در روزگار سطحی‌نگری، بهره‌گیری از طنز می‌تواند راهگشا باشد


اشاره:
دفتر شعر «مثل باران وسط دلخوشی سیزده بدر»، نخستین دفتر بومی سروده‌های رضا ارداقیان، شاعر نوپرداز و طنزاندیش قزوینی است که در مدت کوتاه پس از انتشار، توجه بسیاری از ادب دوستان و علاقه‌مندان به تاریخ و ادبیات شهر قزوین را به خود جلب کرده است. به دلیل اهمیت سروده‌های این کتاب و نقش آن در رستاخیز ترانه‌های اصیل قزوینی، پای گفت‌وگو با این شاعر قزوینی‌الاصل نشستیم.  در آغاز ضمن معرفی، از سوابق ادبی و هنری تان بگویید. ‌ من 23 شهریور 1345 در کوچه پیر سفید از محله راچّمان (راه‌چمان) قزوین به دنیا آمدم. پدر بزرگم از باغدارهای اصیل محله بود و پدرم کارگاه نختابی سنتی داشت. در دوران کودکی، قصه‌ها و افسانه‌های قزوینی که ننجان (مادر بزرگ) و همچنین مادر و پدرم تعریف می‌کردند؛ برایم بسیار دلنشین بود و در لوح ضمیرم نقش می‌بست. در دوران مدرسه به شعر علاقه‌مند شدم و شعرهای زیبای کتاب‌های فارسی را حفظ می‌کردم و در خلوت خودم با صدای بلند می‌خواندم. سرودن شعر را در دوره دانشجویی، از سال 64 با یک مثنوی آغاز کردم که در نشریه دانشگاه صنعتی شریف درج شد. اگر چه تحصیل در رشته الکترونیک و پس از آن کار در محیط‌های صنعتی تا حدودی از حال و هوای ادبیات دورم می‌کرد؛ اما هیچگاه مرا از دنبال کردن علایق ادبی‌ام باز نداشت. در سال 66 در قزوین با انجمن ادبی سروش همراه شدم و از محضر اساتید شعر، بهره‌ها بردم. در این سال‌ها شعرهایم که بیشتر مضامین اجتماعی داشت؛ در نشریه «ولایت» چاپ می‌شد. در سال 73 چهار پاره‌ای با عنوان «دست‌های توانمند تولید» سرودم که در همایش‌های جامعه کارگری بسیار مورد استقبال قرار گرفت. این اثر بعد‌ها (در سال 81) در جشنواره فرهنگی هنری جامعه کار و تلاش، به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد و در کتاب جشنواره به چاپ رسید. در سال 87 به جمع یاران شاعر در انجمن ادبی عبید پیوستم. شعر «عاشورا» که روایت شاعرانه خاطره‌ای از دوران کودکی من و برادر شهیدم بود؛ در سال 90 به عنوان اثر برگزیده جشنواره استانی دفاع مقدس مورد تقدیر قرار گرفت. در سال 89 با سرودن شعر «ریشَه در خاک» با گویش قزوینی، آفرینش آثار جدی و قابل تامل را در قالب‌های مختلف با این گویش آغاز کردم و در سال‌های بعد استمرار بخشیدم. در سال 93 با تعدادی از دوستان علاقه‌مند به فرهنگ و هنر قزوین برای تاسیس انجمن فرهنگ قزوین‌(افق) همراه شدم. این انجمن مردم نهاد در زمینه شناسایی و ثبت و ضبط عناصر فرهنگ عامه قزوین و احیای آن فعالیت می‌کند. در روزهای پایانی سال 96 مجموعه شعر قزوینی من با عنوان «مثل باران وسط دلخوشی سیزه بدر» به زیور طبع آراسته شد.  چرا و چگونه به ایده سرایش اشعار فارسی قزوینی رسیدید؟ همواره به نظرم می‌رسید که به گویش قزوینی و فراتر از آن به فرهنگ اصیل مردمان این دیار، جفای بسیار روا شده است. چرا که کلمات و عبارات این گویش به وسیله‌ای برای مضحکه تبدیل شده بود و شعرهایی هم که سروده می‌شد؛ نه تنها آبی بر این آتش نمی‌ریخت؛ بلکه بر هیزم آن هم می‌افزود. بر این باور بودم و هستم که در فارسی قزوینی ظرفیتی عظیم و در فرهنگ عامه قزوین گنجینه‌ای ارزشمند برای سرودن شعرهای فاخر و جدی، حتی در گونه طنز آن وجود دارد؛ لذا بر آن شدم که آفرینش آثاری را در این زمینه آغاز کنم.  منابع خودتان را در این عرصه معرفی کنید؟ ‌ منبع و ماخذ اصلی من در این حرکت، نقش و نگاری است که در لوح ضمیر من در اثر زندگی کردن در بطن این فرهنگ، حک شده و به مرور زمان قوام یافته است. نفس کشیدن در اتمسفر فرهنگ قزوین و زندگی کردن با واژه‌ها، اصطلاحات، مثل‌ها، نغمه‌ها و لالایی‌ها، قصه‌ها و افسانه‌ها، بازی‌ها، باورها و آیین‌های مردم قزوین، این عناصر را به جزئی از وجود من تبدیل کرده است؛ البته برای تکمیل و حصول اطمینان از صحت مطالب همواره از محضر پدر و مادر عزیزم و همچنین در مواردی از کتاب‌های تالیف شده در مورد قزوین بهره برده‌ام.  بازخورد همشهریان و علاقه‌مندان به اشعار شما چگونه بود؟ همشهریان عزیزی که در همایش‌ها و برنامه‌های مختلف فرهنگی مخاطب شعر‌های من بودند؛ همواره از این که حرف‌‌های دلشان با گویش خودشان، در این شعرها بازگو می‌شود به وجد آمده‌اند. دوستان شاعر در انجمن‌های ادبی شهر و همچنین شاعرانی که از تهران و شهرهای دیگر به شب‌های شعر دعوت می‌شوند نیز غالبا از این آثار استقبال کرده‌اند. از جمله این شاعران می‌توان به آقایان امیری اسفندقه، بیگی حبیب‌آبادی و سعید بیابانکی اشاره کرد.  بیشتر به اشعار بلند گرایش دارید؛ چرا؟ برای بیان حکایت‌ها، قصه‌ها و افسانه‌ها و بهره‌گیری شاعرانه از آنها و همچنین پرداختن به زوایای مختلف یک مضمون، در بسیاری از موارد روی آوردن به شعر بلند اجتناب‌ناپذیر است؛ اما من با بهره‌گیری از قالب‌های شعری همچون چهار پاره، ترکیب بند و ترجیع بند و همچنین دقت در طراحی ساختار شعر کوشیده‌ام که اشعار بلند ملال‌آور نشود. بسیاری از اشعار بلند این دفتر شبیه فیلم‌های سینمایی اپیزودیک طراحی شده‌اند.  آیا طرح نکته‌های عمیق فرهنگی و تاریخی با اشعار بومی، با وضعیت فعلی ادبیات کشور سازگاری دارد؟ در روزگار ما که شاخصه اصلی آن شتابزدگی و سطحی‌نگری است، همه شعرا و هنرمندان وظیفه دارند که در جهت عمق بخشیدن به نگرش مردم تلاش کنند. در این راستا بهره‌گیری از طنز و جذابیت‌های فرهنگ بومی می‌تواند بسیار راهگشا باشد‌.  مشوقان شما در این کار چه کسانی بودند و برای آینده چه برنامه‌هایی دارید؟ همسر و فرزندان، پدر و مادر و همچنین بسیاری از دوستان شاعر و اهل فرهنگ و هنر بنده را در این امر تشویق کردند که از بین آنها می‌توانم به اساتید ارجمند آقایان محمد‌علی حضرتی‌ها، دکتر عابدیها‌، علی صالحی شهیدی، سید‌جلال موسوی، مجید بالدران، علی‌اصغر یوسف گمرکچی، سید‌محمد‌حسین ابوترابی و خانم دکتر کرمانشاهانی اشاره کنم.  برای حفظ و نگهداشت گویش فارسی قزوینی چه راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنید؟ به اعتقاد من، جلوگیری از ادامه روند تخریبی گویش قزوینی در برنامه‌های مختلف فرهنگی، به ویژه در صدا و سیما و هدایت آنها در جهت حفظ و تقویت گویش، از طریق فعالیت جدی و موثر انجمن‌های مردم نهاد فرهنگی یکی از این راهکارهاست. نکته دیگر، ترغیب و هدایت هنرمندان در رشته‌های مختلف خصوصا هنرهای نمایشی به استفاده از گنجینه ارزشمند فرهنگ عامه و به تبع آن بهره‌گیری صحیح و مناسب از گویش اصیل قزوینی است که می‌تواند در این جهت موثر باشد. همچنان که، استفاده فرهیختگان قزوینی از گویش بومی در محاورات، جلسات و سخنرانی‌ها و نیز برگزاری جشنواره استانی گویش و فرهنگ مردم قزوین بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

يكشنبه 23 ارديبهشت 1397
04:05:04
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT