ویژگی های روایت در گویش فارسی قزوینی


مجیدبالدران

کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی


بر اساس تعاریف مارتینز، زبان یک نوع رفتار طرح‌دار انسانی است؛ در نتیجه تمامی انسان‌ها در 5 سال اول زندگی هزاران کلمه و سپس جمله از پدر و مادر و اطرافیان خود می‌شنوند که به مرور ژرف ساخت‌های ذهنی و زبانی آنها را تشکیل می‌دهد. نظریه‌ای که نوام چامسکی مطرح کرده بود؛ هر چند بر اساس بعضی از نظریات جدید به ویژه نظریه «زبان‌شناسی کاربردبنیان» (1)، نظریه چامسکی به بن بست کامل رسیده است.

در رویکرد کاربرد بنیان جدید، گویش‌های بومی با روش‌های متنوع، اما در قالب زمان و زیرپوستی، درونی و بسیار آرام در ضمیر ناخودآگاه گویشوران محلی رسوخ می‌کند. یک کودک تهرانی وقتی می‌خواهد حضور پدرش را اعلام کند از جمله‌ی"پدرم، خونه َس" استفاده می‌کند در حالی که همین جمله راکودک قزوینی باگویش خود می‌گوید "آقامان، خانه مانَس/خانه َس". شکستگی کلمات در جمله کودک تهرانی، یک بار شیک بودگی و فانتزی گونه به همراه می‌آورد و ترکیب کلاسیک جمله کودک قزوینی، ملاحت بار است.

با نگاهی دقیق به گویش فتحه گراو آرکائیک قزوینی (2) می‌توان اذعان داشت که این گویش، رفتارهای خاصی از خود بروز می‌دهد که مطابق ساختارهای نحوی شاخه‌ای اززبان فارسی دری در پیوند مستقیم با کلمات و تعابیر آذری و تاتی موجود در نقاط مختلف استان قزوین شکل گرفته و تنها در سطح شهر قزوین مورد کابرد قرار دارد.

بار طنزآمیز کلمات، ضرب‌المثل‌ها و کهن سروده‌های بومی قزوین به غنای هر چه بیشتر طنز در این گویش انجامیده است. برای مثال، امروزه واژه «کلاغ» تداعی‌گر نوعی پرنده مانوس با انسان و دارای زیست مشترک در طبیعت آزاد و محیط‌های شهری است؛ اما ساخت واژه «غلا*غ» علاوه بر بار کمیک آن ناخودآگاه در ارتباط با جغرافیای منحصر به فردی به نام باغستان با توجه به سابقه تاریخی این اکوسیستم  به اذهان خطور می‌کند.

فرآیند واژه‌سازی در گویش قزوینی نیز  به نحوی است که کلمات بر ساخته از واژگان بیگانه طنزآمیز ارائه می‌شود:

فرآیند ساخت‌واژه فارسی قزوینی از کلمات عربی:

جَزَع و لابَهß  جَز وَلابَه ß  جَزبَلابَه ß  جِزبَلابَه ß جِزبَلالَه(3)

فرآیند ساخت واژه فارسی قزوینی  از کلمات انگلیسی:

اِلِکتِرونیک ß اِلِکتِلونیک ßاِلِکتیلینیک ß اِلِکتیلیک ßآلِکتلیک

ساخت‌های مخصوص این گویش نیز به طنزآمیز بودن روایت در آن کمک شایانی می‌کند؛ برای نمونه  در گویش قزوینی ساخت‌های سه اسمی همچون «ماشین پدرتقی» تبدیل می‌شود به «تقی َ ماشینِ پدرشَ»که نحوشکنی درساخت این جمله اسمی، ساختارهای ذهنی مخاطبان را به چالش می‌کشد. در ساخت معمول «ماشین پدرتقی» تاکید بر «ماشین» است اما در جمله «تقی َ ماشینِ پدرشَ» دو واژه «تقی» و « پدرشَ» بیشتر گوش نواز است و در اذهان می‌ماند.

به دلیل گسترده بودن ابعاد زیبایی‌شناسی امثال فارسی (4) با توجه به مضمون این بحث تنها به ویژگی‌های روایی مثل‌های قزوینی اشاره می‌کنیم.

طنزآمیزبودن، کنایه آمیز بودن، آهنگین بودن و چند لایگی (قابلیت تاویل به معانی مختلف) از عمده‌ترین ویژگی‌‌های ضرب‌المثل‌ها و بومی سروده‌های اصیل قزوین است که تاکنون ناشناخته مانده و جا دارد تحقیقات جامعی در این خصوص توسط صاحب‌نظران کارشناس در این حوزه صورت گیرد.

الف: طنزآمیزی مثل‌های قزوینی:

این دل رمیده‌ی ما، اینم در زدن گربه

شرح مثل: وقتی بر اثر وقوع حادثه‌ای، راوی در حال عادی و طبیعی نباشد و ناگهان سر و کله‌ی مزاحمی پیدا شود که به دلیل حضور او، قوز بالای قوز پدید آید؛ این مثل کاربرد پیدا می‌کند. معادل نزدیک این مثل در دیگر نقاط کشورمان عبارت است از «درد خودم کم است، این هم در زدن همسایه»  

دل رمیده ما در ادب فارسی و حتی در شعر حافظ نیز مسبوق به سابقه است اما در زدن گربه، البته خنده‌دار است.

ب: کنایه‌آمیزی مثل‌های قزوینی:

از دولت مردان است                   

آسیاب به گردان است

شرح مثل: ذات آنتی فمینیستی و مردباوری این مثل، غیرقابل انکار است؛ عنصری که برخاسته از نهاد جوامع مرد سالار شرقی است.

هنگام تولد پسر در خانواده‌ها و برای طعنه زدن به عدم کارایی اجتماعی زنان، از این ضرب‌المثل استفاده می‌گردد...

 

الف: آهنگین بودن مثل‌های قزوینی:

همه چیزمان آراسته‌اَس

کُلَ بیله‌مان، بی‌دسته‌اَس

شرح مثل: معادل قزوینی «همه چیزمان به همه چیزمان می‌خورد»

اوج خود کم‌بینی و یک نوع مازوخیسم درونی در عدم نتیجه‌گیری

الف: چندلایگی و تاویل پذیری مثل های قزوینی:

یه بیکارَه بود تومَلَه مان                                             

مَدارگذارهَمَه مان

شرح مثل: این مثل که از اصلی‌ترین مثل‌های اصیل قزوینی است در مورد افراد بیکاره‌ای است که با نوعی از احساس واماندگی، وضعیت خود را فراموش کرده و در پی رفع کردن بدون چشمداشت هوس‌های این و آن هستند. باراصلی این مثل بر دوش واژه «مدارگذار»است.

همانطور که دیده می‌شود یک مدل داستان‌وارگی و قصه‌پردازی به عنوان نخ نامرئی، این چهار مدل از مثل‌های قزوین را همراهی می‌کند.

 

 

یکی از جالب‌ترین خصوصیات روایی در گویش فارسی قزوینی، بیان مدور و دایره‌ای توصیفات از زبان گویشوران این منطقه است به نحوی که تعریف اولیه یک موضوع واحد از A شروع شده و به مرور توالی صحنه‌ها ـ البته بادستکاری دلخواه جزئیات ـ‌ به Z می‌رسد و سپس در یک چرخش معنایی چشمگیر مجددا به نقطه A پیوند می‌یابد که مشابه این بیان دایره‌ای را در ادبیات می‌توان در رمان سلاخ خانه شماره پنج اثر کورت و نه گات و در عالم سینما در فیلم‌های تارانتینو به ویژه قصه‌های عامه پسند و هشت نفرت‌‌انگیز مشاهده کرد.

بیان زمانمند خطی:

Z        ß D         ß C       ß  B      ß  A

در اکثر رمان‌ها و داستان‌ها و حتی اشعار این نوع روایت مستقیم دیده می‌شود.

بیان موضوع محور غیرخطی:

C ß  z   à    B ß  D à  A

یکی از اشکال جدید روایی در آثار هنری است که برای مثال می‌توان به فیلم‌های تارانتینوبه خصوص قصه های عامه پسند و هشت نفرت انگیز اشاره کرد.

 

 


يكشنبه 14 آبان 1396
05:18:23
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT