از تراژدی صندلی‌های خالی تا کمدی تلخ "سینما سلام"


گزارش ـ عاطفه حسینی: داستان سینما قدس و بسته شدن غریبانه‌اش که پیش آمد؛ خیلی‌ها گفتند دهه طلایی سینما تمام شد و نوستالژی‌های صف‌های عریض و طویل مقابل سر در سینماها به تاریخ پیوست. به قول این گزارشگران ورزشی شاید خوشبین‌ترین طرفداران هم پیش‌بینی نمی‌کردند طرح "سینما سلام" و اکران رایگان فیلم‌ها دوباره خاطره سال‌های دهه چهل را زنده کند. البته تکرار این نوستالژی مثل همه خاطراتی که در روزگار سرد و یخی امروز زیر فشار کاتالیزور زنده می‌شوند؛ پرهزینه بود و کارت قرمز بازی جوانمردانه گرفت.

هنوز کرکره سینما مهتاب درست و حسابی بالا نرفته و اتاق فرمان کارش را شروع نکرده است که مردم صندلی‌های سانس 9 صبح را پر کردند تا بدون پرداخت بها، فیلم "بوی گندم" را روی پرده ببینند؛ فیلمی متعلق به سینمای گیشه و با مضمونی عاشقانه. سانس تمام نشده، سالن انتظار مملو از جمعیت است. خیلی‌ها جلوی در ورودی تجمع کرده‌اند. در سانس دوم قریب چند ده نفری بیش‌تر از گنجایش سالن و روی پله‌های تردد نشسته‌اند. عوامل سینمای جوان تلاش می‌کنند جمعیت را آرام کنند. متفرق‌سازی ممکن نیست. پیرزنی لابلای جمعیت در شیشه‌ای سینما را می‌کوبد؛ می‌گوید:"در را باز کنید. حق‌الناس است؛ از تلویزیون اعلام کرده‌اند مردم حق دارند فیلم‌ها را رایگان ببینند." هرچند دقیقه یک بار یکی می‌رود برای مردم توضیح می‌دهد که گنجایش سالن محدود است و مجبورند منتظر بمانند. همه از تک و تا افتاده‌اند؛ مدیر سینما و پسرش؛ رئیس انجمن سینما جوان قزوین و اعضایش. هر لحظه بر فشار جمعیت اضافه می‌شود. دور تا دور سینما را مغازه گرفته است؛ نمی‌توانند داربست بزنند. مردم ما هم که در صف بستن زبانزد خاص و عام‌اند! خانمی لابلای جمعیت توجهم را جلب می‌کند؛ نوزاد سه چهار ماهه‌ای را در آغوش و دست کودک سه چهار ساله‌ای را هم گرفته است. می‌پرسم می‌داند چه فیلمی روی پرده است؟ سرش را بالا می‌برد؛ نگاهی به سردر می‌اندازد و می‌گوید: "بوی گندم" خودش سر صحبت را باز می‌کند و ادامه می دهد:" آخرین باری که سینما آمدم تازه با شوهرم آشنا شده بودم؛ رفتیم سینما ملت. بعد از آن دیگر دل و دماغ سینما آمدن نداشتم." می‌پرسم چه شده که حالا هوای سینما به سرشان زده؟ آقای جوانی که چند قدم آنطرف‌تر ایستاده؛ می‌خندد؛ بلند می‌گوید:"سنگ مفت؛ گنجشک مفت" چند نفری هم بعد از او می‌خندند و سرشان را تکان می‌‌دهند. سانس 13 هم مثل سانس‌های قبلی پر و پیمان است. اصلا آدم دارد از در و دیوار سینما می‌زند بیرون! ساعت 12 سانس‌های سینما بهمن هم شروع شده است.
این سینما فیلم نسبتا موفق "سر به مهر" را روی پرده دارد. یکی از اعضای انجمن سینما جوان که از بهمن به مهتاب آمده از لای جمعیت ماندن رئیس حوزه هنری و ازدحام خیابان روبروی سینما خبر می‌دهد.
فاصله بین دو تا سینمای شهر زیاد نیست. هنوز به سینما بهمن نرسیده‌ام که چشم‌های متعجب سرنشین‌های ماشین‌ها که گویا نمی‌دانند چه خبر است؛ توجهم را جلب می‌کند. از راننده تاکسی می‌پرسم می‌داند چه خبر است؟ سری تکان می دهد و می گوید:" از صبح کلافه‌مان کرده‌اند. هر دقیقه یکی می‌دود وسط خیابان. می‌گویند سینماها مفت است. این مردم چه دل خجسته‌ای دارند. آخر با این اوضاع و احوال دل و دماغ سینما رفتن برای کسی می‌ماند." خانم جوانی هم که کنارم نشسته؛ مقابل سینما پیاده می‌شود. چند نفری آنطرف‌تر خارج از صف منتظرش ایستاده‌اند. می‌گویم چرا امروز؛ فقط به دلیل بلیت رایگان؟ که هر کدام به شوخی جوابی می‌دهند. یک نفر با خنده می‌گوید:"در تلویزیون گفتند حضور شما به نفع سینمای کشور است من هم خواستم به سینمای کشور کمک کنم." یکی از آن‌ها که خودش را عشق فیلم معرفی می‌کند؛ از فیلم‌های در حال اکران گلایه می‌کند و می‌گوید این طرح را برای وقتی گذاشته‌اند که سینماها فیلم جذابی ندارند.

مهدی رمضانی، معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد از غافلگیر شدن عوامل اجرایی می‌گوید و اینکه انتظار این استقبال را نداشته‌اند. از اینکه از ابلاغ وزات ارشاد تا اجرایی شدن طرح "سینما سلام" کمتر از یک هفته زمان داشته‌اند؛ گله می‌کند و ادامه می‌دهد:" آشتی با سینما واقعیتی است که در دل این طرح قرار گرفته است. درواقع بودجه‌ای که سازمان سینمایی برای این روز هزینه کرده؛ در راستای کمک به صنعت سینماست. سینما مدت‌هاست در سبد خانواده ایرانی جایی ندارد.
شاید"سینما سلام" بتواند اسباب آشتی مردم با سینما را فراهم کند؛ البته برای تبدیل شعار به شعور، زمان و استمرار لازم است."
در طول صحبت، تلفنش زنگ می‌خورد؛ رییس انجمن سینما جوان پشت خط است. گویا اوضاع در سینما مهتاب از کنترل خارج شده است. چند تایی مامور نیروی انتظامی آمده‌اند تا اوضاع را آرام کنند. حراست اداره کل ارشاد هم می‌رود تا به سامان دادن اوضاع کمک کند. رمضانی می‌گوید:" درست است که در مثل مناقشه نیست؛ اما صف امروز مردم برای دیدن فیلم به صف آن‌ها برای خرید نان بی‌شباهت نیست؛ یکی غذای فرهنگی و دیگری غذای جسم. مثل نان که به یارانه نیاز دارد؛ صنعت سینما هم نیازمند حمایت و کمک است."
از فرصت استفاده می‌کنم و پای فقر قزوین در سالن‌های سینما را به میان می‌آورم؛ با تکان دادن سر حرفم را تایید می‌کند؛ اما می‌گوید: "این واقعیت‌ها هستند که سیاست‌های اجرایی را تعریف می‌کنند؛ تا وقتی نیاز به غذا وجود نداشته باشد؛ کسی سفره پهن نمی‌کند. قطعا سرمایه‌گذار وقتی حاضر است سینما بسازد که منفعتش را درک کند.
اگرچه امروز نشانه مثبتی بود اما تا گردش اقتصادی نباشد؛ نمی‌توان به آن بسنده کرد."

ساعت از 10 شب گذشته است. تلفن رئیس انجمن سینما جوان را می‌گیرم تا آمار همه کسانی که در روز"سینما سلام" به سینما سلام کرده‌اند؛ بپرسم. می‌گوید جمعیت آنقدر زیاد بوده که ناگزیر شده‌اند سانس‌های عصر هر دو تا سینما را تعطیل کنند و از نیروی انتظامی برای متفرق کردن مردم کمک بگیرند. گویا در هر دو سینما فیلم‌ها در مجموع 1200 بیننده صندلی‌نشین و چند ده تایی هم روی پله‌نشین داشته‌اند. در این ازدحام جمعیت بلایی سر کسی نیامده اما قسمتی از شیشه سینما بهمن را شکسته‌اند و کرکره سینما مهتاب را هم کج کرده‌اند.

خوب و بد طرح"سینما سلام" بماند برای آنهایی که چرتکه انداختن و حساب و کتاب کردن را دوست دارند. نگارنده فقط دلش می‌خواهد بلایی که سر سینما قدس آمد؛ فقط یک بار در تاریخ هنر هفتم نوشته شود. کاش پول خرج فرهنگ کردن آنقدر جا بیفتد که همه روزهای سال، سینما سلام باشد، نه خداحافظ سینما!

يكشنبه 13 بهمن 1392
08:52:56
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT