معیارها را زیر سوال نبریم


امام جمعه محترم قزوین دو نکته در نماز جمعه این هفته فرمودند که بسیار جلب توجه کرد.


یکی درباره آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو که فرمودند: چون این ساختمان توسط آمریکایی‌ها ساخته شد و فرو ریخت؛ بنابراین نمی‌توان به قول آمریکایی‌ها اعتماد کرد.

البته واقعا هم نمی‌توان به قول آمریکایی‌ها اعتماد کرد؛ زیرا آنها ایدئولوژی‌شان حفظ منافع ملی‌شان است و حتی روسای جمهور قبل از ترامپ که این را خیلی آشکار نمی‌گفتند؛ حق برایشان منافع ملی بود.

اما فرو ریختن ساختمان پلاسکو و ارتباطش با برجام تنها می‌تواند یک تشبیه شاعرانه باشد وگرنه منطقا نه ساختمان پلاسکو ربطی به آمریکا دارد و نه اگر حتی هم ربط داشت؛ می‌شد از فرو ریختن آن؛  دلیلی برای فرو ریزش برجام دست و پا کرد. این جمله به سرعت در شبکه‌های مجازی تا عصر جمعه در سراسر کشور منتشر شد.

£

امام جمعه محترم نکته دیگری هم در حضور وزیر محترم ارتباطات در نماز فرمودند که «از قول ما به رئیس‌جمهور محترم بفرمائید که آمارهایی که ارائه می‌دهند با واقعیت‌های جامعه نمی‌خواند ...»

این معنا که آمار ارائه شده را مردم لمس نمی‌کنند یا با واقعیت‌ها نمی‌خواند؛ اخیرا فراوان مورد استفاده این و آن قرار گرفته است که خوب است کمی درباره آن توضیح داده شود و اساسا اینگونه سخن گفتن را نقد کنیم؛ از زبان هرکس که جاری شده باشد.

دکتر احمدی‌نژاد رئیس دولت نهم و دهم در یک سخنرانی در جمع (ظاهرا) مسئولین سازمان آمار فرموده بودند که آمارها را طوری ندهید که مردم ناامید شوند!

از این گفته چه استنباطی می‌توان کرد؟ آمار یعنی معیار و متر مسائل کلان جامعه. چگونه می‌توان آن را طوری بیان کرد که مردم ناامید نشده یا خوشحال بشوند؟ آمار را می‌توان اعلام نکرد. اما نمی‌توان دروغ اعلام کرد. اگر مثلا تورم 42 درصد است که نمی‌توان عدد دیگری اعلام کرد. تمام ارتباطات بین‌المللی اداری و سازمانی و جایگاه جهانی یک کشور به هم می‌خورد مگر می‌شود عددی را اعلام کنیم که در یک مجموعه گزارشات با عناصر دیگر هم‌خوانی نداشته باشد؟

از این گفته بشدت غیرکارشناسی رئیس‌جمهور سابق بگذریم. سوال هنوز پابرجاست. چگونه می‌توان فهمید که آمارها با واقعیت‌های جامعه نمی‌خواند یا می‌خواند؟

این حرف را اگر یک فرد معمولی در خیابانی بزند؛ زده است؛ اما یک مسئول در یک تریبون رسمی وقتی چنین می‌گوید؛ مایه تعجب است.

مثل این است که یک نفر بگوید فاصله قزوین تا تهران 150 کیلومتر است و دیگری از پشت‌بام خانه‌اش نگاهی بیاندازد به سوی تهران و بگوید با واقعیت‌ها نمی‌خواند که 150 کیلومتر باشد. یا شخصی در اتوبوس خوابیده باشد یا مشغول مطالعه باشد و در مقصد بگوید چقدر زود یا دیر رسیدیم. آیا احساس شخصی را که حاصل صدها فعل و انفعال است؛ می‌توان جایگزین مقیاس کرد؟

در مشهد که بودیم؛ کمیته امداد محرومین یک استان دور را با هواپیما آورده بودند به زیارت امام رضا(ع) نقل می‌کردند یک بنده خدا که سی سال بود به مشهد نیامده بود؛ گفته بود یک ساعته رسیدیم. اگر می‌دانستم آنقدر مشهد نزدیک است؛ زودتر می‌آمدم به زیارت امام رضا(ع)! آیا احساس آن فرد فاصله را کم می‌کند؟

واقعیت این است که رشد اقتصادی و تورم و رکود و اشتغال معیارهایی پذیرفته شده برای محاسبه دارند. این معیارها را هم هیچ دولتی نمی‌تواند از خودش بسازد. البته معیارهای مختلفی برای محاسبه وجود دارد که هر نظام بانکی یا نظام آماری می‌تواند یکی را انتخاب کند و آمارهایش را براساس همان معیار اعلام کند؛ اما نمی‌تواند معیار بسازد. حتی در دولت احمدی‌نژاد هم این کار امکان‌پذیر نبود. البته وقتی دیدند تورم به سرعت بالا می‌رود تورم نقطه به نقطه را اعلام کردند که جامعه از شدت گرانی در آینده نهراسد. اما هر فرد آشنا به مبانی آمار و اقتصاد کلان می‌توانست آمار عادی را از آن استخراج کند؛ اما نمی‌شد و نمی‌شود آمار را عوضی داد.

در همان زمان برای پایین آوردن آمار بیکاری، معیار معمول را عوض کردند و اشتغال را برای هرکس که روزی (یا بعدا گفته شد هفته‌ای) دو ساعت هم کار دارد؛ شغل تعریف کردند. البته اشکالی ندارد. مردم یک مدت متوجه نمی‌شوند بعد می‌فهمند که تعریف اشتغال تغییر کرد و نه میزان آن.

اما همان وقت هم نمی‌شد آمار غلط داد. ممکن است آمار بانک مرکزی با آمار سازمان، اعداد متفاوتی باشند؛ اما این تفاوت به خاطر متفاوت بودن روش‌هاست؛ نه غیرمستند و غلط بودن آن.

£

بنابراین، اینکه بگوئیم آمارها با واقعیت‌های جامعه نمی‌خواند؛ مثل این است که بگوئیم یک کیلو پنبه با یک کیلو آهن مساوی نیست. بله ممکن است حجم یک کیلو پنبه بیشتر از حجم یک کیلو آهن باشد. اما وزنش را نمی‌توان زیر سوال برد و اگر کسی چنین بگوید ممکن است عوام متوجه نباشند و بگویند راست می‌گوید مخصوصا که ظاهرا این کلام جناحی به دفاع از منافع مردم مطرح می‌شود.

جناح منتقد دولت به اندازه کافی کارشناس و خبره دارد که اگر دولت در ارائه آمارهای اقتصاد کلان بخواهد مردم فریبی کند؛ بلافاصله عکس‌العمل نشان بدهند. حیف است اعتماد مردم نسبت به تریبون‌های مقدس متزلزل شود. کما اینکه در قضیه اعلام رشد اقتصادی 6/5 درصد بلافاصله گفتند این رشد مربوط به فروش نفت است. بسیار خوب دولت که ادعا نکرد مربوط به صادرات گندم است. به دلیل توافق برجام و رفع بعضی تحریم‌ها ما توانایی صادرات نفت را بالا بردیم و کشور به رشد اقتصادی رسید. مگر در پنجاه سال اخیر اقتصاد ما غیرنفتی بود؟‌ مگر می‌شود ظرف یک سال اقتصاد را مستقل از نفت کرد و به رشد 6/5 درصدی هم رسید؟

کارشناس رشد اقتصادی منهای نفت را هم 5/4 درصد اعلام کردند. این یعنی یک پیروزی بزرگ آن وقت ما این پیروزی را با عدم لمس مردم و عدم مشاهده در خیابان به شکست تبدیل می‌کنیم.

در مساله کنترل تورم هم همین داستان وجود دارد. می‌گویند کاهش تورم را مردم لمس نمی‌کنند. می‌دانند که کاهش تورم اگرچه با قیمت‌ها مرتبط است؛ اما به معنای ارزانی نیست. اما درک حسی عوام را جایگزین شعور کارشناسان مملکت می‌کنند که چه حقی احیاء شود؟ آیا اسلام و دین با کتمان حق، رشد می‌کند یا با پذیرش حق؟

£

اگر باب «مردم لمس نمی‌کنند» باز شود؛ و این استدلال مورد استفاده قرار گیرد تا معیار و متر و اندازه و آمار زیرسوال برود؛ از سوء استفاده دیگران از این استدلال نمی‌توان فرار کرد.

مثلا اگر یکی بگوید مگر قبل از انقلاب نماز نمی‌خواندیم و روزه نمی‌گرفتیم؟ مگر قبل از انقلاب نمی‌شد با حجاب رفت دانشگاه و در ادارات کار کرد؟ مگر مصرف مشروبات الکلی قبل از انقلاب بیشتر از الان بود؟ مگر اعتیاد به این میزان بود؟ مگر بانک‌ها قبل از انقلاب بهره نمی‌گرفتند و ربا نمی‌دادند؟ مگر رشوه و اختلاس ریشه‌کن شده است؟ مگر احکام دادگاه‌های ما کاملا براساس اسلام است و مردم این را لمس می‌کنند؟

اساسا مردم لمس نمی‌کنند که انقلابی اسلامی شده است. چیزی تغییر نکرده است؛ بلکه در بعضی موارد بدتر هم شده است. به قول حضرت آیت‌‌ا... جوادی‌‌آملی گزینه نظامی خدا روی میز است که فرمود ربا جنگ با خداست؛ اما هیچکس گزینه نظامی خدا را جدی نمی‌گیرد.

پاسختان به این پرسش‌ها چیست؟ نمی‌شود که در یک جا لمس مردم معیار باشد؛ در یک جا نباشد. ما می‌گوئیم معیار و متر ما روحانیت است و مراجع معظم تقلید و در راس آنها مقام عظمای ولایت. درست است که مردم کم شدن مصرف مشروبات الکلی را لمس نمی‌کنند. اما معیاری که اسلام می‌پذیرد؛ خرید و فروش در ملاء عام است. حتی اگر مصرف آن به دلایلی دیگر در زیرزمین بیشتر هم شده باشد.

ربا جنگ با خداست. اما معیار حکم ثانویه و مجوز فقهای عظام است؛ نه لمس من و امثال من. بنابراین ربای در بانک دولتی با ربای در بازار و حتی با ربای در بانک و صندوق‌های بدون مجوز متفاوت است. اگرچه در جواب این سوال که چرا حکومت این صندوق‌های بدون مجوز را تعطیل نمی‌کند؛ لااقل این بنده کمترین، پاسخی ندارم.

£

الغرض متر و معیارسنجش را نمی‌شود زیر سوال برد و لمس مردم و مشاهده فردی را جانشین آن کرد. همان‌طور که با مشاهده، مساوی بودن یک کیلو پنبه و یک کیلو آهن را نمی‌توان زیر سوال برد. همان‌طور که از بالای پشت‌بام نمی‌توان فهمید که فاصله قزوین تهران 150 کیلومتر نیست یا هست. فاصله شهرها ابزار سنجش خودش را دارد و اشتغال و تورم و رشد اقتصادی و دیگر معیارهای اقتصاد کلان هم مقیاس و ابزارهای سنجش علمی خودش را دارد.

£

 

 


دوشنبه 4 بهمن 1395
04:50:13
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT