مظلومیت در عین قدرت


مظلومیت در عین قدرت، تعبیری است که مصادیق آن از امام تا شهید بهشتی و سپس رهبری و هاشمی تا روحانی ادامه داشته است.


عامل و ابزار ظلم، قدرت است. کسی که در یک حوزه مشخص قدرت نداشته باشد؛ توانایی ظلم هم ندارد؛ حتی اگر نیت آن را داشته باشد.

اما اینکه کسی در قدرت باشد؛ اما خود مورد ظلم واقع شود؛ نمونه‌های انگشت‌شماری از صدر اسلام تاکنون داشته است و این یکی از ویژگی‌های خاص یک نظام اسلامی است.

اگر کسی در راس قوه قضا باشد و یک نماینده مجلس از او بپرسد فلان حساب شخصی قضیه‌اش چیست و شب حکم بازداشتش صادر شود؛ لابد سازوکار قانونی‌اش فراهم بوده اما شهید بهشتی که در قدرت بود؛ شرایط سیاسی به گونه‌ای بود که رئیس قوه قضائیه در پادگان برای سخنرانی شرکت می‌کرد و علیه‌اش شعار می‌دادند. وسط خیابان شعار می‌دادند که:" بهشتی ـ بهشتی طالقانی را تو کشتی" و قاضی‌القضات کسی را به این عنوان دستگیر نکرد.

£

امام خمینی(ره) پس از شهادت شهید بهشتی یک جمله عمیقا دردناک فرمودند. ایشان فرمودند: آنچه که من راجع به ایشان متاثر هستم؛ "شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود".

جنس مظلومیت امام حسین(ع) مقاومت در برابر قدرت است. جنس مظلومیت امام حسن(ع) صلح در عین قدرت است. اما جنس مظلومیت علی(ع) مظلومیت در عین قدرت است.

و این مظلومیت ماهیتش سوزناک‌تر است و فهمیدنش نیازمند تامل و تعمق سنگین! تو قدرت داری که به مالک به سیاست اشاره کنی که سر معاویه را بیاورد؛ اما بنا به مصالحی نمی‌گویی ـ قدرت داری حکمیت را نپذیری، اما می‌پذیری. قدرت ظاهری داری که حَکَم را ابوموسی قرار ندهی، اما بنا به مصالحی می‌پذیری ...

£

مظلومیت امام خمینی هم از همین نوع است. در قدرت است عکسش را در قم پاره می‌کنند و می‌فرماید مقابله به مثل نکنید و اگر عکس را پاره کردند؛ کلمه‌ای حرف نزنید. در قدرت است؛ اما چنان مقید به رای مردم که خودش به بنی‌صدر رای نمی‌دهد؛ اما اجازه نمی‌دهد اطرافیانش این رای را به مردم تحمیل کنند. مردم به بنی‌صدر رای می‌دهند و ایشان تمکین می‌کند.

در مجلس به طعنه می‌گویند: امام اگر نمی‌خواهد مخالف نظرش عمل شود؛ پوزه‌بند برای عده‌ای از نمایندگان تهیه کنند. پاسداران آن نماینده از حفاظت او استنکاف می‌کنند و حضرت امام به تندی پیغام می‌دهند که سپاه در مسائل سیاسی دخالت نکند و دستور می‌دهند که کسی حق کوچکترین تعرض به آن نماینده ندارد. این یعنی مظلومیت در عین قدرت.

اساسا علی‌الظاهر نمی‌شود حکومت ماهیت اسلامی داشته باشد؛ اما از عنصر مظلومیت در قدرت تهی ‌باشد.

شهید بهشتی بارزترین نمونه مظلومیت در عین قدرت بود که پس از شهادتش پرده‌ها کنار رفت و بسیاری عمق مظلومیت آن شهید را ملاحظه کردند.

£

مقام معظم رهبری هم چنین وضعیتی را دارند. کسانی که ادعای طرفداری انحصاری از ولایت را دارند؛ در مجلس شورای اسلامی در قضیه تصویب برجام روی تابلو نوشتند که مردم بدانند مجلس به برجام رای نداد و جلسه سه نفره آقایان گلپایگانی (رئیس دفتر مقام معظم رهبری و لاریجانی و نماینده دولت) پشت درهای بسته آن را تصویب کردند.

آن کسانی که بیشترین حمایت را به خاطر شرایط خاص از رهبری دریافت کردند؛ نانجیبانه اول که قهر کردند؛ بعد هم در انتخابات اخیر آن افتضاح نامنویسی علیرغم توصیه رهبری را انجام دادند.

بیشترین کار اقتصادی و عمرانی در عین پاکدامنی در دولتی اتفاق افتاد که بیشتر، شعار سیاسی و آزادی‌های مدنی داشت و کمتر ادعای اقتصادی و عمرانی. این را مقایسه آماری عملکردها می‌گوید.

در حالی که رئیس آن دولت در زمان قدرت هر 9 روز یک بحران بزرگ برایش می‌آفریدند و پس از آن هم ممنوع‌التصویر و تشییع و خروج و غیره شد.

مرحوم هاشمی تا روز آخر در مسند قدرت بود؛ اما آن بی‌حرمتی‌ها را علیه خودش و خانواده‌اش کردند و هنوز هم پس از مرگش می‌گویند و از خدا هم نمی‌ترسند. این یعنی تجلی مظلومیت در قدرت.

£

اکنون اما دولتی قدرت را در دست دارد که میراث‌دار افتضاحات نجومی و بی‌سابقه اختلاس است. خرابی‌ها و فسادی که از ثروتمندترین دولت تاریخ این مملکت به جا مانده ؛ خود نیازمند سال‌ها تلاش شبانه‌روزی همه جانبه است.

درآمد دولت، خوان یغمایی بود که هرکس تکه‌ای از آن را به سویی برد. مصوبات بودجه‌ای مجلس اکثرا منحرف از قانون، هزینه شد و مثل پول‌هایی که هنوز هم معلوم نشد دردوران تصدی آن فرد در شهرداری تهران به کجا رفت؛ کسی نمی‌داند که پول‌های دولت به کجا رفته است.

دولت به حال خود رها بود. واردات و قاچاق فرصت نفس کشیدن به تولید نمی‌داد. بیکاری و رکود و ورشکستگی صنعت و کشاورزی آغاز شد و تورم تا 42 درصد پیش رفت ...

 

دولت یازدهم این خرابی‌های وسیع و عمیق را جمع‌آوری کرد. رشد اقتصادی منفی‌ 4 را به رشد اقتصادی 7 درصد رساند. تورم را برای اولین بار پس از سال‌ها تک رقمی کرد. برای اولین بار تراز تجاری کشور مثبت شد؛ یعنی صادرات بر واردات پیشی گرفت و از همه مهم‌تر اینکه سایه جنگ را از سر مردم مملکت دور کرد. بدون استثناء همه کشورهایی که ذیل بند 7 شورای امنیت قرار گرفتند با جنگ متحدانه همه قدرت‌های جهان مواجه شدند و ایران با مذاکرات فنی و شبانه‌روزی با نظارت موشکافانه شخص مقام معظم رهبری و تصویب مجلس شورای اسلامی به  توافق برجام دست یافت که هم سایه شوم جنگ را از سرمان برداشت . هم اتحاد قانونی آمریکا و قدرتهای جهانی را علیه ایران به هم زد. و هم تحریم‌ها را تعدیل و فروش نفت را امکان‌پذیر کرد.

مملکت در سقوط حتمی با خط و مشی دولت قبلی؛ با روش‌های خردمندانه این دولت نجات پیدا کرد. خرده قدرت‌های داخلی  نه تنها تشکر نمی‌کنند؛ بلکه هر مشکلی هر جای دنیا به وجود بیاید یقه دولت را می‌گیرند که مگر نگفتی برجام معجزه می‌کند؟ پس چرا دولت جدید آمریکا فلان افراد و اشخاص را دوباره تحریم کرد؟ آمریکا اگر بد عهدی می‌کند؛ دولت ایران باید به قدرت‌های داخلی جواب پس بدهد.

مگر این دولت یا برجام تعهد داده است که ماهیت آمریکا را عوض کند؟ آمریکا خوی استکباری دارد با برجام  در این جبهه متوقفش کردیم؛  اما دولت استکباری تا بتواند بی‌عهدی می‌کند؛ چون دنیا مرعوب قدرت اوست؛ گردنکشی می‌کند و از جای دیگر تجاوز می‌کند.

در زمان جنگ فرماندهان مظلوم ما در یک جبهه حمله می‌کردند بخشی از خاک کشور را پاکسازی می‌کردند. صدام از یک نقطه دیگر حمله می‌کرد و به یک تکه دیگر از میهنمان تجاوز می‌کرد. عده‌ای از قاعدین به جای اینکه به صدام بگویند چرا تجاوز می‌کنی به رزمندگان می‌گفتند خوب چه فایده؟ این تکه را گرفتید آن تکه را پس دادید.

مثل اینکه اگر رزمندگان دفاع را متوقف می‌کردند؛ صدام دیگر تجاوز نمی‌کرد یا یک حمله محدود در یک حوزه باید صدام را از تجاوزگری پشیمان می‌کرد. یا مدافعان کشور مسئول تجاوز صدام بودند!

£

دولت از یک طرف باید به آمریکا بگوید که تقریبا هیچ انجام نداده‌اید؛ که بهره حداکثری از این توافق عاید ملت بشود؛ از این طرف هم باید پاسخ روزنامه‌ها و قدرت‌های مخالف داخلی را بدهد که خودت گفتی تقریبا هیچ عایدمان نشده است.

مظلومیت دولت در این خلاصه می‌شود که هم باید با قدرت جهانی (محیطی) مبارزه کند و هم با قدرت‌های درونی (داخلی) اگر دولت صداوسیما را داشت و روزنامه‌ها جرات نمی‌کردند یک کلمه علیه‌اش بنویسند وگرنه با توقیف و برخورد مواجه می‌شدند؛ این دولت دولت مظلوم در عین قدرت نبود.

£

از قضا این مظلومیت در عین قدرت همیشه دو دستاورد کلان حتمی دارد. یکی اینکه حمایت مردم همیشه از قهرمان مظلوم است نه قهرمانی که صداوسیمای رسمی معرفی می‌کند. دوم اینکه مظلومیت در عین قدرت، باعث نظارت حداکثری و جلوگیری از فساد می‌شود.

در تاریخ این انقلاب دولت‌ها و شخصیت‌های مقتدر اما مظلوم همواره مورد حمایت حداکثری مردم بودند و از سوی دیگر پاک‌ترین دولت‌ها دولت‌هایی بودند که رسانه‌ها بی‌رحمانه و حتی گاهی ظالمانه آنان را مورد نقد و انتقاد قرار می‌دادند. در این باره بیشتر بحث خواهیم کرد.

£


شنبه 2 ارديبهشت 1396
04:06:52
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT