آمال پایتخت شدن، در مسیر تند باد!


قرار بود دربست بگیریم تا پایتخت! ولی انگار اما و اگرها، ما را به یک اتوبوس کهنه‌ی دهه‌ی 50 راضی کرد.
 گزارش ـ زهرا شیشه‌گرها: در میان انبوهی از خواسته‌ها و ایده‌های کوچک و بزرگ واقعی و گاه انتزاعی برای زادگاهمان، ناگاه جرقه‌ای دور از انتظار در ذهن‌ها زده شد! بوی کلانشهر شدن به مشام نرسیده بود که ناگاه به سمت پایتخت سرازیر شدیم ..! دی‌ماه بود که معاون فنی و عمرانی استاندار در جمع خبرنگاران شرایط کشور را به نفع استان اعلام کرد، صحبت‌هایش بوی "آز آب گل آلود ماهی سفید گرفتن" می‌داد. آنجا که همت مسئولان را در شناساندن هر چه بیشتر ظرفیت‌های این خطه در دید تصمیم‌گیران کشوری مهم دانست و گفت: شاخصه‌های صنعتی، کشاورزی‌، گردشگری و حتی دانشگاهی چراغ سبز استان است و اگر نتوان تمام حوزه‌ها را به استان انتقال داد، در بخش‌هایی که قزوین به آنها افتخار می‌کند، می‌توان پذیرای پایتخت بود.
درست به فاصله‌ی چند هفته استاندار آب پاکی را به روی دست رسانه‌ها و مردم ریخت! او که به تازگی و پس از دوران فرمانداری‌اش دوباره مرد اول اجرایی شهر کهن محسوب می‌شود از چگونگی رویکرد دولت و مجلس در آینده و بعید بودن سند زدن "پایتخت" به نام قزوین خبر داد.
استاندار با لحنی متفاوت و به دور از حساسیت و اشتیاق، به عهد صفوی اشاره کرد؛ مقطعی که قزوین مرکز سیاسی و تجاری ایران نامیده می‌شد و این یعنی زادگاهش در تاریخ یک بار تجربه کرده که در سرزمین آریایی حرف اول را بزند و همین ما را بس است..
از پایتخت بگذریم به پایتخت برسیم!
صف اظهار‌نظرها این روزها شلوغ است و رسانه‌ای شدن موضوع انتقال پایتخت حرف و حدیث‌های متنوعی را به دکه‌ی روزنامه‌فروشی‌ها و یا صفحات مجازی کشانده. از نمایندگان مجلس شورای اسلامی شروع می‌کنیم و بر این نکته تاکید که نقطه‌ی مشترک تمامی نطق‌های به صدا درآمده "منتظر ماندن برای ارایه‌ی نظر کارشناسی دولت و مجلس"، پس از بررسی‌های کارشناسانه‌ای است که مجلس دستور آن را صادر کرده. داوود محمدی به ولایت گفت که ضمن فعالیت این کارگروه در موضوع انتقال پایتخت، این وظیفه‌ی نمایندگان و مسئولان استانی است که بتوانند همت به خرج دهند و به واسطه‌ی قرار گرفتن در پشت تریبون‌ها و یا استفاده از دیگر راه‌های موجود، ظرفیت‌ها و ویژگی‌های استان را یادآور شوند تا قزوین جزو گزینه‌های احتمالی قرار گیرد؛ اما مدیر کل راه و شهر‌سازی در اظهار‌نظری که فروردین امروز آن را انعکاس داد گفته بود:" نه قزوین و نه هیچ یک از شهرهای ایران قابلیت انتقال را ندارند و اگر ضرورت انتقال بعد از بررسی کارشناسی مشخص شد، باید شهر جدیدی ساخته شود که زیر‌ساخت‌های آن بر اساس تکنولوژی مدرن باشد" وی این را هم گفته بود که جمعیت این شهر ابتدا باید 250 هزار نفر باشد و از یک میلیون نفر تجاوز نکند. در تایید صحبت‌های محمدی، یک عضو شورای اسلامی شهر مرکز استان نیز، پایتخت شدن قزوین را اعاده حیثیت این شهر تاریخی می‌داند. احد چگینی به 400 سال قبل اشاره می‌کند، زمانی که "قزوین" قبل از تهران و دیگر شهرهای بزرگ امروزی، مرکز ایران بوده؛ چگینی از طرح تفصیلی شهرمان نیز سخن می‌گوید و از آن کمک می‌گیرد تا بگوید که اگر قرار است قزوین در بخش یا بخش‌هایی پایتخت شود، طرح توسعه آن که تا اسماعیل‌آباد دیده شده، می‌تواند به کار بیاید و محدوده‌ی کلانشهر جدید را مشخص کند. اما "ماموریت 5 ساله دولت در بررسی این موضوع از ابعاد مختلف که آیا انتقال ضرورت دارد؟ یا نه؟" از زبان حسینی شنیده می‌شود؛ نماینده‌ی مردم قزوین در خانه‌ی ملت این را هم می‌گوید: "باید دید که با انتقال پایتخت مشکل تهران حل می‌شود.؟!" احساساتی برخورد نکردن با این موضوع، سپردن کار به دست کارشناسان برای بررسی ظرفیت‌های استان‌ها همچون قزوین، مورد دیگری است که وی اشاره کرده و پس از آن نقش نمایندگان و مسئولان را در تبلیغ ظرفیت‌ها پر‌رنگ می‌داند. وی بر اساس شنیده‌های خود، این را نیز اذعان می‌کند که قزوین جزو 10 استان اول و گزینه‌های احتمالی قرار دارد. تاکید پایانی حسینی بر منتظر ماندن و اعلام نتایج بررسی‌ها خلاصه شد و درافشانی معاون استاندار با روزنامه ولایت از ظرفیت استان در پذیرش پایتخت در بخش سیاسی سخن گفت. در دهه‌های اخیر، بارها و بارها موضوع انتقال پایتخت مطرح شده است، همین اواخر و مطابق با دولت نهم و دهم انتقال تعدادی از وزارتخانه‌ها به دیگر استان‌ها سرچشمه‌اش همین روند بود که عقیم ماند و حالا به شکل جدی‌تری بر سر زبان‌ها افتاده است؛ به گفته‌ی فرخزاد رئیس سازمان نظام مهندسی، "انتقال پایتخت در چندین دوره مطرح شده یعنی در سال‌های 52 و 68 که اینگونه بحث‌ها بر سر زبان‌ها افتاده بوده است". فرخزاد همچنین انتقال پایتخت را برای قزوین خوب و دارای مزیت می‌داند، ولی تبعات منفی آن را نیز کتمان نمی‌کند.
پایتخت شدیم، اوضاع بدتر نشود؟
از زمانی که بشر خود را شناخت و یا بهتر بگوئیم از وقتی که انسان توانست با همنوع خود ارتباط برقرار کند راه‌هایی را کشف کرد، یکی از معروفترین آنها بر افروخته نمودن آتش و دودی که به واسطه‌ی آن برمی‌خاست، بود. زمان گذشت تا اینکه "زبان" به اشکال و گویش‌های مختلف بر روی کره‌ی خاکی رواج یافت و به واسطه‌ی آن، انتقال سینه به سینه‌ی اخبار، رویداد‌ها، فرهنگ‌ها، افسانه‌ها و آداب و رسوم از نسلی به نسل دیگر رواج یافت و جا باز کرد زبان به زبان پراکنده شدن یک خبری. خبر یا شایعه‌ی پایتخت شدن قزوین نیز هفته‌هاست به این شکل در بین عامه‌ی مردم رواج یافته و به واسطه‌ی آن تحلیل‌های شنیدنی، شنیده می‌شود.
س.ل کارمند، انتقال پایتخت را مزیت مهمی دانسته و دلیل طرفداری از عقیده‌ی خود را افزایش امکانات و خدمات رفاهی در قزوین اعلام می‌کند. در مقابل م.ش استاد دانشگاه بیان می‌کند: مشکلاتی که امروز تهران با آن مواجه است، در ابتدا نبوده و اگر قرار باشد در آینده قزوین نیز به آنها دچار شود، بهتر است که از ابتدا این انتقال انجام نشود. اظهار‌نظرهای بر آمده از میان ساکنین استان در این بحبوحه‌ی پر فراز و نشیب، با پیشرفت و یا از دست دادن آنچه که حال، صاحب آن هستیم همراه است؛ خطر آلودگی هوا، مشکل تامین آب، افزایش قیمت زمین و مسکن و از همه مهمتر، معضلات و ناهنجاری‌های اجتماعی همین حالا هم، قزوین را تهدید می‌کند و اگر قرار باشد با همین وضعیت کلانشهر شدن را درنوردد و به پایتخت برسد یک پرش ما فوق تصور انجام داده است! حال امروز قزوین، زمانی به مرحله‌ی ایده‌آل می‌رسد که محلی برای گذر نباشد، جاذب سفر باشد و رونق اقتصادی‌اش زبانزد خاص و عام؛ حتی اگر مرکز اداری و سیاسی ایران نباشد. در کنار این اگر مردمانش همانند دیگر مردمان این سرزمین شاد نیستند، از ته دل بخندند و به آینده امیدوار باشند.
تهران، رویایی که این روزها کابوس می‌بیند!
روزی که در عهد قاجار، تهران به عنوان پایتخت ایران برگزیده شد، هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که روزگارش اینچنین شود! سیل افسار گسیخته جمعیت که همچنان نیز ادامه دارد به سمت آن روانه شوند و هدفشان سپری نمودن ایام بهتر و با کیفیت در عمرشان باشد. تهران، روستایی از توابع ری، در آن سال‌ها جمعیتش میلیونی نبود و کسی چه می‌دانست روی گسل زلزله بودن، چیست؟! و آلودگی هوا چه طور شکل می‌گیرد و اصلا امکان دارد؟! سال‌ها گذشت و تهران و تهرانی‌نشین‌ها با این اشکالات آشنا شدند تا سال 64 که مصادف بود با دویستمین سال پایتخت شدن تهران که موضوع انتقال پایتخت برای دومین بار مطرح شد، پیش از آن نیز در عهد کریم خان زند، تهران برای مدت کوتاهی پایتخت شده بود که به دلایل اقلیمی، زیست محیطی، آب و هوای گرم تابستان و بوی نامطبوع، پایتخت را به شهر شیراز، که از اعتدال هوا برخوردار بود، انتقال داد.
وسوسه‌ی انتقال پایتخت برای سومین بار، در سال 68 بازگویی شد، اما مسئولان "ساماندهی تهران" را مناسب‌تر تشخیص دادند که باز هم با اجرای طرح‌هایی نتوانست کاهش‌دهنده‌‌ی مشکلات پایتخت باشد، این گذشت تا اواخر دهه‌ی 70 که موافقان انتقال پایتخت، تمرکز‌زدایی را برای حل مشکلات این شهر بزرگ تجویز و حفاظت از ارکان حکومت و امنیت ملی در برابر آسیب‌های وسیع ناشی از زلزله و سایر خطرات احتمالی را، از دیگر نتایج این انتقال دانستند و دلایل خود را پشت هم ردیف کردند. اما به رسم دفعات گذشته باز هم تصمیمات عجولانه توفیق نیافت تا به چهارم دی‌ماه سال 92 رسیدیم، روزی که مجلس نهم به کلیات طرح ساماندهی و انتقال پایتخت سیاسی و اداری رای داد، این اقدام موجب شد توفانی از تایید و انتقاد به این تصمیم وارد شود و موافقان و مخالفان نظرات خود را به بازار رسانه‌ها عرضه کنند. چیزی که تا حدودی شرایط را آرام می‌کرد و به آری گفتن‌های مجلس و نه گفتن‌های دولت خاتمه می‌داد، تشکیل کارگروهی برای بررسی انتقال پایتخت متشکل از قوه‌ی مجریه و مقننه بود تا تلاشی برای بررسی موضوع و انتخاب مکان و یا مناطقی برای این انتقال در افق زمانی دو تا پنج ساله انجام دهد و پایتخت به مرور زمان و در یک افق 10 ساله از مرکزیت تهران، اسباب‌کشی کند. در این بین نمایندگان شهرهای مختلف در مجلس فرصت را غنیمت شمردند و تعریف و تمجیدهای فراوانی را برای تصاحب پایتخت به راه انداختند، نمایندگان مردم سمنان، شهریار، هشتگرد و پرند از قافله دور نماندند و تیرهایی را در تاریکی رها کردند پیش از این استاندار تهران در برنامه‌ی تلویزیونی اظهار نظرهایش طعم مخالفت با جابجایی پایتخت را می‌داد و یکی از دلایلش هزینه‌های بالای آن بود. اما انگار مسئولان و عده‌ی زیادی از مردم تهران تمایل به انتقال ندارند و راه چاره را در حل مشکلات تهران در وضع موجود می‌دانند، شاید دلیل آن وجود انواع ظرفیت‌ها در شهر برج میلاد باشد و چون بسیاری از آنها جرات به خرج دادند و از گوشه و کنار ایران زحمت کوچ را به جان خریدند و برای زندگی به تهران آمدند دیگر تمایل ندارند تحت هیچ شرایطی تهران را ترک کنند حتی در شرایطی که "این محل زندگی" با شب‌ها و روزهای پر از کابوس دست و پنجه نرم می‌کند.
اینجا چراغی روشن است!
در میان وسعتی که "شهر" می‌نامیم، افرادی هستند که بودنشان، صحبت‌ها و راهکارهایشان حل مساله است، افرادی که سال‌های سال درس خواندند و امروز، برهه‌ای است برای انتقال آنچه که فرا گرفتند؛ دکتر حسین امینی متخصص در زمینه‌ی تکنیک‌های برنامه‌ریزی شهری و کسی که در کارنامه‌ی کاری‌اش تدریس در دانشگاه بیرمنگام انگلیس دیده می‌شود پاسخی قانع‌کننده به بایدها و نبایدهای ما دارد.
وی با تاکید بر اینکه شهر‌سازی یک مقوله‌ی سیاسی است، هر نوع مطالعه و بررسی در امور شهری را اگر انتزاعی و تک بعدی باشد، بی‌نتیجه می‌داند و ادامه می‌دهد: مطالعات جامع در بخش‌های سیاسی، کالبدی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی استراتژیکی از ضرورت‌های انکار‌ناپذیر است و نمی‌توان تنها به بعد مکانی توجه داشت.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی قزوین با این مقدمه موضوع انتقال پایتخت را که در حال حاضر به مرحله‌ی بررسی کارشناسانه در ابعاد مختلف رسیده اینطور بازبینی می‌کند و می‌گوید: ابتدا باید ضرورت این جابجایی مشخص و ثابت شود، به عقیده‌ی من سیاست تمرکز‌زدایی باید به جای انتقال مدنظر قرار بگیرد چرا که اگر مراکز سیاسی و اداری به شهر دیگری انتقال یابد مشکل تهران باز هم حل نشده باقی می‌ماند.
وی به تحقق مطالعات علمی و جامع و انتقال پاره‌ای از عملکرد دولت به دیگر استان‌ها را از راه‌هایی برشمرد که می‌توان تا حدی از مشکلات پایتخت کاست.
«سابک سیداف» کارشناس شهر سازی حل مشکلات تهران را نیازمند برنامه‌ریزی بلند‌مدت می‌داند و جمعیت 7 میلیونی شهر تهران را که در روز به 11 میلیون می‌رسد ناشی از مهاجرت پی در پی مردم در این سال‌ها به آن دانسته و اذعان می‌کند: از آنجایی که محل کار حجم عظیمی از مردم دیگر شهرها محسوب می‌شود باید ساز و کار منطقی برای حل مشکلاتش پیدا کرد.
نکته‌ی مشترکی که در صحبت‌های امینی و سیداف وجود دارد عدم ضرورت وجود مراکزی همچون وزارت کشاورزی، گمرک، شبکه‌ی توزیع کالا و یا دفاتر مرکزی کارخانه‌ها در تهران است؛ آنها تاکید می‌کنند که با توجه به ظرفیت‌های هر استان، می‌توان مراکز مهم مربوطه را به همانجا برد.
دکتر امینی با بیان اینکه به دلیل "فقدان طرح آمایش سرزمین" حل مشکلات زیستگاه‌ها در دستور کار قرار می‌گیرد، افزود: به دلیل فراهم آوردن امکانات در تهران و شهرهای مجاور آن همچون کرج، موج عظیم جمعیت از مناطق مرزی و کویر‌نشین به سمت مرکز ایران سرازیر شدند به طوری که از جمعیت 70 میلیونی بین 16 تا 20 میلیون نفر در این محدوده ساکن هستند.
سیداف با بیان اینکه در مسایل شهری اقدامات ضربتی پاسخگو نخواهد بود و شهر مانند یک موجود زنده بوده و به مرور زمان شکل گرفته و کامل می‌شود، ادامه می‌دهد: تهران می‌تواند مرکز سیاسی و اداری ایران باقی بماند و خیلی از داشته‌های خود را حفظ کند و این در صورتی رخ می‌دهد که بتوان از جمعیت آن به مرور کاست، دولت را کوچکتر کرد و از تمرکز شغل و امکانات در تهران پرهیز کرد و این مزیت‌ها را عادلانه در جای جای ایران اسلامی پراکنده کرد.
این کارشناس شهری با تاکید بر اینکه انتقال پایتخت نسخه‌ی مناسبی نیست، ادامه می‌دهد: فرض می‌کنیم پایتخت را با وضع موجود به طور کلی و یا در بخش‌هایی به یکی از شهرهای ایران منتقل کردیم، اگر پایتخت جدید را بدرستی مدیریت نکنیم چند سال دیگر تهران دوم شکل خواهد گرفت و ما فقط متحمل هزینه‌های سنگین انتقال پایتخت شدیم که جزو بودجه‌ی ملی است.
«سید اف» این را هم یادآور می‌شود که "در استان تقویت زیر ساخت‌ها به جای تلاش عجولانه برای پایتخت شدن مهم است، تامین منابع آب، ساخت و توسعه زیر‌ساخت‌های شهری، احداث هتل و جاده و توجه به امکانات دیجیتالی مثل اینترنت نیز می‌تواند مهم باشد و اگر با وضع موجود بخواهیم جمعیت را افزایش دهیم مشکلات بیشتر می‌شود و در مقابل توسعه‌ی فیزیکی هنوز انجام نشده است"
در ادامه دکتر امینی به مشکلاتی که دیگر پایتخت‌های بزرگ دنیا همچون لندن و پاریس با آنها مواجه‌اند اشاره کرده و می‌گوید: مادامی که یک شهر همچنان نقطه‌ی اشتغال و جذاب باشد و امکانات بهداشتی، تجاری و رفاهی در آن متمرکز باشد مشکلات دست نخورده باقی می‌ماند و بدتر از آن زمانی است که از دیگر مناطق و شهرها غافل شد و این حال امروز تهران است.
وی منطقه‌بندی کشور و مطالعه‌ی اینکه نقش غالب هر منطقه چیست؟! آنهم با یک افق 20، 50 و حتی 100 ساله که کشور آلمان آن را انجام داده می‌توان در داشتن پایتخت‌های کوچکتر در جای جای ایران تلاش کرد، مکان‌هایی که هر کدام در نوع خود حرفی برای گفتن دارند و شناسنامه‌ی پیشرفت و تعالی کشور محسوب خواهند شد.

دوشنبه 14 بهمن 1392
04:55:11
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT