انقلابی کیست؟


هر از چند گاهی یک صفت ارزشمند از صندوقخانه انقلاب بیرون می‌آید و عده‌ای خود را به آن متصف می‌کنند و معمولا به جای آنکه خود به معیارهای آن صفت نزدیک شوند؛ صفت را به ویژگی‌های خود می‌آلایند.
اصولگرایی و ارزشی و اصلاح‌طلبی و انقلابی همه صفت‌های خوبی هستند که امروز متاسفانه از آنها فقط مشخصات مدعیان این صفات به اذهان متبادر می‌شود. در حالی که همه این صفت‌ها خوب هستند و همه باید به آن متصف باشیم.  مقام معظم رهبری صفت انقلابی را در مقابل دیپلمات برای خود برگزیدند. نه آنکه دیپلماسی بد است؛ بلکه آن وظیفه عده‌ای دیگر است و رهبر نباید درگیر روابط دیپلماتیک شود؛ زیرا در کوره راه آینده؛ پذیرش محض دیپلماسی یعنی پذیرفتن وضع موجود دنیا و این با انقلابی‌گری منافات دارد. عده‌ای بد فهمیده‌اند. از این کلام رهبری چنین استنباط کرده‌اند که انقلابی‌گری در برابر دیپلماسی است؛ در حالی که پاسخ این سوال را حضرت امام به دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت دادند. در جریان حکم قتل سلمان رشدی به حضرت امام عرض کردند که دولت جمهوری اسلامی عضو کنوانسیون‌ها و مجامع بین‌المللی مختلف است که اصول آن با مهدورالدم اعلام کردن سلمان رشدی که تبعه کشور دیگری است؛ منافات دارد. حضرت امام فرمودند دولت و وزارت خارجه کار خودش را بکند؛ من هم کار خودم را می‌کنم. (قریب به مضمون) امام نفرمودند روابط دیپلماتیک و اصول آن را نمی‌پذیرند؛ بلکه آن را وظیفه دولت می‌دانند. اما یک مرجع تقلید و رهبر سیاسی باید فضای پروازش فراتر از آتمسفر محدود دیپلماتیک باشد. این به هیچ‌وجه معنی تضاد وضعیت را نمی‌دهد؛ بلکه این دو مکمل هستند.  انقلابی‌گری در یک کلمه به معنای عبور از مصلحت‌ها و مقررات‌های دست و پاگیری است که از حرکت رو به جلو و هدفمند ممانعت می‌کند. البته باز هم این به معنای دور زدن قانون و مخالفت با آن نیست؛ بلکه قانون را طوری تفسیر کردن است که از آن حرکت رو به بهبود نتیجه شود. شهردار تکنوکرات همه‌اش در بند قوانین و مقرراتی است که از قبل بوده و مثلا شورا برایش می‌تراشد. اما شهردار انقلابی لوایحی به شورا می‌دهد که شهر را رو به جلو ببرد. فرق انقلابی‌گری و تکنوکراسی، تفاوت رهبری و مدیریت است. یک مدیر حداکثر وضعیت موجود را اداره می‌کند. اما رهبری یک سازمان بیشتر از هر چیز به نزدیک شدن به هدف از راه‌های موجود یا تعریف راه‌های جدید می‌اندیشد.  اوایل انقلاب میزان الحراره انقلابی‌گری فریاد زدن بلندتر شعارها علیه آمریکا و امپریالیسم بود. کمتر از دو دهه بعد همه آن انقلابیون داغ از نظر خودشان به سر عقل آمدند و حاکمیت سرمایه‌داری را پذیرفتند؛ با این پذیرش دیگر هر حرکتی را در دوری و نزدیکی با آن تعریف کردند. عطای انقلابی‌گری را به لقای روشنفکری بخشیدند. عده زیادی هم از اصحاب انقلاب در متن شعارهای ضدآمریکایی‌شان، مدح پیشرفت و توسعه مادی نهفته بود و هست. به زبان، مقابل آمریکا، اما نورچشمی‌ها غرق در مواهب مادی در آمریکا ...  امروز انقلابی‌گری اما تنها ضدیت شعاری با آمریکا نیست. اگر هیچ واجبی از حفظ نظام جمهوری اسلامی واجب‌تر نیست؛ که نیست؛ پس هیچ حرکت انقلابی هم انقلابی‌‌تر از عملی نیست که با رفتارهایی که از درون موجب فساد نظام می‌شود یا از بیرون برای آن خطرآفرینی می‌کند است؛ مبارزه می‌کند. ایران هیچ‌وقت به دروازه‌های قدرت هسته‌ای نرسید و نمی‌رسید و نمی‌گذاشتند برسد. پس حسرت حکومت قرون وسطایی کره شمالی را به صرف داشتن قدرت هسته‌ای نخوریم. انقلابی‌گری این نیست که یک شعار مفت در چاه مجامع بین‌المللی بیندازیم که صد تا عاقل دلسوز نظام نتوانند تا ده سال آن را دربیاورند. زیرا اصل؛ حفظ نظام است. همان‌گونه که صلح امام حسن(ع) از قیام امام حسین(ع) در حفظ اسلام چیزی کم ندارد؛ مقاومت حزب‌ا... لبنان در مقابله با اسرائیل نیز عین مذاکرات دیپلماتیکی است که به حفظ نظام می‌انجامد.  در جبهه داخلی اما فراتر از حزب و گروه و جناح؛ فریادی که فساد درونی را رسوا می‌کند؛ انقلابی است. از دهان دادستان متمایل به اصولگرایی باشد یا نماینده اصلاح‌طلب مجلس. فلذا همه کسانی که دل در گرو انقلاب دارند؛ باید به جای تخطئه این سخنان شجاعانه به این بهانه که سخن جناح من نیست؛ از آن دفاع کنند. وقتی دادستان می‌گوید بسیاری از مقامات دربند قاچاق گیر افتاده‌اند؛ به عنوان یک سخن انقلابی از آن دفاع کنیم و خواستار مقاومت و مبارزه بخش سالم نظام علیه آن شویم و وقتی دکتر صادقی نماینده اصلا‌ح‌طلب مجلس فساد بدهکاران بانکی را اعلام می‌کند؛ باز هم پشت آن بایستیم و از شجاعت انقلابی‌اش تجلیل کنیم. کسی که روی تایید صلاحیت خودش توسط شورای نگهبان خطر کرد تا فساد را افشاء کند.  آیا اقدامات اخیر احمدی‌نژاد هم انقلابی است؟ حاشا وکلا! چرا؟ زیرا که اولا «کلمه الحق ویراد به الباطل» سخن امام علی(ع) است. کسانی حرف حق می‌زنند؛ اما از آن اراده باطل دارند. اراده باطل احمدی‌نژاد اگر حرفش هم حق باشد؛ فرار از مجازات دستگاه قضاست و نه اصلاح آن و این؛ نظام را تضعیف می‌کند و نه تقویت. دوم اینکه اگر اراده‌ی حق بود؛ زمانی که قدرت اجرایی در دست احمدی‌نژاد بود؛ باید از حق دفاع می‌کرد. نه امروز که ترازویی را که تو را می‌خواهد بسنجد اساسا نمی‌پذیری و هیچ ترازوی دیگری غیر از گزاره‌های مبهم «ملت» و «مردم» و ... را به جایگزینی آن معرفی نمی‌کنی. 

چهارشنبه 29 آذر 1396
05:04:34
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT