قصه‌های مادربزرگ، جان شیفته‌ام را به سمت سرنوشت برد!


مقدمه


مجید شفیعی، از آن دست نویسندگان توانمندی است که به گفته حسن لطفی «بسیار خلاق، با استعداد، اما بسیار حساس است و وقتی با مجید حرف می‌زنی باید مواظب باشی باعث رنجش نشوی.» رمان «کابوس ماهان» شفیعی در نخستین آیین انتخاب کتاب سال استان قزوین برگزیده شد و همین انتخاب سبب شد تا به سراغ او برویم و از این نویسنده همشهری درباره دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌هایش بپرسیم و اینکه چگونه شد پای در وادی پر رمز و راز نویسندگی گذاشت.

او دانش‌آموخته رشته موزه داری و عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است و تاکنون آثار بسیاری را در این حوزه به بوته نشر سپرده و آثاری را نیز در دست انتشار دارد. آثار متعددی از مجید شفیعی در جشنواره‌ها و جنگ‌های ادبی برگزیده شده و به عنوان آثاری برتر موفق به کسب جوایزی شده‌اند. نوشته‌های این نویسنده قزوینی، نه تنها در سطح ملی عرضه شده که به زبان‌های زنده دیگری در کشورهای مختلف نیز ترجمه شده و در جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های جهانی کتاب و فستیوال‌ها به علاقمندان غیرفارسی زبان عرضه شده‌اند.

گفت‌و گو از: محمد رضا مقدم

 

¢ علاقه‌ی شما به کتاب از همان کودکی آغاز شد؟

ـ گاهی سلسله‌ای از رخدادها، عوامل بروز وقایعی در روح و روان انسان می‌شوند که مسیر زندگی او را دگرگون می‌کنند. برای من رفتن به سمت ادبیات و کتاب و اصولا قصه‌نویسی، روایت کردن مکنونات قلبی و ذهنی‌ام بود. شعر و داستان برای من بستری  بود تا تجربیات، دریافت‌ها، احساسات و ادراکاتم را به شیوه‌های خلاقانه‌ای بیان کنم. شیوه‌های بیان هنری و ادبی برای من منعکس‌کننده تمام آن چیزهایی بود که در روح و جان و ذهن من نقش بسته بود.

من به دنبال امکان و یا فرصتی بودم تا از دریافت‌ها و تجربیاتم در قالب‌های هنری و ادبی سخن بگویم. نیرویی از اعماق جانم مرا به نوشتن این دریافت‌های شگفت‌انگیز و گاها رنج‌آلود فرامی‌خواند. سپس قلم در دستانم لغزید. وقتی که این اندیشه در جانم نشست. رفتم به سمت آفرینش دنیایی که ترسیم و بیان آن  الزام زندگی من شده بود تا به انعکاس آنها بپردازم تا دیگران را نیز در تجربیات و دریافت‌های خود شریک گردانم.

علاقه من به کتاب و کتابت سرچشمه گرفته از مجموعه رخدادها و مشاهدات متفاوت و گوناگون در مکان‌ها و زمان‌ها و جغرافیایی بود که زیست مرا تشکیل می‌داد و به نوعی مواد خام نوشتن را برای من مهیا می‌کرد که ازجمله آنها می‌توانم از: تاثیر جغرافیای خاص تاریخی و میراث باستانی شهر تا تاثیر نگاه‌های مهربان و مشوق یک مسئول کتابخانه که مرا به خواندن و دوباره خواندن و نگاشتن نقطه نظراتم در باب آنچه خوانده بودم؛ تشویق می‌کرد و فرا می‌خواند و این فراخوانی برای من که کودکی پر فراز و نشیبی را از سر می‌گذارندم؛ مغتنم و عزیز بود.

من علاقمند به کتاب شدم از آن جهت که کتاب را دنیایی دیدم که می‌توانستم در شعله‌های روشنگرانه آن خلاقیت خود را به محک بگیرم و در آن رشد کنم. من از مجموعه‌ای پر رمز و راز از میراث کهن باستانی شهر می‌گذشتم. از مسجد؛ از قیصریه؛ از بازار؛ از کنار نقوش مدهوش کننده فرش‌ها و قالی‌ها؛ از کنار زیبایی طاقی‌ها، مقرنس‌ها، گهواره‌ها و کاشی‌کاری و آجر‌کاری و گذر از این گذرگاه‌ها برای من که نوجوانی بیش نبودم؛ رشته‌های نامریی و ناخودآگاهی را ترسیم می‌نمود که سنگ بنای آفرینش‌گری‌های آینده من شد. همچنین قصه شب رادیو که شیفته آن بودم با آن موسیقی شگفت و تسخیرکننده ابتدای برنامه که قطعه‌ای از موسیقی دان بزرگ روس ریمیسکی کورساکوف بود که مرا به دنیایی پر رمز و راز می‌برد و همچنین قصه‌های مادربزرگ و قصه ظهر جمعه و اینها همه جان شیفته مرا به سمتی می‌برد که سرنوشت من بود.

¢ شما گرایش‌های مختلف فرهنگی از جمله تئاتر، شاعری و ... را تجربه کرده‌اید و چرا در نهایت ادبیات کودک را انتخاب کردید؟

ـ بله جان شیفته نوجوانی من در پی فضاهایی رفت که این علاقه را بیشتر و بیشتر کرد. تئاتر در ابتدا چشمه سیراب کننده روح تشنه من بود و این جزیره شگفت‌انگیز و رازآلود آن نور پر تلالو صحنه آن رموز پرده‌های افسون‌کننده مرا به آن سوی پرده‌ها کشاند من شیفته آثار نمایش نامه‌نویسان بزرگ جهان شدم. کار صحنه‌ای انجام دادم و همزمان با اجرای آن کارهای فاخرو اندیشمندانه و انسان ساز؛ جرعه‌هایی از اقیانوس فکری آن بزرگان را نیز می‌نوشیدم و چشمم به ورطه‌های دیگری از جهان ادبیات باز می‌شد. اصولا و به گفته شماری از بزرگان هر هنری در اوج خود به شعر پهلو می‌زند. یعنی در اشاره به کمال هنری هر اثر، آن را بیشتر شاعرانه خطاب می‌کنند. مفاهیمی در ناخوداگاهی من بود که تنها می‌توانستم  به صورت تصویری و همچنین عینی آنها را منعکس نمایم. پس از این رو سینما مرا جذب خود کرد. اگر چه در این رشته هنری توفیقی به دست نیاوردم. ولی معجزه سینما در جان وروح من خانه کرد و بدین گونه سینما و شعر آستانه ورود من به دنیای تو در توی داستان شد. در اصل آن پتانسیل ذهنیت سینمایی و علاقه و شور و شوق شعری؛ موتور محرک روان من شد و سپس با تدقیق در نوع و شیوه شعرپردازی و با اهتمام به شناخت همه جانبه آن و خاصیت روایی وهمچنین تصویری برخی اشعارم به سمت داستان روی آوردم.

بله من پرسه‌ها زدم در تئاتر و سینما و سپس از آستانه شعر وارد جهان بی‌انتهای داستان شدم. این رخدادها و همچنین مجموعه دیگری از عوامل که در حوصله این بحث نیست؛ مرا به سمت جهان سحرانگیز ادبیات کشاند و سپس اشعار من در مجلات فرهنگی متعددی چون: آدینه، عصر پنج شنبه، نافه، کارنامه، فرهنگ وتوسعه، گیله وا، مهر, به چاپ رسید و مجموعه شعرم در سال 1383 برنده جایزه کتاب اول مولفان جوان در فرهنگسرای بهمن شد وبعد آن عنوان شاعر برگزیده جشنواره شعر دانشجویی و همچنین شب‌های شهریور شدم.

¢ به چه علت ادبیات و داستان‌نویسی برای کودکان را انتخاب کردید؟

ـ من داستان نویسی برای کودکان را انتخاب کردم؛ چرا که یک نیروی درونی به شکل یک کودک درون پر شور ویا به صورت یک کودک مغموم؛ مرا به سمت انعکاس دریافت‌ها و ادراکاتم کشاند. من داستان‌نویس شدم تا تاثیر تربیت‌های غلطی را که بر دوش فرزندان و کودکان می‌دیدم؛ کم‌رنگ‌تر کنم. من نویسنده شدم تا نوری بر جهان پر از استرس و تشویش کودک امروز بیندازم. من نویسنده شدم تا به آن حلقه مفقوده اشاره کنم که همانا پرورش ذهن و روح کودک است که این «پرورش» اصولا در نظام آموزش و پرورش ما حلقه‌ای مفقوده است. من نویسنده شدم تا خودم را بهتر بشناسم تا اگر چه تاثیری اندک بر روان کودکی بگذارم که خود را جوجه اردکی زشت می‌پندارد؛ ولی نمی‌داند که با کسب آگاهی می‌تواند به قویی زیبا بدل شود.

¢ یک نویسنده کودک و نوجوان باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

ـ یک نویسنده کودک اصولا باید کودک درون پر شوری داشته باشد تا بستر خلاقیت و تخیلی رها در او به وجود آید. اصولا نویسنده در معنای اعم آن باید که نگاهی تحلیل‌گرانه داشته باشد. این متفاوت بودن نظرگاه و مکث بر رویدادها و نشانه‌ها و تجربیات و بیهوده نگذشتن از نشانه‌های پر رمز و راز زندگی و محیط پیرامونی؛ خصیصه یک نویسنده خلاق است.

¢ اصلی‌ترین انگیزه شما در نوشتن کتاب برای کودکان چیست؟

ـ انگیزه من در ابتدا ارضای حسی‌ست که درونم را پر از شور وغلغله کرده است به قول خواجه شیراز که گفت: در اندرون من خسته دل ندانم کیست/ که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

شعر نمی‌توانست به تمامی جان شیفته و پر شور مرا ارضا و اغنا نماید. شعر آستانه‌ای برای من بود و البته نگاه شاعرانه به هستی در تمامی آثار داستانی من وجود داشته و دارد و لیکن نوشتن برای من چونان تنفسی عمیق است که از پس آن کلمات بر کاغذ حلول و هبوط می‌کنند. نوشتن برای من به قول کافکا: بیرون جهیدن از صف مردگان است و یا به قول مارگریت دوراس: یگانه وطنم نوشته است؛ کلمه است و می‌نویسم؛ پس نمی‌میرم

¢ در اکثر آثار شما پایبندی به متون و ادبیات کهن و ملی دیده می‌شود. آیا این پایبندی نتیجه‌ی علاقه‌ی شما به این نوع از ادبیات است؟

ـ البته بنده به این حوزه‌ها که شما گفتید؛ علاقه خاص دارم؛ ولی این بدان معنا نیست که من از سایر حوزه‌ها و شیوه‌ها و ژانرها غافل باشم. بلکه این ژانر هم یکی از حوزه‌‌ها و ژانرهایی است که من در آن قلم زده  و می‌زنم و معتقدم این علاقمندی نشات گرفته از فضاهایی است که در کودکی با آن مواجه بوده‌ام. می‌خواستم ببینم بزرگان ما درگذشته  با آن همه بار معرفتی و معنایی و حکمی و رازورزانه چه شمعی را می‌توانند در وجود من علاوه بر شمع‌های دیگر روشن کنند. شمع‌های دیگر را با تدقیق در نوع زیستن آنها که منجر به آفرینش آن گونه فصاحت‌های زبانی و معنایی شده روشن کردم.

¢ آیا ادبیات ملی و اساطیری ما پتانسیل جهانی شدن دارند؟

ـ ادبیات ملی و میهنی و کهن هر ملتی به مثابه معدنی‌ست از معانی، شکل‌ها، شیوه‌ها و نگرش‌های گوناگون و البته شیوه‌های عجیب و خارق‌العاده به کار بردن زبان. که این موضوع می‌تواند دست‌افزاری باشد برای نویسنده‌ای که می‌خواهد راهی را بگشاید و موثر باشد. البته این به معنای تایید هر آنچه در گذشته برما گذشته نیست. منظور نظرم تایید تاثیری است که می‌تواند این متون بر نویسنده‌ای که مکث می‌کند و تفاوت‌ها را حس می‌نماید؛ بگذارد. پس همانگونه که گفتم؛ جهان فرامرزی هم به سبب تجربیاتی  که گذشتگان ما کسب کرده بودند؛ می‌توانند از این معدن بزرگ بهره ببرند و این میسر نمی‌شود جز به برخوردهای خلاقانه نویسندگان این سرزمین با این متون که برای جهان خارج از مرزها هم می‌تواند تازگی شگرفی داشته باشد.

¢ این سال‌ها گرایش کودکان و نوجوان به داستان‌های غربی بیشتر شده، دلیل این مساله را در چه می‌بینید؟

ـ هیچوقت بچه‌ها دروغ نمی‌گویند. ذات بچه‌ها با راستی رقم خورده. این برخوردهای ناصحیح و اعمال استرس‌های روزانه و انتقال آنها به کودکان است که آنها را مشوش و پرخاشگر کند. داستان‌های غربی شاید آن چیزی را که کودک به دنبال آن است در خود داشته باشند. همان چیزی که تغذیه روح و روان تشنه او و مطابق ذوق اوست. به عنوان مثال ژانری که آنها علاقمندی بی‌حدی به آن دارند ژانر تخیلی ـ افسانه‌ای و همچنین طنز است و یا ترکیبی از این چند ژانر متفاوت.

شاید نویسندگان وطنی چنان که باید از پس خواسته و ذوق کودکان برنیامده باشند که آنها این چنین به آثار ترجمه اقبال نشان می‌دهند. البته می‌تواند علت‌های گوناگون دیگری نیز داشته باشد. به زعم من آموزگاران و ارباب و اصحاب علم و معرفت و حکمت و فرهنگ جامعه باید سبک و شیوه خود را در مواجهه با کودکان و نوجوانان تغییر بدهند تا علاقمندی آنها را به مطالعه زیادتر نمایند. البته انجام این امر خطیر و مهم با این حجم اشباع شدگی در فضاهای مجازی و بازی‌های رایانه‌ای قدری مشکل است. در غلتیدن به این گونه فضاها رغبت چندانی به مطالعه باقی نمی‌گذارد که البته باید مدیریت هوشمندانه‌ای در این باب صورت بگیرد.

¢ به نظر شما چرا سرانه مطالعه کودکان و نوجوانان پایین است؟

ـ البته سرانه مطالعه کودکان با همه این اوصاف از بزرگترها بیشتر است و لیکن در کل سرانه مطالعه جامعه پایین‌تر از حدود معمول است و حتی نسبت به دهه‌های قبل افت بسیار نگران‌کننده‌ای داشته است. آخرین چیزی که در سبد خرید خانواده قرار می‌گیرد؛ کتاب است و اولین چیزی که به سبب تنگناهای اقتصادی از آن چشم‌پوشی می‌شود؛ هم کتاب است. باید  به این موضوع مهم و تعیین‌کننده توجه شود که کتابخوانی و فرهنگ و اصولا علوم انسانی مقدم بر سایر علوم است و جامعه بر طبق آن هویت یافته و سمت و سوی درستی پیدا می‌کند و بی‌توجهی به این حوزه می‌تواند در آینده ضررهای جبران‌‌ناپذیری را به جامعه وارد کند.

¢ حوزه ادبیات کودک با چه مشکلاتی مواجه است؟

ـ عده‌ای خاص با استعدادهایی نه چندان خارق‌العاده فقط با سماجت‌هایی بی‌حد در تمام حوزه‌های فرهنگی به سبب بهره داشتن از رانت و یا ارتباطی خاص  حاکمیت ادبی و هنری جامعه را در دست گرفته‌اند و خود را نماینده بلامنازع این عرصه معرفی کرده‌اند و راه را برای بروز استعدادهای خارق‌العاده و قوی‌تر بسته‌اند و این هم البته مزید بر علت است که به واقع آیا نمایندگان ادبیات و هنر جامعه این دسته از افراد هستند؟ آنها نماینده تام‌الاختیار این عرصه‌ها هستند و شاید هم تیراژ اسف باری که اینچنین کتاب‌ها گرفتار آن هستند؛ اندکی به این موضوع هم ربط داشته باشد. سازمان‌های حامی این گونه ادبی باید سعی و اهتمام بیشتری در ظهور و بروز گونه‌های ادبی نو داشته باشند. البته پخش کتاب هم در این حوزه با مشکلات فراوانی روبروست و دیگر اینکه باید به حوزه تالیف بیش از پیش اهمیت داده شود.

¢ آیا راهکاری برای افزایش گرایش کودکان و نوجوانان به کتاب و کتابخوانی در نظر گرفته شده است؟

ـ  باید دغدغه های بچه‌ها شناخته شود و به آنها اهمیت داده شود و فضا طوری طراحی شود که باعث افزایش خلاقیت‌های علمی و هنری و فرهنگی آنها بشود؛ نه اینکه سرکوب گردد. ذوق‌شناسی استعداد‌شناسی و البته آسیب‌شناسی در این عرصه باید به صورتی پیگیر صورت پذیرد.

¢ در نخستین دوره آیین انتخاب کتاب سال قزوین و در بخش کودک  و نوجوان، کتاب «کابوس ماهان» با امتیازی بالا به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد. در این باره توضیح دهید.

ـ این رمان که خوشبختانه با اقبال زیادی مواجه شد بر بستری از حکایت گنبد فیروزه که یکی از حکایات هفت پیکر نظامی گنجوی است؛ بنا شده است. و وقایع رمان در زمان حکومت‌های ملوک الطوایفی و در فاصله انتقال از سلسه خوارزمشاهیان به سلسه‌های خونریز مغول می‌گذرد. من از شخصیت ماهان که درآن حکایت سورالیستی زیبا وقایع داستان را بر دوش می‌کشید؛ استفاده کردم و او را در کسوت وشکل و شمایل جدید و همچنین در زمانه‌ای دیگر نشان دادم و به او بُعد دیگری بخشیدم تا حرف‌های خودم را بزنم.

این اثر نه بازنویسی است و نه بازآفرینی، بلکه استفاده از کلان روایتی معروف و پر حادثه و پر رمز و راز است برای بیان خرده روایت‌های خودم و برای بیان مکنونات ذهنی و دریافت‌های روحی خودم. من شخصیت داستان نظامی را با یک جابجایی  و هم کناری و همنشینی جدید مواجه کردم و حتی جغرافیای او را نیز تغییر دادم. او در این رمان پزشک مخصوص سلطان محمد خوارزمشاه است و بسان وجدان بیداری‌ست که علاوه بر مداوای شاه سعی دارد ظلمت تیره روان او را نیز که بر همه چیز و همه کس سایه افکنده بزداید .

¢ در حال حاضر مشغول نوشتن چه کتابی هستید؟

ـ در حال حاضر مجموعه قصه‌هایی را با نام اولیه «قصه های شب» در دست نگارش دارم که توسط نشر سایه گستر با مدیریت دکتر مافی به چاپ خواهد رسید. افتخار همکاری با  دکتر مافی مدیر فرهیخته نشر سایه گستر در این پروژه برای بنده فراهم آمده است که باعث افتخار من است. این  قصه‌ها، شامل قصه‌هایی خلاقه در همه ژانرهاست. کار تصویرگری این قصه‌ها هم توسط هفده نفر از تصویرگران خلاق و نام‌آور کشور صورت می‌گیرد. همچنین برگردان شاعرانه داستان فرهاد و شیرین وحشی بافقی را به نثر برای نوجوانان  انجام می‌دهم که در نشر پیدایش به چاپ خواهد رسید. چند رمان و مجموعه داستان هم در دست نوشتن و یا زیر چاپ دارم.

¢ به عنوان حرف آخر، اگر از شما بخواهند چند کتاب خوب برای مطالعه ی کودکان معرفی کنید؛ نام چه کتاب‌هایی را خواهید گفت؟

ـ از آثار نویسندگان ایرانی می‌توانم آثار محمدرضا شمس، جمشید خانیان، فرهاد حسن‌زاده، احمد اکبرپور، سیامک گلشیری، نوید سید علی‌اکبر و آرمان آرین را نام ببرم. و از نویسندگان خارجی، مجموعه آثار نویسنده فقید و بزرگ آمریکایی شل سیلور استاین و همچنین رولد دال، اندی استنتون، جانی روداری، انید بلایتون، آنتونی هوروویتس، دارون شان؛ آر. ال. استاین کورنیلا فونکه، میشاییل انده و بسیاری دیگر...  و البته از مجموعه رمان‌های زیبایی که چندی پیش مطالعه کردم می‌توانم به «خواهران گریم» اشاره کنم که توسط نشر سایه گستر منتشر شده است و همچنین «خانه درختی 39 طبقه» از اندی گریفیتس از نشر هوپا.

 

 

 


دوشنبه 22 آبان 1396
06:08:20
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT