یادی از دکتر اسماعیل خرسند، پدر جذامیان قزوین


مهدی نورمحمدی

اشاره:
فرا رسیدن اردیبهشت، یادآور درگذشت دکتر اسماعیل خرسند، پزشک انسان‌دوست و فداکاری است که در طول اقامت خود در قزوین، منشا خدمات فراوانی گردید. بدون شک، تاریخ فعالیت‌های پزشکی در قزوین، نام و خاطره‌ی این مرد بزرگ را که با پیروی از مقتدایش امام علی(ع)، زندگی خود را وقف رسیدگی به بیماران و بویژه بیماران جذامی کرد و ملقب به پدر جذامیان قزوین گردید را از یاد نخواهد برد. به مناسبت فرا رسیدن سالگرد درگذشت او، متنی تهیه شده است که از نظرتان می‌گذرد.
سوتیتر1: دکتر خرسند دارای صفات و خصلت‌های پسندیده‌ی انسانی بود و هرگز از حرفه‌ی پزشکی به کسب درآمد نمی‌اندیشید. او نه تنها بیماران بی‌بضاعت را به رایگان مداوا می‌کرد، بلکه داروهایشان را نیز به رایگان در اختیارشان می‌گذارد.
سوتیتر2: طی دو دهه تلاش‌های بی‌وقفه‌ی دکتر خرسند و دیگر همراهان فداکار و از جان‌گذشته‌اش، بیماری مهلک جذام به طور کامل در روستاهای اطراف قزوین ریشه‌کن گردید.
سوتیتر3: برپایی مجلس یادبود و نصب لوحه‌ی تندیس برای دکتر خرسند، تاثیر مهمی در تربیت نسل‌های آینده و به خصوص پزشکان و دست‌اندرکاران امور درمانی خواهد داشت.


دکتر اسماعیل خرسند مشهدی در سال 1292 خورشیدی در شهر مشهد مقدس در خانواده‌‌ای متدین و مذهبی به دنیا آمد. پدرش از بازاریان سرشناس مشهد و از خادمان بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) بود. او تحصیلات ابتدایی و دبیرستان و همچنین زبان فرانسه را در زادگاه خود با رتبه‌ی عالی گذراند و پس از قبولی در کنکور، برای تحصیل در رشته‌ی پزشکی به تهران آمد و پس از اخذ مدرک دکترای عمومی، مشغول گذراندن دوره‌ی تخصصی چشم در دانشکده‌ی پزشکی تهران گردید. دکتر خرسند همزمان با تحصیل در دوره‌ی تخصصی، در مطب شخصی به طبابت و مداوای بیماران می‌پرداخت و در ضمن، عضو هیات علمی بیمارستان فارابی (مرکز تخصصی چشم) تهران بود. وی با مشاهده‌ی رنج‌ها و محرومیت‌های روستاییان اطراف قزوین که به امید درمان به مطب او می‌آمدند، یک سال مانده به پایان تحصیلات، دوره‌ی تخصصی چشم را نیمه کاره رها کرد و برای یاری رساندن به محرومین و دردمندان به قزوین آمد و در خیابان طالقانی فعلی (شاه سابق)، نبش کوچه‌ی کتابخانه‌ی علامه رفیعی (تسنیمی سابق) مطب خود را افتتاح کرد. خانم شیدا خرسند درباره‌ی علت نیمه کاره ماندن دوره‌ی تخصصی پدرش می‌گوید: «روزی چند جوان که پیرمردی را به دوش گرفته و از روستاهای اطراف قزوین آمده بودند، به مطب پدرم می‌آیند. پس از معاینه، پدرم متوجه می‌شود که پیرمرد بینایی خود را از دست داده است. وقتی که علت را جویا می‌شود، در پاسخ به او می‌گویند که در قزوین متخصص چشم وجود ندارد و اکثر مردم روستا به علت نبود امکانات، راه‌های صعب‌العبور و عدم بهداشت، با ابتلا به بیماری‌های ساده‌ی چشمی هچون تراخُم، آب سیاه و آب مروارید، بینایی خود را از دست می‌دهند. پس از شنیدن این حرف، انگیزه‌ی مهمی برای خدمت به محرومین در اندیشه‌ی پدرم ایجاد می‌شود و به خود می‌گوید: نباید زمان را از دست بدهم، اگر بتوانم حتی مانع از نابینا شدن یک نفر هم بشوم، بی‌درنگ باید راهی قزوین شوم و در صدد نجات محرومین برآیم. این‌گونه بود که ایشان آمدن به قزوین را به اتمام دوره‌ی تخصص و زندگی مرفه تهران ترجیح می‌دهند و آنچنان مورد مراجعه‌ی بیماران چشم قرار می‌گیرند که فرصتی برای اتمام دوره‌ی تخصص، دست نمی‌دهد».
دکتر خرسند پس از تاسیس مطب در قزوین، خانواده را در تهران باقی گذاشت و خود هر روز جاده‌ی پرخطر تهران ـ قزوین آن روزگار را برای معالجه‌ی بیمارانش طی می‌کرد و مدت یک سال در گراندهتل قزوین اقامت داشت. چون در آن هنگام (سال‌های 1331 و 1332)، قزوین نسبت به تهران امکانات کمتری داشت، دکتر خرسند راضی به انتقال خانواده‌ی خود به قزوین نبود، اما مدتی بعد، همسر وفادار و فداکارش به او می‌گوید که به منظور حمایت از کارهای خداپسندانه و رسیدگی به وضعیت روستاییان دردمند حاضر است که به قزوین مهاجرت نماید. بدین ترتیب، پس از مدتی خانواده‌ی دکتر خرسند به قزوین می‌آیند و فصلی نو و برگی زرین در زندگی این پزشک ستوده خصال گشوده می‌شود. با استقرار دکتر خرسند در قزوین به صورت تمام وقت، مراجعه‌ی بیماران چشم به او افزایش قابل ملاحظه‌ای یافت و گاهی تعداد آنان به قدری زیاد بود که تا کنار پیاده‌رو صف می‌کشیدند. چون دکتر خرسند دارای صفات و خصلت‌های پسندیده‌ی انسانی بود و هرگز از حرفه‌ی پزشکی به کسب درآمد نمی‌اندیشید، طبقه‌ی پایین مطب خود را برای بیماران کم‌بضاعتی که از راه‌های دور می‌آمدند و مکانی برای اقامت نداشتند، به گونه‌ای آماده کرده بود که در آن جا بستری و مداوا شوند. این پزشک انسان‌دوست، علاوه بر ایجاد محلی برای استراحت بیماران نیازمند، داروهایشان را نیز به صورت رایگان در اختیارشان قرار می‌داد. دکتر خرسند که در ابتدا تمام تلاش و همت خود را جهت درمان بیماران چشمی قرار داده بود، با مطالعه‌ی زندگی دکتر آلبرت شواتیزر و الگو قرار دادن او علاقمند به معالجه‌ و درمان بیماری مهلک جذام گردید. دکتر آلبرت شواتیزر، پزشک ایثارگر و انسان‌دوست اروپایی بود که با همسرش که او نیز پزشک بود، به آفریقا رفت و تمامی زندگی خود را وقف معالجه‌ی بیماری جذام بومیان آفریقا کرد. جذام یک نوع بیماری باکتریایی است که باعث کرختی و بی‌حسی عضلات، تحلیل بافت‌های بدن و زخم‌ها و جراحت‌های شدیدی که به سختی بهبود می‌یابند می‌شود. زخم‌ها و جراحت‌های این بیماری خطرناک، به قدری زشت و زننده بود که مبتلایان نگون‌بخت، همواره از مردم گریزان بودند و خود را در جنگل‌ها، بیغوله‌ها و اصطبل روستاها پنهان می‌کردند و ترجیح می‌دادند تا زمان مرگ در هیچ جمعی حضور پیدا نکنند. متاسفانه در آن دوران، این بیماری مهلک در روستاهای اطراف قزوین و بویژه در منطقه‌ی الموت شیوع فراوان داشت.
به همین خاطر، به دعوت دولت وقت، پروفسور لویران جذام‌شناس مشهور فرانسوی برای انتقال تجربیات خود، به ایران و از جمله به قزوین آمد. چون دکتر خرسند به زبان فرانسه تسلط فراوانی داشت، در جلسه‌ی معارفه‌ی پروفسور لویران که در بهداری قزوین تشکیل شد، بیانات او را برای حضار چنین ترجمه نمود: «جهت درمان بیماران جذامی روستاهای اطراف قزوین نیاز به پزشکی می‌باشد که دوره‌ی دو ماهه‌ی آموزشی معالجه‌ی بیماران جذامی را در تهران بگذراند».
دکتر خرسند در هنگام ترجمه‌ی این جملات، به یاد انگیزه‌ی مهاجرت خود به قزوین می‌افتد و اشک از چشمانش جاری می‌شود، به طوری که تعجب سایرین را برمی‌انگیزد. بدین ترتیب، او داوطلب گذراندن این دوره‌ی آموزشی می‌شود و طی دو ماه، هر روز صبح‌ها به مرکز آموزشی رفته و بعدازظهرها برای مداوای بیماران در مطب شخصی به قزوین بازمی‌گردد.
دکتر خرسند پس از گذراندن دوره‌ی آموزشی و کسب تجربیات لازم، با حمایت وزارت بهداری وقت به همراه گروهی فداکار و از جان گذشته، شامل دستیار، پرستار و راننده به منظور درمان بیماری جذام، از آبان سال 1337 تا سال 1347 به طور پیوسته عازم روستاهای دور و نزدیک اطراف قزوین، زنجان و گیلان شد و با تلاشی وصف‌ناشدنی، موفق به ریشه‌کن نمودن این بیماری مهلک گردید. پیرو این تلاش‌های جهادگونه، با همت دکتر خرسند، جمعیت مبارزه با جذامیان، در سال 1347 در قزوین تاسیس شد و کار خود را به طور رسمی آغاز کرد. با آغاز به کار این نهاد، دکتر خرسند به مدت بیست سال واحد زیرین مطب خود را به طور رایگان در اختیار جمعیت و اداره‌ی بهداری قرار داد تا کارمندان آنها به مداوای مراجعین جذامی بپردازند. از دیگر اقدامات خیریه‌ی دکتر خرسند، طرح بنای بیمارستان بیماری‌های ویژه‌ی پوستی با همفکری تعدادی از پزشکان خیر و نیک‌اندیش بود. این بیمارستان در 22 بهمن سال 1370 افتتاح شد و هم‌اکنون با نام «مرکز درمانی کودکان قدس» و به عنوان یک مرکز بزرگ آموزشی و درمانی در حال خدمت‌رسانی به شهروندان قزوینی است. دکتر خرسند پس از تاسیس مرکز مبارزه با بیماری جذام و ریشه‌کن شدن این بیماری خانمانسوز در قزوین و اطراف، فعالیت‌های خود را در سطح بین‌المللی گسترش داد و به عضویت سازمان جهانی مبارزه با جذام درآمد. او در سال‌های 1368، 1372 و 1376 در سه کنگره‌ی بین‌المللی در ترکیه، هلند و آمریکا حضور یافت و آخرین تجربیات جهانی در زمینه‌ی بیماری جذام را با خود به ارمغان آورد. این تجربیات در خصوص مطالبی چون: پیشگیری قبل از درمان، بازتوانی جسمی و روحی جذامیان جهت بازگشت به جامعه و چگونگی به کارگیری این افراد در جایگاه‌های شغلی با برخورداری از مزایای زندگی مجدد بود. او در سال 1377 درصد شرکت در کنگره‌ی جهانی چین بود که به علت بیماری و کهولت سن، موفق به این کار نگردید. دکتر خرسند که تمام زندگی خود را وقف بیماران جذامی و مبارزه با جذام کرده و ملقب به پدر جذامی‌های قزوین شده بود، در تاریخ نهم اردیبهشت‌ سال 1379 در سن 87 سالگی به دیدار حق شتافت. پیکر این پزشک انسان‌دوست با بدرقه‌ی باشکوه دوستداران، علاقمندان و شهروندان حق‌شناس قزوینی در آرامگاه ابدی واقع در بهشت فاطمه به خاک سپرده شد. مراسم چهلمین روز درگذشت او نیز از طرف شورای شهر برگزار شد و تقدیر شایسته‌ای از زحمات و فداکاری‌های آن مرحوم به عمل آمد. در روی سنگ مزار دکتر خرسند، عنوان «پدر جذامیان قزوین» و اشعاری از دکتر هوشیار و خود دکتر حک شده است. دکتر خرسند علاوه بر پزشکی و مراتب علمی، دستی در سرودن شعر و نواختن تار داشت و دیوان حافظ و قرآن کریم را از حفظ بود. وی نواختن تار را از علی‌اکبر خان شهنازی در تهران آموخته بود و تار او از ساخته‌های شاهرخ (از اساتید مشهورساز سازی ایران) بود.
در یکی از روزها که نگارنده برای دیدارش به مطب رفته بودم، قطعاتی را در ماهور برای اینجانب نواخت و در محیطی صمیمی خاطرات خود را بازگو کرد. این پزشک عالیقدر با هنرهای نقاشی، خطاطی، ورزش‌های شنا، اسکی، تنیس و یوگا آشنایی داشت. منتخبی از سروده‌های او نیز در زمان حیاتش به چاپ رسیده است.
دکتر خرسند که از عاشقان مولاعلی (ع) بود، در طول زندگی خود علاوه بر معالجه و درمان بیماران و درمندان، در بسیاری از کارهای خیریه به طور آشکار و نهان شرکت داشت که از آن جمله می‌توان کمک به آزادسازی زندانیان، کمک هزینه‌ی تحصیلی به دانشجویان و دانش‌آموزان، کمک هزینه‌ی خرید جهیزیه و موارد دیگر اشاره کرد.
مدت کوتاهی پس از درگذشت دکتر خرسند، به پیشنهاد شورای اسلامی شهر قزوین، کوچه‌‌ی محل سکونت دکتر در خیابان خیام به نام خرسند نامگذاری شد. یاد و خاطره‌ی این پزشک انسان‌دوست و نیک‌اندیش همواره در اذهان اهالی باوفا و حق‌شناس قزوین باقی خواهد ماند.
سخن پایانی
شکی نیست که دکتر خرسند به علت اعمال نیک انسانی، رسیدگی به احوال محرومین و دردمندان و انجام باقیات صالحات، اکنون در جوار رحمت الهی است و خداوند متعال با فضل و رحمت خود، اجر و پاداش این پزشک فداکار را خواهد داد، اما این مساله از وظیفه‌ی شهروندان و مسوولین در قبال ادای دین به این مرد بزرگ نمی‌کاهد. بنابراین اگرچه دکتر خرسند، پاداش اعمال نیک خود را از خدا دریافت نموده و خواهد نمود، اما بدیهی است که معرفی ایشان به عنوان الگویی ماندگار، تاثیر مهمی در تربیت نسل‌های آینده و به خصوص پزشکان و دست‌اندرکاران امور درمانی خواهد داشت. بر همین اساس، به روش‌های زیر می‌توان از این شخصیت تقدیر کرد که این اقدام در حقیقت، تقدیر از اعمال نیک و خداپسندانه و تشویقی برای دیگر افراد، جهت انجام این‌گونه امور انسانی است:
ـ1ـ مجلس نکوداشت و تجلیلی برای این چهره‌ی ماندگار عرصه‌ی خدمت به بشریت در یکی از سالن‌های شهر برگزار شود.
ـ2ـ تندیسی به همراه شرح مختصری از زندگی و فعالیت‌های او در یکی از میادین شهر و یا یکی از مراکز درمانی (ترجیحا در بیمارستان قدس که با همت دکتر ساخته شد) نصب شود.
ـ3ـ در تابلوی کوچه‌ی محل سکونت دکتر، فقط کلمه‌ی خرسند نوشته شده است، در حالی که این کلمه به تنهایی نمی‌تواند یادآور دکتر اسماعیل خرسند مشهدی که نماد خدمت به جامعه‌اش بود باشد، امید است که با همت مسوولان نسبت به اصلاح این تابلو، اقدام مقتضی به عمل آید.
تحقق این پیشنهادها با همکاری نهادهایی چون: استانداری، شهرداری، اداره‌ی بهزیستی، علوم پزشکی، شورای شهر و دیگر علاقمندان و دوستداران انسانیت ممکن خواهد بود. امید است که انجام این‌گونه امور باعث تشویق هر چه بیشتر صاحبان همت و فتوت در رسیدگی به اوضاع و احوال دردمندان و محرومین شهرمان شود.


يكشنبه 18 ارديبهشت 1390
07:40:13
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT