ترامپ، چهره واقعی آمریکا


اقدامات جنجالی و خودمحورانه و خودبینانه و مغرورانه ترامپ برای کسانی که از آمریکا تصویر درستی در ذهن دارند؛ عجیب نیست. اساسا ساختار لیبرال دموکراسی بر سود فردی و خودبینی استوار است. رویکرد اوباما به سر عقل آمدن سرمایه‌داری حتی نیست. اقدامی صبورانه و خودمدارانه بود که بر جایگزینی منفعت به جای ارزش‌های انسانی پوشش قابل قبول می‌کشید.


ترامپ اما  نه دیپلمات است و نه سیاست‌مدار؛ آنچه را که دیگران در لعاب شیرین قرار می‌دهند و چهار کلاس درس خوانده‌ها و کسانی که هدف زندگی را لذت می‌دانند؛ فریب می‌دهد- هر چند که آن لذت نصیب آنان نشده باشد- و جای آرمان را برایشان گرفته باشد؛شفاف میگوید. ترامپ مثل کهنه کاسبکاران آنچه را که می‌خواهد؛ روشن می‌گوید و باطل را در لباس حق نمی‌پوشاند.

£

مشکل لیبرال دموکراسی، تعریف آزادی برای رسیدن به اقتصاد سودمندتر نیست. مشکل لیبرال دموکراسی هدف گذاری غلط برای انسان است. فرق ایدئولوژیک، تفاوت مسافرت است به قصد انجام یک عمل ثمربخش( و در عین حال دلیلی ندارد که این سفر راحت و لذتبخش نباشد)و سفری که غایت آرمانش لذت است. بنابراین هر عملی در این چارچوب که بخواهد با لباس انسان دوستانه عمل ثمربخش را به حاشیه براند؛ فریب است. آگاهانه باشد؛ جنایت است و از جهل باشد؛ احمقانه است بقول برشت!

حقوق بشر و آزادی فردی و حتی رفع تبعیض نژادی توسط لینکلن وقتی در این مسیر تفسیر می‌شود؛ پرده از عمق خسارتی که انسان در این عصر دیده است؛ برمی‌دارد.

مارکس می‌گوید سرمایه‌داری برای رقابت در بازار اجبارا هزینه‌ها را باید کنترل کند و کاهش دهد. لذا کارگر به جای شریک تولید جمعی ،باید به ابزار تولید تبدیل شود. باید کار آنقدر ساده شود که تعویض کارگر در صورت مقاومت برای دستمزد بیشتر؛  به آسانی صورت پذیرد. در عین حال رفع تبعیض نژادی و جنسیتی به این دلیل بود که وسعت دامنه نیروی کار، افراد خلاق و ساعی بیشتری را در دسترس قرار می‌دهد.

 افرادی که این بار قرار است هزینه تولید را نه در بین کارگران ساده، بلکه در میان مدیران میانی، مهندسان و طراحان و برنامه‌ریزان کاهش دهند.

بنابراین تبعیض نژادی به نفع سود و نه به خاطر انسانیت ملغی می‌شود؛ لذا از آن نباید نتایج انسان دوستانه انتظار داشت.

بهترین پزشکان و مهندسان و حتی رئیس جمهور سیاه و زن پس از رفع تبعیض نژادی وارد کارزار سیاست و اقتصاد شدند. حتی رئیس جمهور آمریکا یک سیاه پوست می‌شود تا جهان سرمایه‌داری را از چالش هلاکت ‌بار جانشینی سود و رفاه به جای خدا نجات دهد.

اما اقدام روبنایی فقط زمان رسیدن پی‌آمد را به تاخیر می‌اندازد؛ نتیجه را عوض نمی‌کند.

ترامپ اما با چهره واقعی سرمایه‌داری به میدان آمده است. به اوباما می‌گوید نژاد آمریکایی برتر است؛ چرا تعارف می‌کنی؟ اگر ما گفتیم حرف هیتلر که می‌گفت نژاد ژرمن برتر است؛ غلط است؛ نه به این خاطر بود که برتری نژادی بد است. برتری نژادی یک واقعیت است؛ اما نژاد برتر آمریکایی است. کشوری که هفتاد درصد سرمایه‌ جهان را انباشته دارد و سی‌برابر بالاترین قدرت‌ها، قدرت نظامی دارد؛ با مردم یمن فرقی ندارد؟ یک آفریقایی گرسنه  بدوی با انسان آمریکایی و  انسانی که این تمدن را ساخته است؛ برابر است؟ انسانیت کیلویی چند؟

ترامپ چون بی‌سواد است؛ همه فهم خودش را در کلماتی ساده و بی‌پرده بیان می‌کند. از نظر او هدف انسان از زندگی لذت است و آخرت همینجاست و سکس و قمار و شراب و خوردن و خوابیدن در حد اعلا؛ آرمان بشریت است و چون منابع اقتصادی محدود و نیازها هرگز به تسکین نمی‌رسد؛ فقط من و نژاد من باید از لذت‌ها بهره‌مند شویم. اگر شده با ثروت؛ اگر نشد بااسلحه و زور!

این حرف‌ها البته برای کسانی که خنکی عبور پیامبر از کنار جهنم را به حضور حضرتش بر نمی‌تابند؛ مایه تمسخر است.

 آنها اول رویکرد مذهبی را تخطئه می‌کنند تا بعدا جا برای هر گونه فریب استدلالی باز شود. باز هم به قول مارکس استدلال و خردورزی به ابزار اقناع کوتاه مدت و تکوین شعور کاذب تبدیل شده است.

پست مدرن ها یک جمله زیبا در مورد مدرنیست‌های مولد سرمایه داری نوین دارند که شاید به کار شعور ورزان کاذب بیاید. آن‌ها می‌گویند مدرنیسم در آرامش، سود و بهره‌مندی مادی را جایگزین همه ارزش‌های انسانی کرده است. از نظر آن‌ها چیزی ارزشمند است که سودمند باشد. زیبایی یک تابلوی نقاشی شاهکار یا یک موسیقی فاخر یا یک شعر زیبا حتی، به احساسی انسانی نیست که در بشریت ایجاد می‌کند. به قیمتی است که در ازای آن پول می‌دهند. فیلمی که می‌فروشد ارزشمند است. شعری که به چاپ های مکرر می‌رسد و سودآوری می‌کند مطلوب است. موسیقی جذاب آحاد بیشتر مردم سودمند است و قیمتی که در ازای یک تابلوی نقاشی می‌دهند؛ ارزش‌ نهایی آن است.

پست مدرن ها چند قدم از مدرنیست‌های آمریکا پیش‌ترند. در دانمارک و نروژ و هلند و ... چراغ راهنمایی حذف شده است؛ زیرا ذهن مردم حقوق اجتماعی را کاملا درک کرده است. زندان و دادگستری تعطیل است و مردم در همه پرسی رای به عدم پرداخت حقوق مادام‌العمر دولت به مردم می‌دهند.

آمریکا و تفکر آمریکایی سرانجام فرو می‌پاشد. پست مدرن تنها راه رسیدن بشر به کمال معنوی و دینی را به تاخیر می‌اندازد.

یک آن تفکر در مورد خلقت و دلایل و نتایج آن شهادت می‌دهد که غایت جهان جائی نیست که آمریکا به آنجا می‌رود. یعنی ساز و کار خلقت که به حق است این نتیجه را برنمی‌تابد. این حقایق ساده مثل موی پریشان آرایشگری است که تمام روز در برابر آینه است؛ اما آشفتگی موی خودش  را نمی بیند. آمریکا هم رفتنی است.

£

* این مقاله قبل از فرمایشات دیروز مقام معظم رهبری تحریر و از طریق اینترنت در اختیار روزنامه قرار گرفت.

 


چهارشنبه 20 بهمن 1395
05:02:56
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT