اقتصاد مقاومتی ـ تجزیه و ترکیب


جایگاه دولت‌ها در برنامه‌ریزی اقتصادی باید سه جنبه بزرگ نرم‌افزاری ـ سخت‌افزاری و بودجه‌بندی داشته باشد. صرف‌نظر از دیدگاه‌های مختلف سیاسی، دولت‌ها در ایران بدون توجه به جنبه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، تنها به وظیفه بودجه‌ریزی توجه کرده‌اند. این خود یک مساله مهم راهبردی است که از مهمترین دلایل عدم پیشرفت برنامه‌هاست.


مثلاً اگر تشخیص داده شود که مشکلات فرهنگی مملکت به خاطر عدم مطالعه کتاب توسط مردم است و سالی را به نام سال کتاب نامگذاری نمایند؛ دولت در بودجه‌ای که به مجلس ارائه می‌دهد؛ بودجه فرهنگ را مثلا ده درصد افزایش می‌دهد و آن را از فصل‌های دیگر کسر می‌کند بعد به دستگاه‌های اجرایی فرهنگی توصیه می‌کند که برای این مبلغ بودجه؛ برنامه پیشنهاد بدهند.

البته ممکن است برای ارائه لایحه بودجه به مجلس این توصیه از قبل اعمال شده باشد یا از سر جمع پیشنهاداتی که سال‌ها ارائه می‌شد و به دلیل کسری اعتبار تصویب نمی‌شد؛ در لایحه گنجانده ‌شود.

در مواقعی که بودجه به تصویب رسیده باشد و متممی هم در کار نباشد؛ دولت فصولی را که مجوز داشته باشد؛ جابجا می‌کند تا از اعتبار فرضاً راه بزند برای فرهنگ و کتاب.

متاسفانه، تقریبا این همه‌ی اقدامی است که دولت‌ها انجام می‌دهند. لذا بودجه فراوان برای کتاب تخصیص داده می‌شود؛ کتاب چاپ می‌شود کتابخانه هم حتی ساخته می‌شود اما تحقیقی علمی انجام نمی‌شود که علت کتاب نخواندن چیست و چگونه می‌توان با برنامه‌های نرم‌افزاری و ایجاد ساختارهای سخت‌افزاری، شرایط مطالعه کتاب را ایجاد کرد.

£

در مورد اقتصاد مقاومتی ـ اشتغال و تولید که نام سال جاری است و مقام معظم رهبری در پیام نوروزی‌شان فرمودند؛ دولت چه باید بکند؟ آیا تبلیغات برای شناسایی مساله و ایجاد مطالبه توسط مردم کافی به مقصود است؟ یا اینکه باید کار عملی هم انجام شود و این کار آیا فقط باید در بودجه‌بندی خلاصه ‌شود؟

آیا اگر دولت از مجموعه درآمدی که پیش‌بینی می‌کند؛ فرضا بیست درصد بودجه وزارت صنعت و معدن و تجارت را اضافه کند؛ مشکل حل می‌شود؟

متاسفانه بزرگترین مشکل تولید و اشتغال را نقدینگی یا سرمایه در گردش فرض کرده‌اند و ستادی به نام تسهیلات تولید تشکیل داده‌اند که بانک‌ها را موظف می‌کند در قالب فرمول‌هایی، تسهیلاتی را به شرکت‌ها بدهند که کارخانه نیمه تعطیل را دوباره سرپا کنند.

کارآفرینان در این جلسات شرکت می‌کنند. می‌گویند مشکل بیمه داریم. می‌شنوند اینکه قانون است؛ نمی‌شود کاری کرد. می‌گویند با اداره کار و قانون کار مساله داریم. می‌شنوند خوب قانون کار که باید اجرا شود. می‌گویند محصولی که من تولید می‌کنم ارزانترش، قاچاق وارد می‌شود؛ می‌گویند خوب آدرس بده مصادره می‌کنیم. می‌گویند آب و برق و تلفن و گاز و ... می‌گویند خیلی خوب، می‌گوییم قطع نکنند که بتوانید کار کنید بعدا پرداخت کنید. می‌گویند مالیات، می‌شنوند که توصیه می‌کنیم فعلا بدهی‌ها را اجرا نگذارند اما باید بهره‌اش را پرداخت ‌کنید!!

کارآفرین مستاصل می‌گوید: نقدینگی هم ندارم می‌گویند وثیقه داشته باشی و این شرایط مالی را هم داشته باشی به بانک معرفی می‌کنند و بانک می‌گوید این مبلغ وام می‌دهم؛ اما یارانه‌ای که دولت تقبل کرده را از خودت می‌گیریم؛ چون دولت خوش حساب نیست ممکن است پرداخت نکند. اگر دولت پرداخت کرد؛ خودتان دریافت کنید و اگر نکرد ما از شما دریافت می‌کنیم.

بعید می‌دانم که این وام‌ها که چنین با تردید و به زور مصوبه به بانک‌ها تحمیل می‌شود؛ برگردد و به روز وام‌های زودبازدهی دچار نشود که اگر هم قسمتی از آن برگشت به خاطر تورم چهل درصدی دولت قبل بود که نرخ بیست درصدی را هم توجیه می‌کرد؛ نه امروز که طبق اعلام دولت، تورم 9 درصد است؛ اما نرخ بهره بانکی توصیه‌ای مصوبه‌ای بعد از 6 ماه دوندگی 18 درصد. وقتی فشار توصیه و سفارش استاندار و وزیر زیاد بشود؛ بانک اگر نخواهد مقاومت کند؛ وثیقه را شل می‌گیرد یا برآورد وثیقه را بالا می‌زند. این پول برنمی‌گردد زیرا به ضرس قاطع می‌توان گفت هیچ تولیدی در شرایط فعلی سالانه 20 درصد سود ندارد که بتواند 18 درصد آن را به بانک پس بدهد. مگر شرکت‌هایی که بتوانند از چرخش این نقدینگی حداقل سه بار در سال استفاده کنند که تعدادشان اندک است.

دلیل آن این است که به اشتغال و تولید؛ برنامه‌ای نگاه نمی‌کنیم و فقط آن را در بودجه خلاصه می‌کنیم. برای رونق تولید، ضمن بودجه، برنامه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری هم لازم است.

در ایران متاسفانه هزینه نیروی انسانی یکی از بزرگترین معضلات تولید است. بخش عمده‌ای از هزینه‌های ثابت تولید مربوط به نیروی انسانی است. کارخانه‌ای که سال قبل با نصف ظرفیت و با بدهی عیدی و پاداش و حقوق اسفند سال را به اتمام رسانده است؛ با تورم 9 درصد چگونه 14 درصد حقوق کارگرش را افزایش بدهد؟

یک سر گروهبانی داشتیم وقتی مرخصی می‌خواستیم یک تومان می‌داد می‌گفت تا امضاء بشود برو یک ساندویچ و یک نوشابه برای من بخر بقیه‌اش را هم بیاور. قیمت نوشابه آن وقت یک تومان بود. ساندویچ و بقیه‌اش بماند.

حقوق کارگر باید اصلا زیر خط فقر نباشد؛ حرفی نیست؛ اما وقتی سال قبل اشتغال نداشتیم و تولید نداشتیم از کجا حقوقش را افزایش بدهیم؟ قیمت مواد اولیه هم که خارج از سبد 9 درصدی بانک مرکزی افزایش پیدا می‌کند. ما برای حفظ اشتغال موجود، لشکر بیکاران را هم. بنابراین یا هزینه از فروش بالا می‌زند یا اینکه قراردادها به صورت غیرقانونی و صد البته یک طرفه منعقد می‌شود.

دولت باید در افزایش حقوق‌ها نقشی هم به خودش بدهد مثل سال‌های قبل که گاهی بیمه را تقبل می‌کرد و گاهی حتی بخشی از حقوق را ...

توضیح ریز مشکلات تولید و اشتغال نه در اندازه این قلم است نه در این مجال می‌گنجد. اشاره به آن از این جهت است که دولت اگر واقعا می‌خواهد امسال را سال تولید و اشتغال واقعی کند؛ که می‌خواهد؛ باید وزرای مربوطه را که حاصلی جز همین که هست نداشته‌اند؛ تغییر دهد و افراد کار بلد آکادمیک جسور جایگزین کند که کار در ازای برنامه تحویل بدهند.

اوایل جهاد سازندگی، دانشجوی کشاورزی رفته بود روستا می‌گفت نمی‌دانم چرا من روزی یک زرع مثلا بیل می‌زنم و آن یکی دو زرع. باغبان گفت این بیل که تو گرفتی بیست کیلو وزنش است نیم کیلو خاک برمی‌دارد این بیل برای این کار نیست این بیل را بگیر که پنج کیلو است ده کیلو خاک بلند می‌کند.

نه این دولت و نه هیچ دولت دیگری نمی‌تواند وزارت خانه‌هایی که با توصیه وکیل و وزیر در طول این سالیان و ذره ذره به این بزرگی شده‌اند که خودش را هم نمی‌تواند بلند کند؛ سبک کند. دولت باید با بخش خصوصی برای حل مشکلاتش وارد مذاکره و قرارداد شود. از این بدنه فشل کاری برنمی‌آید.

مقام معظم رهبری قریب به مضمون صراحتا فرمودند «من آخرش متوجه نشدم چرا وزارت‌خانه‌های مهمی مثل بازرگانی و صنایع را دولت گذشته ادغام کرده است؛» اما متاسفانه این دولت هم هیچ اقدامی در جداسازی آن نکرده است و صدها کار بازرگانی و صنعتی و معدنی در راهروهای کمیته امور صنفی ـ اتاقی بازرگانی ـ سازمان صنعت و معدن و تجارت که هر کدام چندین ساختمان و صدها نیرو در اختیار دارند؛ چرخ می‌خورد.

£

دولت به جای تنها هدایت بودجه و حل میدانی مشکل تولید و اشتغال که شاید در شرایط بحرانی که در آن قرار داریم؛ آن هم لازم باشد؛ باید از برنامه‌ریزی کلان برای خروج از شرایطی که در آن قرار داریم؛ غافل نشود. معلوم نیست شرایط و فرصتی را که امروز برای این میزان کار داریم؛ بعدا هم داشته باشیم.

ما برای عقب نیفتادن از فوتبال دنیا سالانه میلیاردها دلار هزینه مشاور و مربی خارجی می‌کنیم. اقتصاد هم علم است؛ هم مهم است؛ چرا هزینه‌های تحقیقی و مشاوره‌ای برایش نکنیم؟

این بحث البته ادامه خواهد داشت ...

£


سه شنبه 15 فروردين 1396
04:23:09
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT