چند ساعت در نمایشگاه بیست و سوم مطبوعات


آرش شایسته‌نیا *


به محوطه پارکینگ  مصلی که رسیدیم، محوطه پارکینگ خالی خالی بود و برعکس دوره‌هایی که نمایشگاه کتاب در مصلی برگزار می‌شد و باید در درون محوطه پارکینگ دقیقه‌ها دنبال جای پارک می‌گشتی و یا حتی ساعت‌ها زودتر به مصلی می‌رفتی تا جای پارک پیدا کنی.

محوطه بیرونی نمایشگاه در قرق بنرهای خوش رنگ قرمز جیغی است که اگر می‌خواستی سر تا پای آن را ورانداز کنی باید دست خود را سایبان دو چشم می‌کردی و آن وقت، از متن بنر دور می‌شدی و خود را مقابل در ورودی نمایشگاه می‌یافتی.

درون نمایشگاه هم حال و روز بهتری نسبت به پارکینگش ندارد؛ عین هم خلوت خلوتند؛ آنقدر خلوت که تا ته محوطه را به خوبی می‌توانی زیر نظر داشته باشی. چند لحظه‌ای می‌گذرد که چند نفری را دور مردی می‌بینی که او را حلقه کرده‌اند و صدای غرفه‌داران بلند می‌شود که آذری جهرمی است که به نمایشگاه آمده است. او را که جمعیت دورش سریع به جلو می‌برند، باز صدای درون نمایشگاه همان صدای چند نفر بازدید‌کننده و چند نفر مسئولین غرفه‌ها است که صدای مجری رادیو نمایشگاه همه صداها را درهم می‌شکند و آهنگ گنگ و ممتدی آزاردهنده می‌شود.

دور تا دور نمایشگاه را قدم زدیم. مقابل چند غرفه توقف می‌کنیم. چند روزنامه را ورق می‌زنیم و چند شماره هفته‌نامه برگشتی را از روی پیشخوان غرفه جمع می‌کنیم. برای خرید چند کتابی که از قبل، نام‌شان را نوشته‌ایم؛ وارد غرفه‌های روزنامه‌های «همشهری»، «ایران» و «جام جم» می‌شویم. مسئولین دو غرفه ایران و همشهری می‌گویند که در این دوره کتاب فروشی نداریم و روزنامه جام جم هم می‌گوید قصد فروش کتاب‌ها را داریم؛ اما هنوز محموله از انبار برای ما نرسیده است. روزنامه اطلاعات، اما در حوزه فروش حال و هوای دیگری دارد. در کنار سالنامه‌ها و مجلدهای شماره‌های اوان انقلاب و حتی قبل‌تر، سی دی‌هایی هم برای فروش آورده است، اما این‌ها، جای کتاب‌ها را نگرفته و کتاب فروشی هم با تخفیف 25 درصدی دارند.

هرچه در طبقه اول دنبال غرفه استان‌ها می‌گردیم؛ هیچ نشانی از آن‌ها نیست، اما در ضلعی از چند ضلعی نمایشگاه برخی از نشریات استانی برای خود غرفه‌ای برپا کرده‌اند و در کنار محصولات تولیدی خود در حوزه رسانه‌های مکتوب، فرهنگ و میراث فرهنگی معنوی استان خود را هم به نمایش گذاشته‌اند.

از خانم راهنمایی که پشت کیوسک اطلاع‌رسانی است؛ سراغ غرفه‌های استانی را می‌گیریم که خیلی مودبانه با انگشت اشاره، ابتدای در ورودی را نشانه می‌رود و می‌گوید: لطفا طبقه دوم!

دوباره به سرجای اول‌مان بر‌می‌گردیم و مثل آدم‌های خوب، پله‌ها را یکی، یکی بالا می‌رویم. پرسان پرسان غرفه استان قزوین را پیدا می‌کنیم. در کنج زاویه‌ای که در تاریکی فرو رفته است. به جز نوشته‌ای کم‌رنگ، نوشته دیگری نیست که از دور غرفه استان قزوین را به خوبی نمایان سازد.

از دکوربندی (دیزاین) داخلی هم خبری نیست تا فرهنگ و هنر این دیار تاریخی را نشان دهد و آنانی که از قزوین به نمایشگاه می‌روند و یا حتی آنانی که از تهران به غرفه قزوین می‌آیند در سایه سار این فرهنگ قد علم نمایند و بر فرهنگ و هنر این دیار پر غرور، افتخار کنند.

اگرچه با یک بد حسابی و کج‌سلیقگی از سوی متولیان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (معاونت مطبوعات داخلی) غرفه‌های استانی در طبقه دوم جانمایی شده و هیچ‌گونه اشاره‌ای در هیچ قالب اطلاع‌رسانی نگردیده است؛ اما خانه مطبوعات استان هم در کنار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار نگرفته و هیچ کمکی نکرده است.

باید پذیرفت که امروزه رسانه‌های مجازی و حتی شهروند خبرنگاران، رقیب سرسختی برای نشریات مکتوب و فعالان این دسته از رسانه‌ها شده‌اند که اگر خود متولیان این حوزه مکتوب با محصولات تولیدی خود برخورد مناسبی نداشته و عرصه را برای عرضه نمایی رسانه‌های مجازی باز و بازتر نمایند؛ بی‌شک آن که بازنده این عرصه خواهد شد همین رسانه‌های مکتوب خواهند بود و این شکست تا آن جا پیش خواهد رفت که باید بساط خود را جمع کرده و آثارشان را در کتابخانه‌های شخصی علاقمندان به این رسانه‌های مکتوب یا انبار آرشیوهای آنان جست‌وجو کنیم.

* پژوهشگر و دانشجوی دوره دکتری مدیریت رسانه


دوشنبه 15 آبان 1396
05:06:32
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT