کشاورزی زیاران در حال نابودی است


دولت روحانی در خرید تضمینی گندم نوعی اعتمادسازی کرده که خیال کشاورز را از این بابت راحت می‌کند

روستای زیاران از توابع آبیک یعنی دقیقا 15 کیلومتری این شهرستان و اول راه طالقان واقع است. شغل عمده اهالی، کشاورزی است و گندم، ذرت علوفه‌ای، کلزا و جو مهمترین محصولات زیارانی‌هاست. این روستا تقریبا 2 هزار هکتار زمین دارد که 800 ـ 1000 هکتار از این سطح، زیر کشت محصول گندم است. چندی پیش تعدادی از معتمدان و کشاورزان این روستا که از مخاطبان همیشگی صفحه «مخمل آبی» هستند، به دفتر روزنامه آمدند تا با هم مشکلات این روستا را بررسی کنند مگر گوش شنوایی برای شنیدن این دردها پیدا شود و مسئولان و نمایندگان استان به فکر بیفتند تا درمانی برای این دردها بیابند.


در این میزگرد محمد اکبری، از گندمکاران نمونه روستای زیاران به نمایندگی از کشاورزان این روستا و محمد نوچه فلاح بازنشسته شرکت گوشت زیاران به نمایندگی از معتمدان محل شرکت داشتند. به دلیل محدودیت فضای صفحه، بخش نخست این میزگرد را در این شماره و بخش دوم را در شماره‌های آتی خواهید خواند.
 جناب اکبری شما به عنوان گندمکار نمونه بفرمایید که متوسط برداشت محصول شما چقدر بوده است؟
ـ در مورد گندم، متوسط برداشت این منطقه در هر 1 هکتار 5/4 الی 5 تن است. میانگین برداشت ذرت علوفه‌ای 60 تن در هکتار و برداشت جو هم تقریبا مثل گندم است ولی برداشت کلزا 5/2 الی 3 تن در هکتار است.
 از بحران بی‌آبی توابع شهرستان آبیک بسیار شنیده‌ایم؛ آب مورد نیاز کشاورزی‌تان را چگونه تامین می‌کنید؟
ـ ما اینجا 5 حلقه چاه تلفیقی به اضافه کانال داریم؛ ولی هزار و 200 هکتار از زمین‌ها فقط 2 حلقه چاه دارد به علاوه آب بهاره از رودخانه که آن را هم با مشکلات و اذیت‌های بسیار به ما می‌دهند.
 از کدام رودخانه؟
ـ رود زیاران زیر سد انحرافی زیاران!
 آنجا سهم آب دارید؟
ـ بله، سهم آب مان از رودخانه زیاران که اینطور با مشکل مواجه است. آن طرف هم 2 حلقه چاه داریم که آن را هم آستان قدس دست گذاشته و به خاطر اینکه زمین‌های ما موقوفه است، دعوای حقوقی داریم و همین باعث شده چاه‌ها تعمیر نشود و آب‌دهی آن‌ها از 70 لیتر در ثانیه، به 25 لیتر در ثانیه کاهش یافته است. در این هزار و 200 هکتار کشاورزان مشکلات بسیار زیادی دارند و با توجه به اینکه آب تابستانه هم اصلا ندارند، کشاورزی زیاران در حال نابودی است.
 در این هزار و 200 هکتار آیا کشت دیم هم دارید؟ آیا به فکر کشت دیم افتاده‌اید؟
ـ نه، کلا آبی است. هرچند امسال از دیم بدتر بود. بارندگی کم بود و مشکلات فراوان آبی هم داشتیم. حقیقتش امسال ما از هر هکتار 3 تن گندم برداشت کردیم به خاطر همین خشکسالی و...
 آبیاری شما سنتی است یا مدرن؟
ـ آبیاری سنتی به صورت غرقابی دشتی داریم.
 چرا از شیوه‌های نوین آبیاری مثل بارانی و... استفاده نمی‌کنید؟
ـ به خاطر مشکلی که با آستان قدس داریم، نمی‌توانیم. یعنی بانک‌ها انصافا از نظر وام و... برای آبیاری بارانی همکاری می‌کنند اما به زمین‌هایی وام می‌دهند که سند داشته باشد و سند زمین‌های ما به دلیل اوقافی بودن و مشکلات حقوقی با آستان قدس، مورد قبول بانک نیست. می‌گویند باید صاحب قطعی زمین بیاید.
 چه مدت است که این دعوای حقوقی را دارید؟
تقریبا 5 ـ 6 سال است که این مشکلات را داریم و حتی تعدادی از کشاورزان را سر این مساله حقوقی زندان هم برده‌اند.
 حرف طرفین در این دعوای حقوقی چیست؟
ـ آستان قدس می‌گوید باید قرارداد ببندید، ما می‌گوییم شما سندی به ما ارائه بدهید که اینجا وقف است. آن‌ها سال 1353 در قزوین سند زده‌اند. با این بهانه هم می‌گویند وقف است، ما می‌گوییم وقف نامه را ارائه بدهید. آن وقف نامه الان وجود ندارد.
 از نظر بقیه امکانات کشاورزی اوضاع منطقه شما چطور است؟ مثلا ماشین آلات کشاورزی یا سموم و بذر و...
ـ ما در حوزه بذر هر سال مشکل داریم. برای بذر گندم که می‌خواهیم کشت کنیم، همین امسال من و دیگر کشاورزان ده‌ها بار به جاهای مختلف مراجعه کرده‌ایم و ناکام برگشته‌ایم.
 یعنی مشکل تان با جهاد کشاورزی است؟
ـ جهاد بذر سهمیه را به سازمان تعاون روستایی می‌دهد. سازمان هم به عدالت تقسیم نمی‌کند. الان دو روستای زیاران و قشلاق همجوارند. در قشلاق همه جور بذر هست، بدون حواله توزیع می شود، اما در زیاران ما باید برای بذر دعوا کنیم تا بگیریم.
 دلیلش چیست؟
ـ دلیلش رابطه بازی است. به کسی که با او رفیق‌اند مثلا 100 تن بذر می‌دهند، اما من و شما که آشنا نداریم، 20 تن بذر باید با زور بگیریم. نمی‌دانم گناه کشاورز این وسط چیست. اتفاقا چند روز پیش هم شکایتی نوشته‌ایم و با امضای همه کشاورزان زیاران به آقای نظری دفتردار جهادکشاورزی و همینطور آقای محمدی کیا بازرسی داده‌ایم که ایشان گفتند مجددا همه چیز را بنویسید و به من بدهید تا پیگیری کنم. اسامی متخلفان و رابطه بازان را هم خدمت شما می‌دهم که اگر صلاح دانستید و مراجع ذیصلاح از شما خواستند خدمتشان بدهید تا این‌قدر با کارهایشان آبروی نظام و دولت و اسلام را نبرند.
 چطور رابطه بازی می‌کنند؟
ـ مثلا آقای ... که با آقای ... دوست است، به ایشان پنج نوع بذر گندم و همچنین کود و سموم فراوان داده است، ولی به کشاورز زیارانی که رابطه‌ای ندارد و تنها داشته اش خداست، فقط 2 نوع بذر آن هم به ندرت و بسیار کم داده‌اند.
 با این کمبود بذر چطور کشاورزی می‌کنید؟
ـ ببینید همین امسال من رفته‌ام بذر گندم را کیلویی 1800 تومان در بازار سیاه خریده‌ام. یعنی آن آقایی که بیش از حد نیازش بذر تحویل می‌گیرد، مازاد استفاده خودش را به بازار سیاه می‌دهد و با قیمت های بالا به ما که رابطه‌ای نداریم می‌فروشد.
 بذرهایی که می گویید، تولید کجاست؟
ـ هر 5 نوع بذر گندم تولید داخل است. نژادهای مختلفی دارد؛ پیشگام، پیشتاز و... است که ما بیشتر با این دو نوع کار می‌کنیم به خاطر اینکه در منطقه ما بهتر جواب داده است.
 نمی‌توانید از بذرهایی استفاده کنید که با کم آبی سازگار باشند؟
ـ اتفاقا چند روز پیش برای ما کلاس گذاشتند و به جهاد کشاورزی رفتیم. جالب است الان که موقع داشت است، تازه به فکر افتاده‌اند و برای ما کلاس کاشت گذاشته‌اند. مهندس می‌گوید گندم پیشگام را باید از 25 مهر تا 5 آبان کشت کنید و آب بدهید تا بهترین و بیشترین محصول را بدهد. من گفتم آقای مهندس شما به من یک نوع بذر بیشتر نداده‌اید. آب که آن وضع را دارد. تراکتور که مال خودم نیست. بذر که دیر به دست من رسیده چطور بین 25 مهر و 5 آبان کشت کنم؟ من تازه 15 آبان بذر به دستم رسیده است و کاشته‌ام. می‌گوید اشتباه است و باعث کاهش تولید می‌شود. می‌گویم آیا به من بذر دیگر می‌دهید؟ می‌گوید من مسئولیت قبول نمی‌کنم. اینکه می‌گویم با مسئولان مشکل داریم، اینطور است که بالا خوب و دلسوزند، بذر و کود را از بهترین نوع تهیه می‌کنند و می‌آورند اما در پایین توزیع ناعادلانه است.
 آقای فلاح شما بفرمایید مهم‌ترین مسایل منطقه تان چیست؟
ـ مسایل کشاورزی را آقای اکبری توضیح دادند؛ اما درباره آب آشامیدنی زیاران خود سازمان برای توزیع این آب بین مردم مشکل دارد و هر روز چند ساعت آب آشامیدنی ما قطع است. تابستان‌ها که یک ساعت آب داریم و 5 ساعت نداریم و قطعی زیاد است. مشکل چاه و پمپ و... است و اراده‌ای برای حل این مشکل در سازمان نیست. هر چه شورا و مردم بگویند تاثیری در مسئولان ندارد. مسئولان فقط موقع رای‌گیری به منطقه می‌آیند و بعد از رای‌گیری دیگر یادی از مردم نمی‌کنند.
 از نظر اجتماعی و فرهنگی چه مشکلاتی دارید؟
ـ روستای ما هم مثل بسیاری از روستاهای دیگر مشکل فرهنگی و مواد مخدر و... دارد. آقایانی که مسئول هستند، به همه اطلاع داده‌ایم؛ اصلا پیگیری نمی‌شود. سرقت سیم برق و... هم زیاد است. هر کسی را هم دستگیر می‌کنند فوری آزاد می‌شود و دوباره بر سر خلاف کاری خود بر می‌گردد. یعنی اقدام ریشه‌ای نمی‌شود که یک بار عامل موضوع را از بین ببرند.
 به نظرتان علت گرایش به خلاف‌هایی مثل مواد مخدر در روستای شما یا جاهای دیگر چیست؟
ببینید امکانات ورزش و مطالعه اگر باشد جوان هم دیگر دنبال مواد و قلیان و سیگار نمی‌رود. ما الان یک باشگاه داریم که چند ماه است در دست تعمیر است و معلوم نیست کی تربیت بدنی آبیک اراده کند و بیاید تعمیرات را انجام بدهد. جوانان روستای ما سرگردانند؛ نه شغلی، نه امکان ازدواجی، نه ورزشی، البته یک باشگاه خصوصی هست اما آن را هم زور هر کسی نمی‌رسد و بخش عمده مردم از عهده مخارج اش برنمی آیند و از خیرش می‌گذرند.
 مشکل آن باشگاه چیست؟
ـ مشکل خاصی نداشت؛ آمدند کفپوش آن را کندند تا ظاهرا کف‌سازی بهتری برای آن بسازند اما چند ماه است همینطور بلاتکلیف مانده و جوانان ورزشکار ما هم ناراحت‌اند چون هیچ‌کس به دادشان نمی‌رسد. نامه نگاری‌های زیادی هم به جاهای مختلف کرده‌اند اما گوش کسی بدهکار نیست.
 در مورد مسایل فرهنگی، کتابخانه‌های مساجد و... چطور است؟
ـ کتابخانه‌های کوچک و فقیری داریم. الان در بعضی مساجد چند کتاب هست اما به حدی نیست که مردم و جوانان بتوانند خودشان را به کتاب خوانی مشغول کنند. فقط یک تعداد هست که اسمش کتابخانه‌باشد.
 آمار ساکنان روستای شما چقدر است؟
ـ کل جمعیت ما کمتر از 5 هزار نفر است و شغل اکثر آن‌ها کشاورزی است. تعداد زیادی از مردم شرکت می‌رفتند که الان همه شرکت‌ها تعطیل شده و بیکارند. عده‌ای هم دینام و دنده و استارت و قطعات خراب ماشین را می‌خرند و تعمیر می‌کنند و می‌فروشند. بندگان خدا مجبورند اینطور نان بخورند.
 زبان خاصی دارید. درست است؟
ـ زبان مردم ما تاک است؛ یعنی ترکی و تاتی و فارسی و... مخلوط است.
 خود شورای روستا برای حل مشکلات چه می‌کند؟
ـ شورا تلاش خودش را می‌کند اما زورشان نمی‌رسد و حرفشان را نمی‌شنوند. حالا این شورا که داخل خودشان هم اختلافاتی دارند، به کنار؛ اما روستا به صورت هیات امنای مساجد، هیات‌های کشاورزان و تعاونی‌‌ها و خود شورا هم یک هیات 50 نفره دارد. این کار خوبی است که می‌تواند در روستاهای دیگر هم مورد استفاده قرار بگیرد؛ یعنی شورای روستا وقتی می‌خواهد کاری بکند، با این 50 نفر که معتمدان و بزرگان محل هستند، مشورت می‌کند یعنی جمع تصمیم می‌گیرد که شورا چه کار بکند.
 آیا این 50 نفر به فکر افتاده‌اند که مثلا برنامه‌های فرهنگی بریزند و تقاضای مواد مخدر را کاهش بدهند؟
ـ الان در مسجد و بسیج جلسات فرهنگی داریم که کار می‌کنند و استاد می‌آورند تا صحبت کند، ولی همیشه از این‌ها عقب هستیم؛ چون این‌ها به قول ما قدیمی‌ها گرگ شده‌اند و کارهای فرهنگی ما بی اثر شده است. مسئولان باید فکر ریشه‌ای برای این‌ها بکنند.
 جناب اکبری در زمینه فروش محصولات کشاورزی چه وضعیتی دارید؟
ـ مشکلات فروش و بازاریابی محصولات کشاورزی را که تعریف کنم سنگ به گریه می‌افتد. من الان باغ میوه و انگور دارم؛ امسال انگور را کیلویی 2 هزار یا 1500 تومان داده‌ام. یعنی برده‌ام در بارفروشی میدان تره بار قزوین گذاشته‌ام که به صورت حق‌العمل کاری از من 10 درصد برمی‌دارد. من نمی‌دانم بارفروش که هیچ زحمتی نکشیده 10 درصد را بر چه اساسی باید بردارد در حالی که در‌واقع دارد برای کشاورز امانت فروشی می‌کند؟ الان شما سرمایه‌ای گذاشته‌اید و این روزنامه را تولید کرده و به من می‌فروشید. بارفروش هیچ سرمایه‌ای نمی‌گذارد و میوه کشاورز را به صورت امانت می‌گیرد و می‌فروشد. یعنی خراب شدن میوه پای کشاورز است. هر مشکلی در حمل و نقل میوه باشد از جمله شکستگی جعبه و میوه و... یا حتی فروش نرفتن میوه در بارفروشی همگی به گردن کشاورز است بعد بارفروش به راحتی 10 درصد حق‌العمل برمی‌دارد در حالی که هیچ ریسک و سرمایه‌ای را تقبل نکرده است. آیا این ظلم نیست؟ کشاورزی که 10ـ12 ماه در آبیاری و بیل زنی و هرس و برداشت و... زحمت کشیده 90 درصد بگیرد، اما بارفروش که هیچ کاری نکرده و در میدان تره بار توی حجره خود نشسته در عرض 2ـ3 ساعت 10 درصد بخورد؟ هر چیزی هم از میوه دور بریزد به پای کشاورز نوشته می‌شود.
مثلا من 2 تن انگور تحویل بارفروشی در همین میدان تره بار قزوین داده‌ام و به تهران رفته‌ام. وقتی برگشته‌ام بارفروش گفته 200 کیلو از این انگورت خراب بوده و دور ریخته‌ایم. مجبورم قبول کنم. یا یک مورد دیگر میوه تحویل میدان تره بار داده‌ایم، شلیل را صحبت کرده‌ایم که هر کیلو 3 هزار و 500 از من بخرد، بعد که آمده‌ام گفته کیلویی 2 هزار و 500 فروخته‌ایم. می‌خواهی بخواه و نمی‌خواهی خوش آمدی. من کشاورز هم برای اینکه به پولم برسم مجبورم این ظلم را بپذیرم. در‌واقع هیچ نظارتی بر کار این‌ها نیست که بیاید بپرسد آقای محترم شما روی چه حساب و با چه منطقی اینطور خون کشاورز را در شیشه می‌کنید.
 چرا باید قبول کنید؟
ـ چون هیچ جایی هیچ حمایتی از کشاورز نمی‌شود. من نمی‌دانم صنف میدان تره بار باید به کجا شکایت برد. هر جا می‌رویم حق کشاورز پایمال و نادیده گرفته می‌شود. همه گرفتاری‌های کاشت و داشت و برداشت برای کشاورز است؛ الان کل درآمد باغ میوه من 15 میلیون تومان شده است، در حالی که 5 میلیون تومان فقط هزینه کارگر میوه‌چین ما بوده و این منهای پول جعبه و سمپاشی و آبیاری و کود و... است و هزینه تمام شده باغ میوه من بیش از 10ـ12 میلیون تومان شده و از آن طرف هم 5/1 میلیون یعنی 10 درصد را هم میدان تره بار برداشته و فقط کار کردن مفتش برای من مانده است. تازه این بار را با منت‌کشی در غرفه او خالی کرده‌ام چون خریدار نیست. هر قدر هم بگوید فروخته‌ام نمی‌توانم حرفی بزنم.
به راحتی در حساب‌رسی فروش دبه می‌کنند و هر قیمتی دلشان بخواهد می‌گویند این مبلغ فروخته‌ایم می‌خواهی پولت را بگیر نمی‌خواهی خوش آمدی!
 درباره گندم چطور؛ امسال خرید تضمینی گندم مدیریت مطلوبی داشت؟
ـ امسال حقیقتا گندم‌های ما به خاطر خشکسالی لاغر شده بودند و دلالان جلو نیامدند، اما دولت همه را خرید. از حق نباید بگذریم امسال دولت از نظر خرید تضمینی گندم بسیار خوب عمل کرد و باید تشکر کرد. البته سال پیش به این خوبی نبود و می‌توان آن را به حساب این گذاشت که آقای رئیس جمهور تازه آمده بود و مدیرانش را هنوز عوض نکرده بود. سال‌های قبل‌تر هم که افتضاح بود. سال 92 دولت نرخ تضمینی گندم را زده بود 720 تومان، ما خودمان در تعاون روستایی از کشاورزان 790 تومان خریدیم و 792 تومان هم به کارخانه‌های آرد بهنان یا فرد تاکستان فروختیم. وقتی گندم ما تمام شد دولت نرخ تضمینی را به 800 تومان افزایش داد. همین مساله باعث شد کشاورز خیال کند هر سال همینطور می‌شود و گندم خود را نگهدارد. واقعا هم دغدغه می‌شود چون کیلویی 10 تومان در 100 تن بار جزئی از هزینه‌ها را درمی‌آورد. الان انصافا خوب شده چون برای سال 94 اعلان قیمت کرد و گفت ما اینقدر می‌خریم. اگر اینطور اصولی و قانونی کار کنند، من کشاورز هم می‌آیم حساب و کتاب می‌کنم که با این قیمت چقدر بکارم یا اصلا بکارم یا نکارم. الان دولت روحانی در خرید تضمینی گندم نوعی اعتمادسازی کرده که خیال کشاورز را از این بابت راحت می‌کند. سال 93 قیمت 94 را داده و کشاورز هم تکلیف خودش را می‌داند. الان نرخ جو 94 را اعلان کرده‌اند که کیلویی 850 تومان می‌خریم؛ من و تعداد زیادی از کشاورزان دیگر بیشتر از گندم امسال جو کاشته‌ایم چون این قیمت خوب است. اینطوری می‌شود الگوی کشت را هم به راحتی در کشاورزان جا انداخت.
 بعضی از کشاورزان از سیلوها ناراحت‌اند. شما هم آیا با سیلوهای گندم مشکلی دارید؟
ـ اینکه اصلا برای ما یک چیز عادی شده است. من سال 92 کامیون را به سیلو فرستادم و برگشت زدند و گفتند چند درصد «سن زده» است و اینقدر رشوه بده، من قبول نکردم و گندم را برگرداندم. بار را در باسکول فرزانه زیاران تخلیه کردیم که سر سه راهی زیاران است. آقای الف ط همان بار مرا با لودر با ماسه و خاک مخلوط کرد و بار زد و به همان سیلوی کرج برد و چون رشوه داده بود قبول کردند و با قیمت خوب خریدند! این‌مساله برای کشاورزان عادی شده است. گندم را اینهمه راه تا سیلو می بریم، دربان سیلو می‌گوید 50 هزار تومان بده، وگرنه می‌گویم 3ـ4 درصد سن زده است و بار را برمی‌گردانند. چند صد متر آن طرف‌تر دلال‌ها خوابیده‌اند که می‌آیند و بار را از کشاورز زیر قیمت می‌خرند، روی زمین خالی می‌کنند با خاک و ماسه مخلوط می‌کنند و به همان سیلو می‌فروشند چون آنجا با هم می‌خورند.
ادامه دارد....


چهارشنبه 12 آذر 1393
05:04:31
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT