بوروکراسی؛ نگاهی از نزدیک


وحید دادرسیان
در ارتباطات عامه مردم با نظام اداری شاید هیچ کلمه‌ای به اندازه بوروکراسی یا همان دیوانسالاری تداعی‌کننده مفهومی منفی در اذهان نباشد؛ تا جایی که آن را مترادف با کاغذ بازی‌، صف‌های طولانی ارباب رجوع سرگشته پشت درب ادارات و پرونده‌های قطور می‌دانند. در بین بسیاری اندیشمندان نیز بوروکراسی غالباً به نظام کند و ناکارآمد اداری اطلاق می‌گردد. اگر شما هم با شنیدن کلمه بوروکراسی چنین قضاوتی درباره آن دارید؛ سعی کنید تا پایان این نوشته همه‌ی پیشداوری‌ها را کنار بگذارید.  بوروکراسی و سازمان‌ها با دقت در ارتباطات روزانه و روند زندگی کنونی بشر سازمان‌های فراوانی را مشاهده می‌کنید که زندگی اجتماعی ما را امکان‌پذیر می‌سازند سازمان‌ها مجموعه‌ای از افراد هستند با حدود و ثغور مشخص که آگاهانه اهدافی را محقق می‌سازند که به صورت انفرادی امکان‌پذیر نیست یا بسیار دشوار است. در واقع ادامه حیات زندگی اجتماعی با موجودیت سازمان‌ها گره خورده است. فرزند شما در مدرسه تحصیل می‌کند، از تسهیلات عمومی مانند آب، برق و امنیت برخوردار می‌شوید؛ اموال خودرا به شخصی دیگری انتقال می‌دهید؛ اما در پس این اتفاقات تکراری و شاید پیش پا افتاده سازمان‌های عریض و طویلی و بعضاً پیچیده‌ای وجود دارند که ستاده‌هایی را می‌پذیرند و پس از انجام فرآیندهای داخلی آن را به داده تبدیل می‌کنند. داده‌ها و ستاده‌هایی که می‌توانند کالا یا خدمات باشند. به نظر می‌رسد در گذار از مرحله مدرنیته و افزایش پیچیدگی‌های زندگی بشری تعاملات ما با سازمان‌ها سوای تغییرات ساختاری‌شان افزایش می‌یابد. البته این انتقاد همیشگی وجود داشته است که سازمان‌ها برای رشد، ادامه حیات و افزایش قدرت خود پروسه‌ها و بعضاً نیازهای غیر‌ضروری ایجاد نموده حتی قوانین و مقررات را دستخوش تغییرات نمایند یا موجب انقیاد روح و جسم اعضا خود می‌گردند؛ اما همه‌ی این موارد از اهمیت وجودی آنها نخواهد کاست. طبیعی است که این سازمان‌ها به فراخور محیط، اهداف‌، اندازه و بسیاری عوامل دیگر دارای ساختارهای متفاوتی باشند و بوروکراسی یکی از این مدل‌ها و الگوهاست. به عبارت دیگر کلمه بوروکراسی با مفهوم سازمان معنی‌دار می‌گردد. در همین راستا متفکران زیادی سازمان‌های بشری را مورد مطالعه و دقت نظر قرار داده‌اند و راهکارهایی برای افزایش کارایی‌، اثر‌بخشی‌، رضامندی خدمات گیرندگان و اعضا ارائه نموده‌اند. ازجمله آنها «ماکس وبر» فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی است که سازمانی آرمانی جستجو می‌کرد که دارای کارکردهای تماماً منطقی و عقلایی بوده و کارایی حداکثر داشته باشد و در نهایت برای مدیران سازمانی یا سایر گروه‌های ذینفع توانایی پیش‌بینی نتایج را تا حدی میسر سازد. او ویژگی‌های ساختاری سازمان مورد نظر خود را که بعدها به بوروکراسی معروف شد؛ بدین صورت تبیین نمود: سلسله مراتب دقیق و منظم هرم گونه، تجزیه مشاغل افراد به اجزای ساده و تکراری، اختیارات و مسئولیت‌های مشخص شده، گزینش افراد بر حسب شایستگی و وجود مسیر ارتقای شغلی بر همین اساس و مهمترین ویژگی یعنی استاندارد‌سازی تمامی فرآیندهای داخلی سازمان.  بوروکراسی از خود دفاع می‌کند! شاید تعجب کنید تحقیقات علمی و تجربیات طولانی نشان داده است بوروکراسی بهترین مدل برای اعمال کنترل سازمانی بر افراد و نیز حصول بالاترین کارایی می‌باشد. در این مدل تصمیمات سلیقه‌ای نیستند و ابهام‌زدایی از مشاغل موجب آرامش اکثر اعضاء می‌گردد. از سوی به علت تاکید بر استانداردسازی فرآیندها و روندها داده‌های سازمان یکسان بوده و نوعی مساوات و عدالت ضمنی در بطن خود دارد. بوروکراسی بهترین مدل برای سازمان‌های بزرگ است که کارهای تکراری ولی حساس در محیط‌های نسبتاً با ثبات انجام ‌می‌دهند‌. به عقیده برخی از صاحب‌نظران سازمان‌ها و تشکل‌ها در صورت رشد ناخودآگاه گرایش به بوروکراسی پیدا می‌کنند. یک شرکت خصوصی تولیدی کوچک را در نظر بگیرید که با افزایش فروش رشد می‌کند و دارای شعبات مختلف می‌گردد و جهت ارائه تولیدات همگن خود در نقاط مختلف رویه مشخصی را مکتوب می‌سازد و همچنین ‌با تعدد تصمیم‌گیری‌ها و لزوم نظارت بیشتر سلسله مراتب و حیطه اختیارات جدید ‌به وجود می‌آید‌. این بدین معنی است که شرکت مذکور بدون اینکه بداند در مسیر بوروکراسی گام نهاده است. ‌طبیعتاً ‌عدم انعطاف و خشک بودن تصمیمات سازمان‌های بزرگ دیوانسالار آنها را در نظر برخی منتقدان به عنوان سازمان‌هایی ماشینی که چرخ دنده های آن انسان‌ها می‌باشند؛ ترسیم نموده است. اما یادمان باشد استمرار یک پدیده تضادی با اهمیت آن ندارد؛ مانند ضربان همیشگی قلب‌! بسیاری از خدمات پایه و حیاتی جوامع مانند امورات قضایی‌، امنیتی‌، حفظ مالکیت شخصی و نظارت بر سلامت و بهداشت عمومی جوامع‌ در سراسر جهان به دست سازمان‌های بوروکراتیک ‌ارائه می‌گردند.  کابوسی به نام بوروکراسی! حال باید دید که چرا بوروکراسی مورد تاخت و تاز منتقدین و مردم قرار می‌گیرد. مهمترین ایراد وارد شده بر دیوانسالاری مشکلی است به نام جابجایی هدف که از چند منظر قابل بررسی است‌. پیش‌تر گفتیم که بوروکراسی در راستای استاندارد‌سازی بر مقررات و قوانین اتکاء ویژه‌ای دارد‌. این تاکید در شرایط خاصی حالت افراطی به خود می‌گیرد تا آنجا که ‌داده سازمان یا به نحوی هدف اصلی از این بکار بردن دستورالعمل‌ها در محاق قرار گرفته و این قوانین سمبل و نماد سازمان می‌گردند و اینجاست که اثر بخشی سازمان زیر سوال می‌رود. در مراجعه به بسیاری از ادارات و سازمان‌ها می‌بینید که دستور‌العمل‌ها و قوانینی که بدواً جهت تسهیل در خدمات‌رسانی تصویب شده‌اند؛ خود بزرگترین مانع در تحقق اهداف سازمانی هستند. از سوی دیگر تخصص‌گرایی که همان تقسیم و تجزیه مشاغل می‌باشد موجب می‌گردد واحدهای فرعی اهداف خودرا بدون آنکه بدانند بر اهداف سازمان ترجیح داده که موجب تعارض‌، سرگشتگی و حتی سرخوردگی بسیاری از مراجعین می گردد. وجه سوم جابجایی هدف آنجا پدید می‌آید که وجود مقررات وسیع اگر چه موجب تنسیق ‌و تنظیم فرآیندها می‌شوند؛ همزمان سطوح حداقلی برای فعالیت‌ها به وجود می‌آورند که رعایت آنها برای بسیاری از اعضاء کافی است و این اگر بازخورد این موضوع از نظر حقوق و مزایا به اعضاء سازمان نرسد؛ قطعاً کارایی سازمان را تنزل خواهد داد. این جاست که سازمان تنها راه مقابله با کاهش کارایی را افزایش حجم مقررات و آیین‌نامه‌های مکتوب می‌داند و این چرخه معیوب به همراه وسواس روزافزون جهت کنترل و ثبت ‌همه موارد احتمالی فرآیندها سازمان را غرق در کاغذ‌های ساخته شده توسط خودش می‌سازد. در واقع تناسبی ظریف بین ریز‌تر شدن و وضوح بیشتر فرآیندها و حجم پرونده در دستان ارباب می‌توان یافت. آنچنان که در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان مثل آمریکا یک قرار‌داد خدماتی نه چندان بزرگ مابین دولت فدرال و پیمانکاران خصوصی بالغ بر هزار صفحه می‌گردد و فرانسه در قلب اروپا به سرزمین بوروکراسی معروف شده است. این موضوع رد یابی و شناسایی فساد احتمالی در روابط و اسناد سازمانی را برای دستگاه‌های نظارتی هم مشکل‌تر و پر‌هزینه‌تر می‌سازد.از سوی دیگر تخصصی شدن و صراحت وظایف موجب می‌شود فرد خود را به عنوان چرخ دنده‌ای قابل تعویض بداند که هیچ اصالتی برای آن متصور نیست. این پدیده را از خود بیگانگی کارکنان می‌نامند و به مرور زمان علاوه بر اثرات روحی زیانبار خلاقیت را به طور کامل در افراد می‌خشکاند. وجه مشترک تمامی بوروکراسی‌ها مقاومت در برابر تغییرات و سکون بنیادین آنهاست. بوروکرات‌ها از ترس از دست دادن کنترل دقیق خود بر سازمان تمامی تغییرات بنیادین را مضر دانسته و با تغییرات روبنایی و آن هم کنترل شده موافق‌اند. این موضوع موجب ایستایی سازمان‌های بوروکراتیک شده و راه‌حل‌های ارائه شده جهت پویایی و تحرک آنها راه به جایی نبرده است.

دوشنبه 27 فروردين 1397
04:14:27
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT