شهر قزوین به کجا می‌رود؟


سید محمد قریشی کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری
مفهوم توسعه در مقابل مفهومی به نام رشد قرار می‌گیرد. چیزی که امروزه در شهر قزوین رخ داده، رشد آن است، زیرا ما شاهد تغییراتی در کالبد شهر بودیم. توسعه مفهوم جامعی است که با رشد همه جانبه و متوازن شهر اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی شکل می‌گیرد. در هر دوره مدیریت شهر قزوین، شهر در یک جنبه خاص دچار تغییرات شده است. زمانی فرهنگ در اولویت قرار گرفته و زمانی توسعه شهر را در ایجاد پروژه‌های عمرانی گسترده دیدند. به نظر می‌رسد در چند سال اخیر، ساخت پل در اولویت فعالیت‌های مدیریت شهر قرار گرفت و در مباحث فرهنگی و اجتماعی برنامه ویژه‌ای انجام نشد. شاید بتوان گفت که رفع گره‌های ترافیکی هدف شهرداری در چند سال اخیر بود که در این مورد هم کارشناسان انتقاداتی بر آن وارد دانستند. اگر ما شهر توسعه یافته‌ای داشتیم؛ شهرداری ما دچار بدهکاری نمی‌شد. بدهی نشان می‌دهد که شهرداری نتوانسته هزینه‌های خود را تامین کند و این به دلیل نامتوازن بودن رشد است. در شهر توسعه یافته، هزینه و درآمد با هم متناسب بوده و هزینه از درآمد پیشی نمی‌گیرد. نه تنها در قزوین، بلکه در بسیاری از شهرهای کشور ما با مفهوم رشد به جای توسعه رو به رو هستیم. شهرهای ایران چه به لحاظ افقی و چه از نظر عمودی رشد داشته‌اند. از طرفی در آماری که شهرداری‌ها ارائه می‌دهند نیز، آمار کیفی جایی ندارد و در ارائه بیلان کاری همیشه تعداد پروانه‌ها و پروژه‌ها ارائه می‌شود؛ بدون آن که گزارشی از کیفیت پروژه‌های انجام شده ارائه شود. هر شهر برای ادامه حیات خود به یک افق نیاز دارد. زمانی که یک کمربندی در شهر ایجاد می‌کنیم؛ به شهر حرکت و سرعت می‌بخشد. قزوین شهری است که داشتن امتیازاتی چون کاروانسرا، آب انبار، خانه‌های قدیمی و ... آن را به عنوان شهری تاریخی معرفی می‌کند. در همه کشورها و شهرهای تاریخی سرعت حرکت را کاهش می‌دهند تا فرد در فضا قرار بگیرد. اما ما خیابان انصاری را ایجاد می‌کنیم تا یک رینگ سرعت در منطقه تاریخی ایجاد کنیم و سرعت حرکت افزایش یابد. به نظر می‌رسد این تصمیم خلق‌الساعه‌ای است که بدون درنظر گرفتن ماهیت و پتانسیل شهر و افق پیش رو اتخاذ شده است. وقتی افقی را انتخاب می‌کنیم که با ماهیت شهر ما همخوانی ندارد؛ منجر به شکست خواهد شد. اگر پتانسیل‌های خود را بدانیم؛ می‌توانیم بر اساس آن‌ها افق شهر را تعیین کنیم. اگر می‌خواهیم شهر قزوین را به عنوان شهر تاریخی معرفی کنیم باید سرعت حرکت را در شهر کاهش دهیم. با شبکه اتوبان‌های اطراف شهر، احتمال ورود مسافران به قزوین را کاهش داده‌ایم. از طرفی با احداث کمربندی‌ها و اتوبان‌های داخل شهر مسیری برای خروج سریع او از شهر را ایجاد کردیم. در صورتی که با توجه به تاریخی بودن شهر قزوین انتظار می‌رود شرایط برای بازدید مردم از مراکز تاریخی و خرید صنایع دستی فراهم شود. ما باید شهری آرام داشته باشیم تا مردم وارد شوند و از آن لذت ببرند. از طرفی سرعت عبور از شهر را افزایش می‌دهیم و از طرفی به دنبال مقصد گردشگری شدن شهر هستیم. این تناقض در مدیریت شهری است. حتی اگر هدف افزایش سرعت در شهر باشد نیز موفقیت کامل به دست نیامد. این تناقض آشکار نشان می‌دهد که اندیشه‌ای پشت طرح‌ها و پروژه‌های شهری وجود ندارد. شهر ما مانند کشتی است که سکان آن دست کسی نیست و معلوم نیست به کجا می‌رود. در قانون، برنامه 5 ساله شهرداری پیش بینی شده است؛ شهرداری موظف است که برنامه جامعی برای شهر ارائه دهد. باید براساس تحقق اهداف شهر عملکرد شهرداران را بررسی کنیم. اما برنامه و افقی برای مدیریت شهر وجود ندارد که عملکرد شهراران و مدیران را با آن ارزیابی کرد. در مجموعه مدیریت شهری جدید نیز برنامه‌ای نمی‌بینیم تا بعد از چهار سال عملکرد مدیران شهری را ارزیابی کنیم. هنوز برنامه‌ای برای شهر قزوین داده نشده و نمی‌دانیم در پایان این چهار سال قرار است چه اتفاقی برای شهر می‌افتد. ما بعد از چهار سال با چه شهری مواجه‌ایم. دو برنامه توسعه راهبردی توسط دانشگاه بین‌الملل و شرکت شارستان در چند سال گذشته نوشته شد. این برنامه‌ها برای تعیین افق شهر تهیه شدند، اما هیچکدام در دستور کار شهرداری قرار نگرفت. باید تکلیف ما برای مقصد شهر مشخص باشد. اهداف مشخص به حرکت مجموعه شهری کمک می‌کند. یکی از مشکلات شهر ملاک بودن طرح جامع و تفصیلی است؛ زیرا این طرح‌ها برای رشد شهر نوشته شده و مسایل فرهنگی و اجتماعی در آنها دیده نشده است. طرح تفصیلی که به عنوان سند در شهر قزوین نوشته شده، نقشه کاربری زمین است و ضابطه اعمال آنها را مشخص کرده است. در این طرح برنامه‌ای برای کالبد شهر تعیین شده و سایر حوزه‌ها مغفول مانده است. این همان مفهوم رشد است. مناطق جدیدی که در شهر ساخته می‌شوند؛ تنها محدوده‌هایی برای سکونت شهروندان هستند. هیچ اتفاق فرهنگی و اجتماعی در احداث آنها دیده نشده است. ساکنین این مناطق برای تامین نیازهای خود به مرکز شهر می‌روند و این باعث ایجاد ترافیک در این محدوده می‌شود. از طرفی نوشتن این طرح‌ها آنقدر زمان‌بر است که مطالعاتی که طرح بر اساس آنها نوشته می‌شود؛ موضوعیت خود را از دست می‌دهد. یکی از بزرگترین ایرادات طرح‌های جامع و تفصیلی، نبود اطلاعات شفاف برای نوشتن این طرح‌هاست. شهرداری اطلاعات شفافی از منابع مالی و هزینه‌کرد‌های خود به مشاور نمی‌دهد و تحلیلی که براساس اطلاعات نادرست نوشته شود؛ قابل استناد و جامع نیست. به اعتقاد نگارنده اولین قدم برای اصلاح امور این است که تلکیف شهر را مشخص کنیم. در چند سال گذشته قزوین عناوین مختلفی را به خود اختصاص داد. یک زمان پایتخت خوشنویسی معرفی شدیم و زمانی دیگر پایلوت گردشگری. مدتی به عنوان دبیرخانه جاده ابریشم خوانده شدیم و زمانی موزه تاریخ اسلام. بر هیچکدام از این عناوین ایرادی وارد نیست. اما باید با یک هدف مشخص پیش برویم تا فعالیت زمانبر عظیمی برای اثبات آن به ایران و جهان داشته باشیم. برنامه ریزان و سیاستگزاران شهری باید هدفی تعیین کنند تا اقدامات شهرداران و مدیران شهر زیر چتر آن قرار بگیرد. در این شرایط می‌توانیم ارزیابی درستی از عملکرد شهردار و مجموعه تحت امر او داشته باشیم. اگر ادعای برنامه‌ریزی برای شهر داریم باید هدف بلند‌مدتی تعیین کنیم. در این شرایط شورای شهر نیز بعد از 4 سال فعالیت، می‌تواند عملکرد درستی از خود ارائه دهد. ایرادی که بر شوراهای قبلی وارد بود را می‌توان نداشتن هدف مشخص که بتوان براساس آن شورا را ارزیابی کرد؛ دانست. نمی‌توان گفت عملکرد مثبت یا منفی داشته‌اند؛ زیرا برنامه‌ای برای سنجش وجود نداشته است. الان بهترین زمان برای هدفگذاری برای شهر در شورا و شهرداری است. می‌توانند برنامه جامعی بر اساس هدف مشخصی تعیین کنند و در پایان چهار سال براساس آن بیلان کاری خود را ارائه دهند.

دوشنبه 25 دي 1396
05:00:45
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT