احیای هنرهای محلی و بهبود اقتصاد روستایی


مریم بهبهانی‌فر


زنان روستایی در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نقش و جایگاه مهمی در تحقق اهداف توسعه روستایی دارند و در واقع نیمی از نیروی انسانی مورد نیاز توسعه روستایی می‌باشند. زنان روستایی در شکل تولید محصولات، مراقبت از دام، تامین غذا، آب و سوخت برای خانواده و همکاری در فعالیت بیرون از زمین و زراعت به منظور تنوع بخشیدن به فعالیت اقتصادی خانواده نمود می‌یابند؛ البته انجام این وظایف در حالی است که آنها بخش عمده‌ی مسئولیت از کودکان و سالمندان را نیز بر عهده دارند.

زنان در روستاها از دیرباز نقش موثری در ایجاد ثروت ملی، ارزش افزوده، افزایش بهره‌وری و تامین معیشت خانواده‌های روستایی و عشایری دارند؛ در توسعه صنایع تبدیلی، تکمیلی، بسته‌بندی محصولات در روستاها که می‌تواند در ایجاد اشتغال و افزایش درآمد روستاییان موثر باشد؛ همیشه زنان ایفای نقش کرده‌اند و در این زمینه‌ها بسیار اثربخش بوده‌اند. این زنان، همواره یکی از عوامل بنیانی در حفظ جامعه‌ی روستایی بوده‌اند؛ آنها در دایره‌ی کار کشاورزی، پرورش احشام، تولید و بازاریابی محصولات حضور داشته‌اند؛ اما فعالیت‌های آنها همیشه نامرئی بوده و اغلب هم به صورت کارکنان خانوادگی بی‌مزد بوده‌اند و هیچ‌گاه ارزش واقعی مشارکت زنان در تولید اقتصادی روستا دیده نشده و با وجود سختکوشی‌های زنان و نقش مهم و اساسی آنها در رونق اقتصادی و پایداری جامعه روستایی ولی منافع مادی حاصل از این تلاش‌ها نصیب مردان می‌شود.

زنان روستایی علاوه بر آنکه همپای مردان در کشاورزی و دامپروری حضور دارند و به وظایف خانه‌داری هم می‌پردازند؛ بسیاری از آنها اشتغال خانگی و تولید صنایع دستی هم دارند. آنها مهارت‌های دستی را مانند یک ارثیه از مادران خود فرا می‌گیرند و برحسب عشق و علاقه آن را حفظ می‌کنند که متاسفانه این تولیدات با وجود زحمات زیاد درآمدزایی بالایی برای آنها ندارد که، ریشه این موضوع را هم در عدم حمایت دستگاه‌های متولی حفظ هنرهای بومی و محلی باید جست‌وجو کرد؛ چرا که بودجه و تسهیلاتی برای تامین مواد اولیه و تولید محصول انبوه در اختیار آنها قرار نمی‌گیرد زنان روستا خودشان باید اقدام به تولید و فروش محصول کنند که اغلب نیز برای آنها پاسخگو نیست؛ در نتیجه دچار روستاگریزی می‌شوند.

البته امروزه در روستا زنانی داریم که پررنگ‌تر از مردان هویت روستای خود را به چنگ و دندان گرفته‌اند تا روستایشان زنده بماند. آنها حافظان هویت‌های بومی و هنرهای سنتی محیط خود شده‌اند ولی به دلیل عدم خودباوری و محدودیت‌های فرهنگی زحمات آنها دیده نمی‌شود.

با وجود آنکه زنان روستایی یکی از قشرهای پرزحمت در جامعه هستند و بار سنگین مسئولیت‌های زیادی را بر دوش می‌کشند؛ ولی همچنان بی‌توجهی به نقش آنها در فرآیند توسعه روستایی، بی‌توجهی به فعالیت‌های اقتصادی زنان، مهیا نکردن بسترهایی برای مطرح شدن آنها در جوامع شهری، ایجاد نکردن فرصت‌هایی برای تحصیل و کسب مهارت‌های جدید وجود دارد.

زنان روستایی مطالبات و نیز گلایه ها و در دل های بسیاری برای شنیده شدن دارند؛ ایجاد فرصت‌های تازه برای درآمدزایی، معرفی روستا برای ورود گردشگر، تامین امکانات رفاهی اولیه از مهمترین مطالبات این زنان هنرمند روستایی بود. آنچه در ادامه می آید؛ گپ و گفت «ولایت» با برخی از زنان هنرمند روستایی است.

¢ صنایع دستی روستایی ارثیه زنان است

شیرین طاهری، بانویی 45 ساله و اهل روستای اوان که بافنده و مربی گلیم است در گفت‌وگو با ولایت می‌گوید: از 10 سالگی بافندگی فرش را از مادرم آموزش دیدم و از همان زمان به همراه مادرم تار و پود قالی را گره می‌زدم و فرش‌های دستباف تولید می‌کردیم.

او که اینک گلیم‌هایی با طرح‌های قدیم و جدید تا متراژ یک متر و نیم تولید و عرضه می‌کند؛ می‌افزاید: من توانایی بافت گلیم‌هایی با متراژ 5/2 و 5/3 متر را هم دارم ولی گلیم در این متراژها ابزارهای خاصی نیاز دارد که در روستا این ابزار را نداریم و با دارهایی که در روستا وجود دارد؛ امکان گلیم با متراژ بیشتر از یک متر و نیم وجود ندارد.

این بانوی هنرمند روستایی از نگرش و تعصب‌های سنتی نسبت به زنان روستایی سخن به میان می‌آورد و می‌افزاید: به یاد دارم وقتی 21 ساله بودم به من پیشنهاد شد که برای گرفتن مجوز فرش‌بافی و ادامه دادن این هنر به اصفهان بروم؛ ولی مادرم مخالفت کرد، او این رفتار را ناپسند می‌دانست که دختر، تنها به منطقه‌ای دور برود و با مردان غریبه وارد گفت‌وگو شود.

طاهری بیان می‌کند: شاید عزیمت من در آن دوران به اصفهان می‌توانست سرنوشت مرا بسیار تغییر دهد؛ اکنون پدر و مادرم از دنیا چشم فرو بسته‌اند؛ اعضای خانواده‌ام هم به شهر مهاجرت کردند و من تنها در خانه‌ی خشتی روستایی روزگار سپری می‌کنم؛ شرایط روحی‌ام نیز به گونه‌ای نیست که در میانسالی به شهر دیگری مهاجرت کنم.

او ادامه می‌دهد: اگرچه فرش‌بافی را بسیار دوست دارم و آن هنر را ارثیه مادری خود می‌دانم و علاقه داشتم که فرش‌بافی را ادامه دهم؛ ولی از آنجایی که میراث فرهنگی مجوز این رشته را نمی‌داد به ناچار مجوز گلیم‌بافی دریافت کردم و اکنون علاوه بر آموزش، گلیم‌هایی با طرح‌های قدیم و جدید می‌بافم که خوشبختانه مشتری‌های زیادی دارم؛ البته به دلیل آنکه به پا درد و کمر درد دچار شده‌ام؛ نمی‌توانم مدت زمان زیادی را صرف بافت گلیم کنم و به ناچار یک گلیم را ظرف 15 روز می‌بافم.

¢ صنایع دستی، زنان روستا را سرگرم می‌کند

این بانوی روستایی، توجه به هنرهای اصیل و بومی را فرصتی برای درآمدزایی و پر کردن اوقات فراغت عنوان و اضافه می‌کند: بانوان با هنرهای دستی خود می‌توانند در تامین اقتصاد خانواده اثرگذار باشند؛ همچنین توجه به این هنرها فرصتی برای پر کردن اوقات فراغت است. شاید فردی نتواند در بیرون از منزل اشتغال داشته باشد؛ بنابراین صنایع دستی می‌تواند به خوبی او را سرگرم کند.

طاهری ادامه می‌دهد: متاسفانه امروز بسیاری از مردم به فضاهای مجازی روی آورده‌اند، اگر آنها سرگرمی‌هایی برای خود داشته باشند کمتر به سراغ موبایل، اینترنت و تلگرام می‌روند و در این صورت آرامش بیشتری هم دارند.

او معتقد است؛ در مناطق روستایی هنرهای اصیل و بومی باید احیا شود؛ چرا که این هنرها ارثیه‌های آبا و اجدادی‌ مردم روستا است؛ البته ما بر مبنای این نگرش و تفکر قصد داریم از سال آینده چادر شب‌بافی، جاجیم‌بافی، را در اوان راه‌اندازی کنیم که هم هنر گذشتگان خود را زنده کنیم و هم فرصتی برای سرگرمی اعضای روستا باشد.

این بانوی روستایی با انتقاد نسبت به اجرا نشدن وعده‌های داده شده برای توسعه روستا بیان می‌کند: به ساکنان روستا گفته شده بود در حاشیه دریاچه‌ی اوان مجتمعی برای تولید و پرورش ماهی راه‌اندازی می‌شود که این می‌توانست فرصتی برای توسعه‌ی روستا و اشتغال اهالی روستا باشد؛ ولی از آن خبری نشد و اکنون شاهد هستیم که بسیاری از جوانان روستا بیکار هستند و همین امر می‌تواند سبب بروز آسیب‌های اجتماعی در روستا شود.

طاهری که خود به دلیل تعصب‌های سنتی خانواده خود و نگرش‌های اهالی روستا تنها تا کلاس پنجم ابتدایی درس خوانده از این بابت بسیار افسوس می‌خورد و می‌گوید: در روستای اوان تنها یک مدرسه ابتدایی هست که در آن دختر و پسر با یکدیگر مختلط هستند و خانواده‌ها از این موضوع ناراحت هستند کما اینکه معلم امسال روستا از میان آقایان انتخاب شده که دخترهای روستا در مقابل او احساس خجالت می‌کنند.

این بانوی روستایی ادامه می‌دهد: نبود مدرسه در روستا سبب شده که خانواده‌ها پس از اینکه فرزندانشان مقاطع ابتدایی را تمام کردند به ناچار به معلم‌کلایه یا قزوین مهاجرت کنند و یا ناچار به ترک تحصیل شوند که این اصرار بر ترک تحصیل بیشتر برای دختران روستا روی می‌دهد.

طاهری با اشاره به پایین آمدن آمار ازدواج در روستا بیان می‌کند: از آنجایی که در روستا فرصتی برای ادامه تحصیل و اشتغال نیست؛ پسران روستا برای ادامه تحصیل به شهر مهاجرت می‌کنند که اغلب هم پس از اتمام دوران تحصیلات دانشگاه به روستا بازنمی‌گردند و دختران شهر را به دختران روستا ترجیح می‌دهند و در شهر تشکیل خانواده می‌دهند؛ از این‌رو دختران روستا که اجازه خروج از روستا را ندارند و در محیط روستا می‌مانند فرصتی برای ازدواج ندارند، از این‌رو یا مجرد می‌مانند و یا به ازدواج دوم با مردان بزرگسال روستا تن می‌دهند.

این بانوی روستایی نبود گاز طبیعی، آسفالت نبودن کوچه‌های روستایی، خانه‌های خشتی و بدون استحکام را از مشکلات زنان روستا عنوان و اضافه می‌کند: از آنجایی که زنان مسئول گرم نگه داشتن خانه و تامین سوخت روستا هستند؛ در فصل زمستان باید کپسول‌های گاز را در میان گل و لای کوچه‌ها حمل کنند و به درون منزل بیاورند که این کار برای آنها بسیار دشوار است.

او ادامه می‌دهد: از مسئولان انتظار داریم از روستای ما بازدید داشته باشند و درباره حل مشکلات روستا گام‌هایی بردارند.

این بانوی روستایی در بخش دیگری از سخنانش به سنت‌های گذشته روستا گریز می‌‌زند و می‌گوید: در سنت گذشته جاجیم بافی، موج‌بافی و چادر شب بافی رایج بوده که توسط زنان روستا انجام می‌شد که امیدواریم این سنت‌ها احیا شوند.

¢ زنان در همه آیین‌های روستاها نقش دارند

رقیه کاظمی، بانوی 53 ساله و ساکن روستای الولک که عروسک‌هایی با لباس‌های محلی و با نماد شخصیت‌های روستا تولید و عرضه می‌کند؛ در گفتگو با ولایت می‌گوید: همیشه زنان روستایی پا‌به پای مردان در انجام کارهای کشاورزی و دامپروری روستا مشارکت داشته‌اند و برای تامین مایحتاج خانواده زحمات زیادی را متحمل می‌شدند.

او با بیان این مطلب که در روستای الولک محصولاتی همچون جو، نخود، عدس، لوبیا، گیلاس، آلبالو، هلو و سیب تولید می‌شوند؛ می‌افزاید: بانوان روستا در تمامی مراحل کشاورزی از کاشت محصول تا برداشت و خشک کردن و بسته‌بندی محصولات همپای مردان حضور دارند و اگر همکاری زنان نباشد؛ شاید هیچ محصولی به مرحله برداشت نرسد.

این بانوی روستایی با اشاره به آیین‌های روستای الولک می‌گوید: در گذشته رسم بر آن بود که در چهارشنبه سوری و روز اول سال نو، کودکان روستا نوروزخوانی می‌کردند و شال‌هایی را که به گردن داشتند به درون منازل می‌انداختند در آن لحظه زنان روستا تنقلاتی همچون گردو، کشمش، میوه‌های خشک شده که حاصل زحمات خود آن‌ها بود به شال‌های کودکان می‌بستند؛ در شب چله هم که خانواده‌ها در منزل بزرگ فامیل جمع می‌شدند این زنان بودند که شام مخصوص و دیگر وسایل پذیرایی را آماده می‌کردند.

کاظمی اضافه می‌کند: در گذشته در روستای الولک ایام محرم، تعزیه برگزار می‌شد و این تعزیه از آیین‌های روستا بود که برخلاف روستاهای دیگر تعزیه گردان آن یک خانم بود، یعنی تمام هماهنگی‌ها و برنامه‌‌ریزی‌ برای اجرای مراسم را بانویی انجام می‌داد.

او ادامه می‌دهد: در گذشته که روستا دارای مکتب‌خانه بود، معلم آن خانم بود که به دختران و بانوان روستا قرآن آموزش می‌داد که در کمتر روستایی دیده می شود که یک بانو معلم مکتب‌خانه باشد.

این بانوی روستایی در ادامه سخنانش نبود سرمایه را از مشکلات بانوان الولک‌ بیان و اضافه می‌کند: اگرچه در روستا بانوان هنرمند زیادی داریم که به صنایع دستی همچون گلیم‌بافی، فرش بافی تسلط کامل دارند؛ ولی چون توان خرید مواد اولیه را ندارند؛ نمی‌توانند به این هنرها بپردازند.

کاظمی بیان می‌کند: زنان روستا در فصل تابستان به کشاورزی مشغول هستند و از این طریق سرگرم می‌شوند ولی در فصل زمستان هیچ امکاناتی برای دلگرمی ندارند، اگر از آن‌ها حمایت‌هایی صورت گیرد که وسایلی برای تولید صنایع دستی در اختیار آن‌ها قرار گیرد؛ آن‌ها می‌توانند از این طریق خود را سرگرم کنند و حتی برای خانواده درآمدزایی کنند.

او می‌گوید: در حال حاضر بیشترین هنری که زنان به آن می‌پردازند، دوخت عروسک است؛ البته دوخت عروسک‌های محلی در ظاهر آسان به نظر می‌رسد؛ ولی چون لباس‌های محلی تکه تکه دوخته می‌شود، کار آسانی نیست و متاسفانه با وجود تمامی سختی هایی که برای دوخت این عروسک‌ها متحمل می‌شویم؛ ولی خریدار زیادی ندارد و نمی‌توانیم از این طریق درآمدزایی خوبی داشته باشیم و چون سرمایه هم نداریم؛ نمی‌توانیم به سراغ صنایع دیگر برویم.

این بانوی روستایی می‌گوید: در روستا فاقد بسیاری از امکانات رفاهی هستیم. در فصل زمستان با اولین بارش برف و باران گل و لای کوچه را می‌گیرد که این مشکلات ما را زیادتر می‌کند.

کاظمی اضافه می‌کند: از مسئولان انتظار داریم به زنان روستایی توجه داشته باشند و فرصت‌هایی برای سرگرمی و درآمدزایی زنان ایجاد کنند، زنان روستایی به دنبال درآمدهای کلان نیستند. اگر اندک درآمدی هم داشته باشند برای آن‌ها مفید است.

¢ در روستا بدون حمایت زنان کارها جلو نمی‌رود

مریم میرزایی، نایب رئیس شورای اسلامی الولک که کودکی خود را در روستا گذرانده و اینک لیسانس علوم اجتماعی و پژوهشگری است نیز در گفتگو با ولایت می‌گوید: خوشبختانه امروزه نگرش نسبت به زنان روستایی بسیار تغییر کرده، و مثل نداشته نیست که زنان اجازه تحصیل و اشتغال در بیرون روستا گذاشته باشند و بسیاری از خانواده‌ها پذیرفته‌اند که دختران باید تحصیل کنند که امیدواریم این نگرش تقویت شود.

او نبود مدرسه در روستای الولک را از مشکلات ساکنان این منطقه عنوان و اضافه می‌کند: ‌الولک تنها تا پایه نهم دارد و دانش آموزان برای ادامه تحصیل باید به معلم کلایه یا روستاهای دیگر بروند؛ البته این امر از آنجایی نشات گرفته که تعداد دانش آموزان روستا اندک است.

این بانو که تولید کننده عروسک‌های محلی است؛ می‌گوید: اگر ساکنان روستا امکانات رفاهی لازم درآمدزایی داشته باشند کمتر به شهر مهاجرت می‌کنند و در صورتی که جمعیت روستا بیشتر باشد؛ می‌توان تعداد پایه‌های تحصیلی را در روستا افزایش داد.

میرزایی از نقش زنان روستا در درآمدزایی و اجرای سنت‌های روستا سخن به میان می‌آورد و می‌افزاید: در روستای الولک بانوان از مردان فعال‌تر هستند. آن‌ها در کشاورزی، دامپروری، اجرای سنت‌هایی همچون تشییع شهدای کربلا پس از روز عاشورا، مراسم تعزیه‌خوانی دهه محرم، تامین اقتصاد خانواده از طریق خشک کردن و فروش محصولات کشاورزی و صنایع دستی نقش مهمی دارند.

او با اشاره به تغییر نگرش نسبت به بانوان روستایی می‌گوید: خوشبختانه امروزه نقش مشارکتی زنان در جامعه بهبود یافته و بیشتر زنان روستایی آگاهی‌شان نسبت به حقوق اجتماعی زنان ارتقا یافته؛ دیگر مردان نمی‌توانند نسبت به زنان رفتار خشونت‌آمیز داشته باشند؛ حتی شرایط به گونه‌ای شده که مردان بدون حمایت بانوان نمی‌توانند کارها را پیش ببرند.

این بانوی روستایی ادامه می‌دهد: بانوان روستای الولک در همه مناسبت‌ها و آیین‌‌نامه‌ها نقش دارند، به عنوان مثال برخی زنان روستا، گیاهان دارویی کشت و برداشت می‌کنند، عرقیجات گیاهی تهیه می‌کنند و در قزوین به فروش می‌رسانند. البته درآمدهای حاصل از این زحمات پاسخگوی هزینه‌های آن‌ها نیست .

میرزایی ازدواج برخی دختران در سنین 12 و 13 سالگی را از مشکلات روستا بیان و اضافه می‌کند: متاسفانه در محیط روستا برخی از دختران با انتخاب خود در سنین نوجوانی اقدام به ازدواج می‌کنند و انتظار می‌رود مسئولان در این باره فرهنگسازی‌هایی داشته باشند.

¢¢¢

با توجه به اینکه زنان روستایی یکی از قشرهای زحمتکش در جامعه هستند که علاوه بر مسئولیت‌ مادری در کشاورزی و دامداری همراه و همکاری خانواده هستند و بار سنگین این مسئولیت‌ها را عهده‌دار می‌شوند؛ انتظار می‌رود دولت برای این زنان خدمات رفاهی همچون بیمه در نظر بگیرد که در ایام سالمندی و ناتوانی از مزایای آن بهره‌مند شوند.

زنان روستایی توقع دارند، به آن‌ها اهمیت داده شود. آن‌ها نیاز دارند که دیده شوند و مورد حمایت قرار گیرند و این حس که دیگران آن‌ها را دوست دارند؛ را احساس کند.

جامعه باید بپذیرد زنان روستایی توانمندی‌های بالایی دارند، آن‌ها می‌توانند اهرم قدرتمند تحقق اقتصاد مقاومتی و توسعه روستایی باشند و جامعه به این باور برسد که اگر قشر زنان روستایی نباشد، اقتصاد مقاومتی، سنت‌های بومی و اصیل ایران هم وجود نخواهد داشت.

همچنین از آنجایی که کار در زمینه صنایع دستی نیاز به سرمایه‌گذاری چندانی ندارد و هر خانواده روستایی با هر میزان سرمایه‌ای می‌تواند در این زمینه ورود کند؛ انتظار می‌رود با حمایت‌های دولتی اشتغالزایی زنان روستایی از طریق گسترش و توسعه صنایع دستی رونق یابد تا نقش زنان در روستا ارتقا‌ پیدا کند و از لحاظ اجتماعی نیز به شرایط بهتری دست پیدا کنند.

 


چهارشنبه 17 آبان 1396
05:13:42
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT