اختیار ـ مسئولیت ـ پاسخگویی


فاجعه تصادف قطار در سمنان و متعاقب آن استعفای رئیس راه آهن ایران، موجب شد که امام جمعه موقت تهران تعبیری بکار ببرد که یک سوال اساسی ایجاد می‌کند.


آیا واقعا اشتباه ـ تخلف ـ مسامحه یک سوزنبان در یک گوشه ایران، مسئولیتش به عهده رئیس راه آهن یا وزیر راه و ترابری است؟

اگر به عهده وزیر است؛ چرا امثال بابک زنجانی یا اختلاس‌گران دولتی، تنها خودشان باید پاسخگو باشند و معلوم نباشد آمران و ذینفعان از اختلاس چه کسانی هستند و چه مسئولیتی داشتند؟

فرار سارق نقابدار؛ خاوری بدست چه کسانی بوده و مسامحه آنان آیا باید پاسخگویی داشته باشد یا خیر؟

آیا این میزان خرابکاری و دزدی اموال بیت المال در دولت گذشته هیچ ربطی به سلسله مراتب آن ندارد؟

و اگر به عهده وزیر نیست؛ پس چرا رئیس راه آهن استعفا می‌دهد و وزیر تهدید به استیضاح می‌شود؟ و اگر می‌شود آیا این تقلید از غرب است؟ و اگر هست؛ آیا هر تقلیدی از غرب، غلط است؟

ما چرا می‌گوییم اگر فلان دختر مویش معلوم باشد و فلان پسر به گناه بیفتد؛ آن دختر گناهکار ومقصر است؟ چرا می‌گوییم اگر پسری به واسطه تجرد به گناه بیفتد و پدرش توانایی زن گرفتن برای او داشته باشد و اسباب تاهلش را فراهم نکرد در گناه او شریک است؟ چرا می‌گوییم اگر مادر باردار یک دانه انار بدون اجازه صاحبش بخورد در آینده جنین اثر می‌گذارد؟

واقعیت این است که سه مفهوم اختیار ـ مسئولیت و پاسخگویی با هم خلط می‌شود و آگاهانه هم خلط می‌شود. توسط کسانی که ید طولایی در توجیه و جهت‌دهی مسایل دارند. آنجا که قرار است گناه عملی را به گردن دیگری بیندازند؛ افتادن برگی از درخت را به گردن مقابل می‌اندازند و آنجایی که پای خودشان گیر است؛ می‌گویند هر کس ضامن عمل خودش است. کسی را در گور دیگری نمی‌گذارند و خداوند مجازات کسی را به عهده دیگری نمی‌گذارد و خیال می‌کنند با این تفاسیر جهت‌دار، خدا را هم مثل خلق می‌توانند بفریبند.

£

مفهوم اختیار (AuThority) در مدیریت به معنای اجازه تصمیم‌گیری در چارچوب قانون برای یک رده از مدیریت در یک سازمان است.

بدیهی است که اختیار بدون مسئولیت (ResPonsibility) امکان‌پذیر نیست. سازمان مسئولیتی را به عهده مدیری می‌گذارد که او برای انجام آن مسئولیت نیاز به داشتن اختیاراتی قانونی است. در هیچ سازمانی در هیچ جای دنیا پذیرفته نیست که مدیری اختیاراتی داشته باشد؛ اما در قبال آن مسئولیتی نداشته باشد یا برعکس مسئولیتی را به شخصی واگذار کنیم که او در قبال آن اختیاری نداشته باشد.

این تعابیر من درآوردی شاه اختیار دارد؛ اما مسئولیت ندارد؛ در جهان سوم مرسوم است و با منطق هم تفهیم نمی‌شود. با زور تسلیم می‌شوند. تعابیری مثل "شاه سایه خداست" برای فرار از مسئولیت است. هر قدرتی در هر رده مدیریتی سازمان باید به یک ناظر پاسخگو باشد وگرنه بروز فساد قطعی است. (accountability)

در این میان، اما واژه‌ای دیگر در مدیریت وجود دارد به نام پاسخگویی که بدلیل نزدیکی معنایی با مسئولیت، مورد سوءاستفاده توجیهی قرار می‌گیرد.

پاسخگویی کلمه‌ای فراتر از مسئولیت است.

یک وزیر مسئولیت سازمان را به عهده می‌گیرد. لذا در برابر کل اتفاقات سازمان باید پاسخگو باشد. روشن است که یک مدیر به تنهایی نمی‌تواند یک سازمان را اداره کند و نیاز به عواملی دارد. معاونین و دستیاران و مشاوران و مدیران میانی و مدیران صف و اجرایی که مدیر مسئولیتش را به صورت محدود به آنان تفویض می‌کند. این مسئولیت همان (responsibility) است که تفویض می‌شود اما آیا با تفویض مسئولیت؛ پاسخگویی هم تفویض می‌شود؟ ابدا!

بنابراین اگر رئیس بانک، اختیاراتی را به کارمندش تفویض کرد یا مسئولیتش را به او واگذار کرد و کارمند اختلاس کرد؛ صد البته مسئولیت اختلاس به عهده کارمند است؛ اما رئیس بانک هم باید پاسخگو باشد؛ زیرا پاسخگویی دیگر تفویض نشده است.

اگر یک قاضی رشوه بگیرد؛ مسئولیت این گناه با اوست و به همین گناه هم محاکمه می‌شود؛ اما پاسخگویی به عهده رئیس دادگستری بلکه رئیس قوه قضائیه است.

اگر یک پلیس راهنمایی جریمه نقدی می‌کند و اختیارش را می‌فروشد؛ مسئولیت دارد و محاکمه می‌شود؛ ولی فرمانده نیروی انتظامی باید پاسخگو باشد.

هیچ مدیرمسئولی در دنیا نمی‌‌تواند همه مطالب روزنامه‌اش را خودش بخواند یا بنویسد. یک خبرنگار یا نویسنده که به او تفویض اختیار شده؛ دروغ می‌نویسد؛ اما مدیرمسئول باید پاسخگو باشد؛ زیرا او مسئولیت و اختیار را تفویض کرده است؛ اما پاسخگویی را نه. بنابراین اشتباه یک سوزنبان در سمنان باعث کشته شدن تعدادی زیادی انسان می‌شود؛ همان سوزنبان باید محاکمه شود؛ اما سلسله مراتبش تا وزیر باید پاسخگو باشند یا استعفا دهند یا تغییر رده دهند یا استیضاح شوند و اقدام رئیس سابق راه‌آهن اقدامی از سر مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی و شرافتمندانه بوده و باید الگو شود؛ نه اینکه در نماز جمعه او را مقلد غرب بنامند.

اگر ما مفاهیم را درست بفهمیم؛ می‌بینم که همه آنچه که در مدیریت رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار (ع) خصوصا حضرت علی(ع) در تاریخ وجود دارد؛ امروز توسط دانشمندان علم مدیریت کشف شده و مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این را حضرات بهتر می‌دانند. اما همان‌هایی که تقصیر یک مشکل اجتماعی ـ‌فرهنگی را به عهده پادشاهان می‌گذاشتند که «الناس علی دین ملوکهم» امروز می‌گویند خداوند کسی را به گناه دیگری مجازات نمی‌کند!

بهترین تعبیر را حضرت آیت‌ا... جوادی آملی بکار بردند که ظاهر زندگی مردم مثل باطن زندگی مسئولین است.

£


چهارشنبه 17 آذر 1395
04:51:50
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT