بازپرس، روزنامه‌ پراهمیت سال‌های دور قزوین


عارفه نژادبهرام


روزنامه بازپرس در سال 1304 ش. در شهر قزوین انتشار یافته و ظاهراً تا سال 1317 ش. منتشر می‌شده است. سیدجعفر ادیب‌مجابی، مدیر مسئول این روزنامه، که به فخرالمتکلّمین معروف بود فرزند ارشد حاج سید رحمت‌‌ا... بن حاج سید غلامحسین است.

سردودمان خاندان مجابی (که به «چهل‌پسران» نیز معروف هستند) حاج سید اسماعیل شیرازی بوده که نسبش را به امام موسی‌بن جعفر می‌رسانند. به این ترتیب اصل این خاندان به سادات شیرازی بر می‌گردد. سید‌اسماعیل شیرازی بیش از چهل فرزند داشت که بیشتر آنها در کسوت روحانیت قرار داشتند و به کار وعظ و خطابه می‌پرداختند. در آغاز دوران محمدشاه سه تن از فرزندان او راهی قزوین می‌شوند. سیدجعفر ادیب‌مجابی اخلاق و مقدمات علوم را نزد پدر، تحصیلات ابتدایی خود را در قزوین محضر شادروان آخوند ملاهادی عاشوری (از دانشمندان معاصر) فراگرفت. علم کلام را نیز در مدت توقف حاج سید یحیی واعظ یزدی در قزوین، نزد او آموخت.

‌او علاوه بر خدمات دولتی، به وعظ و منبر رفتن نیز می‌پرداخته است. ادیب‌مجابی ظاهراً اجازه نقل حدیث نیز داشته‌ است.

‌شهاب‌الدین نجفی مرعشی این اجازه را صادر کرده بود. وی در ابتدای تحصیل، مدت دو سال با فیلسوف قزوینی، سید ابوالحسن رفیعی، هم‌مباحثه و هم‌حجره بوده است. او در کنار روزنامه‌نگاری سال‌ها منبر نیز می‌رفته و به گفته فرزندش هیچ‌گاه وجهی بابت آن دریافت نکرده است. سال‌های متمادی در روز یکشنبه هر هفته در خانه وی جلسات روضه‌خوانی برگزار می‌شده است.

ادیب‌مجابی در سال 1341 از اعضای انجمن شهر قزوین بوده است.

‌وی از سال 1318 تا 1320 در اداره قماش تهران مشغول به کار بوده است که پس از وقایع شهریور 1320 و انقراض حکومت قاجار از آن کناره گرفته و از سال 1321 در اداره قند و شکر قزوین، در سمت‌های مختلف انجام وظیفه می‌کرده است.

صمدیها درباره کتابخانه شخصی وی می‌گوید: «کتب فقه و حدیث و رجال عصر خود را فراهم نموده و چون در عصر رضاشاه پهلوی وضع چاپ و تهیه کتب مشکل بوده و اغلب کتب به صورت چاپ سنگی تهیه می‌گردید، حدود 80 ـ 90 جلد کتاب مختلف ... برای خود فراهم نموده بود.»

ادیب‌مجابی که شعر هم می سرود، کتابی نیز دارد با عنوان «وقایع‌الایام و اللیالی» که به کوشش فرزند ایشان، سید محمدباقر ادیب‌مجابی، با نام با گذشت روزگاران؛ وقایع‌الایام و اللیالی در انتشارات ادیب قزوین در دو جلد به چاپ رسیده است. او در این کتاب وقایع تاریخی را بر حسب روز، ماه و سال مرتب کرده و هر واقعه را با قید شماره جلد، صفحه و عنوان مرجعی که استفاده کرده، مستند نموده است. به علت بیماری‌اش در اواخر عمر، چاپ کتاب به پس از مرگ او موکول شده است.

فرزند او می‌گوید برای چاپ این کتاب قطور و مفصل در حدود سال‌های 43ـ42 نیاز به 44 هزار تومان پول بود. سیدجعفر ابتدا تصمیم می‌گیرد قالی خانه‌اش را بفروشد و سپس به فروش تمام کتاب‌هایش می‌اندیشد که روی کتاب‌ها 5 هزار تومان قیمت می‌گذارند. منتها هیچ کدام کفاف پول مورد نیاز جهت چاپ کتاب را نمی‌دهد. به همین سبب این مجموعه همین‌طور باقی می‌ماند و فرزند وی، محمدباقر، سال‌ها بعد با کمک وام ، جلد اول را در سال 1384 و جلد دوم را در سال 1393 چاپ می‌کند.

انتشار بازپرس منظم نبوده و گاهی به تعویق می‌افتاده است. انتشار آن تا سال 1313 بی‌وقفه ادامه داشته است. در این سال ادیب‌مجابی به تهران سفر و تا سال‌ها در آنجا زندگی کرده است. ظاهراً در همین سال‌ها چاپ روزنامه به تعویق می‌افتاده است. آزادفر نوشته است که «سردبیری روزنامه را آقای مسیح وارسته به عهده داشته است. وی نویسنده و نیز کارمند اداره قماش قزوین بوده است.»

این روزنامه در قطع بزرگ چهارصفحه‌ای در ابعاد 40 در 25 سانتی‌متر  و گاه در شش صفحه انتشار می‌یافت. روزنامه اغلب با کاغذ کاهی چاپ می‌شده است؛ ولی در شماره‌های مخصوص از کاغذ سفید استفاده شده است.

قیمت تک‌فروش و سالیانه آن نیز در طول سال‌های چاپ متغیر بوده است. در سال اول اشتراک سالیانه 40 قران و قیمت تک‌شماره 8 شاهی بوده است. در سال نهم قیمت سالیانه 60 ریال و شش‌ماهه 30 ریال و تکشماره نیم ریال بوده است.

چاپ آن در قزوین و تهران در مطبعه‌های «رعد»، «اطلاعات»، «برادران باقرزاده» و «اتحاد» صورت می‌گرفته است. محل اداره این روزنامه «دکاکین امجدیه، جنب مطبعۀ ملی قزوین» است. مطالب روزنامه اغلب در دو ستون یا سه ستون عمودی و گاه به صورت ستون‌های افقی و عمودی کوچک‌تر می‌آمده است.

این روزنامه با درج مقالات تند و آتشین اعیان و سرمایه‌داران قزوین را به آبادانی شهر تشویق می‌کرده است. نوشته‌های فراوانی درباره بی‌آبی شهر و مشکلات کشاورزی منطقه و خدمات شهری داشته است. همچنین سلسله مقالاتی درباره سابقه تاریخی و آثار باستانی شهر در آن چاپ می‌شده است. خلاصه‌ای از اخبار منطقه‌ای، کشوری و خارجی  نیز در صفحات داخلی درج می‌شده و پس از برقراری ثبت عمومی در شهر قزوین، اکثر صفحات سوم و چهارم مخصوص آگهی‌های ثبتی شد.

به گفته فرزند مدیر مسئول بازپرس مردم بسیار به ادیب‌مجابی رجوع و برای حل مشکلاتشان از او کمک می‌خواستند. عموماً هم او با درج مقاله‌ای در روزنامه، گره از مشکلات آن‌ها می‌گشود. یکی از این موارد، «عریضه‌ای سرگشاده» است برای تشکیل کلاس دهم در قزوین، از سوی مردم که در شماره 859 روزنامه مورخه 22 دی ماه 1310 ش. چاپ شده است. از آنجا که این روزنامه و مدیر آن روش و جهت‌گیری مذهبی داشته است، در بین اقشار مختلف مردم محبوب بوده است. «فضای سیاسی و اجتماعی آن روز قزوین ایجاب می‌کرده است که در بیداری هر چه بیشتر مردم قدم‌های سازنده‌ای برداشته شود و در این سازندگی، روزنامه بازپرس تا آنجا که امکان داشته است؛ جوابگوی مردم بوده و به همین مناسبت «بازپرس» نام‌گذاری شده است.»

 نکته جالبی که در بسیاری از شماره‌ها وجود دارد، این است که این روزنامه درست در سال‌های انتخاب نام خانوادگی منتشر می‌شده است؛ به همین دلیل بعضی از افراد، در قزوین و دیگر شهرها، پس از انتخاب نام فامیلی خود، آن را در روزنامه آگهی می‌کردند تا دیگران از انتخاب آن خودداری کنند. از حدود سال ششم عنوان «روزنامه ملی» در بالای نام روزنامه به چاپ رسیده است.

گلریز سال تعطیلی روزنامه را 1315 می‌داند: «در این سال چون کارهای اداری مجال رسیدگی به کارهای روزنامه را نمی‌داد؛ لهذا تعطیل گردید.» گلریز در پاورقی مینودر از «رشته الفت و دوستی مستحکمش» با ادیب‌مجابی می‌گوید و اینکه با  وی در خرداد 1344 ش. ملاقات کرده و او در این تاریخ به سبب بیماری برونشیت دیگر فعالیتی نداشته است. وی دو سال آخر عمر را بیمار و با تنگی نفس سر می‌کرده و در تاریخ سوم تیرماه 1345 ش. در 73 سالگی درگذشته است.

 

منابع:

 ـ آزادفر، احمد، «تاریخ روزنامه‌نگاری در قزوین»، پایان‌نامه مقطع کارشناسی‌ارشد رشته تاریخ، تهران: دانشگاه تهران، 1357، ص 44 ـ 47.

ـ ادیب‌مجابی، جعفر، با گذشت روزگاران؛ وقایع‌الایام و ‌اللیالی، قزوین: ادیب قزوین،1382‌، ج 1، صفحات مقدمه.

بازپرس، سال اول تا ششم (1304 تا 1309)

ـ حمیدی، محمدرضا، تاریخ مطبوعات قزوین، قزوین: طه، 1380، ص 111 تا 114ـ 121 تا 124.

ـ دبیرسیاقی، محمد و ابراهیم صفاری، تاریخچه فرهنگ و مدارس سرزمین قزوین بر مبنای تعلیمات نوین، قزوین: حدیث امروز، 1380، ج 1، ص 92 تا 97.

ـ صدر هاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، 1363، ج 2، ص4.

ـ صمدیها قزوینی، رضا،  فرزانگان علم و سخن قزوین، قزوین: بحرالعلوم، 1379، ص 23 تا 26.

ـ گفت‌وگو با فرزند سیدجعفر ادیب‌مجابی، محمدباقر ادیب‌مجابی.

ـ گلریز، محمدعلی، مینودر؛ باب‌الجنه قزوین، قزوین: طه، 1382، ج 2، ص686.

ـ ورجاوند، پرویز، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، تهران: نی، 1370، ج 3، ص 1908 تا 1910 ـ 2002ـ 2004.

 


يكشنبه 19 شهريور 1396
04:22:33
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT