده و هر آنچه که در اتوبوس‌ها نصب می‌شود؛ محتوایی جز کار تبلیغاتی یا اعلام زمان برگزاری برنامه‌ها ندارد. به چهار‌راه ولی‌عصر(عج) نزدیک‌تر که می‌شدیم؛ سرعت اتوبوس‌ها همانند لاک‌پشت تندرو بهتر می‌شد، بالاخره بعد گذشت 40 دقیقه زمان، از اتوبوس در ایستگاه ولی‌عصر پیاده شدم تا به کارم برسم. ظهر که شد به خانه برگشتم و برای حضور در برنامه‌ای ظهر از خانه بیرون آمدم و دوباره تصمیم گرفتم از ناوگان حمل و نقل عمومی برای رسیدن به مقصد استفاده کنم. ساعت 10/16 است، این بار در ایستگاه اتوبوس مالکانه سوار اتوبوس مینودر ـ بازار شدم. به قدری آهسته می‌رود گویی سوار بر لاک‌پشت شده‌ام. آهسته‌آهسته حرکت می‌کند، باز هم صدای دلخراش موتور و ترمز آزارم می‌دهد. با خودم فکر می‌کنم که با این وضعیت چه ساعتی به مقصد می‌رسم، دلشوره دیر رسیدن دارم؛ اما با این وجود بر صندلی نشسته‌ام و از پنجره به بیرون نگاه می‌کنم. خیابان خلوت است و ماشین‌ها از کنارمان به سرعت عبور می‌کنند؛ ولی ما همچنان سوار بر لاک‌پشت به کندی حرکت می‌کنیم و برای رسیدن به مقصد، ایستگاه‌های اتوبوس را یک به یک طی می‌کنیم. فاصله هر ایستگاه اتوبوس دو دقیقه زمان می‌برد، 28/16 شد و به ایستگاه میدان حافظیه رسیدیم بعد این ایستگاه راننده کمی با سرعت حرکت می‌کند همانند لاک‌پشتی که با سرعت راه می‌رود. در این اتوبوس 13 صندلی در قسمت مردان و 22 صندلی در قسمت خانم‌ها است. تا به ایستگاه اتوبوس فروشگاه رفاه برسیم 39 دقیقه شد و راننده با همان سرعت ادامه مسیر می‌دهد. راننده در ایستگاه‌هایی که مسافر پیاده یا سوار نمی‌شوند؛ سریع‌تر عبور می‌کند و هنگام توقف کردن در هر ایستگاه از آیینه جلو به درب عقب نگاه می‌کند تا مسافران سوار و پیاده شوند و کسی لای درب نماند.  مسافرانی که همچنان نقدی حساب می‌کنند! به بافت مرکزی شهر نزدیک می‌شویم. خیابان‌ها عرضش کمتر و تعداد ماشین‌ها بیشتر می‌شود؛ برخی مسافران که کارت شهروند ندارند برای دادن کرایه باید به سمت درب جلو حرکت کنند تا کرایه خود را نقدی به راننده پرداخت کنند. راننده با نگاهی به پول تلاش می‌کند تا باقی‌مانده را به مسافر دهد که همین امر موجب هدر رفت زمان انتظار مسافران می‌شود؛ البته برخی مسافران عدم پرداخت کرایه الکترونیکی را علت کاهش سرعت اتوبوس می‌دانند. همچنان با همان سرعت لاک‌پشتی تند به مسیرمان ادامه می‌دهیم مادری با فرزندی سوار اتوبوس می‌شود، کودک منتظر است تا کسی بلند شود و جایش بنشیند؛ اما فقط شاهد نگاه‌هایی است که به او لبخند می‌زنند. صدای خش‌خش خوردن چیپس شاید خستگی کودک را کم کند؛ اما مسافران از طولانی شدن مسیر خسته و کلافه هستند و دوست دارند که اتوبوس از سرعت لاک‌پشتی خود بیرون بیاید و کمی بدود. به سمت بازار نزدیک شده و خیابان تنگ‌تر می‌شود. سرانجام 55/16 دقیقه به ایستگاه اتوبوس بازار رسیدم، راننده با صدای کلفتی به مسافران خانم می‌گوید: صبر کنید کرایه را با کارت شهروندی حساب نکنید. راننده چندین بار به بانوان گوشزد می‌کند که کسی کارت بر روی دستگاه پرداخت کرایه نزند. مسافران برای پیاده شدن به جلوی درب هجوم می‌آورند که همین موجب ازدحام مسافران در جلوی درب می‌شود. راننده ابتدا منتظر شد تا مردها پیاده شوند و بعد از اینکه خیالش راحت شد کرایه را از آنها دریافت کرده به سمت درب خانم‌ها امد. راننده با صدای کلفتش به خانم‌ها گفت دونه دونه بلیت کارت خود را بر دستگاه بزنید تا مطمئن شوم کرایه داده و بعد پیاده شویدکه باید گفت این حرف خستگی و کلافگی مسافران را بعد از 45 دقیقه سفر در راه بیشتر کرد. مسافری که سنش کمی بالا بود به راننده می‌گوید می‌ترسید فرار کنیم و کرایه ندهیم این چه رفتاری است با مسافران انجام می‌دهید. مسافر دیگری هم معترض است که برخورد راننده با مسافران شایسته شهروندان نیست؛ چرا که عدم پرداخت کرایه دور از ادب و فرهنگ قزوینی‌هاست و آنها مردمی مومن بوده و نپرداختن آن را حرام می‌دانند. در این سفر یک روزه که با اتوبوس‌های قرمز داشتم؛ خبری از توسعه ناوگان عمومی نبود و با آنچه در این چند سفر دیدم، مسئولان نباید انتظار داشته باشند که شهروندان قزوینی با کنار گذاشتن خودروهای شخصی، از این اتوبوس‌ها در سفرهای درون شهری استفاده کنند. حمل و نقل عمومی شهر قزوین نیازمند توجه جدی مسئولان است تا با توسعه آن موجب رضایتمندی شهروندان قزوینی شوند.

سه شنبه 25 ارديبهشت 1397
03:30:04
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT