راوی: حجت‌الاسلام حاج شیخ حسین آقاعلیخانی


امام خمینی(ره) به عنوان پیشوای نهضت اسلامی، مبارزه را در سال 41 شروع کردند؛ در سال 42 دستگیر و زندانی شده و در فروردین سال 43 پس از 10 ماه حبس و حصر آزاد و در قم به مبارزات خود ادامه می‌دهند. ایشان در چهارم آبان 43، سخنرانی تاریخی و افشاگرانه خود را علیه پذیرش و تصویب قانون ننگین کاپیتولاسیون ایراد کردند که 9 روز بعد در سیزدهم همان ماه به شهر بورسای ترکیه تبعید شده و در سیزدهم مهر سال 44 به عراق تبعید و از نجف مبارزه را هدایت می‌کردند.
در یکم آبان سال 56 که آیت‌ا... حاج آقا مصطفی به شهادت می‌رسند، با این «لطف خفیفه‌ی الهی به تعبیر امام(ره)» مبارزه وارد مرحله‌ی جدیدی شده و فراگیر می‌شود. در سال‌های 56 و 57 کنترل مبارزه از دست رژیم پهلوی خارج شده و دولت‌ها یکی پس از دیگری جابه‌جا می‌شوند و رژیم شاهنشاهی در 11 شهر بزرگ و مهم از جمله قزوین حکومت نظامی برقرار می‌کند؛ تا بلکه بتواند اوضاع را کنترل کند و در دو ماهه‌ی دی و بهمن 57 تظاهرات در همه‌ی شهرهای کشور به اوج می‌رسد و فداییان خمینی(ره) هر روزه شهدایی تقدیم انقلاب می‌کردند. در قزوین هم هر روز تظاهرات علیه رژیم و هدایت مبارزه با هیات علمیه و روحانیت بود و هر روز جلسه برای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری داشتند. در یازدهم دی‌ماه 57 جلسه‌ی روحانیت در منزل مرحوم حاج آقا علوی در حلیمه خاتون(س) برگزار شد و آقایان داداش‌زاده فرماندار و برازنده پی از دادگستری که سابقه‌ی طلبگی داشت در جلسه حضور داشتند. بازار در اعتصاب و تعطیلی بود و حکومت نظامی برای اینکه اعتصاب را بشکند، شب‌ها به مغازه‌ها تعرض می‌کرد و روحانیت سخت به این تعرض‌ها و سرقت‌ها معترض بود. در آن جلسه، ماموران فرمانداری نظامی بعضی از افراد را آوردند که سارقان مغازه های بازار اینها بوده‌اند و ما دستگیرشان کرده‌ایم؛ البته صحنه در واقع نمایش بود تا واقعیت! در مسجدالنبی(ص) هم اجتماع و سخنرانی برقرار بود و حجت‌الاسلام فاکر خراسانی علیه رژیم سخنرانی می‌کردند. جلسه‌ی آن روز هیات علمیه، تا حدود ساعت 4 بعدازظهر ادامه پیدا کرد که صدای تیراندازی شهر را فرا گرفت و بالگرد هم از فضا شبیخون را هدایت می‌کرد. به آقای داداش‌زاده گفته شد که با فرماندار نظامی تماس بگیرد که این تیراندازی‌ها چیست؟ او گفت: تیمسار معتمدی خود در بالگرد است و مشغول تیراندازی‌ست؛ با چه کسی تماس بگیرم؟ از ساعت چهار بعدازظهر تا نیمه‌ی شب حکومت نظامی با تمامی عده از پادگان تا فلکه‌ی سپه و امامزاده حسین(ع)، شهر را مورد حمله‌ی همه جانبه و شبیخون گسترده و تمام عیار خود قرار دادند. در این شبیخون، بیش از 200 مغازه را تخریب و پاساژها و اتومبیل‌ها را در مسیر خیابان‌ها آتش زدند و چهار نفر به نام‌های حسین گروسی، یوسف یوسف‌پور، حسین رجبی و خانم کبری و حیدری در درگیری با دژخیمان به شهادت رسیدند، حمله بی‌سابقه و بسیار گسترده بود به گونه‌ای که آن شب مردمی که در خارج از منزل و مساجد بودند نتوانستند به منازل خود بروند و مردمی هم که در منازل بودند با کمال ایثار در منازل خود را باز کرده و به گرمی پذیرای سیل مردمی بودند که از شدت حملات نتوانسته بودند به منازل خود برند. حادثه بسیار شبیه کربلا و شب یازدهم محرم بود که همه جا آتش بود و آوارگی. علمایی هم که در منزل آقای علوی جلسه داشتند نتوانستند به منازل خود بروند و منزل آقای علوی هم چون در روز یازدهم مورد شناسایی ماموران فرمانداری نظامی قرار گرفته بود؛ لاجرم محل اقامت را تعویض کرده و همگی به منزل آقای حاج عباس وحدانی فرزند مرحوم شیخ عبدالحسین زرگر کوچه‌ای که در آن مجاورت قرار داشت؛ رفتیم و شب را تا صبح مهمان ایشان بودیم... البته در آن شب در تلفن‌ها هم اختلال ایجاد کرده بودند و به زحمت توانستیم مراتب را به دفتر مرحوم آیت‌ا... طالقانی اطلاع دهیم و فردای آن روز نیز، شبیخون ماموران نظامی را از طریق آقای موسوی‌خوئینی‌ها که در نوفل‌لوشاتو بودند به امام(ره) منتقل کردیم و در همان روز (دوازدهم دی ماه57) حضرت امام خمینی(ره) با صدور اطلاعیه‌ای به مناسبت حمله و شبیخون حکومت نظامی در شهرهای قزوین، مشهد و کرمانشاه، شاه را عامل مستقیم قتل عام مردم اعلام کرده و پرداخت مالیات و پول آب و برق و تلفن را خیانت به ملت و مخالفت با حکم خدای تبارک و تعالی اعلام کردند و در بیانیه‌ی شانزدهم دی ماه 57، به مناسبت حوادث قزوین، مشهد و کرمانشاه عزای عمومی اعلام کردند و از کارمندان خواستند که وزرا را به وزارتخانه‌ها راه نداده و رژیم سلطنتی را غیرقانونی، غاصب و یاغی اعلام و اطاعت از طاغوت و رژیم را حرام اعلام کردند. پس از این حمله‌ی وحشتناک و پرخسارت، سیل کمک‌ها از شهرهای مختلف به قزوین سرازیر و منزل آقای درافشانی یکی از مراکز تخلیه و نگهداری این کالاها بود تا بین خسارت‌دیدگان توزیع شود؛ البته فرهنگیان، دانشجویان و اصناف، ستادهایی برای ادامه‌ی تظاهرات و اعتصابات زیر نظر روحانیت داشتند. در ستاد دانشجویان، آقایان عباس میرزا ابوطالبی و سیدعبدالعظیم موسوی را به یاد دارم که فعال بودند؛ در ستاد فرهنگیان، شهید قدرت‌ا... چگینی، مرحوم سیدعبدا... هجرتی و آقای محمدحسین خاکساران فعال بودند و در ستاد اصناف و کسبه هم آقایان حاج محمدحسن درافشانی، مرحوم حاج مهدی مافی پدر والامقام دو شهید عزیز، مرحوم حاج یوسف فیاضی پدر شهید، مرحوم حاج علی‌اصغر عصارزاده، حاج هادی تبسمی، حاج ابوالفضل اصفهانی، مرحوم حاج ناصر همافر، مرحوم حاج نقی شفیعی‌ها و حاج سیدعبدالحسین مرتضوی فعال بودند که کمک‌های نقدی و جنسی را با کمک صندوق ذخیره‌ی ولی‌عصر(عج) به آسیب‌دیدگان از انقلاب می‌رساندند. حمله‌ی گسترده‌ی یازدهم دی 57 نقطه‌ی عطفی در مبارزات مردم قزوین بود و نه تنها مردم را منفعل نکرد؛ بلکه با الهام از رهنمودهای امام، مصمم‌تر در ادامه‌ی مبارزه تا پیروزی شدند؛ البته این نکته هم گفتنی است که بعدها کاشف به عمل آمد که رژیم شاهنشاهی از سرکوب‌های روزانه که در شهرها نتیجه نگرفته بود، با راهنمایی‌های مستشاران آمریکایی و ژنرال هایزر تصمیم می‌گیرند که در سه شهر سرکوب گسترده در قالب شبیخون انجام دهند که اگر جواب داد در دیگر شهرها هم انجام دهند و قزوین، مشهد و کرمانشاه در این طرح خائنانه به عنوان نمونه انتخاب می‌شوند و آن سرکوب و ویرانی بی‌سابقه در آنها انجام می‌شود که الحمدا... به جای انفعال و عقب‌نشینی، مردم این شهرها مصمم‌تر در مبارزه می‌شوند. نکته‌ی دیگر اینکه فرمانداران نظامی در این سه شهر به جهت خوف عدم اطاعت افسران و درجه‌داران تمام ارتشیانی را که در خانه‌های مردم در سطح شهر مستاجر بودند با زن و بچه اینها را به جبر با القای اینکه جان شما و خانواده‌تان در خطر است به پادگان‌ها کوچ دادند و در هوای سرد زمستان بدون امکانات اینها را با عسرت تمام در چادرها نگه داشتند تا اینکه با تحریک خشم و غضبی که پیدا کرده‌اند وقتی که دستور حمله داده شد با جان و دل اطاعت و به صغیر و کبیر رحم نکنند و عجیب این است که این فرزندان ملت با همه‌ی سختی‌های تحمیل شده بر آنان، آنگونه که آمریکایی‌ها و فرماندهان خود فروخته انتظار داشتند عمل نکرده و در این حمله و شبیخون تمام عیار، فقط چهار نفر آن هم در درگیری به شهادت می‌رسند در حالی که در این 8 ساعت حمله‌ی زمینی و هوایی باید صدها نفر به شهادت می‌رسیدند و اینجاست که پی به عظمت امام (ره) وشناخت ایشان از ارتش می‌بریم. مرحوم حاج احمد آقا در خاطرات خود می‌نویسد: رفت و آمد سیاسیون به نوفل‌لوشاتو شروع شد و تاکید همه این بود که شما به رفتن شاه راضی شوید؛ چرا که آمریکا و ارتش را نمی‌شود شکست داد؛ امام (ره) می‌فرمودند: شما به مردم کاری نداشته باشید، مردم جمهوری اسلامی را می‌خواهند و بارها امام(ره) می‌فرمودند که ارتش از خودمان است به آمریکا هم مربوط نیست، شاه رفتنی ست، ریشه‌ی شاهنشاهی را باید قطع کرد و مردم را آزاد کرد» و دیدیم که شاه در 26 همین دی ماه از کشور گریخت و ارتش در 22 بهمن اعلام بی‌طرفی کرد و تیمسار معتمدی فرماندار نظامی و تیمسار ملک معاون‌اش توسط همین ارتشیان و سربازان دستگیر و تحویل کمیته‌ی انقلاب اسلامی شدند و پس از انتقال به تهران با حکم آیت‌ا... خلخالی به جرم سرکوب مردم اعدام ‌شدند. خاطره‌ی دیگر از دوران مبارزات دی ماه 57 قزوین این است که روز چهاردهم دی ماه57 از مسجد النبی(ص) خارج شده‌ بودیم و آماده‌ی تظاهرات، که یکی از جوان‌ها آمد و گفت: آقایی از تهران آمده و با شما کار دارد. آن آقا را به کناری کشیدم. گفت: من برادر آقای صدر حاج سید جوادی هستم. هیاتی از آمریکایی‌ها به سرپرستی آقای رمزی کلارک وزیر دادگستری در کابینه‌ی کندی برای بررسی وضعیت انقلاب به تهران آمده‌اند و با شخصیت‌هایی ملاقات کرده‌اند و ما چون قزوینی هستیم؛ اخوی توصیه کرده‌اند که هیات را به قزوین هم بیاورم و ملاقاتی با شخصیت‌ها داشته باشند؛ البته جلسات وگفت‌وگو خصوصی و محرمانه باشد. من فورا آقای حاج حسین‌پور زرشکی، داماد مرحوم آیت‌ا... باریک‌بین را دیدم و گفتم منزل شما که یک منزل قدیمی‌ست مناسب‌ترین و مطمئن‌ترین محل است؛ شما بروید خانه را آماده کنید و هیات آمریکایی را من به منزل ایشان راهنمایی کردم. حاضرین در آن ملاقات و گفت‌وگو، مرحوم حضرت آیت‌ا... باریک‌بین، مرحوم سید عبدا... هجرتی، حاج محمدحسن درافشانی و مرحوم حاج علی‌اصغر عصارزاده بودند و با فاصله‌ای حضرات حجت‌الاسلام مرحوم سید علی‌اکبر ابوترابی (رحمه ا...)، سید نورالدین اشکوری و سید علی اصغر علوی هم که دعوت شده بودند؛ تشریف فرما شدند. در مذاکراتی که صورت گرفت، آمریکایی‌ها عمدتا از علت درگیری‌ها، تظاهرات و خشونت‌ها سوال می‌کردند و تکیه روی این نکته که ارتش تا پایان در سرکوب مردم ایستادگی خواهد کرد. چون مواردی از تمرد و فرار سربازان را به امر امام (ره) از سربازخانه‌ها شنیده بودند. حاضران در جلسه به خصوص آیت‌ا... باریک‌بین عامل این همه جنایت و کشتار را شخص شاه معرفی می‌کرد که مردم این رژیم را نمی‌خواهند و عامل جنایات شاه هم دولت آمریکاست که از شاه با این همه جنایت حمایت می‌کند. آن‌ها از جواب به نوعی طفره می‌رفتند که ما وابسته به دولت آمریکا نیستیم تا جوابگوی حمایت‌های دولت آمریکا از شاه باشیم. حاج آقای باریک‌بین پیامی به آن‌ها دادند و گفتند: از قول ما به ملت آمریکا بگویید چرا دولت شما از یک دیکتاتور حمایت می‌کند و مذاکرات مفصلی در ابعاد گوناگون. این هیات هشت روز در ایران بودند و بعد از ایران به پاریس رفتند و با امام (ره) ملاقات کردند. رمزی کلارک، پس از پیروزی انقلاب در مصاحبه‌ای به سفر هشت روزه‌ی هیات آمریکایی به ایران از جمله قزوین اشاره کرده و گفته بود در قزوین ما را به منزل یک بازاری بردند و در پایان در تظاهرات مردم شهر شرکت کردیم. در تظاهرات آن روز مردم پیکر مطهر شهدای اخیر آن روزها و کودکان سقط شده در صف‌نفت را تشییع می‌کردند. توضیح این نکته لازم است که همه‌ی شهرها شهید داشتند؛ ولی حمله‌ی خودروهای زرهی به صف نفت و سقط جنین خانم‌ها در کشور بی‌سابقه بود و بازتاب فراوانی داشت. به همین دلیل، سخنران آن روز مراسم آقای ناطق نوری بودند که در داخل تظاهرکنندگان شعار حماسی خانم‌ها را می‌شنیدند که برای روحیه دادن به مردان و جوانان این شعار را زمزمه می‌کردند که «سحر میشه سحر میشه ـ سیاهی به در میشه ـ به پا خیزید مسلمانان ـ که خون حق هدر میشه». این شعار بسیار تاثیرگذار و حماسه‌آفرین بود و همه از جمله آقای ناطق را تحت تاثیر قرار داده بود که سال‌ها بعد هم وقتی که ما را می‌دیدند آن شعارها را زمزمه می‌کردند و با اظهار اینکه، گویی آن شعارها در آن روز تاریخی به خانم‌ها الهام شده بود که حماسه‌آفرینی کنند. ایشان در پایان راهپیمایی در صحن امامزاده حسین(ع) سخنرانی پرشور و هیجانی کردند و مردم را به ادامه‌ی مبارزه‌ی راسخ‌تر و مصمم‌تر تشویق کردند. البته در مورد ماموریت هیات آمریکایی، بعدها کاشف به عمل آمد که آن‌ها ماموریت داشتند وضعیت ارتش را در ابعاد مختلف بررسی کنند که با حضور ژنرال هایزر، اگر به ارتش فرمان کودتا داده شود؛ افسران اطاعت می‌کنند یا خیر؟ ارتشی‌ها در نهایت هم به مردم پیوستند و پیش‌بینی امام (ره) به کرسی نشست که «ارتش از خودمان است». هیات آمریکایی بعد از سفر به ایران و پاریس ناچار به این اعتراف شدند که «99 درصد مردم ایران خواستار بازگشت آیت‌ا... خمینی(ره) هستند و جدا اصرار دارند که رژیم ضدملی از میان برودو به سلطه‌ی بیگانگان پایان داده شود» همانی که با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 تحقق عینی یافت. من در ملاقات با هیات آمریکایی به سرپرستی رمزی کلارک برای آگاهی و اطلاع از هویت آن‌ها کارت شناسایی آن‌ها را گرفتم که خوانندگان محترم تصویر این کارت ها را مشاهده می‌کنند. ضمنا مترجم در آن گفت‌وگو و ملاقات برادر آقای صدر حاج سید جوادی بود. درود و سلام بر پیشوای فقیدمان حضرت امام خمینی(ره) که همه‌ی این باقیات صالحات و خیرات و برکات از اوست و این انقلاب اسلامی که ثمره‌ی آن نظام مقدس جمهوری اسلامی‌ است؛ بعد از حکومت کوتاه امیرالمومنین (ع)، از معجزات امام (اعلی ا.. کلمته) و ملت فداکار گوش به فرمان امام است.

شنبه 16 دي 1396
08:53:08
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT