کاش رجایی قزوینی نبود!


حسن شکیب‌زاده


کاش رجایی دستفروش نبود. کاش رجایی پابرهنه نبود. کاش رجایی فقط 28 روز رییس‌جمهور نبود. کاش رجایی در سازمان ملل پایش را برهنه نمی‌کرد که آثار شکنجه‌های رژیم ستم‌شاهی را نشان دهد. کاش رجایی با وزیرانش به وقت اذان و بر روی زمین با زیرانداز روزنامه، نمازش را اول وقت نمی‌خواند. کاش رجایی فرصت می‌کرد و حداقل یک بار به حج ابراهیمی می‌رفت. کاش رجایی به جای به نماز نگویید کار دارم می‌گفت به کار بگویید نماز ندارم. کاش رجایی بود و تنها رازدار زندگی‌اش در آپارتمان و با حقوق کارمندی زندگی نمی‌کرد. کاش رجایی که تنها رییس‌جمهور شهید جهان است؛ قزوینی که نه، ایرانی نبود!

این کاش‌ها و هزاران کاش دیگر در ذهن من و هزاران انسان سرزمین من است. انسان‌هایی که هنوز هم باور ندارند که در شهر رجایی یک خیابان به نام او نیست؛ اما حج و فلسطین و شهرداری و حکم‌آباد و ... خیابان دارند.

امروز که در آستانه‌ی سالروز شهادت رییس‌جمهور مکتبی‌مان، معلم شهید رجایی هستیم، درست 35 سال از انفجار بغض استکبار در دفتر مردمی ریاست جمهوری می‌گذرد. انفجاری که گوش جهانیان را کر کرد و گوش ما را پر!

امروز من مانده‌ام که ما را چه می‌شود که حتی در دولت تدبیر و امید هم حرفی از رجایی نیست. اگر چه در دولت پیشین نام او به بیراهه رفته بود، اما بر ما و دولت کنونی بود که نامداری او را در سال‌های اخیر به رخ ناباوران بی‌حد و حصرش بنمایاند.

به راستی اگر رجایی شهروند ایرانی نبود و این حادثه‌ی تلخ در کشورهای بیگانه می‌افتاد، یاد و نام رییس‌جمهورشان که جانش را برای دین، کشور و مردمش در طبق اخلاص نهاده است؛ چگونه ماندگار می‌شد؟

جهان را بگذریم، اگر رجایی در قزوین نبود امروز شاهد چه روزگارانی برایش بودیم؟ رجایی شخصیت ارزشمند و نامداری بود که نامداری‌اش از اتکای مستمرش بر اسلام و دستورات اللهی بود. راست قامتی که دغدغه‌اش مردم بود و اسلام و شاید یکی از دلایل مغفول ماندنش هم همین باشد. شهید رجایی 35 سال است که گفته است: «به کسی تکلیف نمی‌کنم؛ ولی گمان می‌کنم اگر تمام جریان زندگی مرا به صورت کتاب درآورند برای دانش‌آموزان مفید باشد.» اما نمی‌دانم این اهل فرهنگ بخصوص وزارتخانه عریض و طویل آموزش و پرورش چه می‌کند؟ مگر اجابت کردن این تکلیف چقدر سرمایه می‌خواهد. کافی بود آموزش و پرورش یک فراخوان می‌داد و در کنار پول‌های مختلفی که به بهانه‌های گوناگون از دانش‌آموزان در سراسر کشور دریافت می‌کند، از همین دانش‌آموزان می‌خواستند که هر نفر هزار تومان آن هم امروز بدهند تا این تکلیف از روی دوش بلاتکلیفان فرهنگ و هنر سرزمین رجایی برداشته شود!

در روزگارانی که برای هر بهانه‌ی کوچکی میلیون‌ها و بلکه میلیاردها تومان خرج می‌شود تا مردم فراموش کنند که باید فرهنگی در این دیار وجود داشته باشد، هزینه کردن برای ترویج فرهنگ و سیره‌ی رییس‌جمهوری که برای حفظ استقلال و نهادینه ساختن اسلام، آگاهانه از خود و هستی‌اش گذشت، کار بزرگی نکرده‌ایم.

در ایران که نه، در همین استان شهید رجایی هم اگر مسئولین بخواهند و به حداقل‌ها و از روی رفع تکلیف‌ها عمل نکنند، برای نسل جوان امروز و فرداهایمان می‌توان بخوبی رجایی و امثال او را معرفی کرد تا با گسترش سیره‌ی آنان، تشخیص سره از ناسره را پیش رویشان قرار داد.

امروزه صدا و سیما که می‌تواند بهترین و ارزشی‌ترین برنامه‌ها را در این جهت، تولید و عرضه نماید؛ متاسفانه به سراغ برنامه‌هایی می‌رود که نه تنها هیچ تاثیر مثبتی در روند زندگی مردم ندارد؛ بلکه باعث پس رفت و درجازدن آنان نیز می‌شود.

اگر چه آب رفته به جوی بر‌نمی‌گردد، اما بیایید از هم‌اکنون قدری هم به فکر آیندگان و فرهنگ این سرزمین باشیم و فراموش نکنیم که همین امروز هم انبوهی از جوانان و نوجوانان ما، نه تنها با رجایی و امثال او، که با اسلام هم بیگانه هستند و این نیست مگر عملکرد بی‌تدبیرانه و باری به هر جهت مسئولینی که قطعا روزی بایستی پاسخگوی اعمال خود باشند.


يكشنبه 5 شهريور 1396
03:34:04
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT