چند تابلوی بدون روتوش


* آرش شایسته نیا ، دکتری مدیریت رسانه
ابراهیم حاتمی‌کیا یکی از چهره‌های تابناک سینمای ایران است و آثار او علی‌رغم فراز و نشیب‌های فراوان به خوبی می‌تواند تماشاگران علاقمند به آثارش را با خود همراه کرده و حتی لااقل برای مدتی به تفکر و تامل وا دارد و دلیل این توفیق و همراهی مخاطبان آثارش را باید در زاویه دید، قلم و دوربین آن جست‌وجو کرد و اگر گاهی ساخته‌ای از او بر پرده سینما نشیند که تهی از این ویژگی‌ها باشد؛ بازی بازیگران مورد پسند او و مخاطبان فیلم‌هایشان، موسیقی متن موسیقدانان نامی ایرانی و یا حتی جلوه‌های ویژه فیلم به او کمک کرده و در جذب مخاطب برای او سنگ تمام می‌گذارند. با این همه اما معلوم نیست که چرا حاتمی‌کیا گاهی اوقات از راه اصلی خود منحرف می‌شود و حرکاتی را به نمایش می‌گذارد که علاقمندان به او و آثارش را مات می‌کند. درست بهمن‌ماه سال گذشته بود که در مراسم اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر پس از دریافت جایزه بهترین کارگردانی به صورت مشترک به همراه بهرام توکلی برای فیلم «تنگه ابو‌قریب» با انتقاد از تلویزیون از چند شبکه سیما شکایت به خدا می‌برد و رضا رشیدپور را نیز مورد بی‌مهری قرار می‌دهد. هر چند رشیدپور با خواندن تک بیتی، او را عزیز خود خوانده و تمام هیجان و احساس او را به جان می‌خرد و از اظهار لطف او سپاسگزاری می‌نماید که البته این را نیز عده‌ای از کارشناسان حوزه رسانه بهترین نوع تبلیغات برای آخرین ساخته حاتمی‌کیا دانستند. ارائه یک تعریف جامع از «تبلیغ» به دلیل وجود انواع گوناگون آن و دیدگاه‌های متنوع کار آسانی نیست. اگرچه «مارشال مک لوهان» کانادایی در کتاب «دهکده جهانی» تبلیغات را بزرگترین شکل هنر در قرن بیستم می‌داند؛ اما ساده‌ترین تعریف از تبلیغ از دکتر «دانیل استاریج» ارائه شده است. وی معتقد است: آگهی (تبلیغ) نمایشی است که به وسیله یک شخص یا یک موسسه معین انتشار می‌یابد و هدف آن نفوذ در عقاید و اعمال مردم است. (1) اگرچه تلگرام مسدود‌سازی شده است؛ اما خبر حمله دوباره داعش در عصر روز دوشنبه هفدهم اردیبهشت‌ماه به مجتمع تجاری، تفریحی «کوروش» ‌در غرب تهران بزرگ در کسری از ثانیه فضای خبری کشور را در‌می‌نوردد. درست مثل حمله اول داعش در خردادماه سال گذشته به حرم مطهر بنیانگذار کبیر اسلامی، حضرت امام خمینی‌(ره) و مجلس شورای اسلامی در بهارستان که منجر به شهادت جمعی از هموطنان بیگناه این کشور شد؛ اما حمله اول سال گذشته با حمله عصر هفدهم امسال تفاوت فاحشی داشت. آن روز عده‌ای فریب خورده‌ی داخلی عامل اصلی آن رویداد تلخ تاریخی شدند و امروز گروه تبلیغاتی فیلم «به وقت شام» ‌مردم را تا مرز مرگ بردند تا شاید سبب فروش بیشتر فیلم حاتمی‌کیا فراهم شود. اگرچه امروزه شکل تبلیغات با کمک تکنولوژی‌های نوین از شکل‌های رایج و قالبی خود خارج شده است؛ اما از آن جایی که اجرای آنها در کشور ایران به دلایل گوناگونی امکان‌پذیر نیست؛ موسسه‌های تبلیغاتی شیوه و روشی را انتخاب می‌کنند که سال‌ها پیش‌تر در کشورهای دیگر به کار گرفته شده؛ اما قابلیت اجرا در ایران را داشته و چه بسا دل‌انگیز و جذاب نیز باشد که حضور بازیگران مطرح سینما در کنار تماشاگران و عکس یادگاری گرفتن با آنان یکی از این نوع تبلیغات است و شاید حضور کارگردان فیلم در سینماهای کشور و تماشای فیلم خود با علاقمندان سینمای او از این متد سرچشمه گرفته باشد؛ ولی روانه کردن چند سرباز داعشی با چهره‌های زمخت آفتاب سوخته با سربندهای سیاه که هر یک نیز مجهز به سلاح کلاشینکف، نارنجک و یا حتی جلیقه‌های انفجاری بوده و یا اعزام سواره نظام شمشیر به دست معلوم نیست تابع کدام نظریه علمی و یا متد تبلیغاتی است؟ اگرچه حاتمی‌کیا با بیان بی‌اطلاعی از نوع و شکل تبلیغات با نوشتن یادداشتی، عذرخواهی کرد و نوشت‌: «این نمایش در شان به وقت شام نبود و خستگی دو ماه سفر به شهرهای ایران بر تنم ماند»؛ اما کامبیز نوروزی به عنوان چهره‌ای حقوقی نیز با انتشار یادداشتی از منظر حقوق شهروندی از این اتفاق انتقاد کرد. در بخشی از یادداشت این حقوقدان با عنوان «تبلیغ با فرهنگ داعشی» با استناد به ماده 499 قانون مجازات اسلامی، مجریان این طرح را به جرم ایجاد ترس و وحشت بر حسب تعاریف جنایات عمدی و غیر‌عمدی مسئول عنوان کرده و آمده است: «می‌خواهند مثلا مردم را بترسانند که ببینید این‌ها داعش‌اند و بیخ گوش شما. در واقع با توحش، به مردم بگویند داعش توحش و مرگ دارد. این فقط یک بی‌سلیقگی نیست. نمی‌شود فقط به حساب بی‌ذوقی گذاشت. کسی که بن مایه ذهن و تفکرش از جنس تفکر داعش باشد؛ می‌تواند چنین تبلیغی را ابتکار و اجرا کند. (2) از سویی دیگر جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی نیز به این شکل از تبلیغات واکنش نشان داده و در یادداشت‌های خود آن را نفی کرده و مردود دانسته‌اند. امان‌اله قرایی مقدم می‌نویسد: این‌گونه هراس‌های اجتماعی برای جامعه مضر است و نا‌امنی فکری ایجاد می‌کند‌. وحشتی که در چنین فضایی ایجاد می‌شود؛ هیچ‌گاه از ضمیر ناخودآگاه کودکان و نوجوانان فراموش نمی‌شود. شاید به نظر تیم اجرا‌کننده این اتفاق صرفا یک نمایش تبلیغاتی باشد؛ اما اثرات روحی روانی آن در خاطرات می‌ماند و ضمیر ناخودآگاه کودکان و نوجوانان آنها را از ورود به چنین مکان‌هایی پس می‌زند. اگر هم به این مکان یا هر سینمایی بیایند؛ همیشه در پس تفکراتشان این دلهره وجود دارد که ممکن است با صحنه‌های مشابه مواجه شوند‌. این‌گونه رفتارها تبلیغات جهان سومی است‌، خب همه چیزمان باید به هم بیاید. حسین باهر نیز که از جامعه‌شناسان است؛ در‌باره این تبلیغ می‌نویسد: برای جامعه ما که سال‌ها با جنگ و وحشت ترور و بمب و... دست به گریبان بوده حال درگیر شدن با یک مساله بالقوه خطرناک اگرچه به صورت نمایش خیلی زننده است. خیلی از داعش دل خوش داریم؛ حالا خودمان هم داعشی شده‌ایم. سازندگان «به وقت شام» اگر چه از اجرای چنین نمایش مخربی ابراز بی‌اطلاعی کردند؛ اما امیدواریم مسئولان مربوطه حواسشان جمع باشد که دیگر چنین اتفاقاتی را تجربه نکنیم. حداقل این روزها با دو موضوع بازی نکنیم؛ یکی با پول و دیگری با دل و جرات مردم. چون مردم اصلا دل و دماغ این شوخی‌ها را ندارند.(3) جالب این جا است که علی سرتیپی، مدیر پردیس سینمایی کورش بی‌توجه به عذرخواهی کارگردان فیلم این نوع تبلیغات را اصلا منفی ندانسته، بلکه آن را باعث دوباره مطرح شدن فیلم عنوان کرده است. او در گفت‌و‌گو با خبرگزاری «مهر» می‌گوید: شاید در حاشیه اجرای این نمایش یک یا 2 نفر ترسیده باشند؛ اما نباید فراموش کرد که این گونه برنامه‌ها معمولا برپایه غافلگیری است. از ابتدای امر ما نمی‌دانستیم سازمان اوج چه ایده‌ای دارد؛ ولی در نهایت باید بگویم که این نوع تبلیغات به هیچ‌وجه منفی نیست. (4) پوریا عالمی در ستون «میدون و سوفیا» روزنامه شرق هم نگاه جالبی دارد و زیر عنوان مطلب «اسب‌ها در سینما» می‌نویسد :" دیروز که با اسب و شمشیر و اسلحه ریختند جلوی سینما، واقعا از ته دل آرزو کردم کاش جای اصغر فرهادی، کار حاتمی‌کیا بالا گرفته بود و جشنواره کن با فیلم حاتمی‌کیا شروع می‌شد. این‌طوری جای یک مشت فکل‌کراواتی، چهارتا داعشی می‌ریختند توی کن و حساب کار دست همه می‌آمد. خود ما از وقتی با هنر اسبی ـ مفهومی آشنا شدیم، تصمیم گرفتیم جای گالری یک اصطبل راه بیندازیم. در واقع هنر به جایی رسیده که هم از توبره می‌خورد، هم از گیشه؛ البته واقعا تقصیر حاتمی‌کیا نیست. الان همه اتاق فکر راه انداخته‌اند. فیلم حاتمی‌کیا درباره داعش بوده، اتاق فکرش گفته داعش را بریزید توی سینما تا مردم نصفه‌جان بشوند. لابد اگر می‌خواستند فیلم «لانتوری» رضا درمیشیان را پرومت کنند، می‌رفتند توی سینما اسید می‌پاشیدند روی مردم یا برای اکران فیلم «جاده قدیم» منیژه حکمت لابد می‌ریختند توی سینما و چراغ‌ها را خاموش می‌کردند‌. اگر اتاق فکر فیلم «لاک‌پشت‌ها پرواز می‌کنند» دست اینها بود؛ حتما می‌رفتند توی سینما و لاک‌پشت پرت می‌کردند سمت مردم. اگر اتاق فکر فیلم «اجاره‌نشین‌ها» بودند، حتما سینما را سر ما خراب می‌کردند. اگر اتاق فکر فیلم «گوزن‌ها» بودند، همه ما را معتاد می‌کردند. خدا را شکر اینها اتاق فکر فیلم‌های خارجی نیستند، وگرنه آدم می‌رفت سینما، منقبض می‌شد...‌(5) منابع: ـ1ـ تبلیغات و سبک زندگی (1391)، آرش شایسته‌نیا، اندیشه زرین ـ 2 و 3ـ ‌روزنامه ایران‌، شماره 6775، ص 22 ـ4ـ روزنامه همشهری‌، شماره 7279، ص 12 ـ5ـ روزنامه شرق‌، شماره 3143، ص 16

دوشنبه 24 ارديبهشت 1397
04:00:06
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT