صف‌هایی که حرص نان می‌خورند!


زهرا شیشه‌گرها
یکی از نچسب‌ترین مکان‌هایی که هیچ‌گاه دوست ندارم پای خودم را به آنجا بگذارم «نانوایی» است. نه به خاطر اینکه از خوردن نان ناراضی باشم؛ شکایت من به طالبان نان مربوط می‌شود و طاقت کم آن‌ها در بدست آوردن قوت غالب... .
اگر حتی یک بار گذرتان به نانوایی خورده باشد و انسان قانون‌مداری باشید از دست چانه‌زدن‌ها، زرنگ‌ بازی‌ها و حتی حق‌کشی‌های برخی افراد در مرکز پخت نان گله‌مندید البته دیگر این مساله به یک روند عادی در شهرمان تبدیل شده است.
اصلا چرا راه دور برویم و ذهن خوانندگان را درگیر کنیم. همین چند روز پیش را می‌گویم زمانی که سر راهم یک نانوایی خلوت سبز شد و من با این دید که زیاد معطل نمی‌شوم به داخل آن روانه شدم؛ چون من بربری آن هم از نوع کنجدی طالب بودم و صبر کردم تا سری جدید نان از تنور بیرون بیاید. دو نفر قبل از من نان خود را گرفتند و رفتند و من ماندم و در انتظار نان موردنظر که از راه برسد. چهار نان معمولی روی میز مانده بود که دیگری آمد و بدون توجه به اینکه یک موجود زنده منتظر ایستاده است و قصد جمع کردن نان‌های باقی مانده را داشت، بعد هم وقتی معترض شدم که مگر آقا! نوبت شما شده که نان‌ها را جمع می‌کنید؟! او هم حق به جانب گفت: «خانم! شما که منتظر نان کنجدی هستید؟ اصلا همه‌ی نان‌ها را بردارید.»
گاهی اوقات دلم می‌گیرد، نه از اینکه ممکن است نان دیر یا زود به دستمان برسد و از گلویمان پایین رود؛ از اینکه علی‌رغم عنایت خداوند به بندگان خود و وجود مسایل اقتصادی، هنوز هم لقمه نانی سر سفره‌هایمان پیدا می‌شود؛ ولی باز هم جنگ داریم و حرص و طمع داریم در صف طلب نان... .

سه شنبه 8 بهمن 1392
09:17:17
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT