جمنا؛ جمع ناجمع


اصول‌گرایان با شناخت به موقع شرایط‌شان از مدت‌ها قبل دانستند که در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم با پدیده بی‌سابقه تفرقه و تشتت مواجه می‌شوند.


رشد غیرطبیعی بعضی از نیروها و ادعای توانایی هر کاری که منبعث از نوعی اعتماد به نفس دروغین بوده که در دوران 8 ساله احمدی‌نژاد به وفور ایجاد شده است و بعضی دلایل مهم دیگر که در پایان این مقاله ذکر خواهم کرد؛ همگی دلایل روشنی بود که عقلای اصول‌گرایان به صرافت دریافتند که باید کاری کنند تا از شکست سنگین جلوگیری کرده؛ نتیجه اگر پیروزی اصول‌گرایان نمی‌شود؛ لااقل شکستی آبرومندانه به دست آید که از پس آن نیروهای اصول‌گرا تفرقه و اختلاف بیش از این پیدا نکنند.

اهمیت این مساله از آنجایی ناشی می‌شود که اصول‌گرایان به دلایل ماهیتی همواره زمینه و امکان وحدت بیشتری داشته‌اند و اصلاح‌طلبان به علت نبودن در قدرت و شخص محور نبودن و تکیه بر خردورزی و تحلیل‌های فردی؛ با زمینه تفرقه بیشتری مواجه بودند.

£

اردوگاه اصول‌گرایان پر است از نیروهای سوخته‌ای که دوباره ـ ‌سه باره یا چهار باره در انتخابات ریاست جمهوری کاندید شده‌اند. نامزدی برای اولین بار می‌تواند فرد را در اندازه ریاست جمهوری تعریف کند؛ برای دفعات بعد اما رای نیاوردن دوباره و سه باره امید ریاست جمهوری را می‌سوزاند.

قالیباف ـ محسن رضایی ـ غرضی و ... از این دست نامزدها هستند.

از طرفی افراد باتجربه و پیشکسوتی در بین اصول‌گرایان هستند که توانایی اداره کردن کشور را دارند؛ مثل میرسلیم ـ حاجی بابایی ـ زاهدی. این در حالی است که مساله جوانگرایی و موجی که بین نسل سوم اصول‌گرایان ایجاد شده؛ افرادی را آماده مطرح شدن کرده است. مثل بذرپاش ـ نیک‌زاد و ...

جمنا در واقع مجموعه‌ای بود که از بالا به بزرگان اصول‌گرایی وصل است و برای نزدیک شدن به ماهیت دموکراسی بسیاری از افرادشاخص‌ بدنه اصول‌گرایان را دعوت کردند تا در یک ساختار تمرکزگرایی متکی به رای افراد(سانترالیزم دموکراتیک)جلوی تفرقه و تشتت را در آرای اصول‌گرایان بگیرند . اگر برنده شوند که آرمانی است و اگر هم ببازند لااقل آبرومندانه انتخابات را واگذار کنند.

£

جمنا با نادیده گرفتن احمدی‌نژاد که سهم زیادی برای خودش قایل بود؛ جمع کم تعداد او را تحریک کرد تا هرکس که دم دستشان هست را برای نام‌نویسی بفرستند؛ حتی خود احمدی‌‌نژاد را که با نهی رهبری رسوایی بزرگی برای آنها به وجود آورد.

قالیباف با اینکه معمولا خیلی درگیر مسائل سیاسی دولت‌ها نمی‌شود؛ در دو سه ماه اخیر به شدت بر طبل انتقاد کوبنده و تخریبی خود به دولت کوفت. او آشکارا با این کار خواست محوریت اصول‌گرایان را به دست بگیرد تا از افراد دیگر جمنا متمایز شود. اگرچه معمولا فقدان برنامه نامزدها را بسوی کوبیدن مقابل سوق میدهد. اما جمنا تمایل زیادی به او نشان نداد. اینگونه بود که اکثر افراد شاخص جمنا بدون توجه به میثاق‌نامه و غیره اعلام کردند که ثبت‌نام خواهند کرد و کردند.

£

با نقض غرضی که در جمنا به وجود آمد؛ بزرگان اصول‌گرایی بر آن شدند فرد کم حاشیه‌ای را مطرح کنند که فاصله‌اش با نیروهای متوسط رای‌شکن زیاد باشد تا بر این تفرقه لاجرم، چیره شوند. این بود که به فکر دعوت از حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی افتادند. رئیسی سیدی روحانی است که اخیرا از مقام معظم رهبری حکم تولیت آستان قدس رضوی را گرفته است. هم جوان است و هم در انقلاب پرسابقه؛ اگرچه سابقه اجرایی ندارد؛ اما این نقیصه برایشان مهم نیست چون احتمال رای آوری‌ا‌ش کم است؛ اگر هم رای آورد که معاون اولی شخصی مثل قالیباف مشکل را حل می‌کند.

در هر حال انتخاب رئیسی اگر باعث شود مدعیان ریز و درشت ریاست جمهوری اصولگرایان را به کنار رفتن قانع و از باخت بد جلوگیری کند؛‌ مقصود حاصل شده است.

£

رئیسی سرانجام آمد اما؛ اطلاعیه‌ مبنی بر برائت از جناح‌هایش‌؛ نه تنها مشکلی را حل نکرد؛ بلکه مشکلی بر مشکلات افزود. زیرا کسانی که رای و انگیزه جناحی دارند؛ چگونه به سود کسی کنار بروند که از آن‌ها اعلام برائت کرده است؟

از طرفی اگر رئیسی رای نیاورد ـ که بعید است بیاوردـ ؛ حکم مقام معظم رهبری و فرصت خدمتگزاری به امام رضا‌(ع) را زمین گذاشت و ثبت‌نام کرد. در حالی که نه تنها رای نیاورد؛ بلکه کمکی هم به وحدت اصول‌گرایان در قضیه انتخابات ریاست جمهوری نکرد؛ و سابقه یک شکست انتخاباتی را هم از خود بجای گذاشت.

£

اکنون هم رئیسی در صحنه است و هم همه کسانی که در جمنا قرار شد باشند و همه کسانی که قرار شد نباشند! و در این میان البته گروه احمدی‌نژاد هم قوز بالای قوز شده است.

این در شرایطی است که اگر محمد هاشمی ـ‌ جهانگیری ـ رهامی در کنار روحانی برای تنها نبودن او در مناظره‌ها آمدند؛ هر روز اعلام می‌کنند که درست است که آقای هاشمی رفسنجانی گفتند روحانی در دور دوم نامزد شود؛ اما نظرش این بود که جهانگیری و دیگران به کمک او بشتابند و تاکید همه جانبه این که آن‌ها نیامدند که بنای تفرقه را میان اصلاح‌طلبان بگذارند و همگی به نفع روحانی کنار خواهند رفت. یعنی نام هاشمی پس از مرگ هم محور وحدت اعتدالیون و اصلاح‌طلبان است.

£

کلام آخر اینکه اگر اصولگرایان در زمانی که قدرت اجرایی در دستشان بود؛ با سعه صدر و عدم خروج از مرز اخلاق سیاسی و  اسلامی با اصلاح‌طلبان تعامل می‌کردند و شکست خودشان را به حساب شکست اسلام نمی‌گذاشتند؛ و به جای توسل به رای و کلام و منطق متوسل به زور نمی‌شدند؛ امروز این تفرقه و تشتت بی‌سابقه دامنشان را نمی‌گرفت. وقتی باور خودت این نباشد که مخالف را به حق کنار گذاشتی؛ هر کس سهم خودش را از غنایم می‌‌طلبد و اختلاف و تفرقه سر بلند می‌‌کند.

 

 


چهارشنبه 30 فروردين 1396
04:17:55
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT