... انقلابی بود و انقلابی ماند


حسین خاکساران از معدود انقلابیونی بود که انقلابی باقی ماند.


انقلابی بودن شاید اگر تعریف درستی از آن نداشته باشیم؛ همیشه یک ارزش تلقی نشود.

بسیاری از کسانی که در دهه‌های 50 و 40 انقلابی بودند؛ و آن زمان انقلابی بودن به معنای مبارزه با شاه و بعد آمریکا بود؛ پابرجا نماندند.

بسیاری از مبارزان آن روز از سوسیالیست و اسلامی، خصوصا پس از فروپاشی شوروی، انقلابی‌گری را بوسیدند و به کناری گذاشتند و در نظم نوین جهانی جدید هضم شدند؛ گوشه‌ای برای خود دست و پا کردند و مشغول تحلیل‌های روشنفکری شدند.

اما همه آنهایی که ماندند؛ انقلابی نماندند. تعداد کمی چنان زندگی کردند که با افتخار می‌توان گفت که انقلابی‌گری‌شان نه از روی احساسات جوانی بود که با پا گذاشتن به سنین میانسالی محافظه‌کار و باری به هر جهت شوند؛ و نه انقلابی بودن ابزار و نردبا‌م‌شان بود و نه تبدیل به دکان دونبش شد و نه برای حتی همین صفت انقلابی بودن؛ از حقیقتی چشم‌پوشی کردند. حسین خاکساران از معدود این انقلابیون بود.

به واسطه حق سلامی که از سال‌ها دور داشتیم؛ چه در زمان مسئولیت‌ها و چه در زمان فراغت، گاهی با علت و گاهی بدون مقدمه می‌آمد و می‌نشستیم و ساعت‌ها گفت‌وگو می‌کردیم و در پی آن دلمشغولی‌ها و نگرانی‌ها و دلخوری‌ها درمی‌یافتم که او هنوز بر راه انقلابی‌گری است.

روحیاتش منشعب از شرایط محیطی و حالات درونی و سن و سال نبود که تغییر یابد.

می‌توانستی بی‌زحمت دریابی که او از هر اصول‌گرایی اصولگراتر و از هر اصلاح‌طلبی اصلاح‌طلب‌تر است؛ به واسطه دغدغه‌ای که برای ارزش‌های اصلی نظام داشت و دلواپسی که برای ماندگاری در تحجر از خود بروز می‌داد.

به باور من انقلابی ماندن 5 نشانه بارز دارد که می‌توان مثل متری همه را با آن سنجید. راقم این سطور مرحوم خاکساران را از هر نظر با این ویژگی‌ها منطبق دیده است.

ـ1ـ ثروت از بزرگترین نشانه‌های دست شستن از انقلابی‌گری است. انقلابیونی که در این سال‌های پس از انقلاب و پس از جنگ به مال و منالی رسیدند و با توجیهات شرعی و غیرشرعی به ثروت آلوده شدند؛ کم نیستند.

روشن است که دلبستگی به ثروت اساس تناقض با انقلابی‌گری است و نه خود ثروت؛ اما جمع‌آوری پول به بهانه‌های سیاسی و جناحی و هزینه‌های انتخابات و ... هم در سقوط انقلابیون کم‌اثر نبوده است. یکی مجوز واردات کالاهای مشروط می‌گیرد؛ یکی وام‌های کم‌بهره و یکی تراکم می‌خرد و یکی رانت می‌فروشد. اینها البته متوجه انقلابیون است وگرنه تعفن فساد اداری و مالی گندش از جایی نیست که امروز درنیامده باشد.

ـ2ـ دومین شاخصه انقلابی‌گری عدم وابستگی به مقام است و موقعیت. کسان بسیاری را می‌شناسم که در این دولت و در دولت‌های گذشته به این خاطر که جذب سلسله مراتب شدن را گذشتن از باورهای خود می‌دانستند و عزت‌نفس؛ عطای آن را به لقایش بخشیدند.

نه اینکه پست نپذیرفتن و در معرض انتخاب قرار نگرفتن، خود ارزش باشد؛ بلکه این دو را به هر قیمت ستاندن و نگاه داشتن ضدارزش است. انقلابیون بسیاری را می‌شناسم که حتی در گمنامی می‌گذرانند اما جذب جاذبه‌های سلسله مراتبی نشده‌اند. حسین خاکساران از مصادیق بارز این شاخصه بود.

ـ3ـ انصاف را اگر از یک انقلابی بگیری؛ دیگر هویتی برای انقلابی بودنش باقی نمی‌ماند.

کسی که برای نشاندن حق در مسندش هزینه می‌دهد؛ از وقت و زندگی و فکر و مال، هرگز راضی نمی‌شود که حقی به مصلحت موقعیت و جناح و قوم و قبیله و حزب و گروه پامال شود. انقلابی حق را اگر در دست دشمن دید؛ هم از آن پاس می‌دارد و انصاف می‌دهد. نه اینکه حق را چنین تعریف کند که آنست که در نزد حزب ماست!

در درد دل‌های خلوت استاد خاکساران می‌دیدم که آنقدر که از ناحق خودی رنجیده است و می‌رنجد؛ از ناحق غیرخودی که برازنده‌اش هم هست؛ نگران نیست.

ـ4ـ دفاع از آزادی بیان و گفت‌وگو و تشویق شجاعت و حریت و مقابله با مداهنه و تملق از ویژگی‌های بارز یک انقلابی است. انقلابی به قدرت رسیده را تملق فاسد می‌کند. تملق جایی رشد می‌کند که شجاعت آزاد سخن گفتن، هزینه داشته باشد.

یک انقلابی اختناق کشیده هرگز به اختناق پناه نمی‌برد و یک زندانی سیاسی شکنجه شده انقلابی مانده هرگز از رنج یک زندانی لذت نمی‌برد و آن را ابزار اعتراف نمی‌داند.

ـ5ـ سرانجام، مبارزه همیشگی با قدرت مطلقه‌ای که همه فسادی که گریبانگیر بشریت امروز است؛ زیر سر اوست؛ از نشانه‌های عمده انقلابی‌گری است.

آمریکای خوش ظاهر جنایتکار هرگز از برنامه مبارزه یک انقلابی خارج نمی‌شود. او هرگز فراموش نمی‌کند که اگر امروز 99 درصد ثروت جهان در اختیار تنها یک درصد آدم‌هاست؛ زیر سر نظام خوش ظاهر آمریکایی است. یک انقلابی نمی‌تواند و نباید مردم را فراموش کند. چه آن زمان که بر قدرت است و چه هنگامی که در قدرت است.

این مردم چه ملت به قدرت رسانده خودش باشد و چه مردم محروم جهانی که آمارها می‌گوید اگر 8 میلیون تومان پول داشته باشی از نصف جمعیت این جهان پولدارتری. این فقر و بی‌عدالتی زیر سر آمریکاست و یک انقلابی اگر به آمریکا لبخند دیپلماتیک بزند؛ هرگز دست همکاری و همراهی نمی‌دهد.

مرحوم حسین خاکساران از باقی ماندگان انقلابیون دهه چهل و پنجاه بود. از انگشت شمارانی که سالم به مقصد رسیدند. خداوند همه ما را چون او عاقبت به خیر کند.

£


پنجشنبه 18 آذر 1395
10:38:12
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT