سمن‌ها، از خیریه‌ها تا فعالان مدنی


مهدیه سادات میرناصری
اگر بپذیریم «جامعه مدنی نهادی واسط میان مردم و دولت است»، می‌توانیم بگوییم سازمان‌های غیردولتی بخشی از جامعه مدنی هستند که در کنار رسانه‌ها، خیریه‌های، هیات‌های مذهبی و یا اصناف به صورت داوطلبانه به فعالیت اجتماعی می‌پردازند. متفکرین قرن نوزدهم مانند دو توکویل دریافتند که دولت‌های متجددی که بر پایه دموکراسی بنا شده بودند؛ بسیار قوی‌تر و پر قدرت‌تر از آن هستند، که پیش‌بینی می‌شد؛ بنابراین خواستار تقلیل قدرت دولت در یک جامعه مدنی شدند. (1) با فرض این که کسب قدرت سیاسی از طریق عضویت در احزاب و گروه‌ها ممکن است و نفع اقتصادی جوامع نیز در شرکت‌‌های تجاری تامین می‌شود؛ ارکان جامعه مدنی با هدف سودآوری ایجاد نمی‌شوند؛ بلکه ارتقای اجتماعی را از طریق کار جمعی هدف خود می‌دانند. به طور کلی می‌توان گفت در ایران جامعه مدنی از گروه‌های زیر تشکیل شده است: رسانه‌ها: به عنوان بازتاب‌دهنده افکار عمومی از یک طرف و چشم ناظری که با انعکاس اشکالات امکان خطا را در سیستم پایین می‌آورند. اصناف: به عنوان نهادهایی که به صورت متشکل از حقوق اعضای خود حمایت می‌کنند. هیات‌های مذهبی: حضور و ظهور هیات‌های مذهبی ریشه تاریخی در ایران داشته و بیان‌کننده تمایلات مذهبی جامعه است که در مراسم مختلف آیینی بروز و ظهور می‌کند. خیریه‌ها: گروه‌های حمایتی که با هدف کمک به اقشار مختلف کم برخوردار ایجاد می‌شود. می‌توان گفت در جوامع مذهبی مانند ایران، انگیزه‌های معنوی و باورهای دینی نقش به سزایی در شکل‌گیری فعالیت و تداوم کار سازمان‌های غیردولتی داشته است. سازمان‌های خیریه متعددی با انگیزه‌های کمک‌رسانی، امداد و ارتقای سطح فرهنگی اقشار آسیب‌پذیر جامعه تلاش‌های چشمگیری را با بهره‌‌گیری از انگیزه‌های دینی مردم و نیروهای داوطلب انجام داده‌اند. سمن‌ها یاNGO ها: شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین گروه هدف در جامعه مدنی با توجه به تنوع فعالیت سمن‌ها هستند. انواع گروه‌های فرهنگی، علمی، اجتماعی، محیط زیستی، گروه‌های دوستدار کودک، گروه‌های پیگیر مسایل بانوان، گروه‌های جوانان و امثالهم را می‌توان در این گروه دسته‌بندی کرد. با توجه به این که سازمان‌های مردم نهاد برخاسته از نیاز اجتماعی و گروهی هستند؛ انتظار می‌رود از طرفی تنظیم‌کننده خواست‌ها و دیدگاه‌های اعضای خود بوده و از طرف دیگر منعکس‌کننده این خواست‌ها و دیدگاه‌ها، به نظام سیاسی حاکم و جامعه، جهت مشارکت موثر در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی ‌باشند.(2) در برخی کشورهای توسعه یافته مانند کانادا فعالیت داوطلبانه به عنوان نشانه حس مسئولیت‌پذیری افراد یک جامعه تلقی شده و حتی برای استخدام و فعالیت کسب و کاری به عنوان شاخصی موثر تلقی می‌شود. واقعیت این است که اگر مردم نسبت به محیط اطراف خود حس مسئولیت اجتماعی داشته باشند و برای ارتقای آن تلاش کنند؛ هر جامعه‌ای احتمالا حداقل به دو هدف عمده نزدیک می‌شود: اول ارتقای محیط به واسطه پایشگری و مشارکت مردم و توانمندسازی آن‌ها در حل مسایل اجتماعی از طریق تعامل با هم و دوم کوچک شدن دولت. البته باید در نظر داشت استقلال این سازمان‌های مردم نهاد از دولت، به معنای آزادی عمل کامل آن‌ها نیست؛ بلکه بدین معناست که بر مبنای قوانین حاکم در جامعه و حاکم بر چگونگی عملکرد آن‌ها، این سازمان‌ها تشکیل می‌شود و در حیطه مشخص خود، بر مبنای صلاح‌دید اعضای خود، تصمیم می‌گیرند و در جهت تحقق اهداف خود وارد عمل اجتماعی می‌شوند. چنین سازمان‌هایی از طرفی از افراط و تفریط اعضای خود در رابطه با خواست‌های نامعقول جلوگیری می‌کنند و از طرف دیگر، مانع انحصارگرایی می‌‌شوند.(3) در این میانه با افزایش سطح حضورزنان در جامعه اعم از حضور در دانشگاه‌ها و مراکز کسب و کار و اخیرا تاثیرگذاری بیشتر در قدرت سیاسی، می‌توان گفت مشارکت زنان در بخش غیردولتی به دو صورت تحقق یافته است. یکی سازمان‌های غیردولتی بر اساس تعاریف شناخته شده و دیگری مشارکت مردمی از طریق فعالیت‌های خیریه. لذا نقش سازمان‌های غیردولتی و گسترش نفوذ حوزه فعالیت آنها در استفاده از توانایی‌ها و استعدادهای زنان برای پیشرفت اهداف عالی توسعه همه جانبه و نیز استفاده از نقش مشارکت سنتی زنان، بسیار مهم بوده و در روند حرکت برای بهره‌برداری از این نقش می‌بایست از همه نیروهای بالقوه زنان، حسن استفاده به عمل آورد. از انتخابات این دوره شورای شهر قزوین می‌توان این استنتاج را داشت که فعالیت داوطلبانه زنان در سازمان‌های مردم نهاد امکان توانمندسازی بیشتر آنها را فراهم می‌کند در حدی که بتوانند در تصمیم‌سازی‌های شهری موثر واقع شوند. اما با توجه به این که سازمان‌های غیردولتی زنان در حال حاضر اغلب یا در خیریه‌ها و تشکل‌های مذهبی فعالیت دارند و یا در اقشار خاص جامعه و جمعیت‌های محدود به ارتقای سطح مهارت زنان می‌پردازند این نیاز وجود دارد که بتوانند بیشتر با توده بانوانی که با مسایل و مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کنند و علاوه بر مدیریت خانه و خانواده باید نقش ضربه گیر فشارهای وارده بر همسران را هم داشته باشند؛ ارتباط برقرار کنند و شیوه‌های تعاملی و حل مساله را در خانواده‌ها پایشگری نموده و به تلطیف فضای خانواده کمک کنند. بر اساس تحقیقی "شوراهای شهری و روستایی شاید بتوانند به عنوان یکی از کانال‌های ایجاد ارتباط میان توده‌ها و سازمان‌های غیردولتی ایفای نقش نمایند." (4) بر این اساس یکی از مهم‌ترین منابع ارتقای دانش و مهارت بانوان در جامعه ارتباط با نهادهای غیردولتی است و شوراهای شهرها می‌توانند تسهیل‌کننده این امور باشند. لذا به نظر می‌رسد امروز بر زنانی که با نام کنشگر اجتماعی وارد شورای شهر شده‌اند بیش از بقیه واجب است که با تکیه بر خاستگاه اجتماعی خود در این زمینه بکوشند و نقش تسهیل‌گری خود را در جهت ارتقای مشارکت زنان در سطح محلات و یادگیری مهارت‌های حل مساله، مدیریت خانه و کنشگری اجتماعی در سه سطح نخبگان، زنان طبقه متوسط و توده مردم ایفا کنند و یه آن چه در زمان انتخابات بیان می‌کردند؛ جامه عمل بپوشانند. ـ1ـ مولانا، حمید؛ جامعه مدنی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1382، چاپ اول، ص 89ـ87 و واعظی، ـ2ـ واعظی، احمد؛ جامعه دینی، جامعه مدنی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1378، چاپ دوم، ص 37. ـ3ـ معرفت، محمدهادی؛ جامعه مدنی، قم، التمهید، 1378، چاپ اول، ص 20. ـ4ـ مجله پیام زن تیر 1378، شماره 88 سازمان‌های غیردولتی زنان؛ دیروز، امروز، فردا

چهارشنبه 20 دي 1396
05:16:58
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT