در باب انقلابی‌گری و افراط‌گرایی


اینکه مقام معظم رهبری می‌فرمایند به انقلابیون نگویید افراطی کلمه حقی است. اما اینکه منکر وجود افراط و افراطی‌گری بشویم سخنی ناحق است که جامعه را به طرف تندروی سوق می‌دهد.


شهید مطهری می‌فرماید: در هیچ نقطه تاریخ، اسلام ضربه نخورد؛ مگر از افراط یا تفریط. اگر منکر تندروی و افراطی‌گری بشویم؛ عمل خوارج را چگونه و با کدام مقیاس ارزیابی می‌کنیم؟

افراطی‌گری نه تنها وجود دارد با حداقل استعدادش هست؛ بلکه خطر بزرگی است که غفلت از آن موجب انحراف انقلاب می‌شود. بنابراین انکار مفهوم تندروی چون مصادیق آن را پنهان می‌کند؛ قابل تامل است.

£

گفته می‌شود فاستبقوا بالخیرات! عمل یا خیر است یا شر است.اگر شر است که کندروی در آن هم غلط است و اگر خیر است می‌فرماید در عمل خیر از هم سبقت بگیرید. هر چه تند بروید؛ بلا‌مانع است.

این استدلال که ظاهر قشنگی دارد؛ بی‌بنیان است. «در کار خیر از هم سبقت بگیرید» یک بحث است؛ از ارزش‌ها سبقت گرفتن بحث دیگری است. این دومی عین تندروی و افراط‌گرایی است.

کمک به دیگران عمل خیر است؛ اما اگر همه درآمدت را به دیگران ببخشی و خود و خانواده‌ات گرسنه بمانید؛ تندروی نیست؟

جهاد علیه کافر خیر است. آیا کشتن کافر اسیر یا شکنجه‌اش هم خیر است؟ مجازات زانی اگر شلاق است؛ آیا اعدام او سبقت در خیرات است؟

متاسفانه اینگونه استدلال‌هاست که باعث می‌شود بعضی از ما برای مقابله با مخالفین دست به هر اقدام خلاف شرعی بزنیم و بگوئیم علیکم بالنتیجه!! همین که به نتیجه برسیم؛ کافی است و راهش مهم نیست. البته که نتیجه حقیقی و اسلامی هم بدون تعریف روش صحیح؛ دست یافتنی نیست.

£

گفته می‌شود منظور از مقتصد که در قرآن فراوان آمده است؛ میانه‌روی نیست. مقتصد از ریشه قصد و هدف است. مقتصد کسی است که اعمالش را با قصد و نیت و عقلانیت انجام می‌دهد.

اگرچه معنای اصطلاحی مقتصد هم میانه‌روی است و همه مفسران آن را به این معنا گرفته‌اند؛ اما حتی اگر معنای ریشه‌ای قصد را هم از آن قصد کنیم؛ نتیجه فرقی نمی‌کند. کاری که با قصد و هدف و عقلانیت و برنامه پیش می‌رود؛ هرگز دچار تندروی و کندروی نمی‌گردد.

«وعلی الـله قصد السبیل و منها جائر ولوشاء لهداکم اجمعین (9 نحل)»

«نمودن راه راست بر عهده خداست و برخی از آن راه‌ها کژ است. و اگر خدا می‌خواست مسلما همه شما را هدایت می‌کرد».

در این آیه شریف قصد در مقابل جائر آمده است. جائر فاصله بین دو نقطه را از طریق انحراف می‌پیماید. یا راست یا چپ یا افراط یا تفریط.

«وا قصد فی مشیک و اغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر» (19 لقمان) در راه رفتن خود میانه‌رو باش و صدایت را آهسته ساز که بدترین آوازها بانگ خران است.

قرآن مشی و روش راه رفتن را می‌فرماید که باید میانه‌روی باشد. وقتی می‌فرماید صدایت را آهسته ساز یعنی صدا از میزان متعادلی بیشتر است و تند و افراطی است که لازم است آهسته‌تر شود.

آیا اینجا می‌توان قصد در راه رفتن را هدف‌دار بودن معنا کرد؟ تقریبا هیچکدام از مفسرین و مترجمین چنین معنا نکردند.

در آیه 18 به پیامبر اکرم می‌فرماید «از مردمان رخ برمتاب. و در زمین به تکبر راه مرو که خدا هیچ خودپسند مغروری را دوست ندارد» در آیه 19 می‌فرماید میانه‌رو باش یعنی نه با تکبر راه برو نه ذلیل باش نه تند نه کند. نه افراط نه تفریط.

 در آیه 66 سوره مائده گروهی از اهل کتاب هستند که حتی به تورات و انجیل هم عمل نمی‌کنند یعنی از کتاب خودشان جلوتر یا عقب‌تر هستند. قرآن می‌فرماید از میان آنان گروهی میانه‌رو امة مقتصده» و گروهی بسیار بدرفتار می‌کنند (ساء مایعملون) یعنی امت مقتصد در مقابل گروهی قرار می‌گیرند که بد عمل می‌کنند (یا افراط یا تفریط)

در آیه 32 سوره لقمان قرآن به گروهی مقتصد می‌گوید که میانه‌رو هستند و در هر حال، چه سختی و چه نجات، آیات الهی را انکار نمی‌کنند. در مقابل کسانی هستند که در برابر امواج کوه‌آسا اعتقادشان را برای خدا خالص می‌کنند؛ اما وقتی نجات پیدا کردند؛ ناسپاسی می‌کنند.

در آیه 32 سوره فاطر از قضا خداوند مقتصد را در کنار سابق بالخیرات معنی می‌کند می‌فرماید: «ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات‌...»

«سپس این کتاب را به بندگان خود که برگزیده بودیم به میراث دادیم پس برخی از آنان بر خود ستمکارند و برخی از ایشان میانه‌رو و برخی از آنان در کارهای نیک به فرمان خدا پیشگامند و این خود توفیق بزرگ است».

در واقع انسان‌ها را قرآن به سه دسته تقسیم کرده است. اول کسانی که بر خود ستمکارند. دوم کسانی که میانه‌رو هستند سوم افرادی که در کارهای نیک پیشگام هستند. (افرادی که انقلابی هستند). اینجا پیشگام بودن در کار نیک به معنای خروج از میانه‌‌روی و یا خروج از ارزش‌ها و متضاد با میانه‌روی نیست؛ بلکه شکل متکامل‌تر آن است. پیشگام در خیرات هرگز تندرو و افراط‌گر نیست.

£

در قرآن کریم و احادیث از کلمه وسط به معنای خردورزی و اعتدال استفاده شده است.

در آیه 143 بقره می‌فرماید که بدین‌گونه شما را «امت وسط» قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید.

در سوره القلم آیه 28 آنجا که گروهی باغدار می‌خواستند صبح زود میوه‌ها را بچینند که به فقرا چیزی ندهند و صبح دیدند که باغشان نابود شد؛ متاسف شدند آنجا قرآن می‌فرماید: «قال اوسطهم اَلَم اَقُل لکُم لولا تسبحون» خردمندترینشان گفت: آیا به شما نگفتم چرا خدا را به پاکی نمی‌ستایید؟

همه مفسران، اوسط را در اینجا عاقلترین گرفتند.

£

آیات و مستندات در نکوهش تندروی بسیار است و امروز ما پا به پا و گاهی بیشتر از خسارتی که از نشستگان و تفریطی‌ها می‌بینیم از تندروان افراطی ملاحظه می‌کنیم.

مقام معظم رهبری فرمودند به انقلابیون، تندرو و افراطی نگویید. اما آیا ایشان مثلا حمله به سفارت عربستان را انقلابیگری می‌دانند؟ آیا ایشان شلیک به مرحوم هاشمی را در نماز جمعه و ترور سعید حجاریان را انقلابی‌گری می‌دانند یا افراط‌گری و تندروی؟

توهین‌کنندگان به رئیس مجلس و برهم زنندگان مجالس قانونی را انقلابی می‌دانند؟

£

افراطی‌گری مصداق عینی بیرونی دارد. و واقعا هم قابل حمایت نیست. پنهان کردن تندروی هم کمکی به اسلام و نظام نمی‌کند. تندروی انقلابی‌گری نیست. بدبینی و نارضایتی که ایجاد می‌کند از منافع احتمالی حداقلی‌اش بیشتر است. مفهوم تندروی را پشت انقلابی‌گری پنهان نکنیم. تندروی روزی دامن حامیانش را خواهد گرفت انقلابی بودن و ماندن مقدس است؛ اما با تندروی مطابقت ندارد. هر دو وجود دارند؛ اما ارتباطی به هم ندارند.

£

 


يكشنبه 19 شهريور 1396
04:47:47
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT