جشن‌سوری یا چهارشنبه‌سوری


نسرین افشارمحرابی ـ کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
جشن‌سوری و یا آنچه، امروز آن را چهارشنبه‌سوری می‌خوانیم؛ جشنی است که مانند بیشتر جشن‌های ایرانی به ستاره‌شناسی بستگی دارد و مبدا همه‌ی حساب‌های علمی تقویمی است. برخلاف بعضی از مناسبت‌ها این مناسبت سرمنشایی کهن و باستانی در تاریخ این آب و خاک دارد و از اهمیتی بالاتر از نوروز برخوردار است و در واقع یک یادآوری از گوشه‌ای از تاریخ غرورآفرین این مرز و بوم است. این جشن را که یکی از جشن‌های آریایی بوده، به آن جشن آتش می‌گفتند، آتش در نزد ایرانیان نماد روشنی، پاکی، زندگی، سازندگی و تندرستی است. سوری به معنای سرخ است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز می‌افروخته‌اند. در تاریخ بخارا آمده است: «چون امیرمنصور بن نوح به مُلک بنشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است؛ آتشی عظیم افروختند ...» آتش را برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بام‌ها می‌افروختند که هم‌شگون داشته و هم به باور نیاکانمان، تنوره‌ای آتش و دود بر بام‌ها، فروهرها (نیکی‌ها) را به خانه‌های خود رهنمون می‌کرده است. آفروزان؛ پیام‌آوران نوروز در ایران باستان چند روز قبل از نوروز مردمانی به نام «آفروزان» که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند. به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش افروزان، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش‌های خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سروده‌ها و آوازه‌های شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند. هدف آنها انتقال نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی‌بخش خوانده می‌شدند؛ در روزگار ما هنوز نمود کوچکی از خود را زیر نام خواجه پیروز یا حاجی فیروز زنده نگاه داشته‌اند که البته از هنرمندی زن یا مرد آتش‌افروز در دوران گذشته بسیار دور است. از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه آتش افروان در تمام نقاط شهر و ده آتش می‌افروختند که آن را تابو آمدن خورشید نگاه می‌داشتند. دختران و پسران دور آتش گرد می‌آمدند و به پایکوبی و سرودخوانی و پریدن از روی آتش می‌پرداختند. این آتش، نماد و نشانه‌ی مهر میترا و نور و دوستی بود. آیین آتش‌افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام (چهارشنبه‌سوری) بر خود گرفته است. استاد ابراهیم‌ پور داود در این باره می‌نویسند: «شک نیست که افتادن این آتش‌افروزی به شب آخرین چهارشنبه‌ی سال یعنی شب روز سه‌شنبه، پس از اسلام رسم شده است. چه ایران باستان شنبه و آدینه نداشته‌اند ... روز چهارشنبه یا یوم‌الاربعاء نزد عرب‌ها روز شوم و نحسی است و این‌گونه که ایرانیان، جشن‌سوری آخر سال و جشن پیش درآمد نوروز را در دوره‌ی اسلامی به روز چهارشنبه‌ی آخر سال انداختند تا هیچ روز بدشگونی در روزهای بهیژک آنها نباشد و شومی چهارشنبه از میان برود. اما به تدریج این روز به تاسی از باور اعراب به شب سه‌شنبه تغییر کرد. گمان اسطوره‌ای در مورد دلیل چهارشنبه‌سوری! یک حدس و گمان اسطوره‌ای در مورد دلیل آتش‌افروزی چهارشنبه‌سوری وجود دارد، این است که می‌گویند ضحاک (یا اژی دهاک از شاهان ماد) شخصی را به نام «اورامائیل» مامور کرده بود که هر روز دو جوان خوبرو را کشته و از مغز آنان برای مارهای دوش وی خوراک فراهم آورد. اورامائیل هر روز یکی از آن دو جوان را کشته و دیگری را پشت کوه‌ها پنهان می‌کرد. وقتی فریدون به شاهی رسید؛ علت این کار را از او پرسید و پاسخ شنید که می‌خواستم یکی از آن دو را از مرگ نجات دهم. فریدون مشعل‌دارانی با مشعل‌های افروخته به کوه گسیل می‌دارد و جوانان پنهان شده را بازیافته، با سرود و شادی به شهر می‌آورند. از آن روز به بعد مردم به یاد آن جوانان آتش می‌افروزند. یک عقیده‌ی کهن ایرانی درباره‌ی این جشن این است که: در اعتقاد مردم باستان فَرْوهَرها به مدت ده شبانه‌روز از جایگاه اصلی و آسمانی خود به شهر و دیار خود فرود آمده و میان بازماندگان زندگی می‌کنند. تا پیش از روز بیست و پنجم اسفندماه که در شب آن، یعنی شب بیست و ششم فَرْوهَرها فرود می‌آیند. در این روزها بازماندگان لباس نو تهیه می‌کنند و در اتاق‌ها به ویژه اتاق در گذشتگانشان نقل و نبات و شیرینی و میوه و سبز و گل و کتاب مقدس و شمع روشن و چوب‌های خوشبو در سفره می‌نهند. کدورت‌ها را برطرف کرده، به آن امید که چون روح در گذشتگان به میان آنان آورند شاد و راضی باشند و به بازماندگان دعا و برکت عنایت کنند. از آیین‌های جشن‌ سوری علاوه بر آتش‌افروزی که این شعر معروف نیز خوانده می‌شود: زردی من از تو سرخی تو از من سرخی آتش مال ما زردی ما مال شما گل چهارشنبه‌سوری درد و بلا را ببری چهارشنبه‌سوری؛ از قاشق‌زنی تا کوزه‌شکنی فال گوش ایستادن، قاشق‌زنی، شال‌اندازی، آجیل مشکل‌گشا، کوزه‌شکنی، بخت‌گشایی با کندر، فال گرفتن، دفع چشم زخم می‌باشد. که برخی از این آیین‌ها خوشبختانه هنوز در بعضی از اقوام ملل ایرانی پابرجا است. به عنوان مثال لرک آجیل مشکل‌گشا که یکی از مراسم بسیار مورد توجه این نسب می‌باشد. این آجیل وجهی تمثیلی دارد؛ هرکس که مشکل و گرفتاری داشته باشد این آجیل را تهیه و به عنوان نذر و فدیه میان دیگران پخش می‌کند. این آجیل از هفت نوع میوه خشک شامل: پسته، بادام، سنجد، کشمش، گردو، برگ هلو، انجیر و یا خرمای خشک می‌باشد. بنا بر باور ایرانیان، هنگام جشن سوری باید از خانه بیرون رفت و همپای دیگر مردمان جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جدید همراه با شادی و پیروزی باشد. فرهنگ ایرانی همواره ستایشگر و پاسدار شادی بوده است و اینگونه است که این سنت‌های کهن با نام‌ها و مناسبت‌های گوناگون در درازای تاریخ این سرزمین پاسداری شده‌اند؛ ولی مشابه این آیین‌ها در بین‌النهرین (عراق کنونی)‌ با آن همه سند و مدرک به فراموشی سپرده شده است. این خود گواه بر این است که این سنت‌ها و آیین‌ها از دل مردم جوشیده است که توانسته در دوران گوناگون دوام بیاورد که هر چند نامشان دگرگونی یافته، اما جاودان مانده‌اند. شوربختانه، این آیین و آیین‌های مشابه به غیر از چند شهر و روستای ایرانی، اغلب در شهرهای بزرگ به فراموشی سپرده شده است و اصول و قواعد این جشن‌ها رعایت نمی‌شود و بیشتر تبدیل به یک فستیوال جدید گردیده که هیچ ربطی به اصل آیین آن ندارد. بر ما ایرانیان امروزین واجب است که نگاه دارنده و پاسدار این باورها و رسم‌های زیبا باشیم تا آیندگان را موجب افتخار باشیم؛ همچنان که ما بر گذشتگان و آنچه بر ما گذاشته‌اند؛ می‌نازیم و می‌بالیم.

سه شنبه 22 اسفند 1396
05:11:10
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT