فضای فرهنگی قزوین برازنده تاریخ غنی این شهر نیست


گفت‌وگو ـ مریم بهبهانی‌فر:


متولد روستای خیارج از توابع شهرستان بویین‌زهرا است؛ روستایی فرهنگی و تاریخی که خاستگاه فقیهان، ادیبان و هنرمندان بسیاری بوده است. از سال 75 زمانی که دانش‌آموز بوده، سرودن شعر را آغاز کرده است. زندگی در روستا و انس او با طبیعت سبب شد، او از زیبایی‌های محیط پیرامون خود الهام بگیرد و روح خود را با لطافتی شاعرانه آراسته کند.

«رحیم سلیمانی» صاحب 2 مجموعه شعر است؛ یکی به نام «در ابتدای همیشه که در سال 83 توسط نشر ثالث به چاپ رسیده و مجموعه از اشعار این شاعر جوان در قالب شعر سپید است؛ دیگری هم «این باد لعنتی» نام دارد که مجموعه از اشعار این شاعر در قالب غزل می‌باشد و در سال 90 از سوی انتشارات سخن گستر به چاپ دوم رسیده است.

اشعار این دو مجموعه بیشتر بیان احساس و عاطفه این شاعر است؛ شعرهای این شاعر عموما عاشقانه است و در قالب‌های ترانه، طنز، چهار پاره، مثنوی و شعر سپید سروده شده و در برخی سروده‌هایش به انتقادهای اجتماعی نیز پرداخته است.

 

¢ رشته تحصیلی شما مهندسی انرژی و برق بوده است، چه ارتباطی میان این رشته‌ها و ادبیات بوده که شما را به عرصه شعر کشاند؟

ـ سرودن شعر حد و مرز نمی‌شناسد، در جامعه امروز افراد زیادی هستند که در رشته‌هایی غیر از ادبیات تحصیل کرده‌اند؛ ولی در این حوزه اثرگذار هستند. در خصوص خودم هم باید بگویم، ارتباط میان موسیقی و ریاضیات اثبات شده است، شعر، مهندسی ناخودآگاه کلمات است، البته برخلاف مهندسی که براساس مشخصه‌ای از پیش تعیین شده حرکت می‌کند؛ شاعر به ناخودآگاه خود وابسته است.

¢ پس در واقع منظورتان این است که در شعر نتیجه قابل پیش‌بینی نیست؟

ـ البته مهندس با ابزار و مصالح سروکار دارد و باید به سراغ بستر زمین برود؛ در شعر هم واژگان ابزار شاعر هستند که از ذوق و احساس درونی شاعر خارج می‌شوند.

¢ مهمترین رمز موفقیت خود را در چه می‌دانید؟

ـ برخلاف بسیاری از افراد، اعتقادی به تعریف موفقیت ندارم؛ از نگاه من زمانی می‌توانم موفق باشم که کارهایی متفاوت با دیگران ارایه دهم و قضاوت را بر عهده مخاطب بگذارم و ببینم آیا توانسته‌ام مخاطب را تحت تاثیر قرار دهم یا خیر؟

¢ از مجموعه‌هایی که از شما به چاپ رسیده، بیشتر برایمان بگویید؟ این مجموعه‌ها در چه قالب‌هایی هستند.

ـ مجموعه اولم با عنوان در «ابتدای همیشه»، مجموعه‌ای از شعرها با مضامین عاشقانه و اجتماعی است که در قالب‌های متنوع بوده در مجموعه دوم هم با عنوان «این باد لعنتی» به صورت ویژه بر روی غزل تمرکز کرده‌ام.

¢ چطور شد که مجموعه‌های شعری شما از سوی انتشارات سخن گستر که در مشهد است به چاپ رسیده‌اند؟ چرا از انتشاراتی‌های استان استفاده نکردید؟

ـ البته بسیار تمایل داشتم که آثارم در استان خودم به چاپ برسند چرا که هم آسان‌تر بود و هم هزینه‌ کمتری داشت؛ ولی در استان قزوین، انتشاراتی نداریم که به صورت منسجم در حوزه ادبیات فعالیت کند؛ از این‌رو در انتشار آثار به سطح ادبی کار توجه نمی‌شود.

¢ یعنی از نگاه شما، انتشاراتی‌های استان‌های دیگر حرفه‌ای‌تر به آثار نگاه می‌کنند؟

ـ شاید؛ به نوعی می‌توان گفت آنها دقت بیشتری دارند و منسجم کار می‌کنند؛ به عنوان مثال در چاپ همین مجموعه شعرهای معاصر، سری یک آن به آثار احمد شاملو اختصاص داشته و اشعار من سری 16 آن بوده؛ آنچه در استان سابقه نداشته است، یعنی تا به حال مجموعه‌های منسجم آن هم با گزینش و بررسی در استان انجام نشده که امیدواریم روزی برسد که در شهر قزوین با ظرفیت بالای فرهنگی شاهد چاپ آثار حرفه‌ای و منسجم باشیم.

¢ همیشه میان عنوان و درونمایه ارتباط خاصی وجود دارد. شما عناوین کتاب‌های خود را چگونه انتخاب کرده‌اید؟

ـ عناوین کتاب‌ها برگرفته از یکی از شعرهای موجود در آن است که فکر می‌کنم در خط و مشی کتاب و مسیری که درونمایه کتاب طی کرده اثرگذار هستند.

¢ شما به طور مجزا و متفاوت در چاپ کتاب‌هایتان چه مشخصه بارز و عنصری را دنبال کرده‌اید؟

به طور کلی سروده‌هایم در 2 فاز مختلف اجتماعی و عاشقانه هستند؛ در زمینه اجتماعی مهم‌ترین ویژگی این است که سعی کرده‌ام چشم بینای جامعه باشم؛ چشمی که خوب می‌بیند و خوب این دیده‌ها را انعکاس می‌دهد، البته لازمه این امر آگاهی نسبت به مسایل اجتماعی و تاریخی است تا بتوانیم نگرانی‌های خود را درباره وضعیت موجود را در قالب شعر عنوان کنم.  البته در این زمینه صداقت و حقیقت‌جویی را شرط اساسی قرار داده‌ام.

فاز دیگر که عاشقانه بوده، به حس صمیمت و درک انسانی عمیق توجه ویژه داشته‌ام.

¢ در چاب کتاب‌هایتان از چه حمایت‌هایی برخوردار بوده‌اید؟

ـ در چاپ آثارم هیچ گاه از حمایت‌های دولتی برخوردار نبودم؛ ولی برای چاپ کتاب دومم یعنی همان «این باد لعنتی»، 50 درصد هزینه چاپ آن را «محسن سراجی» مدیر انتشارات سخن‌گستر، عهده‌دار شد که جای تقدیر دارد.

¢ به نظر شما شعر سپید توانسته است جای شعر کلاسیک را در کشور پر کند؟

ـ بنا نیست هیچ جریان شعری، جای جریان دیگری را بگیرد، جریان‌ها می‌آیند و می‌روند؛ هر کدام قابلیت ماندگاری و ظرفیت انتقال بیشتری داشته باشند با اقبال بیشتری روبرو می‌شوند، سال‌های گذشته گرایش به شعر سپید دیده می‌شد؛ ولی چند سالی است که شاعران سپید سرا تا حدودی علاقمند به بازگشت شده‌اند و اکنون قالب کلاسیک با نگاه جدیدتر و مضامین روزتر وارد شده که باید دید این جریان شعری به کجا می‌رسد.

¢ حوزه فرهنگ و ادب قزوین با چه ضعف‌هایی روبرو است؟

ـ ما چندی پیش انجمن شعر و ادب قزوین را پایه‌گذاری کردیم و به ثبت رساندیم که هدفمان هم این بود که میان هنرمندان فعال در حوزه شعر و ادب همگرایی ایجاد کنیم؛ ولی چندان انسجام ندارد و در حال حاضر در استان نشست‌های مداوم و کارگاهی نداریم و آنچه هست دوره‌ای برگزار می‌شود وقتی صحبت از فرهنگ و هنر می‌شود تنها به اتاق و میز صندلی می‌پردازند در حالی که نیاز هنرمند این‌ها نیست، هنرمند انتظار دارد که دیده شود.

¢ شعر را به چه هنر یا هنرهایی نزدیک می بینید؟

ـ شعر از آنجایی که با تصویرسازی و فضاسازی ارتباط نزدیک دارد بیش از همه به هنر نقاشی نزدیک است، البته شعر از آنجایی که موزون است و عنصر وزن و موسیقیایی کلام در آن برجسته می‌باشد به رشته موسیقی هم نزدیک است.

¢ نگاه شما به فضای شعری امروز چگونه است؟

ـ شعر امروز همانند فضای اجتماعی دچار تشتت و گرفتار عجله و دیدگاه‌های گذرا است، بسیاری اوقات جریان‌های فعال این فضاها نمی‌دانند چه می‌خواهند و به دنبال چه هستند، راه‌های زیادی را می‌روند ولی نیمه راه بازمی‌گردند و راه جدیدی را تجربه می‌کنند، جریان‌های فکری این فضا فاقد انسجام و جهت‌دهی مشخص هستند؛ در کار بسیاری از فعالان حوزه شعر تداوم دیده نمی‌شود و آن‌ها گرفتار مسایل تخصصی و اجتماعی می‌شوند و در این میان هنر آن‌ها بی‌تاثیر می‌ماند.

¢ با توجه به اینکه گفته می‌شود قزوین شهر افسرده‌ها است؛ به نظر شما شعر می‌تواند در ایجاد نشاط و شادابی در میان مردم و زیباسازی فضای شهری موثر باشد؟

ـ به طور حتم؛ البته از سال‌های گذشته این نظر مطرح بود که باید شعر را به سطح عمومی برد و در مراکز عمومی در پیشخوان مخاطبان عام قرار داد؛ در حال حاضر باید به سلیقه‌های مخاطبان عام در سطح اجتماعی توجه داشته باشیم. در این میان اگر شعر و هنرهای دیگر با مدیریت فرهنگی شهر ارتباط پیدا کنند به کمک هم می‌توانند فضای شهر را دلنشین‌تر کنند.

¢ در این باره چه پیشنهادی دارید؟

ـ ایران، مهد ادبیات است؛ می‌توانیم به بسیاری از جلسه‌ها درون مایه ادبی بدهیم؛ حتی جلسات را با شعر شروع کنیم.

همچنین همانگونه که در سطح شهر به خوشنویسی توجه شد در این باره المانی نصب گردید، درباره ادبیات هم می‌توانیم این کارها را انجام دهیم و حتی سربرگ نامه‌های اداری را به یک بیت شعر اختصاص دهیم.

¢ مهم‌ترین چالش فرهنگی استان را در چه می‌دانید؟

ـ مهم‌ترین چالش فرهنگی استان در حوزه مدیریت است؛ در سطوح کلان مدیران خوبی داریم؛ ولی مدیران میانی به فرهنگ هنر آشنایی ندارند؛ درک هنری ندارند، هیچ یک هنرمند نیستند؛ اگر بخواهیم می‌توانیم در این حوزه‌ تغییر مناسب و روند رو به پیشرفتی داشته باشیم. ولی باید خانه تکانی اساسی انجام دهیم و شایسته سالاری را حاکم کنیم.

¢ پس این موضوع را که گفته می‌شود در قزوین اهمیتی برای اهل ادب و هنر قائل نیستند؛ تایید می‌کنید؟

ـ البته، چرا که مدیران در تقویت فرهنگی فضای شهر نقش زیادی دارند؛ متاسفانه مسئولان آن گونه که باید به جامعه فرهنگی و هنری توجهی نمی‌کنند و مطالبات آن‌ها در حال فراموشی است.

¢ شما چه پیشنهادی برای حل این چالش‌ها دارید؟

ـ می‌توان با تاسیس تشکل‌های صنعتی و گروه‌های هنری آن هم به دور از اختلاف سلیقه‌های شخصی یک همگرایی را آغاز کنیم و جامعه متحد فرهنگی داشته باشیم؛ در این صورت می‌توانیم به نتایج خوبی برسیم. آنچه امروزه در فضای فرهنگی استان دیده می‌شود برازنده تاریخ فرهنگی قزوین نیست؛ باید جاپای مفاخر بزرگ استان بگذاریم و ارزش فرهنگی استان را حفظ کنیم.


سه شنبه 16 آبان 1396
05:07:59
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT