از پدیده‌های ضد‌اجتماعی تا ضعف‌های عدیده فرهنگی


زهرا جباری


جرم، بیش از آنکه محصول فعلی از سوی فاعلی مشخص باشد فرآیند وضعیتی است که به برآمدن فردی به عنوان مجرم منتهی می‌گردد. گرچه قانونگذار به حق، فاعل عمل مجرمانه را مسئول می‌شناسد و برای هر عمل مغایر با قانون، مجازاتی تعیین کرده است؛ اما این نافی آن نیست تا با تحلیل فرآیند وقوع جرم و تبدیل یک انسان عادی به فردی بزهکار، زمینه‌های پیشگیری از جرم را مورد بررسی قرار ندهیم، یا راهکاری برای اصلاح ساختاری که جرم زاییده آن است؛ نیابیم.

قزوین، از جمله شهرهایی است که در آن، نزاع و درگیری و نیز چاقوکشی در جریان دعواهای خیایانی از فراوانی نسبی بیشتری در مقایسه با شهرهای دیگر برخوردار است. عمل مجرمانه‌ای که به گفته مقامات قضایی بیشترین درصد پرونده‌های ورودی به مراجع قضایی را به خود اختصاص داده است و همچنین در یک دهه گذشته، رتبه نخست تماس شهروندان با مراکز فوریت‌های پلیسی 110، به نزاع و درگیری و نیز مزاحمت‌های خیابانی که نوعا مقدمه دعواهای خیابانی به شمار می‌رود؛ مرتبط بوده است.

¢ از پدیده‌های ضد‌اجتماعی غافل نباشیم

فارغ از افزایش قابل توجه و محسوس خشونت در جامعه، آنچه که مشخصا زمینه‌ساز وقوع این درگیری‌هاست؛ نه تنها افزایش خشونت، که ساختار فرهنگی جامعه و کارکرد ناصحیح کانون‌های تربیتی از خانواده تا مدرسه است. کافی است یک روز با دقت به رفتار و گفتار نوجوانان و جوانان در پارک‌ها، خیابان‌ها، کوچه‌ها و محله‌ها به ویژه در نقاط مرکزی و جنوبی شهر بنگرید. قطعا نتیجه این دقت نظر، چیزی کمتر از آنکه به برآمدن دوباره پدیده ضد‌اجتماعی کهنه «لات»ها واقف گردید؛ نخواهد بود. پدیده‌ای که دوره و کارکردش با وقوع انقلاب به پایان رسیده بود؛ گویی اینک ققنوس‌وار از میان خاکستر برآمده و مورد توجه گروهی از نوجوانان و جوانان قرار گرفته است که نمود آن را به راحتی می‌توان در هر محله‌ای مشاهده کرد.

برآمدن دوباره این پدیده، که قانون‌شکنی، زاییده رفتاری آن است و دست بردن به تیزی و چاقو و قمه، حداقل‌های اثبات وجود و حضور «لات» هاست، آنگونه که برخی از جرایم و بزهکاری‌ها معلول وضعیت اقتصادی جامعه هستند نمی‌توان به این وضعیت منتسب کرد که اتفاقا، این پدیده نسبت چندانی با آن نداشته و به ضعف فرهنگی جامعه و نیز اشکالات عدیده در ساختار تربیتی از کانون خانواده تا محیط‌های آموزشی مرتبط است.

اگر با پژوهشی دقیق و مبتنی بر کشف واقعیت‌های زیر‌پوستی جامعه، به این امر اهتمام ورزیم و دلایل و چرایی ناکارآمدی خانواده و مدرسه در تربیت کودکان و نوجوانان را به صورت علمی به دست آوریم؛ یقینا آنگاه قادر خواهیم بود راهکارهایی برای مقابله با این نوع پدیده‌های ضد‌اجتماعی بیابیم.

¢ ‌‌درک متقابل، زمینه کاهش درگیری

بر اساس آمارهای پزشکی‌قانونی کشور، روزانه 1600 پرونده نزاع منجر به جرح در این سازمان تشکیل می‌شود و در دو ماه نخست امسال، 104 هزار و 200 نفر به دلیل صدمات ناشی از نزاع به مراکز پزشکی‌قانونی مراجعه کرده‌اند. این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل که تعداد مراجعان نزاع 103 هزار و 767 نفر بود، 4/0 درصد بیشتر شده است. گرچه بر اساس همین گزارش، آمار وقوع نزاع منجر به جرح در استان قزوین که مراجعه به پزشکی‌قانونی را در پی داشته است روند افزایشی پر شتابی نداشته و از 3423 ‌‌مورد در چهار ماه نخست سال گذشته به 3564 مورد در مدت مشابه با حدود 4 درصد افزایش در سال جاری رسیده است، اما فراوانی این نوع جرم و پیامدهای اجتماعی ناشی از آن، همچنان یک دغدغه مهم اجتماعی به شمار می‌رود.

آمار پزشکی‌قانونی، شاخصی از وجود خشونت در جامعه ماست. در جوامع دیگر معمولا برای جلوگیری از بروز چنین حوادثی مثل نزاع و درگیری، تلاش می‌شود که خشونت را کنترل کنند، تا کمتر شاهد درگیری و نزاع باشند؛ ولی این اشکال بر جامعه ما وارد است که قدمی اساسی به منظور خشونت‌زدایی برداشته نمی‌شود و تمام تلاش‌ها برای برخورد با نزاع و درگیری است؛ در صورتی که ابتدا باید خشونت را در جامعه کنترل کنند.

این یک سوی دلیل فراوانی درگیری در جامعه ما است. سوی دیگر را باید در فرهنگ اجتماعی و فردی جستجو کرد. صاحب‌نظران معتقدند؛ فرهنگ عذرخواهی و کوتاه آمدن در جامعه ایرانی رو به ضعیف گذاشته و چنانچه هر یک از افراد جامعه بتوانند در پی پیش آمد اتفاقی که می‌تواند درگیری و نزاعی را شعله‌ور سازد؛ در عذرخواهی پیش‌ قدم شوند؛ قطعا به آتشی بپا خواهد شد و نه کینه‌ای، که در مقطعی سر باز کند و دودمانی را بسوزاند.

واقعیت این است که بسیاری از درگیری‌ها به این دلیل است که یکی حقوق دیگری را زیر پا گذاشته و طرف مقابل در مقام اعتراض برآمده است. آمارهای پزشکی‌قانونی نشان می‌دهد؛ میزان تحمل اجتماعی افراد جامعه پایین است و روزانه شاهد آن هستیم که افراد بسیاری، تنها به علت مساله پیش پا افتاده یا مشاجره کلامی با یکدیگر درگیر می‌شوند و افراد بدون اینکه برای یکدیگر ارزش قائل شوند؛ شروع به ناسزاگویی می‌کنند و گاه این درگیری به دعوای فیزیکی و قتل نیز کشیده می‌شود.

نمی‌توان این نکته را از نظر دور داشت که متاسفانه روح جمعی هنوز در جامعه ما به‌طور کامل شکل نگرفته و افراد، عموما به منافع شخصی خود می‌اندیشند. اعتماد به یکدیگر و محبت بین افراد که باید در جوامع وجود داشته باشد؛ در جامعه ما کاهش یافته است. جامعه‌شناسان منشا آرامش و امنیت یک جامعه را درک متقابل افراد جامعه از یکدیگر می‌دانند و طبیعی است در چنین جامعه‌ای که افراد نسبت به هم درک متقابل دارند؛ آرامش و امنیت نیز حکمفرما خواهد شد.

آموزه‌های دینی ما آکنده از لزوم توجه و احترام به یکدیگر است و اینکه، آنچه را برای خود نمی‌پسندیم؛ برای دیگران نیز نپسندیم؛ اما اینکه چقدر، این آموزه‌ها را در زندگی اجتماعی خود به‌کار می‌بریم؛ مساله‌ای است که مورد غفلت بسیار قرار گرفته است و یقینا اینگونه تغافل‌ها که شوربختانه در سالیان اخیر نهادینه نیز شده است؛ نه تنها ما را از بنیادی‌ترین مبانی دینی و اخلاقی دور کرده که، ضعف‌های عدیده فرهنگی را در جامعه نیز عیان ساخته است.

 

 


دوشنبه 22 آبان 1396
05:07:18
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT