شور و شعور!


کسانی خواسته‌اند که شور را در مقابل شعور قرار دهند؛ در حالی که شور می‌تواند نه در تضاد، بلکه مکمل شعور باشد. بسیاری از اختلافات و تفاوت‌های فکری به این دلیل است که فرض اول که همه پایه‌ریزی استدلال و گاهی اقدامات ما بر آن اساس است؛ اساسا غلط می‌باشد.


به همین دلیل است که هر از چند گاهی، مبانی را هم باید مورد بررسی مجدد قرار داد.  این البته با مبحث تجدیدنظر طلبی (ریویزیونیسم) متفاوت است که باید در جای خودش مطرح شود.

سوال این است که آیا شور باید مقابل شعور قرار بگیرد؟ اگر این گزاره درست باشد؛ همه عکس‌العمل‌های مبتنی بر احساسات زیر سوال قرار می‌گیرند و از آنجایی که مبنای شعور را تعقل و خردمندی می‌دانیم؛ تنها اعمال متکی به خردورزی مورد تایید و فعالیت‌هایی که تجلی احساسات باشد؛ مورد نقد و انتقاد قرار می‌گیرد. اولین اتهامش هم همین است که در مقابل تعقل و خردمندی قرار گرفته است.

حال آن که خردمندی که البته لایه‌های متعدد و پیچیده‌ای هم دارد؛ مکمل فعالیت‌های عاطفی است.

مثلا می‌گویند برای عیادت مریض گل ببرید. گلی که برای عیادت مادر مناسب است؛ فرضا خیلی گرانتر است از گلی معمولی. می‌توانی بگویی گل؛ گل است دیگر با اهدای آن وظیفه‌ام را به انجام رسانیدم. چرا باید بیشتر هزینه کنیم؟ این البته خردمندانه است. اما احتمالا همان گلی را می‌خرید که مناسب مادر است؛ حتی گرانتر! به این دلیل نه چندان عقلانی که چند هزار تومان در مقابل جبران زحمات مادر چیزی نیست. این اقدام متاثر از شور و عواطف است. اگرچه در مقابل این سوال که مگر می‌خواهی با اهدای این چند شاخه گل همه زحمات مادرت را جبران کنی؟ پاسخ قانع‌کننده‌ای نداشته باشی!

ده‌ها نوع عکس‌العمل می‌توان داشت که یک سر این طیف احساسات منهای عقلانیت تام است و یک سر آن عقلانیت منهای احساسات. ما معمولا بسته به سواد و وجهه اجتماعی‌مان کاری در وسط طیف انجام می‌دهیم. کاری که هم عاقلانه باشد و هم رنگ و بویی از عواطف و احساسات و تعصب داشته باشد.

این به آن معناست که شور و شعور بصورت مکمل مورد استفاده و عمل قرار می‌گیرد نه متضاد.

ما در هیچ تصمیمی شور و شعور را مستقل از هم یا در مقابل هم قرار نمی‌دهیم. بنابراین اینکه در هر کاری بگوییم "شور برت داشته باید به شعور برگردی"؛ و این دو را در مقابل هم فرض کنیم؛ غلط، اما متاسفانه رایج است.

بسیاری از بهم ریختگی‌های مبنایی فرهنگی ما که متاسفانه در نیم قرن اخیر شیوع فراوانی پیدا کرده است؛ همین تقابل ناچسب شور و شعور است. عقلانیت سود مادی فرض می‌شود و همه چیز حتی اخلاق را هم تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.

£

یک عقلانیت افراطی به ما می‌گوید امام حسین(ع) هزار و سیصد و اندی سال قبل حق طلبی کرد و کشته شد. بسیار خوب دیگر هر سال سالگرد گرفتن و نذری دادن و سینه زدن دیگر چیست؟

و یک شور خالی از عقلانیت هم به پابرهنه راه رفتن روی آتش یا قمه‌زنی و خونریزی و صورت به آسفالت مالی ـ سینه به زمین مالیدن ـ گل به سر و صورت مالیدن و ... می‌انجامد. این دو سر طیف البته در مقابل هم هستند؛ اما آنچه که مراجع بزرگوار شیعه از جمله حضرت امام و  مقام معظم رهبری به آن توصیه کرده و اهتمام دارند؛ گریه و عزاداری احساسی است. که شور است و مکمل آن شعور که ریشه‌یابی و آموختن علت قیام امام حسین (ع).

£

از سماع تصوف تا ریاضت مرتاضانه و حلقه عرفان انحرافی تا حتی حضور در کنسرت موسیقی! فرمولی تقریبا شبیه دارند که نتایجی هم تقریبا متناسب با آن بدست می‌آورند.

چرخیدن و تکرار بی‌انتهای یک کلمه بر اساس یک ریتم خاص، همراه با حرکاتی موزون در یک جمع همدل، اولا یک سرخوشی بسیار غرور آفرین و گاهی اعتیاد آور بدست می‌آورد و ثانیا قدرت فراوان روحی ایجاد می‌کند. این محدود به یک اندیشه خاصی هم نیست. گاهی در پس این حرکات، شمشیر و چاقو هم به بدنشان فرو می‌کنند از روی آتش هم راه می‌روند و آسیب زیادی هم نمی‌بینند.

این اعمال با هر نظریه و ایدئولوژی‌ای همین نتایج را می‌دهد. کسی خیال نکند این آثار محصول نزدیک شدن به خدا یا مقربین خداست!!

این  اعمال شور خالص خالی از عقلانیت است و مذموم؛ اگر چه لذت بخش و قدرت آور است. از طرفی اینکه قیام امام حسین (ع) را (در صورت قبول داشتن که جایی برای نقد عقلانی حتی ندارد) مربوط به صدها سال قبل بدانیم و زندگی مدرن را عاری از آن، این هم عقلانیت مادی خالی از احساسات است. شور وشعور زمانی قابل تحسین هستند که مکمل و عجین باشند؛ نه در مقابل هم.

£


دوشنبه 10 مهر 1396
05:12:21
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT