عصیان ایده‌ها بر بوم گلرنگ نقاشی


سعید الهی
مکتبی ندیده است و هیچ کلاس هنری را هم به آغاز و فرجام نرسانده، اما آنگونه ایده‌های نابش را بر جان ِبوم نقش می‌زند که گویی سالیانی، دوره‌های عالی آکادمیک را طی کرده است و نه فقط طراحی و نقاشی، که مکاتب مختلف هنری را فرا گرفته و به ایده‌پردازی رسیده است. حسین زارع‌پور، هنرمندی است که شیفتگی ذاتی و شیدایی بصری، او را به وادی هنر کشانده و دستانش را با قلم‌موی نقاشی آشنا ساخته است. نقاشی، که آثارش سرشار از نگاهی فلسفی به جهان پیرامونی و نیز تعهدی دردمندانه نسبت به آلام بشری است.  چه عزم و اراده‌ای در حسین زارع‌پور نوجوان بود که او را در آن مقطع سنی به تجربه کردن و زندگی آموختن کشاند و به دنیای پر رمز و راز هنر؟ ـ دوران کودکی من سرشار از تجربه‌های مختلف است؛ کارهای سخت و طاقت‌فرسا از شاگرد بنایی گرفته تا دستفروشی که باعث شد خیلی زود خودم را در اجتماع پیدا کنم. یادم هست در همان دوران نوجوانی، در اوایل دهه چهل، روزی سر کوچه یک 2 ریالی پیدا کردم، نزدیک یک سال بود که حتی یک ریال هم نصیبم نشده بود. در تب و تاب خرج کردن و یا نکردن آن 2 ریالی بودم که فردای آن روز نزد یکی از بستگان در بازار رفتم و گفتم من یک سال است بیکارم و درآمدی هم ندارم، یک کاری برایم جور کن. ایشان که خدا حفظش کند تعدادی جوراب به من داد تا بفروشم و پولش را به او برگردانم. جلوی مسجدالنبی (شاه) اقدام به دستفروشی کردم و 15 تومان سود خالص حاصل یک روز کاری من بود. در آن زمان، دستمزد شاگرد مغازه، روزی یک تا دو تومان بود، گویا خداوند می‌خواست چرخ زندگی‌ام را با همان 2 ریالی به حرکت درآورد. با 15 تومان سود کار یک روزم که معادل یک ماه شهریه تحصیل شبانه دبیرستان بود؛ در دبیرستان محمد قزوینی ثبت‌نام کردم و با درآمد روز بعد هم، کتاب‌های درسی مورد نیازم را تهیه کردم و سر کلاس رفتم.  این نقطه عطف در زندگی شما، چگونه با نقاشی پیوند خورد؟ ـ این کشش و علاقه تازگی نداشت و از دوران کودکی با من بود؛ اما در دوران تحصیل در دبیرستان این علاقه سبب شد که بدون اینکه آموزشی دیده باشم و یا کلاسی را بگذرانم؛ شروع به کشیدن نقاشی بکنم. شنیده بودم که تابلوهای نقاشی را با رنگ و روغن کار می‌کنند؛ پس از تهیه رنگ‌های صنعتی روغنی شروع به نقاشی کردم که متاسفانه کارم خوب از آب در نیامد؛ آن دوران هنوز تفاوت رنگ‌های روغنی صنعتی و هنری را نمی‌دانستم. مدتی بعد در منزل یکی از بستگان، کاری را دیدم که با سوزن و نخ روی پارچه به شیوه کلاژ تهیه شده بود. با دیدن این کار، ایده ای در ذهن من شکل گرفت که باعث خلق دو کار با استفاده از تکنیک کلاژ شد. سال 54 بود که با یکی از دوستان به نگارخانه فرهنگ و هنر سابق در خیابان فردوسی رفتیم و با دیدن تابلوهایی که با رنگ و روغن کار شده بود، با چگونگی کار با این شیوه آشنا شدم و اولین کاری هم که پس از آن کشیدم؛ کپی چهره دختری اروپایی در حال نیایش بود.  به جز چند کار کپی اولیه که ظاهرا برای مشق کردن بوده است؛ آثار شما دارای ایده‌هایی خلاقانه و بدیع است. چگونه شد که ترسیم ایده‌ها، جایگزین کپی‌های مشق مدارانه شد؟ ـ تابستان بسیار گرمی عازم مشهد بودم که در مسیر راه، تپه ماهورهای دامغان و سمنان به شدت نظرم را به خود جلب کرد. تشنگی کویر در تضاد با آبی نیلگون آسمان، ایده‌ای را در ذهنم پروراند که در برگشت از آن سفر، این سوژه به تهیه اولین تابلوی نقاشی مستقل‌ام با موضوع آزاد تبدیل شد.  آثار شما در زمره آثاری در هنر نقاشی است که عینیت و فضای عینی در آنها مهم است و موضوع در اثر جایگاه ویژه‌ای دارد و کارهای عینیت‌گرایی که از شما مشاهده می‌شود؛ همه موضوع محور هستند و ظاهرا گاهی، موضوع و عنوان از خود اثر برای شما اهمیت بیشتری می‌یابد؟ ـ به طور کلی در نقاشی چیزی به عنوان بدون عنوان نمی‌شناسم و موضوع اثر و مسایل عینی اطرافم همیشه برایم از اولویت برخوردار بوده است و بر همین اساس، از میان هزاران ایده‌ای که ممکن است در اطرافم درگیر آن باشم؛ یکی را انتخاب کرده و شروع به اجرای مستقیم روی بوم می‌کنم.  یعنی طرح اولیه‌ای برای کار ندارید و باصطلاح سوژه را در ذهن می‌پرورانید و فضای کلی اثر را به وجود می‌آورید؟ ـ هر چند طرح اولیه‌ای روی کاغذ برای نقاشی‌هایم آماده نمی‌کنم؛ ولی در جریان اجرای تابلو ممکن است فضای اولیه‌ای که در ذهن داشتم؛ مقداری دگرگون شود؛ اما کلیت کار همانی است که ابتدا در دهن پرورانده بودم.  موضوعات نقاشی‌های شما عموما چالشی و انتقادگرایانه است. چرا کارهایتان به این سمت و سو کشیده شد؟ ـ روزی برایم مهم بود که همپای مردم، در ورق خوردن برگی از تاریخ سرزمین‌ام مشارکت داشته باشم و همین هم شد کاری را که از دستم بر‌می‌آمد؛ انجام دادم. قبل از انقلاب، شب‌ها به طور مخفیانه در زیرزمین خانه‌ام، چهره امام، دکتر شریعتی و شهدای آن روزگار را می‌کشیدم و روزها به دست مردم در جریان راهپیمایی‌ها می‌رساندم. کاری که البته بعد از انقلاب هم بدون وقفه روزانه ادامه پیدا کرد و طرح شخصیت‌های شهید انقلاب را کشیدم. در آن برهه نیاز و احساس بنده این بود و آن کارها را انجام دادم و امروز هم احساس می‌کنم سوژه‌هایی که انتخاب می‌کنم؛ نیاز کنونی جامعه ما هستند.  تعدادی از آثار شما در همان دوران انقلاب، تبدیل به پوستر شد و در حجم وسیعی منتشر گردید. تا جایی که من می‌دانم هیچ یک از کارهایتان را تاکنون نفروخته‌اید و مثل فرزند از آنها نگهداری کرده‌اید. چه حسی به شما دست می‌داد وقتی کارهایتان، پوستر می‌شد و در سطح کشور منتشر می‌شد؟ ـ در ایام جنگ، زمانی که در جبهه بودم به شهر دزفول رفتم. وضعیت شهر به گونه‌ای بود که بر اثر موشک باران رژیم بعثی خالی از سکنه شده بود. برای به جا آوردن نماز وارد مسجدی شدم و وقتی پوستر یکی از تابلوهایم را بر شیشه مسجد شهر خالی دیدم؛ گویی عزیزترین نزدیکانم را در آن شرایط دلتنگی ناشی از وضعیت دزفول دیده بودم. تصور کنید در چنان حال و شرایطی، دیدن پوستری از کارهایم، آن چنان برایم با شوق همراه بود که هیچ وقت آن احساس را فراموش نمی‌کنم؛ انگار بخشی از وجودم را در غربت پیدا کرده بودم.  شما در اوج کارهایتان، 20 سال نقاشی را کنار گذاشتید و پس از یک وقفه طولانی، با تغییرات قابل تاملی در تکنیک و پرهیز از عریان‌ گویی برگشتید. در حالی که این بار، در کارهایتان نقاشی خط را هم می‌بینیم. چه شد که رفتید و چه انگیزه‌ای باعث شد که دوباره نقاشی را از سر بگیرید؟ ـ مسایل شخصی و تعهد و اشتغال، مشکلات و موانعی بود که حدود 20 سال مرا از نقاشی دور نگاه داشت؛ اما زمانی که به لحاظ مالی زندگی‌ام به آرامش نسبی رسید؛ مجددا کارهای هنری‌ام را از سر گرفتم و با رویکرد تازه‌ای، دغدغه‌ها و ایده‌هایم را نقاشی می‌کنم.

سه شنبه 22 اسفند 1396
05:08:46
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT