نبرد آخرالزمان


احمد کاشانی‌پور

شکی نیست که آمریکا با اقدامات خود ثابت کرد که دموکراسی آنان جعلی و شعارهای آزادی بیان و حقوق بشرشان نیز نیرنگی برای اهانت به اسلام و مسلمانان است. آنها هنگام صحبت درباره‌ی ما از آزادی بیان و چه و چه صحبت می‌کنند؛ اما هنگامی که مساله‌ی اسراییل و یهودیان مطرح می‌شود چیزی به نام آزادی بیان وجود ندارد.
بسیاری از مردم از خود می‌پرسند چرا با وجود نقص‌های مکرر و بی‌سابقه‌ی حقوق بین‌الملل و حقوق بشر توسط آمریکا و صهیونیسم، سازمان‌های بین‌المللی که خود را مهد تمدن و دموکراسی و نیز حامی حقوق کودک و حقوق بشر می‌بینند به حمایت گسترده‌ی مالی و تبلیغاتی خود از رژیم صهیونیستی و اشغالگر اسرائیل ادامه می‌دهند و از اسرائیل تا پای جان حمایت می‌کنند؟
واقعیت این است که مسیحیان صهیونیست در باطن خود نگاهی به شدت منفی به یهودیان دارند و رگه‌های بسیار پررنگی از یهودستیزی در تفکر آنها مشاهده می‌شود. این واقعیت ریشه در نقش و جایگاه یهود در برنامه‌ی خداوند در آخرالزمان دارد.
بهترین لحظه‌ی تاریخ در نظر راست مسیحی آن لحظه است که مسیح(ع) همراه با سپاه قدیسان از آسمان بر زمین فرود می‌آید و پس از «آرماگرون» سلطنت هزارساله‌ی خود را بر جهان حاکم می‌گرداند. این مسیح همان فردی است که به باور راست مسیحی توسط یهودیان کشته شده و آنها هرگز به وی که منجی جهان است ایمان نیاوردند.
صهیونیسم مسیحی بر این باور است که با بازگشت مسیح، تمامی مردم از جمله یهودیان یا باید به عیسی مسیح(ع) ایمان آورده و مسیحی شوند و یا به طور قطع کشته خواهند شد، این دو راهی تغییر آیین و یا مرگ، برای یهودیان غیرقابل تحمل است.
این در حالی است که یهودیان آمریکا به طور سنتی نسبت به راست مسیحی نظر مثبتی نداشته‌اند و اختلاف نظر بین آنها در ارتباط با نقش دین در جامعه و مسایل اجتماعی علت اصلی سوءظن‌ها بوده است. از نظر یهودیان آمریکا، حمایت راست مسیحی از اسرائیل و یهود تنها به خاطر نقش آنهاست و نه خود آنها اما چرا اسرائیلی که خود را نماینده‌ی یهود و بنی‌اسراییل می‌داند از حمایت‌های راست مسیحی استقبال می‌کند؟ چرا با آنکه برخی از سران راست مسیحی ادعا کرده بودند که «خر دجال» یعنی همانکه بر ضد مسیح قیام می‌کند، یک یهودی است؛ اما همچنان یهودیان اسرائیل و رهبران آنها، راست مسیحی را بهترین دوست خود می‌دانند؟ به بیان ساده، منافع اسرائیل از اتحاد با راست مسیحی چیست؟ سه هدف عمده‌ی اسراییل در ایالات متحده‌ی آمریکا را می‌توان به صورت خلاصه اینگونه بیان کرد: اسراییل پول می‌خواهد، می‌خواهند کنگره‌ی آمریکا همه‌ی حرف‌های سیاسی را طوطی‌وار تکرار کند و می‌خواهند که کنترل انحصاری و کامل خود را بر شهر بیت‌المقدس برقرار سازند. مسیحیان دست راستی، برای رسیدن به هر سه هدف مذکور به اسرائیل کمک می‌کنند.
آیا مردم آمریکا حامی اسرائیل هستند؟ پاسخ به این سوال آنقدر واضح و روشن است که احتیاج به کندوکاش و بررسی ندارد؛ بلکه در عوض باید به این مساله پرداخت که چرا مردم آمریکا از یهودیان صهیونیست اسرائیل حمایت می‌کنند؟ در واقع می‌توان گفت که حمایت مردم آمریکا از اسرائیل یا به خاطر دلایل دینی است و یا مسایل غیردینی، موضوعاتی چون مسایل اجتماعی، تاریخی و سیاسی است اما همه‌ی مردم آمریکا به یک گونه و در یک سطح از اسرائیل حمایت نمی‌کنند. مهم‌ترین حامیان مسیحی اسرائیل در آمریکا را بنیادگران مسیحی تشکیل می‌دهند که رهبران آنها در صف اول حمایت از اسرائیل قرار دارند. این رهبران که دلایل دینی را در توجیه حمایت خود مطرح می‌سازند تا حد زیادی همان پیروان راست مسیحی هستند. از نگاه رهبران آنها، اگر آمریکا در کنار اسراییل نباشد خداوند آمریکا را تنبیه خواهد کرد و در واقع علت وقوع حوادث 11 سپتامبر را حمایت ناکافی آمریکا از اسراییل می‌دانند. آنچه به طور خاص و علمی از عبارت صهیونیسم مسیحی برداشت می‌شود تنها آن نوع حمایتی است که ریشه در اعتقادات دینی دارد. آنچه تبیین‌کننده‌ی حمایت دینی آمریکا از اسراییل است در واقع مربوط به نقش خاصی است که راست مسیحی از اسراییل دارد. در واقع جنگ ژوئن 1967 و پیروزی نظامی جنجالی اسرائیل در آن، سهم شایانی در احیا و اثبات حقانیت این تفکر در آمریکا و گسترش و تحکیم روابط و همکاری میان سازمان‌های راست مسیحی و صهیونیسم مسیحی و سازمان‌های صهیونیسم یهودی و دولت یهود داشت. صهیونیسم مسیحی، تشکیل رژیم اسراییل در سال 1947 را تاکیدی بر پیشگویی کتاب مقدس تورات پیرامون فرجام جهان و تشکیل دولت جدیدی با ظهور حضرت مسیح پس از بازگشت یهود به سرزمین مقدس به شمار آورد و در انتظار پایان یافتن برنامه‌ی خداوند پس از تاسیس اسراییل، پیروزی اسراییل در جنگ 1967 و اشغال مابقی سرزمین فلسطین، بویژه قدس و دیگر سرزمین‌های عربی، تاکیدی بر این نکته بود که برنامه‌ی خداوند، تکمیل و پیشگویی‌های تورات، محقق شده و اینک پایان آن نزدیک است.
جنبش صهیونیسم مسیحی بر این باور است که «قدس» شهری است که مسیح پس از دومین ظهورش از آنجا بر جهان حکومت خواهد کرد و به رغم اینکه این جنبش به یاری کردن یهود اعتقاد دارد، تا نجات و رهایی مسیح هنگام دومین ظهورش شامل آنها شود، اما مساله‌ی کمک به یهود را تا زمان تکمیل پیشگویی‌های تورات که همان برپایی مملکت هزارساله‌ی خوشبختی است به تعویق می‌اندازد و تمام توجه و تلاش خویش را متوجه به رسمیت شناساندن و مشروعیت بخشیدن به دولت یهود و احقاق حق آن در سرزمین اسرائیل بویژه کرانه‌ی باختری می‌نماید. بنابراین اشغال قدس گامی قبل از فرجام تاریخ نیست بلکه گام آخر، ساخت معبد قدیمی بر روی جایگاه تاریخی و کهن آن است و این همان مکانی است که در حال حاضر «قبه الصخره» طلایی رنگ بر آن قرار دارد.
به اعتقاد بنیادگرایان مسیحی در آمریکا، بازگشت یهودیان به فلسطین و برپایی دولت اسرائیل که پیشگویی‌های کتاب مقدس بر آن دلالت دارند، از نشانه‌های آخرالزمان و نزدیکی بازگشت حضرت عیسی(ع) تلقی می‌شود.
بر این اساس تجمع دوباره‌ی یهودیان در سرزمین موعود و اسکان آنها در آنجا جزو اولویت‌های دستور کار راست مسیحی است و به این لحاظ است که از لحاظ مالی به این پروژه کمک می‌کنند و در عین حال از شهرک‌سازی در سرزمین‌های اشغالی حمایت کرده و عملا مخالف روند صلح خاورمیانه است چراکه بر این اساس سرزمین‌هایی را که خداوند به اسراییلیان هدیه داده با چانه‌زنی‌های سیاسی به دیگران می‌سپارند به این ترتیب عملا شاهدیم که راست مسیحی به شدت حامی سیاست‌های حزب لیکود و قرائت لیکودی از منافع ملی اسراییل هستند و به شدت مخالف روند صلح و تخلیه‌ی شهرک‌های صهیونیستی هستند.
«پت رابرتسون» رئیس پیشین سازمان ائتلاف مسیحی که عمده‌ترین و تاثیرگذارترین سازمان فعال جریان راست مسیحی است با استدلال به برخی از آیات کتاب مقدس مبنی بر اینکه اسرائیل امروز همان کنعانی است که خداوند به ابراهیم و فرزندانش، یعنی اسراییلیان هدیه داده است. می‌گوید که ما نباید از اسراییل بخواهیم که از سرزمین‌های اشغالی عقب‌نشینی کند بلکه باید در کنار آنها بایستیم و بجنگیم.
رهبران راست مسیحی با تکیه بر نفوذ اجتماعی، قدرت مالی و امپراطوری رسانه‌ای که در اختیار دارند با ترتیب دادن جلسات مختلف بین خودی‌ها و مقامات رسمی اسراییل به شدت در رسانه‌های خود از اسراییل حمایت کرده و به تامین کمبودهای مالی موسسه‌های صهیونیستی در آمریکا کمک می‌کنند. به این ترتیب همواره یکی از مهم‌ترین برنامه‌های نخست‌وزیران اسراییل در سفر به آمریکا، دیدار عمومی و خصوصی با «انجیلی‌ها» یا همان «مسیحیان راست‌گر!» است. نفوذ جریان صهیونیسم مسیحی در آمریکا آنچنان بالاست که عملا بر محور حمایت بی‌چون و چرا از رژیم صهیونیستی تعیین کرده و رقم می‌زند.
باراک اوباما نیز در آخرین سخنرانی‌اش یکشنبه شب اول خرداد بر لزوم حمایت از اسراییل تا پای جان چنین گفت: ما متعهد هستیم مانع دستیابی تهران به سلاح اتمی شویم و برای همین شدیدترین تحریم‌های آمریکا را علیه رژیم ایران وضع کرده‌ایم و در سازمان ملل نیز شدیدترین تحریم‌های بین‌المللی را علیه تهران وضع کرده‌ایم. وی تاکید کرد: رابطه‌ی میان آمریکا و اسراییل ناگسستنی و تعهد آمریکا به حفظ امنیت اسرائیل فولادین است. اوباما همچنین گفت: امنیت اسراییل اولویتی برای آمریکاست و به همین علت تلاش می‌کند تا همکاری نظامی دو طرف را به بالاترین سطح برساند.

دوشنبه 9 خرداد 1390
07:58:13
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT