پایان سیاست بگم ـ بگم


آنچه از مجموع اظهارنظرها می‌توان استنباط کرد؛ این است که دو گروه از سخنان چهارشنبه گذشته مقام معظم رهبری کاملا خشنود نیستند.
گروه اول کسانی هستند که بدشان نمی‌آمد این بگومگوهای پینگ‌پنگی احمدی‌نژاد و مقامات قضایی ادامه داشته باشد؛ زیرا اولا بخاطر نوع گفت‌وگوها، مسائل کلان نظام به دعواهای شخصی و خانوادگی تنزل پیدا می‌کرد و ثانیا بقول عامیانه دو طرف پته یکدیگر را رو می‌کردند. این نه به معنای شفاف‌سازی، بلکه توسعه میدان تهمت و افترایی است که نهایتا به تضعیف نظام منتهی می‌شود. این گروه دلشان نمی‌خواست رهبری به ماجرا ورود کنند؛ زیرا ورود ایشان به معنای پایان پذیرفتن این دیالوگ‌های سطح پایین است. هر کدام از دو طرف پس از این اگر ادامه بدهد؛ دیگر فصل‌الخطاب بودن رهبری را زیر سوال برده است. اگرچه احمدی‌نژاد یک بار در انتخابات چنین کرد و نظام با اغماض از آن رد شد و احتمالا این بار با استعفا از تشخیص مصلحت، اعتراضش را اعلام می‌کند. این گروه در مقابله احمدی‌نژاد و لاریجانی‌ها، آشکارا طرف احمدی‌نژاد را گرفته بودند. کما اینکه در فتنه 88 هم طرف مقابل نظام را گرفته بودند. اگرچه او تاکنون چنان مورد حمله همین گروه قرار داشت که همکاری و همراهی آشکار با او به غیر از هزینه برایشان نیست؛ اما بدون اعلام حمایت؛ مدارک و اسناد ادعایی احمدی‌نژاد را در یک تعامل آشکارا اعلام نشده از طریق آمد نیوز و صدای آمریکا منتشر می‌کنند. از قضا احمدی‌نژاد هم ظاهرا بدش نمی‌آید که لااقل موقتا مورد حمایت رسانه‌ای آمریکا قرار گیرد. دلیلش هم این است که اولین سند افشاء شده در صدای آمریکا با امضای رحیمی معاون احمدی‌نژاد و رئیس دیوان محاسبات مجلس در آن زمان، به شخص مقام معظم رهبری بود. این نامه تلویحا فسادی را به نظام نسبت می‌دهد که اطرافیان احمدی‌نژاد در آن در موضع مبارزه با فساد قرار دارند؛ لذا اکنون به جرم مبارزه با فساد قوه قضائیه با آنان برخورد می‌کند. موضع‌گیری مقام معظم رهبری این اتحاد احتمالی و تقرینی را می‌شکند. از این به بعد اگر این اعمال ادامه پیدا کند؛ احمدی‌نژاد مثل بنی‌صدر کلا از داخل نظام کوچ می‌‌کند.  گروه دوم اما بعضی طرفداران تندرو و سطحی جناح‌راست هستند که خیال می‌کنند در یک دوگانگی ابدی با اصلاح‌طلبان، منفعتشان در زیان جناح مقابل تعریف می‌شود. این افراد دفاعشان از نظام دفاع انقلابی و ارزشی نیست؛ کمااینکه مقابله با اصلاحات هم بخاطر حفظ ارزش‌ها نیست. افراد زیادی را خصوصا در فضای مجازی می‌بینیم که با جناح مقابل با ادبیاتی سخن می‌گویند که در شان اخلاقی یک مسلمان نیست. دقیقا مثل کثیری طرفداران قرمز و آبی در فوتبال. هیچکدام نمی‌دانند چرا هوادار قرمز یا آبی هستند و قبول ندارند که شاخص و متدی به عنوان حق وجود دارد که طرف خودی یا مقابل اگر از آن عبور کرد؛ از حق عبور کرده است. بلکه اگر آبی بدبازی کند و گل هم بخورد باز چیزی از ارزش‌هایش کم نمی‌شود و قرمز هم به همین منوال. در جناح‌بندی‌های سیاسی اما چنین نیست. لااقل اگر قرار باشد در چارچوب اخلاق و ارزش‌های اسلامی باشد. کسانی که به خاطر استقرار در خط رهبری از احمدی‌نژاد دفاع می‌کردند؛ امروز هم به خاطر استقرار در خط رهبری باید احمدی‌نژاد را کنار بگذارند. بهترین و راحت‌ترین مستمسک هم این است که میزان حال فعلی افراد است. این گروه البته قطعا از احمدی‌نژاد دل می‌کنند و به هزار دلیل عقلی و نقلی در موضع نظام باقی می‌مانند. اما دلشان چرکین است. آنها تا هفته قبل هیچ نقدی نسبت به احمدی‌نژاد را نمی‌پذیرفتند. کسانی که به رئیس مجلس در سخنرانی رسمی در نماز جمعه مهر و سنگ پرت می‌کردند؛ احمدی‌نژاد به صورت غیررسمی در مرقد عبدالعظیم حسنی علیه دو قوه صحبت کرد و کسی هم متعرضش نشد. نه در آن صحنه و نه بعد از آن در فضای مجازی و حقیقی توجهی نکردند و راحت از کنار آن راحت گذشتند. این گروه دلش نمی‌خواست احمدی‌نژاد و خاطرات دفاع از او با یک سخنرانی مقام معظم رهبری به بایگانی تاریخ برود. آنان که به راحتی به هاشمی لقب خواص بی‌بصیرت داده بودند؛ امروز نمی‌توانند بپذیرند که میزان حال فعلی احمدی‌نژاد است. 

شنبه 9 دي 1396
05:23:34
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT