زمینه چینی انگلیسی‌ها برای کودتا


حسین آبادیان
بعد از جنگ جانگداز حوالی مرداب انزلی و کشتار جوانان ایرانی به دست طیاره‌های جنگی انگلستان، قوای قزاق به کلی متلاشی شد، انگلیسی‌ها با اقدام زیرکانه خود نه تنها کوچک خان را منزوی ساختند بلکه قوای قزاق ایرانی را هم نابود کردند. این بار انگلیسی‌ها باز هم نعل وارونه زدند و وارد میدان شدند، اینان به شاه جوان، ترسو و بی‌تجربه ایران این گونه القا کردند که باید به کار صاحب منصبان روسی این تشکیلات نظامی خاتمه داد؛ این بزرگ‌ترین نفعی بود که بریتانیا می‌توانست از اوضاع ایران ببرد و گامی دیگر برای پیشبرد سیاست خود در این گوشه حساس عالم بردارد. انگلیسی‌ها به شاه ایران این گونه وانمود ساختند که نفع ایران در تشکیل یک ارتش متحد الشکل است. البته واقعیت هم همین بود، اما انگلیسی‌ها منظور خاص خود را از این نقشه می‌طلبیدند: آنان به دنبال این مساله بودند که با تشکیل قشون متحدالشکل امنیت لازم برای سرمایه‌گذاری اقتصادی آنان در کشور فراهم شود. تشکیل ارتش متحدالشکل یک نیاز ضروری بود؛ اما مساله این بود که انگلیسی‌ها می‌خواستند صاحب منصبان خود را در این نیرو به منصب فرماندهی برگزینند. این سیاست از سوی کشوری اتخاذ شده بود که «یک قشون دارای همه چیز... در ناف مملکت ما یعنی در اطراف پایتخت اقامت دارد، بیگانه‌ای که به قول خودش با ما قرارداد بسته؛ قراردادی که به موجب آن مملکت را سیاستا و اقتصادا در چنته دان فراخ خویش مشاهده می‌کند.» در این شرایط تاریخی دولت ایران باید زمام امور وزارت جنگ را به دست کسی می‌داد که «آگاه‌ترین، بی‌طمع‌ترین و وطن دوست‌ترین اشخاص با لیاقت» باشد. این فرد باید اوضاع نظامی کشور را سر و سامانی می‌داد و ایرانی را که در گرداب بلایا غوطه‌ور بود، به ساحل نجات می‌رسانید. اما درست در این شرایط کسی به مقام کفالت جنگ برگزیده شد که نه علما و نه عملا شایسته این مقام نبود، او سرمشق درستکاری و بی‌طمعی هم محسوب نمی‌شد و این فرد مهدی خان وثوق‌السلطنه بود. این مرد سال‌ها در دفتر مالیه قشون کار کرده بود و حیف و میل‌هایش زبانزد نفرات قشون بود، با وجود او بودجه ناچیز دولت فلاکت زده و قشون متلاشی شده، از دستبرد حیف و میل مصون نماند؛ این بودجه را برای آن تعیین کرده بودند تا بقیه قوای متفرق شده را جمع‌آوری نمایند، اما پول مزبور حیف و میل شد. بالاتر این که انگلیسی‌ها در برابر اعتراض دولت ایران که چرا اردوی ایران را در انزلی بمباران کردند؛ پاسخ دادند علت امر بی‌انضباطی و عدم روابط منسجم و مستمر آنان با ایرانیان بوده است. آنان پیشنهاد کردند یکی از صاحب منصبان خود را واسطه میان دو اردو قرار دهند: یعنی اردوی انگلیسی‌ها و اردوی ایرانیان. به این شکل «در تعقیب این گفتگو یک نفر صاحب منصب که از هندوستان شاید برای همین گونه کارها آورده شده است، رابط قرار داده می‌شود و اینجاست که می‌توان گفت از بدرقه بیش از دزد باید حذر کرد.» از آن سوی، متجاسرین احسان‌ا... خان و خالو قربان هم بعد از لطمه سنگینی که به نیروی نظامی ایران زدند؛ آسوده خیال با کشتی‌‌های روسی به باکو رفت‌وآمد می‌کردند «تا ببینند عاقبت کارها چه می‌شود و مددی از جاهای دیگر می‌توانند بگیرند یا خیر.» خیال آنان از قشون انگلیس که در اطراف قزوین بودند راحت بود، زیرا آنان به واقع متحدان طبیعی این متجاسرین به شمار می‌آمدند پس فعلا در انزلی استراحت می‌کردند. به زودی در تهران «انتشارات غریبی» ساخته و پرداخته شد. شایعات حاکی از این بود که از سوی روس‌ها به قوای متجاسرین در انزلی کمک می‌شود. معلوم بود که «سیاستی اقتضا کرده است برای این شهرت بی‌اساس تا معلوم شود از روی چه نقشه‌ای است.» در این ایام کسانی که وقایع گیلان را تحت نظر داشتند و به مسایل آن از نزدیک آشنا بودند؛ می‌گفتند تا چند روز دیگر بحران شمال ایران خاتمه می‌یابد و کلیه دعواها تمام می‌شود. شایع بود قزاق خانه منحل می‌گردد و اختیار این قشون به دست انگلیسی‌ها خواهد افتاد. چندی بعد خبر رسید قزاق‌‌هایی که بین رشت و انزلی سرگرم سنگر ساختن بودند با متجاسرین مقیم انزلی به نبرد پرداخته‌اند و قزاق‌ها بدون ضرورت عقب‌نشینی کرده‌اند. می‌گفتند استاروسلسکی «از دور بیرق‌های روس بلشویک را به دست بیرق‌داران دشمن دیده گفته است ما با روس جنگ نمی‌‌کنیم باید عقب نشست.» این شایعات هیچ کدام حقیقت نداشت و کوچک‌ترین حمله‌ای هم از جانب انزلی صورت نگرفته بود، قزاق‌ها با هماهنگی نیروهای انگلیسی فرار کردند و به رشت رفتند، آنان بار دیگر مردم رابه وحشت افکندند، زن و مرد و کوچک و بزرگ، خانه و کاشانه خود را ترک کردند و پیاده و سواره به سوی قزوین و شهرهای دیگر اطراف رهسپار شدند. در حالی که هیچ تهدیدی علیه مردم وجود نداشت؛ قزاق‌ها در خانه مردم رشت را می‌زدند و از آنان می‌خواستند هر چه سریع‌تر شهر را ترک کنند. اموال مردمی که از وحشت، خانه و کاشانه را ترک کردند به یغما رفت، «مسلم است اموال بجا مانده ... بی‌مقدمه فراری شده هم هر قدر وفادار باشند در جای خود دست نخورده نمی‌ماند به انتظار بازگشتن صاحبان خویش.» اردوی قزاق هم نه در رشت ماندند و نه در منجیل، آنها وظایف و مسئولیت خود را بیهوده رها ساختند و به سوی قزوین عقب نشستند. در اثر «این فرار بی‌جا» برخی از قزاقها متفرق شدند، برخی به جنگل رفتند، عده‌ای از گرسنگی در طول راه تلف شدند، در این حال همه می‌دیدند که استاروسلسکی با اتوموبیل خود بین رشت و قزوین در حال حرکت است و در قزوین با اردوی انگلیسی‌ها و صاحب منصبان آنها گفتگو می‌کند. وقتی این حادثه اتفاق افتاد، به واقع چراغ سبزی به نیروهای بلشویک نما داده شد. آنان از انزلی به رشت آمدند و به واسطه استقبال مردم شهر از اردوی دولتی تا توانستند آنان را مورد آزار و اذیت قرار دادند؛ «در صورتی که پذیرایی‌کنندگان از اردوی دولتی فراری شده‌اند و باقی ماندگان استطاعت فرار نداشته‌اند؛ چه رسد که استطاعت پذیرایی کردن از کسی را داشته باشند.» وقتی قزاق‌ها عقب‌نشینی کردند، انگلیسی‌ها پیشروی نمودند، اینان از منجیل گذشتند و با فاصله‌ای اندک از متجاسرین با کمال اطمینان اردو زدند. از آن سوی «بلشویکان مصنوعی» هم در رشت و انزلی آرام گرفتند. بالاتر اینکه سردار محیی و برادرش میرزا کریم خان هم زمام حکومت گیلان را به دست گرفتند. هدف انگلستان این بود که می‌خواست «یک قوه به صورت ظاهر همرنگ قوه جنگل و قوای بلشویکی؛ میان او و بحر خزر»، یعنی مرزهای شوروی حائل باشد، «آن هم قوه‌ای که زمامش از دست قدرت آنها خارج نبوده باشد؛ اینجا ظاهر می‌شود که بلشویک مصنوعی گیلان به توسط اعیان و متمولین آن سامان با کدام دست و از روی چه مصلحت ساخته شده و چه نتیجه داده است.» انگلیسی‌ها آسوده خیال از اینکه از جنگلی‌ها دیگر کاری ساخته نخواهد بود، با فراغت خاطر به اجرای نقشه خود پرداختند. قزوین و تهران اینک عرصه قدرت‌نمایی انگلیسی‌ها شده بود. استاروسلسکی که اینک با انگلیسی‌ها کاملا هماهنگ بود، به تهران رفت و استعفای خود را به احمد شاه تقدیم داشت. سپس تحت نظارت انگلیسی‌ها به قزوین آمد رسما قزاق خانه را به آنان تحویل داد و باز هم با حمایت و مراقبت آنان، همراه با خانواده و دیگر صاحب منصبان روس به بغداد رفته و از آنجا عازم اروپا شد. ـ منبع: ایران از سقوط مشروطه تا کودتای سوم اسفند، حسین آبادیان، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، تهران 1385.

شنبه 21 بهمن 1396
05:05:10
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT